آبادان، شهر ورم کرده از رانت‌های مکرر
ایمان مصطفاییایمان مصطفایی چهل روز بعد از سقوط متروپل
متروپل به یکباره و ناگهانی فرو نریخت. این بنای پر هیبت اما توخالی از مدت‌ها قبل آرام آرام مهیا می‌شد تا آوار شود بر سر شهر؛ درست از همان زمان که ترکیب بتن و آهن گلوی خیابان‌های تنگ و باریک مجاورش را می‌فشرد و مدام از زمین ارتفاع می‌گرفت تا صدای هیچ آژیر خطری به […]
آفتاب در حال غروب است و آسمان رنگ ‌‌می‌بازد. چند پرنده در انتهای افق پرواز ‌‌می‌کنند. خورشید ردشان را دنبال ‌‌می‌کند و پایین‌تر ‌‌می‌رود. شرجی نمناکی روی زمین نشسته و غروب سکوت قبرستان را دوچندان ‌‌می‌کند. زیر قبرها شوره بسته و آب مانده و لجن، اطراف قبرستان جاری است. سنگ‌های سیمانی قبرها ترک خورده و […]

ارسال پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.