نگاهی به وضعیت درمان و خدمات پزشکی در منطقه آزاد اروند
نابسامانی درمان در آبادان
آبادان فقط یک متخصص ریه دارد. این شهر جراح عروق، جراح قفسه سینه و وپزشک فوق تخصص غدد هم ندارد
۲۵ اسفند ۱۴۰۱، ۹:۴۰
آبادان با وجود سازمان منطقه آزاد اروند، با درآمدی هنگفت و داشتن دانشگاه علوم پزشکی هنوز یک مرکز آنژیوگرافی قلب ندارد. یک دستگاه سیتی آنژیو ندارد و بیماران قلبی که اکثراً حرکت و جابهجایی بهمثابه بازی کردن با جانشان است برای انجام این اعمال مجبورند به مراکز درمانی مرکز استان مراجعه کنند. این دور از شأن و منزلت شهر آبادان و شهروندانش است. شهری با پیشینهای صنعتی و مهم.
سالهاست بیشترین مطالبه مردم آبادان در کف شهر خلاصه شده است. آسفالت نامناسب، مشکل فاضلاب شهری، دزدیده شدن درب منهولها و جمع شدن آبهای سطحی در خیابانهای شهر، به هنگام تنها یک بارندگی ساده کوتاهمدت. این قصه پرغصه، سالهای سال است که تکرار میشود و تا به امروز هم این مطالبات به حق مردم به سر منزل مقصود نرسیده است. دیگر صدای مردم شهر و مطالبهگران، خواب در چشم هیچ مسئولی نمیشکند که بالعکس آنها را دارای مصونیت ویژه کرده است در قبال مسئولیتپذیر نبودن.
شهر آبادان، آنقدر در کف معضلات شهری گرفتار آمده که نیازهای مهمتر و انسانیتر مردم این شهر از یاد آنها رفته است. نیازهایی که انگار به محاق فراموشی رفتهاند. از جمله مهمترین آنها میتوان به بحث درمان و خدمات پزشکی اشاره کرد. آن هم در شهری که صاحب دانشگاهی است به نام دانشگاه علوم پزشکی، در منطقهای به نام منطقه آزاد اروند. اما آبادان و منطقه آزاد اروند متاسفانه بعضاً از نبود بدیهیترین امکانات درمان، پزشکی و پزشک متخصص رنج میبرد. برای شهری که یکی از چندین دانشگاههای مهم علوم پزشکی ایران را درون خود جای داده است، روا نیست شهروندانش برای درمان بیماری خود و نزدیکان، مجبور شوند رنج سفر را به تن بخرند و عازم دیگر شهرهای دور و نزدیک نظیر: اهواز، یزد، شیراز، اصفهان یا تهران شوند.
سالهاست که به دلیل هجوم ریزگردها و همچنین آلایندههای صنعتی پالایشگاه و پتروشیمی، ریههای مردم آبادان دچار آسیبهای جدی شده است اما آبادان تنها و تنها یک متخصص ریه دارد. این شهر جراح عروق ندارد. جراح قفسه سینه ندارد
آبادان با وجود ارتقای دانشکده به دانشگاه علوم پزشکی با سابقهای چندین ساله از نداشتن ابتداییترین نیازهای بیمارستانی خود عاجز است و این عجز و ناتوانی به مقولههای مهمتر درمان سرایت کرده است. بهعنوان مثال و به گفته یکی از شاهدان عینی در بخش اورژانس یکی از مهمترین مراکز درمانی شهر، کادر درمان به بهانه بزرگ شدن پروستات بیمار، از گذاشتن یک سوند ساده برای آن بیمار ناتوان بودند و بیماری که یازده روز در بخش بستری بود رنج دیگری را جدای از بیماری خود به دوش میکشید. معضلی که به گفته این شاهد و همراه بیمار در بیمارستان اهواز و پس از اعزام، هرگز دچار آن نبودند. به گفته این همراه پنجرههای سرویس بهداشتی بخش جراحی مردان این بیمارستان، فاقد شیشه بودند و در زمستان باد سرد روی تن نحیف بیماران کشیده میشد و همچنین در هوای سرد زمستان، این سرویس بهداشتی از آب گرم بیبهره بود.
سالهاست که به دلیل هجوم ریزگردها و همچنین آلایندههای صنعتی پالایشگاه و پتروشیمی، ریههای مردم آبادان دچار آسیبهای جدی شده است اما آبادان تنها و تنها یک متخصص ریه دارد. این شهر جراح عروق ندارد. جراح قفسه سینه ندارد. دکتر فوق تخصص غدد ندارد؛ یا اگر داشته باشد متخصصی است که از مرکز استان تنها یک روز در هفته در یکی از بیمارستانهای شهر بیماران را ویزیت میکند. آبادان یک بیمارستان یا بخش مستقل سوانح و سوختگی ندارد و بیماران بسیاری در شرایط اورژانس به دلیل نبود چنین متخصصانی جان خود را از دست دادهاند.کمتر پزشک متخصص و فوق تخصصی حاضر میشود در آبادان خدمت کند و همین امر باعث میشود مدیران و مسئولان دانشگاه علوم پزشکی این شهر دست به عصاتر باشند در مقابل تعداد پزشکان حاضر تحت امر خود و این مسئله پزشک را دارای مصونیت ویژه در آبادان کرده است.
دانشگاه علوم پزشکی آبادان، با کمبود چنین امکاناتی در بخش آموزش، چه تعداد متخصص مجرب را میتواند به جامعه پزشکی ایران و آبادان تحویل دهد؟ این دانشگاه به همراه سازمان پردرآمد منطقه آزاد اروند، باید در راستای خدمترسانی در بخش درمان و پزشکی رویکردی گستردهتر و در شأن نام خود داشته باشد. جان چه تعداد بیمار و شهروند دیگر باید به خطر بیفتد یا به دلیل نبود امکانات پزشکی و متخصصان لازم در این شهر از دست برود؟ چندین بیمار دیگر باید در راه سفر به دیگر شهرها برای درمان، دچار آمبولی یا لختگی خون شوند تا مسؤلان مرتبط در این شهر تکانی به خود دهند و پیگیر رفع مطالبات به حق مردم ساکن در منطقه ی آزاد اروند باشند؟ مردم آبادان تا چه زمان باید مظلوم واقع شوند در رفع نشدن ابتداییترین نیازهای شهری، درمانی و در نهایت مظلوم باشند در از دست رفتن جان شیرینشان؟
ای کاش در طول این سالها، هزینههای هنگفتی که خرج ساخت و ساز ساختمان کاخ گونه سازمان منطقه آزاد اروند و نیز رشد قارچگونه مراکز تجاری بیمصرف این شهر شد صرف تجهیزات پزشکی و درمان میشد تا اینگونه شاید حتی شاهد متروپلی هم نبودیم که در مرکز شهر آوار شود، تعدادی از شهروندان آبادانی را به کام مرگ بکشد و یک شهر را تا سالهای سال سیاهپوش کند.
برچسب ها:
نظر کاربران
نظری برای این پست ثبت نشده است.
مطالب مرتبط
به بهانه برگزاری دادگاه پژمان جمشیدی؛ چرا درک فرد آزاردیده از تجاوز و همراهی با او برای ما مشکل است؟
سمت درست تاریخ
«پیام ما» تأثیر جنگ بر شرایط کارگران خوزستان را بررسی میکند
کارگران خوزستان قربانیان سیاهی جنگ
گفتوگو با «سید فؤاد توحیدی»، پژوهشگر موسیقی نواحی درباره ریشههای جغرافیایی و فرهنگی نغمههای جنوب
نغمههایی که از دریا میآینــــــد
جنگ، لرزه بر پیکره صنایع غذایی انداخت
«محیطزیست از نگاه هنرمندان» منتشر شد
نگاهی به دغدغههای محیطزیستــی از دریچه تصاویر
در گفتوگو با «مهرداد زوارهمحمدی» معمار و پژوهشگر مطرح شد
خیابان؛ عرصه مشترک یا میدان تقابل؟
بنبست آموزش
دراما در زمینِ سوخته
سینمای ایران و لکنت در روایت بحرانهای اقلیمی
شهرکرد؛ از شهر ملی تا قطب جهانی نمد
بازگشت ناتمام به زندگی
وب گردی
- درخواست ایجاد مسیر دوچرخهسواری ۱۰۰ کیلومتری در قم
- چند روز بعد از سمپاشی ساس از بین میرود؟ (راهنمای کامل سمپاشی ساس + قوی ترین سم ساس)
- باغ پرندگان تهران کجاست؟ معرفی، ساعت کاری و آدرس
- مقایسه قیمت ورق شیروانی، سیاه، استیل و گالوانیزه در یک نگاه
- درخواست برقراری دورکاری و تعطیلی پنجشنبه برای کادر غیرعملیاتی (پشتیبانی) درمان سازمان تأمین اجتماعی
- طریقه ی ساخت دستگاه واکس زن برقی
- خرید لوازم یدکی لودر فابریک
- حضور فعال شرکت کرچنر سولار گروپ ایرانیان در نمایشگاه بینالمللی انرژیهای تجدیدپذیر
- جدیدترین تغییرات قیمت ارزهای دیجیتال و تحلیل رفتار بازار جهانی
- موارد استفاده و کاربردهای فلز پلاتین بیشتر
بیشترین نظر کاربران
سینماگران پای کارِ ایران
پربازدیدها
1
رقص سوگوارانه؛ کنشی مقاومتی
2
رقص عزا
3
مبارزه با جستوجوی گنج
4
هوای آلوده با موتورهای منسوخشده و آلاینده خودروهای داخلی
5
گنجِ گمشده زیر چرخ لودرها




دیدگاهتان را بنویسید