گفت و گوی نفس گیر «پیام ما» با جوانمرد عضو شورای شهر کرمان پشت پرده شورای شهر

منتشر شده در صفحه گفت و گو | شماره شماره ۴۶۱

گفت و گوی نفس گیر «پیام ما» با جوانمرد عضو شورای شهر کرمان
پشت پرده شورای شهر

بردیا امیرتیموری

اگرچه رئیس شورای شهر کرمان انتخاب شده و ظاهرا جنجال های دو هفته پیش شورای شهر کرمان خوابیده، اما هنوز یک عضو شورای شهر نسبت به جلسه ای که در آن هیات رئیسه شورا انتخاب شد، اعتراض دارد و معتقد است آن جلسه وجاهت قانونی ندارد. جلسه ای که ساعت ۹ صبح روز دوشنبه دو هفته پیش و پس از جلسه جنجالی شب قبلش برگزار شد. شبی که مویدی در شورا غش کرد و جلسه ناتمام ماند. البته جلسه از قبلش به دلیل عدم حضور تعدادی از اعضای شورای شهر کرمان که کمال جوانمرد هم یکی از غایبان بود، از رسمیت افتاده بود. پشت پرده این اتفاقات شورا چه بود؟ نکته جالب این جا بود که  جلسه هفته قبل هم به دلیل عدم حضور تعدادی دیگر از اعضای شورا ناتمام مانده بود. برای اینکه نقاط تاریک و پس پرده ماجرای انتخاب هیات رئیسه شورا روشن شود، در یک ظهر پاییزی میزبان کمال جوانمرد، سخنگوی سابق و عضو فعلی شورا بودیم. عضوی که اگرچه کاندیدای ریاست شورا بود اما به دلیل اینکه معتقد بود جلسه صبح دوشنبه شورا وجاهت قانونی ندارد، از حضور در جلسه انتخاب هیات رئیسه شورا سرباز زده بود و بعد از برگزاری جلسه و انتخاب رئیس به فرماندار کرمان در همین مورد نامه نوشت. در ارتباط با این موضوع و دیگر مسائل این روزهای شورای شهر با کمال جوانمرد به گفتگو نشستیم. گفتگویی که گاه از حالت مصاحبه خارج و به مجادله نزدیک می شد اما از بردباری جوانمرد کاسته نمی شد. ماحصل این مصاحبه سه ساعته و خواندنی را در زیر می خوانید:

خیلی خوشحالیم که دعوت روزنامه «پیام ما» را پذیرفتید. یک راست برویم سر اصل مطلب. یک هفته قبل از جلسه جنجالی شورای شهر کرمان که منجر به بد شدن حال آقای مویدی شد، جلسه شورا به دلیل عدم حضور آقای مشرفی و چندتن دیگر از اعضای شورا به رسمیت نرسید و شما در آن جلسه خیلی به عدم حضور این اعضا اعتراض داشتید و می گفتید کار مردم روی زمین مانده است و از رئیس شورا خواستید از اعضای شورا برای ۴۸ ساعت بعد برای حضور در جلسه دیگری دعوت کند و تا سه بار این ۴۸ ساعت را تمدید کند و اگر این اعضا نیامدند بحث حذفشان مطرح شود. اما در جلسه یک شنبه دو هفته پیش شما علی رغم اینکه در محل ساختمان شورا حاضر بودید، به جلسه نرفتید تا به رسمیت نرسد. آیا این تناقض نیست؟
من هم از شما تشکر می کنم و امیدوارم صحبت هایم بی پرده منتقل شود. ببینید سال قبل دوستان ۳ بار به جلسه آمدند و آبستراکسیون کردند. از ۱۲ شهریور تا ۳۰ شهریور نگذاشتند رئیس انتخاب شود. معنی آبستراکسیون هم این است که اعضا در جلسه حضور پیدا کنند و بعد برای از رسمیت انداختن جلسه، از جلسه خارج شوند. دوستان سال قبل ۳ مرتبه این کار را کردند. شما ببینید تنیجه تمام انتخابات های شورا ۷ به ۸ بود. انتخاب شهردار، رئیس شورا، نایب رئیس و همه و همه با ۷و ۸ رای انتخاب می شدند و ۷ رای هم مخالف بود. رئیس شورا سال اول و دوم هم با ۸ رای انتخاب شد. امسال هم جلسه اول که دوستان نیامدند همینگونه بود.
شما به چه چیز اعتراض دارید؟
طبق مستندات قانونی ابلاغ تشکیل جلسه حداقل باید ۲۴ ساعت قبل به صورت کتبی به اعضای شورا داده شود.
چه کسی این کار را باید انجام دهد؟
رئیس شورا یا نهایتا دبیرخانه. امسال عملا این اتفاق افتاد. جلسه اول را که دوستان نیامدند و ما بودیم. آقای مویدی هم به خانم دیوان بیگی که زن برادر آقای مویدی هم هستند گفتند به جلسه نیاید تا به حد نصاب نرسد.
چرا آقای مویدی به خانم دیوان بیگی گفتند نیایند؟
به دلیل تعاملی که وجود داشت. و گرنه اگر خانم دیوان بیگی می آمدند که جلسه تشکیل می شد.
خیلی ها می گفتند تعامل نبوده و ناهماهنگی بوده.
نه. آقای مشرفی زمانی که دیدند یکی از اعضا رای ها را جمع کرده، به آقای مویدی گفتند ما مثل سال اول می آییم پشت شما که رئیس بشوی و شما جلسه را برگزار نکن. به همین جهت آقای مویدی به خانم دیوان بیگی گفتند به جلسه نیایند.
پس یک رقابت درون گروهی وجود داشت.
نه
خب قرار بود شما رئیس شوید اما آقای مویدی طبق صحبت های شما به دلیل اینکه رئیس شود به خانم دیوان بیگی گفت به جلسه نیاید تا جلسه به رسمیت نرسد.
این هم به نوعی می تواند باشد. اما ما رقابت درون گروهی نداشتیم. آقای مویدی هم به دلیل مریض احوالی گفته بودند امسال کاندیدای ریاست شورا نمی شوند.
اگر رقابت درون گروهی نبود پس چه بود؟
آقای مویدی با آقای ایران منش اختلاف داشتند.
یعنی آقای ایران منش می خواست رئیس شود؟
نه. اما ریاست آقای مویدی را برنمی تابید. بحث اصلی بین ما این بود. البته خیلی جدی هم نبود.
بگذریم. درباره جلسات شورا می گفتید.
بله. خانم دیوان بیگی نیامدند و جلسه تشکیل نشد. علت را من نمی توانم دقیق بگویم. شاید ایشان می توانست بیاید اما نیامد. ما هم خیلی اصرار به برگزاری جلسه نداشتیم .اما شهر به هم ریخته بود. پذیرفتیم و خلاصه جلسه به هفته بعد افتاد. خانم دیوان بیگی رفته بودند مسافرت دیگر. ساعت ۶ هم پرواز داشتند که بیایند برای این جلسه. به همین دلیل جلسه را به ساعت ۲۰.۳۰ انداختیم. اما گفتند خانم دیوان بیگی نرسیده. با توجه به اینکه همیشه نتیجه رای گیری ها در شورا ۷ به ۸ می شد، با این وضعیت رای ما ۷ شده بود و بعد از نماز به این نتیجه رسیدیم که با توجه به اینکه هفته گذشته دوستان نبودند حالا یا نتیجه این می شود که با دوستان تعامل کنیم و یا رای ۷ به ۷ می شود و می رویم به قرعه کشی برای انتخاب رئیس شورا.
شما که معتقد بودید آقای مشرفی و دوستانشان هفته قبل از جلسه جنجالی، آبستراکسیون نکردند. پس چگونه می خواستید تعامل کنید؟
آقای مشرفی و دوستانشان می خواستند تعامل کنند. از طریق آقای گیلانی و آقای مویدی دوستان بدنبال تعامل بودند. به هرحال تعامل یعنی تقسیم هیات رئیسه بین دو گروه. حتی آقای مشرفی ۲ بار به من هم برای تعامل زنگ زد. وقتی خانم دیوان بیگی به جلسه نرسیدند شدیم ۷ به ۷ و اگر به نتیجه نمی رسیدیم آن وقت باید قرعه کشی می کردیم که ریسک بود و زیبنده شورا هم نبود. قرار شد آقای مویدی صحبت کند تا به تعامل با دوستان برسیم. قرار بود آقای مویدی خبر بدهند و اگر تعامل نمی شد ما به جلسه می رفتیم و قرعه کشی می شد. اصلا ما آبستراکسیون نمی خواستیم بکنیم.
شما در جلسه هفته قبلش با نطقی غرا گفتید که کسانی که غایب شدند به مردم بی احترامی کردند.
البته اگر هم گفته باشم خارج از عرف نگفتم. شما هم گفتید حرف های تبلیغاتی زدم.
بله. به هر حال شما که گفتید به خاطر مردم هرچه سریعتر و تا ۴۸ ساعت جلسه برگزار شود چگونه خودتان در جلسه بعدی شرکت نکردید؟ مردم همان مردم هفته قبل بودند خب.
بله. من می گفتم نگذارید جلسه به هفته بعد بیفتد. چون یک هفته عقب می افتاد دیر بود. اما جلسه به هرحال یک هفته عقب افتاد. خلاصه قرار شدُ آقای مویدی خبر بدهند. بعد در جلسه مثل اینکه یکی از خانم ها به آقای مویدی توهین می کنند و جلسه به کلی به هم می خورد.
تعامل و لابی خیلی با این فرق دارد که عده ای بگویند ما تا به تعامل نرسیم نمی آییم.
نه. ما ۷ به ۷ بودیم.
یعنی آبستراکسیون نکردید؟
نه. ما اصلا به جلسه نرفتیم.
به هر حال به نوعی جلسه را از رسمیت انداختید.
نه. ببینید ۲ رویکرد بود. یا اینکه ما تعامل می کردیم و یا می رفتیم قرعه کشی.این ۲ رویکرد ما بود.
پس دیگر نیاز به صحبت مویدی نبود.
ببینید با قرعه کشی اگر انتخاب نمی شد بهتر بود.
اگر تعریف شما را از آبستراکسیون بپذیریم، بهتر نبود به جلسه بروید و بعد از جلسه بیرون بیایید؟
ببینید قاعده بازی می گوید زمانی تعامل کنید که شرایط برابر باشد. پارسال ما با ۸ رای انتخابات را بردیم. اما کمیسیون کلانشهر را ایجاد کردیم و آقای مشرفی رئیس این کمیسیون شدند. جالب اینجاست آقای مشرفی که امسال رئیس شدند این کمیسیون را حذف کردند. امسال کدام یک از کمیسیون ها را به ما دادند؟ پارسال همه آن ها رئیس شدند. منصوری، پنجعلی زاده، مشرفی، خانم معصوم زاده و ایران منش رئیس شدند. امسال کدام یک از ما رئیس کمیسیون شد؟ فقط خانم زاهدی رئیس شدند. ما اگر پارسال دست بالا را داشتیم در عوض تعامل هم داشتیم اما امسال اینگونه نبود.
گفتید خانم دیوان بیگی جلسه اول را در حالی که کرمان بود نیامد. جلسه دوم را هم نرسید. به نظر شما چرا نرسید؟
خب نرسید دیگر.
خب چرا؟ شما کاندیدای ریاست شورا بودید و اگر ایشان می رسید شما با ۸ رای رئیس می شدید.
گمانه زنی نمی کنم. دوستان بین ماها اختلاف انداختند. همان سناریویی را که سال اول جلو بردند، امسال هم به آن عمل کردند.
به نظر شما نقش آقای مویدی در نیامدن خانم دیوان بیگی به جلسه برای بار دوم چه بود؟
نه. خود حاج آقا مویدی ساعت ۴ با هزینه شخصی برای خانم دیوان بیگی بلیط خریدند. نمی دانم چرا خانم دیوان بیگی نیامدند.
بعدا نپرسیدید؟
نه. دیگر برای من مهم نیست.
یک عضو چند جلسه نیاید، اخراج می شود؟
شش جلسه. من نمی توانم بگویم چرا دفعه دوم ایشان نیامدند. چون آقای مویدی مرتب دنبال این بود ایشان بیایند.
دنبال این بودند که بیایند نه اینکه بیایند و به شما رای بدهند.
نه. اینگونه که شما می گویید نیست. رای ها از قبل بسته شده بود.
خب پس چرا شما گفتید آقای مویدی از خانم دیوان بیگی خواستند در جلسه اول نیایند تا جلسه به رسمیت نرسد؟
این ها گمانه است و قطعی نیست.
خب برگردیم به جلسه جنجالی شورا.
به ما خبر رسید که به آقای مویدی توهین شده است. شرایطی پیش آمد که حال حاج آقا بد شد. حالا شما این را هر اسمی که دوست داری بگذار.
برخی می گفتند حال آقای مویدی مصلحتی بد شد.
نه. ایشان ۴ روز در سی سی یو بود.
آخه برخی می گویند تا آقای جعفری و گیلانی به محل جلسه آمدند و امکان داشت جلسه به حد نصاب برسد حال آقای مویدی به هم خورد.
نه. اصلا این را برنمی تابم. آقای مویدی انصافا این کار را نکردند.
شما در آن لحظه پایین بودید؟
نه. من برای انجام کاری بانکی به عابر بانک رفته بودم. برگشتم متوجه شدم این اتفاق افتاده است.
برای جلسه صبح دوشنبه به شما زنگ زدند؟
ببینید موبایل من روشن بود که شما به اشتباه در روزنامه تان نوشتید خاموش بوده. ساعت های ۹ یا ۹.۳۰ بود که آقای صمدانی از دبیرخانه شورا به من زنگ زد و گفت جلسه هست. من گفتم بر اساس قانون ۲ نکته را رعایت نکردید. یکی کتبا باید اعضا را دعوت کنید و یکی اینکه ۲۴ ساعت قبل از جلسه باید ابلاغ کنید. پس این جلسه وجاهت قانونی ندارد. گفتم این جلسه برگزار نشود. ۲ جلسه قبل را کتبا اعلام کرده بودند. ما هیچ جلسه ای را نداشتیم که در فاصله کمتر از ۲۴ ساعت برگزار شود. ۹ شب جلسه ای شروع شده بود و بعد هم به هم خورده بود بدون اینکه تصمیمی جدید اتخاذ شود. به من هم زنگ زدند. من از بردسیر چطور می توانستم خودم را برسانم وقتی ساعت ۹.۳۰ صبح گفتند ساعت ۱۰ جلسه است؟
آقای مشرفی گفتند در بیمارستان حضورا به شما جلسه را گفته اند.
نه. گفتند آقای مویدی را می خواهیم نایب رئیس بگذاریم و فردا قضیه را حل کنیم. من گفتم بکنید. اما زمان جلسه را به من نگفتند.
شما می گویید این جلسه وجاهت قانونی ندارد. پس همه تصمیمات هم با این وضعیت باطل است؟
بله.
نامه ای هم به فرمانداری در این مورد نوشتید. پاسخ به شما چه بود؟
پاسخ مستند و قانونی به من ندادند. بیشتر توجیه کردند که چون رئیس شورا می بایست ۱۲ شهریور انتخاب شود و الان مدت زیادی گذشته پس جلسه مشکلی ندارد. من مستند قانونی دارم. یک صفحه به من توضیح دادند. چون قانع نشدم به شورای استان شکایت کردم که ایرادات من را وارد دانست و به هیات حل اختلاف استان ارجاع شد.
چرا فرمانداری که باید قانون را رعایت کند، از جلسه ای که به زعم شما وجاهت قانونی ندارد دفاع می کند؟
شاید چون نماینده فرماندار در جلسه بوده جانب داری می کنند. من اگر جواب نگیرم شکایتم را تا شورای عالی استان ها و دیوان عدالت اداری هم می برم. ما باید قانون را رعایت کنیم. شورا که منتخب مردم است اگر قانون را رعایت نکند و قانون شکنی کند که باید فاتحه را خواند.
اعضای هیات حل اختلاف کرمان چه کسانی هستند؟
۵ نفر. استاندار، دو نماینده که آقایان حسن پور و غضنفرآبادی هستند، رئیس شورای استان و مدیرکل دادگستری. البته من می خواهم این قضیه در استان حل و فصل شود و به کشور نکشد دیگر.
اگر بی قانونی شده، مدعی العموم مربوط به این موضوع نباید ورود کند؟
چرا اتفاقا باید ورود کند.
شما گفتید می خواهید قضیه را در استان حل و فصل کنید. منظورتان تعامل کردن است؟
نه. منظور من از حل و فصل این نبود که برویم مصالحه کنیم. تا آخرین لحظه خواستار اجرای قانون هستم و کنار نمی روم.
نمونه مشابهی در دیگر شهرها هم داریم؟
بله.
چه نتیجه ای داشته؟
ببینید اگر قانون در یک جامعه نهادینه است نباید ببینند که چه کسی می گوید، باید ببینند چه می گوید. من از طریق رسانه شما اعلام می کنم که آقای مدعی العموم! بند قانونی رعایت نشده است. به من جواب دهید. من باید جوابگوی کسانی باشم که به من رای داده اند. مدعی العموم به من جواب بده لطفا.
اگر قانون اجرا شود چه می شود؟
قصاص قبل از جنایت بکنم؟
نه. چه می شود؟
انتخابات باطل و باید مجددا برگزار شود.
این همه کمیسیون انتخاب شده.
آقایان باید جوابگو باشند دیگر.
شهردار چه؟
نه در این حد. هر تصمیمی که هیات رئیسه گرفته باطل است اما تصمیماتی که ۱۵ عضو شورا گرفتند مشکلی ندارد.
دیگر اعضا هم در این موضع با شما موافق هستند؟
۲ نفر از دوستان تماس گرفتند که پای نامه ای که من فرستادم برای فرمانداری امضا کنند که من گفتم برای خودتان بنویسید. من که دنبال طومار نیستم.
در جلسات شورا شرکت می کنید؟
بله. منافاتی ندارد که شرکت نکنم. چون الان برای شهرداری تصمیم می گیریم.
ادامه در صفحه ۷
ادامه از صفحه ۲
در جلسه ای شرکت می کنید که مدعی هستید رئیس و نایب رئیسش غیرقانونی هستند؟
بله. ۶ جلسه نروم تا سلب عضویت شوم؟
خب به هرحال این حرف شماست که هیات رئیسه غیرقانونی است.
بله اما حضور منافاتی با حرفم ندارد. تصمیمات هیات رئیسه غیرقانونی است. تصمیمات ۱۵ نفره مشکلی ندارند. الان هیات رئیسه با اعمال شاقه است.
یعنی چه با اعمال شاقه؟
یعنی باید خیلی چیزها را پس بدهد. تصمیمات هیات رئیسه وجاهت قانونی ندارد.
از این بحث بگذریم. چرا باید برخی جلسات شورا غیرعلنی برگزار شوند؟مثل جلسه استعفای آقای سیف الهی.
من مخالف برگزاری جلسه غیر علنی هستم.
شما که مخالف هستید چرا یک جلسه ساعت ۶ صبح برگزار شد؟
یعنی اعضای شورا حق ندارند یک صبحانه کاری با هم بخورند؟ من مخالف جلسه غیر علنی هستم مگر اینکه مورد محرمانه ای باشد.
مگر شورا مورد محرمانه ای هم دارد؟
گفتم مگر.
استعفای آقای سیف الهی از شهرداری محرمانه بود؟
خیر. همه چیزش را هم می توانم بگویم.
جلسه استعفای دوم هم غیرعلنی بود.
این را از دوستان هیات رئیسه بپرسید. من مخالف جلسه غیرعلنی هستم. مگر موضوعی سری باشد.
مگر شورا نهادی امنیتی است؟
می تواند مباحث امنیتی داشته باشد.
در جلسه استعفای اول آقای سیف الهی چه گذشت؟
ببینید آقای سیف الهی آمد که برود.دفعه اول آقای سیف الهی ۸ رای آورد. یکی از ۷ مخالف آقای سیف الهی من بودم. چون با توجه به حواشی که برای ایشان سر جریان معاونش در دوره شورای سوم پیش آمده بود من معتقد بودم ایشان دیگر قدرت ریسک ندارد. آقای سیف الهی مدیر کاردانی است. اما قدرت ریسک نداشت چون مارگزیده است. چون بواسطه تیم کاری اش مار گزیده شده بود. خیلی ها معتقد بودند ایشان می آید که برود و شورا تنها می ماند. این را من پیش بینی کرده بودم. مخالف هم بودم اما وقتی رای آورد همه حمایت کردیم.
مخالف که بودید گزینه خاصی هم برای شهرداری داشتید؟
بله.
خب بعد چه شد که نپذیرفتید استعفای سیف الهی را؟
برخی می گویند سیف الهی به این دلیل رفت که شورا از وی حمایت نکرد در حالی که شورای شهر همیشه حامی ایشان بود. ایشان خودش می خواست برود.
قرار بود برود یا این موضوع که می آید که برود پیش بینی شما بود؟
نه این پیش بینی من بود. من با آقای سیف الهی دوست هستم. حتی ایشان من را دعوت کرد که کاندیدای شورای شهر شوم. به من کمک کرد حتی.
چه کمکی؟
در ستاد من فرزندان ایشان به من کمک کردند. تکیه گاه رفاقتی ما آقای سیف الهی است.
خب در آن جلسه چه گذشت؟
در بازه زمانی که برای انتخابات مجلس باید استعفا می دادند، آقای سیف الهی استعفا داد. ایشان که آمدند تئوری ما قوی تر شد که جای بهتری گیر آورده اند می خواهند بروند. ما مخالفت کردیم. دلایل را پرسیدیم. دلیل غیرعلنی بودن جلسه هم این بود که سیف الهی راحت تر حرف بزند. ایشان گفت کار زیاد است و خسته شدم. آقای مشرفی گفت این که نشد دلیل محکمه پسند. خلاصه ما نپذیرفتیم و ایشان شهردار ماند.
اصرار نکرد برود؟
نه. گفتند می مانم. من گفتم می مانی؟ گفت بله. گفتم پس استعفایت را پس بگیر. گفت نه. شورا با استعفایم مخالفت کند. من هم گفتم کارهای شما پوست پیازی است. لایه لایه است.
چرا؟
ایشان می خواست رای ۸ تایی خود را بالا ببرد و موفق هم شد. رای ۸ تایی سیف الهی شد ۱۳ رای از ۱۳ نفر حاضر در جلسه.
خب این چه مزایایی داشت؟
الان دارید می بینید. جایگاه ایشان مشخص است.
مثل اینکه قسم هم داده بودید آقای سیف الهی را که می ماند یا نه.
ما یک تعهد اخلاقی از ایشان گرفتیم. من گفتم اخلاقا شما تا پایان دوره می مانید گفتند بله. من سیف الهی را قسم امام حسین دادم که بماند. گفتم شما که برای عتبات عالیات کار می کنی تو را به امام حسین می مانی گفت بله. آقای گیلانی هم گفت قول می دهید مرد مردانه تا پایان دوره بمانید که قبول کردند. اما متاسفانه آقای سیف الهی خلف وعده کرد. ایشان آمده بود که برود.
بعد چه؟
گذشت. من بعدا از آقای بابایی پرسیدم که آقای سیف الهی سرکار آمده اند. گفت بله. گفتم شنیده ام می خواهند باز استعفا بدهند که آقای بابایی گفتند نه. اما آخر همان هفته استعفا دادند. مثل اینکه قبلا با آقایان مشرفی و مویدی صحبت کرده بود و گفته بود می خواهد به استانداری برود. شورا اینجا در یک عمل انجام شده قرار گرفت چرا که ما می خواستیم با مدیریت استان تعامل داشته باشیم.
شما قبلا سخنگوی شورا بودید. حتما مصاحبه روزنامه «پیام ما» را با آقای زنگی آبادی خوانده اید. ایشان می گفت تفاهمنامه ای با امضای استاندار، معاون عمرانی وقت، شهردار وقت و برخی از اعضای شورا تنظیم شده و قرار شده ایشان محور کوثر تا فرودگاه را انجام دهد. اما بعد شورای شهر گفته که چرا کار را شروع کردی. عین کلام ایشان این بود که می گفتند شورا اگر به فکر مردم بود می گذاشت کار تمام شود بعد گیر می داد. چرا که می خواست بدون اینکه پول بگیرد کار را انجام دهد وبعد پول بگیرد اما شورا جلوی کار را گرفت.
ببینید قانون می گوید تمام تصمیمات شورا در محل شورا و با تشریفات باید انجام شود. ما به آقای زنگی آبادی به عنوان پیمانکار احترام می گذاریم. ایشان برای کرمان فرصتی هستند. در خور ایشان است که فرش قرمز برایشان پهن شود.ما که نمی خواهیم با ایشان دوئل کنیم. اگر ایشان مصوبه ای از شورا دارد بیاورد.
مگر استاندار و شهردار موافقت نکرده بودند؟
پس شورا کجاست؟ اگر مصوبه ای هست به شورا بیاورند. این خیانت است اگر کسی بخواهد کار کند اما شورا سنگ اندازی کند.ایشان به شورای شهر بیایند و بگویند کدام مصوبه را ما اجازه ندادیم اجرا شود.
خب مقصر این وسط چه کسی هست؟ آقای زنگی آبادی که پیمانکار است و گفته اند کار کن و کار کرده امضای مسئولان استان هم پای آن تفاهمنامه بوده.
امضای همه برای ما حجت است. به هر حال قاعده ای هم هست. این همان نقطه کور ماجراست که چه اتفاقی افتاده است. کجای کار می لنگد. ما از ایشان دعوت می کنیم که به شورا بیاید که ببینیم این نقطه کور کجاست.
آیا شورای شهر جلوی ایشان را در آن جلسه ای که آقای زنگی آبادی می گوید گفته اند تو چه کسی هستی، گرفت؟
من اطلاعی ندارم.
در آن جلسه نبودید؟
احتمالا نه. فقط یادم هست که یک کاری انجام شده بود و آقای سیف الهی می خواستند مجوز پرداخت ۷ میلیارد پول را از شورا بگیرند که مخالفت کردیم.
خب چه کسی این وسط با مردم صادق نبوده است؟ چه کسی از آقای زنگی آبادی رزومه خواسته و چه کسی در شورا جلوی کار ایشان را گرفته است؟
من این را تکذیب می کنم.
آیا شورا با زنگی آبادی جلسه داشت؟
من یادم نمی آید. شاید در کمیسیونی بوده. من نه در کمیسیون شهرسازی و نه در صحن علنی شورا ایشان را ندیدم.
شهرداری کم کاری کرده است؟
من هنوز کامل تحقیق نکرده ام.
به هر حال شما عضو شورا هستید.
من فقط همان ماجرای مجوز پرداخت را یادم می آید.
الان محور کوثر مدت هاست که مانده. پل سیدی هم همینطور.
هر چیزی که یک قدم شهر را به آبادانی نزدیک کند ما کمک می کنیم.
اما مردم خروجی را می بینند که این پروژه ها نیمه تمام مانده است.
من گفتم هرچیزی که در چارچوب قانون باشد کمک می کنیم.
قانون باید همه جا باشد نه اینکه فقط از قانون به نفع خودمان استفاده کنیم.
نه. شورا هیچ گاه قوانین را تفسیر به رای نمی کند.
در مورد دیگر صحبت های آقای زنگی آبادی چه نظری دارید.
ببینید آقای زنگی آبادی از دیوار شرافت شورای شهر بالا رفته است.
اگر این طور است چرا شورا شکایت نمی کند؟
ایشان برای شورا دیگر آبرویی نگذاشته. من از ایشان خواهش می کنم اگر سندی دارد ماجرا را رسانه ای کند. ایشان پارسال به من پیامک هایی را نشان دادند و من گفتم این ها محکمه پسند نیست.
من برای اعضای شورا احترام زیادی قائلم. اما در شرایط دیگر خب یقه سفید ها هیچوقت از خود ردپا نمی گذارند.
آیا کسی که پول می داده مثل شما فکر می کرده که ردپایی از خود برجای نگذارد؟
یعنی چه؟
ببینید ایشان پارسال به من گفت فلانی این مقدار پول از من خواسته و من نتوانستم بدهم. من نپذیرفتم. گفتم بحث شما محکمه پسند نیست. باید اثبات کنید. ایشان اثبات نکرد. بعد از یک سال هم مجددا همین حرف ها را زد. این جا من به حرف هایش شک می کنم.
خب اگر ایشان می خواست وارد این قضایا شود که کارش تعطیل می شد.
نه. ایشان باید اثبات می کرد.
نهادهای امنیتی باید به این قضایا ورود کنند.
قطعا. من سوال می کنم که آیا ایشان از نام شورا سواستفاده نکرده؟ ایشان از دیوار شرافت شورا بالا رفته و باید اثبات کند.
خب مقامات استان باید رسیدگی کنند.
کتبا به من رونوشت بدهند من پیگیری می کنم. ایشان مدعی است مستنداتی دارد. اگر مستنداتی وجود دارد چرا پیگیری نمی کند؟ چرا نمی گوید چه کسی از ایشان پول گرفته؟ چرا به رئیس شورا آن فرد را معرفی نمی کند؟ اینجا ایشان از نام پاک شورا سواستفاده کرده است. انگار هر جایی که نتواند مجوز بگیرد، از این موضوع سواستفاده می کند. ایشان این موضوع را مستمسکی قرار داده و از آن استفاده می کند. من از ایشان سوال می کنم چرا پیگیری نمی کنی؟ چرا اسم نمی بری؟
سوال آخر الان رئیس کمیسیون عمران و شهرسازی شورا چه کسی است؟
آقای یاسین پنجعلی زاده.

خیلی خوشحالیم که دعوت روزنامه «پیام ما» را پذیرفتید. یک راست برویم سر اصل مطلب. یک هفته قبل از جلسه جنجالی شورای شهر کرمان که منجر به بد شدن حال آقای مویدی شد، جلسه شورا به دلیل عدم حضور آقای مشرفی و چندتن دیگر از اعضای شورا به رسمیت نرسید و شما در آن جلسه خیلی به عدم حضور این اعضا اعتراض داشتید و می گفتید کار مردم روی زمین مانده است و از رئیس شورا خواستید از اعضای شورا برای ۴۸ ساعت بعد برای حضور در جلسه دیگری دعوت کند و تا سه بار این ۴۸ ساعت را تمدید کند و اگر این اعضا نیامدند بحث حذفشان مطرح شود. اما در جلسه یک شنبه دو هفته پیش شما علی رغم اینکه در محل ساختمان شورا حاضر بودید، به جلسه نرفتید تا به رسمیت نرسد. آیا این تناقض نیست؟
من هم از شما تشکر می کنم و امیدوارم صحبت هایم بی پرده منتقل شود. ببینید سال قبل دوستان ۳ بار به جلسه آمدند و آبستراکسیون کردند. از ۱۲ شهریور تا ۳۰ شهریور نگذاشتند رئیس انتخاب شود. معنی آبستراکسیون هم این است که اعضا در جلسه حضور پیدا کنند و بعد برای از رسمیت انداختن جلسه، از جلسه خارج شوند. دوستان سال قبل ۳ مرتبه این کار را کردند. شما ببینید تنیجه تمام انتخابات های شورا ۷ به ۸ بود. انتخاب شهردار، رئیس شورا، نایب رئیس و همه و همه با ۷و ۸ رای انتخاب می شدند و ۷ رای هم مخالف بود. رئیس شورا سال اول و دوم هم با ۸ رای انتخاب شد. امسال هم جلسه اول که دوستان نیامدند همینگونه بود.
شما به چه چیز اعتراض دارید؟
طبق مستندات قانونی ابلاغ تشکیل جلسه حداقل باید ۲۴ ساعت قبل به صورت کتبی به اعضای شورا داده شود.
چه کسی این کار را باید انجام دهد؟
رئیس شورا یا نهایتا دبیرخانه. امسال عملا این اتفاق افتاد. جلسه اول را که دوستان نیامدند و ما بودیم. آقای مویدی هم به خانم دیوان بیگی که زن برادر آقای مویدی هم هستند گفتند به جلسه نیاید تا به حد نصاب نرسد.
چرا آقای مویدی به خانم دیوان بیگی گفتند نیایند؟
به دلیل تعاملی که وجود داشت. و گرنه اگر خانم دیوان بیگی می آمدند که جلسه تشکیل می شد.
خیلی ها می گفتند تعامل نبوده و ناهماهنگی بوده.
نه. آقای مشرفی زمانی که دیدند یکی از اعضا رای ها را جمع کرده، به آقای مویدی گفتند ما مثل سال اول می آییم پشت شما که رئیس بشوی و شما جلسه را برگزار نکن. به همین جهت آقای مویدی به خانم دیوان بیگی گفتند به جلسه نیایند.
پس یک رقابت درون گروهی وجود داشت.
نه
خب قرار بود شما رئیس شوید اما آقای مویدی طبق صحبت های شما به دلیل اینکه رئیس شود به خانم دیوان بیگی گفت به جلسه نیاید تا جلسه به رسمیت نرسد.
این هم به نوعی می تواند باشد. اما ما رقابت درون گروهی نداشتیم. آقای مویدی هم به دلیل مریض احوالی گفته بودند امسال کاندیدای ریاست شورا نمی شوند.
اگر رقابت درون گروهی نبود پس چه بود؟
آقای مویدی با آقای ایران منش اختلاف داشتند.
یعنی آقای ایران منش می خواست رئیس شود؟
نه. اما ریاست آقای مویدی را برنمی تابید. بحث اصلی بین ما این بود. البته خیلی جدی هم نبود.
بگذریم. درباره جلسات شورا می گفتید.
بله. خانم دیوان بیگی نیامدند و جلسه تشکیل نشد. علت را من نمی توانم دقیق بگویم. شاید ایشان می توانست بیاید اما نیامد. ما هم خیلی اصرار به برگزاری جلسه نداشتیم .اما شهر به هم ریخته بود. پذیرفتیم و خلاصه جلسه به هفته بعد افتاد. خانم دیوان بیگی رفته بودند مسافرت دیگر. ساعت ۶ هم پرواز داشتند که بیایند برای این جلسه. به همین دلیل جلسه را به ساعت ۲۰.۳۰ انداختیم. اما گفتند خانم دیوان بیگی نرسیده. با توجه به اینکه همیشه نتیجه رای گیری ها در شورا ۷ به ۸ می شد، با این وضعیت رای ما ۷ شده بود و بعد از نماز به این نتیجه رسیدیم که با توجه به اینکه هفته گذشته دوستان نبودند حالا یا نتیجه این می شود که با دوستان تعامل کنیم و یا رای ۷ به ۷ می شود و می رویم به قرعه کشی برای انتخاب رئیس شورا.
شما که معتقد بودید آقای مشرفی و دوستانشان هفته قبل از جلسه جنجالی، آبستراکسیون نکردند. پس چگونه می خواستید تعامل کنید؟
آقای مشرفی و دوستانشان می خواستند تعامل کنند. از طریق آقای گیلانی و آقای مویدی دوستان بدنبال تعامل بودند. به هرحال تعامل یعنی تقسیم هیات رئیسه بین دو گروه. حتی آقای مشرفی ۲ بار به من هم برای تعامل زنگ زد. وقتی خانم دیوان بیگی به جلسه نرسیدند شدیم ۷ به ۷ و اگر به نتیجه نمی رسیدیم آن وقت باید قرعه کشی می کردیم که ریسک بود و زیبنده شورا هم نبود. قرار شد آقای مویدی صحبت کند تا به تعامل با دوستان برسیم. قرار بود آقای مویدی خبر بدهند و اگر تعامل نمی شد ما به جلسه می رفتیم و قرعه کشی می شد. اصلا ما آبستراکسیون نمی خواستیم بکنیم.
شما در جلسه هفته قبلش با نطقی غرا گفتید که کسانی که غایب شدند به مردم بی احترامی کردند.
البته اگر هم گفته باشم خارج از عرف نگفتم. شما هم گفتید حرف های تبلیغاتی زدم.
بله. به هر حال شما که گفتید به خاطر مردم هرچه سریعتر و تا ۴۸ ساعت جلسه برگزار شود چگونه خودتان در جلسه بعدی شرکت نکردید؟ مردم همان مردم هفته قبل بودند خب.
بله. من می گفتم نگذارید جلسه به هفته بعد بیفتد. چون یک هفته عقب می افتاد دیر بود. اما جلسه به هرحال یک هفته عقب افتاد. خلاصه قرار شدُ آقای مویدی خبر بدهند. بعد در جلسه مثل اینکه یکی از خانم ها به آقای مویدی توهین می کنند و جلسه به کلی به هم می خورد.
تعامل و لابی خیلی با این فرق دارد که عده ای بگویند ما تا به تعامل نرسیم نمی آییم.
نه. ما ۷ به ۷ بودیم.
یعنی آبستراکسیون نکردید؟
نه. ما اصلا به جلسه نرفتیم.
به هر حال به نوعی جلسه را از رسمیت انداختید.
نه. ببینید ۲ رویکرد بود. یا اینکه ما تعامل می کردیم و یا می رفتیم قرعه کشی.این ۲ رویکرد ما بود.
پس دیگر نیاز به صحبت مویدی نبود.
ببینید با قرعه کشی اگر انتخاب نمی شد بهتر بود.
اگر تعریف شما را از آبستراکسیون بپذیریم، بهتر نبود به جلسه بروید و بعد از جلسه بیرون بیایید؟
ببینید قاعده بازی می گوید زمانی تعامل کنید که شرایط برابر باشد. پارسال ما با ۸ رای انتخابات را بردیم. اما کمیسیون کلانشهر را ایجاد کردیم و آقای مشرفی رئیس این کمیسیون شدند. جالب اینجاست آقای مشرفی که امسال رئیس شدند این کمیسیون را حذف کردند. امسال کدام یک از کمیسیون ها را به ما دادند؟ پارسال همه آن ها رئیس شدند. منصوری، پنجعلی زاده، مشرفی، خانم معصوم زاده و ایران منش رئیس شدند. امسال کدام یک از ما رئیس کمیسیون شد؟ فقط خانم زاهدی رئیس شدند. ما اگر پارسال دست بالا را داشتیم در عوض تعامل هم داشتیم اما امسال اینگونه نبود.
گفتید خانم دیوان بیگی جلسه اول را در حالی که کرمان بود نیامد. جلسه دوم را هم نرسید. به نظر شما چرا نرسید؟
خب نرسید دیگر.
خب چرا؟ شما کاندیدای ریاست شورا بودید و اگر ایشان می رسید شما با ۸ رای رئیس می شدید.
گمانه زنی نمی کنم. دوستان بین ماها اختلاف انداختند. همان سناریویی را که سال اول جلو بردند، امسال هم به آن عمل کردند.
به نظر شما نقش آقای مویدی در نیامدن خانم دیوان بیگی به جلسه برای بار دوم چه بود؟
نه. خود حاج آقا مویدی ساعت ۴ با هزینه شخصی برای خانم دیوان بیگی بلیط خریدند. نمی دانم چرا خانم دیوان بیگی نیامدند.
بعدا نپرسیدید؟
نه. دیگر برای من مهم نیست.
یک عضو چند جلسه نیاید، اخراج می شود؟
شش جلسه. من نمی توانم بگویم چرا دفعه دوم ایشان نیامدند. چون آقای مویدی مرتب دنبال این بود ایشان بیایند.
دنبال این بودند که بیایند نه اینکه بیایند و به شما رای بدهند.
نه. اینگونه که شما می گویید نیست. رای ها از قبل بسته شده بود.
خب پس چرا شما گفتید آقای مویدی از خانم دیوان بیگی خواستند در جلسه اول نیایند تا جلسه به رسمیت نرسد؟
این ها گمانه است و قطعی نیست.
خب برگردیم به جلسه جنجالی شورا.
به ما خبر رسید که به آقای مویدی توهین شده است. شرایطی پیش آمد که حال حاج آقا بد شد. حالا شما این را هر اسمی که دوست داری بگذار.
برخی می گفتند حال آقای مویدی مصلحتی بد شد.
نه. ایشان ۴ روز در سی سی یو بود.
آخه برخی می گویند تا آقای جعفری و گیلانی به محل جلسه آمدند و امکان داشت جلسه به حد نصاب برسد حال آقای مویدی به هم خورد.
نه. اصلا این را برنمی تابم. آقای مویدی انصافا این کار را نکردند.
شما در آن لحظه پایین بودید؟
نه. من برای انجام کاری بانکی به عابر بانک رفته بودم. برگشتم متوجه شدم این اتفاق افتاده است.
برای جلسه صبح دوشنبه به شما زنگ زدند؟
ببینید موبایل من روشن بود که شما به اشتباه در روزنامه تان نوشتید خاموش بوده. ساعت های ۹ یا ۹.۳۰ بود که آقای صمدانی از دبیرخانه شورا به من زنگ زد و گفت جلسه هست. من گفتم بر اساس قانون ۲ نکته را رعایت نکردید. یکی کتبا باید اعضا را دعوت کنید و یکی اینکه ۲۴ ساعت قبل از جلسه باید ابلاغ کنید. پس این جلسه وجاهت قانونی ندارد. گفتم این جلسه برگزار نشود. ۲ جلسه قبل را کتبا اعلام کرده بودند. ما هیچ جلسه ای را نداشتیم که در فاصله کمتر از ۲۴ ساعت برگزار شود. ۹ شب جلسه ای شروع شده بود و بعد هم به هم خورده بود بدون اینکه تصمیمی جدید اتخاذ شود. به من هم زنگ زدند. من از بردسیر چطور می توانستم خودم را برسانم وقتی ساعت ۹.۳۰ صبح گفتند ساعت ۱۰ جلسه است؟
آقای مشرفی گفتند در بیمارستان حضورا به شما جلسه را گفته اند.
نه. گفتند آقای مویدی را می خواهیم نایب رئیس بگذاریم و فردا قضیه را حل کنیم. من گفتم بکنید. اما زمان جلسه را به من نگفتند.
شما می گویید این جلسه وجاهت قانونی ندارد. پس همه تصمیمات هم با این وضعیت باطل است؟
بله.
نامه ای هم به فرمانداری در این مورد نوشتید. پاسخ به شما چه بود؟
پاسخ مستند و قانونی به من ندادند. بیشتر توجیه کردند که چون رئیس شورا می بایست ۱۲ شهریور انتخاب شود و الان مدت زیادی گذشته پس جلسه مشکلی ندارد. من مستند قانونی دارم. یک صفحه به من توضیح دادند. چون قانع نشدم به شورای استان شکایت کردم که ایرادات من را وارد دانست و به هیات حل اختلاف استان ارجاع شد.
چرا فرمانداری که باید قانون را رعایت کند، از جلسه ای که به زعم شما وجاهت قانونی ندارد دفاع می کند؟
شاید چون نماینده فرماندار در جلسه بوده جانب داری می کنند. من اگر جواب نگیرم شکایتم را تا شورای عالی استان ها و دیوان عدالت اداری هم می برم. ما باید قانون را رعایت کنیم. شورا که منتخب مردم است اگر قانون را رعایت نکند و قانون شکنی کند که باید فاتحه را خواند.
اعضای هیات حل اختلاف کرمان چه کسانی هستند؟
۵ نفر. استاندار، دو نماینده که آقایان حسن پور و غضنفرآبادی هستند، رئیس شورای استان و مدیرکل دادگستری. البته من می خواهم این قضیه در استان حل و فصل شود و به کشور نکشد دیگر.
اگر بی قانونی شده، مدعی العموم مربوط به این موضوع نباید ورود کند؟
چرا اتفاقا باید ورود کند.
شما گفتید می خواهید قضیه را در استان حل و فصل کنید. منظورتان تعامل کردن است؟
نه. منظور من از حل و فصل این نبود که برویم مصالحه کنیم. تا آخرین لحظه خواستار اجرای قانون هستم و کنار نمی روم.
نمونه مشابهی در دیگر شهرها هم داریم؟
بله.
چه نتیجه ای داشته؟
ببینید اگر قانون در یک جامعه نهادینه است نباید ببینند که چه کسی می گوید، باید ببینند چه می گوید. من از طریق رسانه شما اعلام می کنم که آقای مدعی العموم! بند قانونی رعایت نشده است. به من جواب دهید. من باید جوابگوی کسانی باشم که به من رای داده اند. مدعی العموم به من جواب بده لطفا.
اگر قانون اجرا شود چه می شود؟
قصاص قبل از جنایت بکنم؟
نه. چه می شود؟
انتخابات باطل و باید مجددا برگزار شود.
این همه کمیسیون انتخاب شده.
آقایان باید جوابگو باشند دیگر.
شهردار چه؟
نه در این حد. هر تصمیمی که هیات رئیسه گرفته باطل است اما تصمیماتی که ۱۵ عضو شورا گرفتند مشکلی ندارد.
دیگر اعضا هم در این موضع با شما موافق هستند؟
۲ نفر از دوستان تماس گرفتند که پای نامه ای که من فرستادم برای فرمانداری امضا کنند که من گفتم برای خودتان بنویسید. من که دنبال طومار نیستم.
در جلسات شورا شرکت می کنید؟
بله. منافاتی ندارد که شرکت نکنم. چون الان برای شهرداری تصمیم می گیریم.
ادامه در صفحه ۷
ادامه از صفحه ۲
در جلسه ای شرکت می کنید که مدعی هستید رئیس و نایب رئیسش غیرقانونی هستند؟
بله. ۶ جلسه نروم تا سلب عضویت شوم؟
خب به هرحال این حرف شماست که هیات رئیسه غیرقانونی است.
بله اما حضور منافاتی با حرفم ندارد. تصمیمات هیات رئیسه غیرقانونی است. تصمیمات ۱۵ نفره مشکلی ندارند. الان هیات رئیسه با اعمال شاقه است.
یعنی چه با اعمال شاقه؟
یعنی باید خیلی چیزها را پس بدهد. تصمیمات هیات رئیسه وجاهت قانونی ندارد.
از این بحث بگذریم. چرا باید برخی جلسات شورا غیرعلنی برگزار شوند؟مثل جلسه استعفای آقای سیف الهی.
من مخالف برگزاری جلسه غیر علنی هستم.
شما که مخالف هستید چرا یک جلسه ساعت ۶ صبح برگزار شد؟
یعنی اعضای شورا حق ندارند یک صبحانه کاری با هم بخورند؟ من مخالف جلسه غیر علنی هستم مگر اینکه مورد محرمانه ای باشد.
مگر شورا مورد محرمانه ای هم دارد؟
گفتم مگر.
استعفای آقای سیف الهی از شهرداری محرمانه بود؟
خیر. همه چیزش را هم می توانم بگویم.
جلسه استعفای دوم هم غیرعلنی بود.
این را از دوستان هیات رئیسه بپرسید. من مخالف جلسه غیرعلنی هستم. مگر موضوعی سری باشد.
مگر شورا نهادی امنیتی است؟
می تواند مباحث امنیتی داشته باشد.
در جلسه استعفای اول آقای سیف الهی چه گذشت؟
ببینید آقای سیف الهی آمد که برود.دفعه اول آقای سیف الهی ۸ رای آورد. یکی از ۷ مخالف آقای سیف الهی من بودم. چون با توجه به حواشی که برای ایشان سر جریان معاونش در دوره شورای سوم پیش آمده بود من معتقد بودم ایشان دیگر قدرت ریسک ندارد. آقای سیف الهی مدیر کاردانی است. اما قدرت ریسک نداشت چون مارگزیده است. چون بواسطه تیم کاری اش مار گزیده شده بود. خیلی ها معتقد بودند ایشان می آید که برود و شورا تنها می ماند. این را من پیش بینی کرده بودم. مخالف هم بودم اما وقتی رای آورد همه حمایت کردیم.
مخالف که بودید گزینه خاصی هم برای شهرداری داشتید؟
بله.
خب بعد چه شد که نپذیرفتید استعفای سیف الهی را؟
برخی می گویند سیف الهی به این دلیل رفت که شورا از وی حمایت نکرد در حالی که شورای شهر همیشه حامی ایشان بود. ایشان خودش می خواست برود.
قرار بود برود یا این موضوع که می آید که برود پیش بینی شما بود؟
نه این پیش بینی من بود. من با آقای سیف الهی دوست هستم. حتی ایشان من را دعوت کرد که کاندیدای شورای شهر شوم. به من کمک کرد حتی.
چه کمکی؟
در ستاد من فرزندان ایشان به من کمک کردند. تکیه گاه رفاقتی ما آقای سیف الهی است.
خب در آن جلسه چه گذشت؟
در بازه زمانی که برای انتخابات مجلس باید استعفا می دادند، آقای سیف الهی استعفا داد. ایشان که آمدند تئوری ما قوی تر شد که جای بهتری گیر آورده اند می خواهند بروند. ما مخالفت کردیم. دلایل را پرسیدیم. دلیل غیرعلنی بودن جلسه هم این بود که سیف الهی راحت تر حرف بزند. ایشان گفت کار زیاد است و خسته شدم. آقای مشرفی گفت این که نشد دلیل محکمه پسند. خلاصه ما نپذیرفتیم و ایشان شهردار ماند.
اصرار نکرد برود؟
نه. گفتند می مانم. من گفتم می مانی؟ گفت بله. گفتم پس استعفایت را پس بگیر. گفت نه. شورا با استعفایم مخالفت کند. من هم گفتم کارهای شما پوست پیازی است. لایه لایه است.
چرا؟
ایشان می خواست رای ۸ تایی خود را بالا ببرد و موفق هم شد. رای ۸ تایی سیف الهی شد ۱۳ رای از ۱۳ نفر حاضر در جلسه.
خب این چه مزایایی داشت؟
الان دارید می بینید. جایگاه ایشان مشخص است.
مثل اینکه قسم هم داده بودید آقای سیف الهی را که می ماند یا نه.
ما یک تعهد اخلاقی از ایشان گرفتیم. من گفتم اخلاقا شما تا پایان دوره می مانید گفتند بله. من سیف الهی را قسم امام حسین دادم که بماند. گفتم شما که برای عتبات عالیات کار می کنی تو را به امام حسین می مانی گفت بله. آقای گیلانی هم گفت قول می دهید مرد مردانه تا پایان دوره بمانید که قبول کردند. اما متاسفانه آقای سیف الهی خلف وعده کرد. ایشان آمده بود که برود.
بعد چه؟
گذشت. من بعدا از آقای بابایی پرسیدم که آقای سیف الهی سرکار آمده اند. گفت بله. گفتم شنیده ام می خواهند باز استعفا بدهند که آقای بابایی گفتند نه. اما آخر همان هفته استعفا دادند. مثل اینکه قبلا با آقایان مشرفی و مویدی صحبت کرده بود و گفته بود می خواهد به استانداری برود. شورا اینجا در یک عمل انجام شده قرار گرفت چرا که ما می خواستیم با مدیریت استان تعامل داشته باشیم.
شما قبلا سخنگوی شورا بودید. حتما مصاحبه روزنامه «پیام ما» را با آقای زنگی آبادی خوانده اید. ایشان می گفت تفاهمنامه ای با امضای استاندار، معاون عمرانی وقت، شهردار وقت و برخی از اعضای شورا تنظیم شده و قرار شده ایشان محور کوثر تا فرودگاه را انجام دهد. اما بعد شورای شهر گفته که چرا کار را شروع کردی. عین کلام ایشان این بود که می گفتند شورا اگر به فکر مردم بود می گذاشت کار تمام شود بعد گیر می داد. چرا که می خواست بدون اینکه پول بگیرد کار را انجام دهد وبعد پول بگیرد اما شورا جلوی کار را گرفت.
ببینید قانون می گوید تمام تصمیمات شورا در محل شورا و با تشریفات باید انجام شود. ما به آقای زنگی آبادی به عنوان پیمانکار احترام می گذاریم. ایشان برای کرمان فرصتی هستند. در خور ایشان است که فرش قرمز برایشان پهن شود.ما که نمی خواهیم با ایشان دوئل کنیم. اگر ایشان مصوبه ای از شورا دارد بیاورد.
مگر استاندار و شهردار موافقت نکرده بودند؟
پس شورا کجاست؟ اگر مصوبه ای هست به شورا بیاورند. این خیانت است اگر کسی بخواهد کار کند اما شورا سنگ اندازی کند.ایشان به شورای شهر بیایند و بگویند کدام مصوبه را ما اجازه ندادیم اجرا شود.
خب مقصر این وسط چه کسی هست؟ آقای زنگی آبادی که پیمانکار است و گفته اند کار کن و کار کرده امضای مسئولان استان هم پای آن تفاهمنامه بوده.
امضای همه برای ما حجت است. به هر حال قاعده ای هم هست. این همان نقطه کور ماجراست که چه اتفاقی افتاده است. کجای کار می لنگد. ما از ایشان دعوت می کنیم که به شورا بیاید که ببینیم این نقطه کور کجاست.
آیا شورای شهر جلوی ایشان را در آن جلسه ای که آقای زنگی آبادی می گوید گفته اند تو چه کسی هستی، گرفت؟
من اطلاعی ندارم.
در آن جلسه نبودید؟
احتمالا نه. فقط یادم هست که یک کاری انجام شده بود و آقای سیف الهی می خواستند مجوز پرداخت ۷ میلیارد پول را از شورا بگیرند که مخالفت کردیم.
خب چه کسی این وسط با مردم صادق نبوده است؟ چه کسی از آقای زنگی آبادی رزومه خواسته و چه کسی در شورا جلوی کار ایشان را گرفته است؟
من این را تکذیب می کنم.
آیا شورا با زنگی آبادی جلسه داشت؟
من یادم نمی آید. شاید در کمیسیونی بوده. من نه در کمیسیون شهرسازی و نه در صحن علنی شورا ایشان را ندیدم.
شهرداری کم کاری کرده است؟
من هنوز کامل تحقیق نکرده ام.
به هر حال شما عضو شورا هستید.
من فقط همان ماجرای مجوز پرداخت را یادم می آید.
الان محور کوثر مدت هاست که مانده. پل سیدی هم همینطور.
هر چیزی که یک قدم شهر را به آبادانی نزدیک کند ما کمک می کنیم.
اما مردم خروجی را می بینند که این پروژه ها نیمه تمام مانده است.
من گفتم هرچیزی که در چارچوب قانون باشد کمک می کنیم.
قانون باید همه جا باشد نه اینکه فقط از قانون به نفع خودمان استفاده کنیم.
نه. شورا هیچ گاه قوانین را تفسیر به رای نمی کند.
در مورد دیگر صحبت های آقای زنگی آبادی چه نظری دارید.
ببینید آقای زنگی آبادی از دیوار شرافت شورای شهر بالا رفته است.
اگر این طور است چرا شورا شکایت نمی کند؟
ایشان برای شورا دیگر آبرویی نگذاشته. من از ایشان خواهش می کنم اگر سندی دارد ماجرا را رسانه ای کند. ایشان پارسال به من پیامک هایی را نشان دادند و من گفتم این ها محکمه پسند نیست.
من برای اعضای شورا احترام زیادی قائلم. اما در شرایط دیگر خب یقه سفید ها هیچوقت از خود ردپا نمی گذارند.
آیا کسی که پول می داده مثل شما فکر می کرده که ردپایی از خود برجای نگذارد؟
یعنی چه؟
ببینید ایشان پارسال به من گفت فلانی این مقدار پول از من خواسته و من نتوانستم بدهم. من نپذیرفتم. گفتم بحث شما محکمه پسند نیست. باید اثبات کنید. ایشان اثبات نکرد. بعد از یک سال هم مجددا همین حرف ها را زد. این جا من به حرف هایش شک می کنم.
خب اگر ایشان می خواست وارد این قضایا شود که کارش تعطیل می شد.
نه. ایشان باید اثبات می کرد.
نهادهای امنیتی باید به این قضایا ورود کنند.
قطعا. من سوال می کنم که آیا ایشان از نام شورا سواستفاده نکرده؟ ایشان از دیوار شرافت شورا بالا رفته و باید اثبات کند.
خب مقامات استان باید رسیدگی کنند.
کتبا به من رونوشت بدهند من پیگیری می کنم. ایشان مدعی است مستنداتی دارد. اگر مستنداتی وجود دارد چرا پیگیری نمی کند؟ چرا نمی گوید چه کسی از ایشان پول گرفته؟ چرا به رئیس شورا آن فرد را معرفی نمی کند؟ اینجا ایشان از نام پاک شورا سواستفاده کرده است. انگار هر جایی که نتواند مجوز بگیرد، از این موضوع سواستفاده می کند. ایشان این موضوع را مستمسکی قرار داده و از آن استفاده می کند. من از ایشان سوال می کنم چرا پیگیری نمی کنی؟ چرا اسم نمی بری؟
سوال آخر الان رئیس کمیسیون عمران و شهرسازی شورا چه کسی است؟
آقای یاسین پنجعلی زاده.

پارسال همه آن ها رئیس شدند. منصوری، پنجعلی زاده، مشرفی، خانم معصوم زاده و ایران منش رئیس شدند. امسال کدام یک از ما رئیس کمیسیون شد؟ فقط خانم زاهدی رئیس شدند.

آقای مدعی العموم! بند قانونی رعایت نشده است. به من جواب دهید

الان هیات رئیسه با اعمال شاقه است. یعنی باید خیلی چیزها را پس بدهد. تصمیمات هیات رئیسه وجاهت قانونی ندارد.

سیف الهی می خواست رای ۸ تایی
خود را بالا ببرد و موفق هم شد.
رای ۸ تایی سیف الهی شد ۱۳ رای
از ۱۳ نفر حاضر در جلسه و نتیجه اش را می بینید

کارهای سیف الهی پوست پیازی و لایه لایه است.

15

نوشته های مرتبط


پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

از «پیام ما» بیشتر بدانید :