نویسنده پیران و کودکان

منتشر شده در صفحه صفحه اول 472 | شماره شماره ۴۷۲

چهره مفاخر از نگاه مفاخر
نویسنده پیران و کودکان

یک روزنامه نگار کرمانی اگر بخواهد از مشاهیر و مفاخر استانش بنویسد هیچ وقت با کمبود سوژه مواجه نمی شود. دکتر باستانی پاریزی مورخ مشهور و دوست داشتنی ایران، یکی از آن مفاخر است. اما در این نوشتار قصد معرفی و ذکر زندگی نامه او را ندارم چون کمتر کرمانی وجود دارد که اهل مطالعه باشد و زندگی استاد را نداند. اما مؤسسه اطلاعات در سال ۱۳۸۸ کتابی چاپ کرده است تحت عنوان هوشنگ دوم، که در این کتاب مصاحبه هایی مفصل با هوشنگ مرادی کرمانی را به رشته تحریر کشیده است. در بخشی از این مصاحبه نامی از استاد باستانی پاریزی به میان آمده و این نوشتار چهره باستانی از دیدگاه مرادی کرمانی است:«محمدعلی جمال زاده (نویسنده یکی بود یکی نبود) من و دکتر باستانی پاریزی را با هم آشنا کرد. به این صورت که نامه ای نوشته بود به دکتر باستانی پاریزی که شما همشهریی دارید نویسنده، که اسمش این است و کتاب هایش این هاست. او از دکتر باستانی خواسته بود که من را پیدا کند و با من صحبت کند. با هم آشنا شدیم و من بارها با بچه هایم به خانه آن ها رفته ام و با این که نه به لحاظ سنی به هم می خوریم و نه به لحاظ علمی، همیشه مورد لطف شان بوده ام. او همیشه مرا ستوده است. دکتر باستانی پاریزی انسان مخصوصی است.
ما تاریخ خونبار بسیار بی رحمی داریم. تاریخ ایران چنین وضعیتی دارد و کرمان بیشتر از جاهای دیگر دارای چنین حالتی است. کرمان مرتب در معرض تاخت و تاز بوده است. چه ظلم هایی که آغا محمدخان قاجار و دیگران در حق کرمان انجام داده اند. در این میان دکتر باستانی پاریزی موفق شده است این تاریخ را شیرین بیان کند و آن را از کلاس های درس و خوانده شدن در کلاس و مدرسه و امتحان دادن و بعد فراموش کردن آن خارج کرده است.
ایشان تاریخ را به خانه برده، انسان ها را وادار کرده است که بروند و کتاب های تاریخ را مطالعه کنند. این خیلی مهم است که یک شخص از جیب خودش پولی در بیاورد و یک کتاب تاریخی بخرد و بخواند و مثلاً تاریخ زندگی دوره صفویه را مورد مطالعه قرار دهد. این کار، کار سنگینی است.
باستانی پاریزی در حقیقت تاریخ را مرور می کرد و در عین حال آن را جذاب و شیرین کرده است. به این صورت که فقط به حوادث تلخ و ناگوار نپرداخته است. کار دیگری که باستانی در زمینه تاریخ انجام داده این است که در تاریخ هر دوره ای از مردم آن زمانه نیز اسم آورده است و در هر دوره ای مردم زمانه را نیز به حساب آورده است.
این یک واقعیت است که ایشان از مردم زمانه و نان و آب و لباس و روابط آن ها حرف زده است. کار دیگری که به اعتقاد من از کارهای دکتر باستانی پاریزی به شمار می رود، این است که مقدار زیادی به روستایی ها حرمت علمی بخشیده است. او فقط از شهر حرف نزده است. بلکه مرتب از روستا و مشک ماست و نان خشکیده روستایی و تنور نیز حرف زده است. به عنوان مثال یکی از کارهای باستانی پاریزی کتاب «روستا زادگان دانشمند» است که بعد ها اسم آن را گذاشت حماسه کویر.
او در این کتاب برای اولین بار رسماً روستایی ها را مورد توجه قرار داد. جالب است که فراتر از ایران، حتی چهره مهم روستایی جهان مثل فلان رییس جمهور اروپایی و آمریکایی را که دهاتی بودند در کتابش ذکر کرد. این بود که این تفکر ذهنی را که:«روستایی ها کاره ای نمی شوند را از بین برد و برای روستایی ها هویت بخشید. شنیدم ایشان باعث شده که بسیاری از سیاستمداران و دانشمندان و استادان دانشگاه که قبلا پسوند روستایی نامشان را پنهان می کردند رو کنند و به آن افتخار کنند که علی آبادی و حسین آبادی اهل فلان کوره ده هستند.
فراموش نکنیم که از اهمیت های باستانی پاریزی یکی هم این است که بسیاری از مردم را کتابخوان کرده و بر تعداد خواننده کتاب های عمومی تعداد زیادی افزوده است.
مرادی کرمانی خاطره ای نیز از باستانی پاریزی ذکر کرده و می گوید:«یادم می آید یک بار جلسه ای بودیم که آقای دکتر باستانی پاریزی هم بودند. مجری رفت پشت جایگاه و گفت که:«ما امروز در خدمت دو کرمانی هستیم که یکی از آن ها برای پیرمردها و بازنشسته ها و آدم های جا افتاده مینویسد. دیگری هم که فلانی است برای بچه ها و کودکان و نوجوانان می نویسد. بعد رو کرد به ما و گفت:«آقایان کرمانی ها چرا برای جوان ها نمی نویسید؟ یک نفر از شما هم برای این نسل جوان بنویسد.»
آقای دکتر باستانی پاریزی بعد از این سخن وقتی رفت صحبت کند رو به آن شخص کرد و گفت:«ما کرمانی ها فقط می توانیم برای پیرها و بچه ها بنویسیم. چون نوشتن برای جوان ها خطرناک است! ما نمی توانیم هم کرمانی باشیم، هم برای جوان ها بنویسیم. بروید از شهرهای دیگر برای جوان ها نویسنده بیاورید. یک بار هم در مجله گل آقا بودیم. ایشان وقتی شروع کرد به صحبت گفت که: من نه مجله نویس هستم، نه روزنامه نگارم، نه طنزپردازم و نه طنز نویس هستم.
فکر می کردم آقای صابرب فومنی(مدیر مسوول مجله گل آقا) چرا مرا به این جلسه دعوت کرده است! حالا می فهمم که ایشان مرا آورده است به عنوان نمونه کاریکاتور کسی که کاریکاتورش بهتر از خودش است. گفت در واقع مرا آورده اید که به این جوانان درس کاریکاتور نمونه یاد بدهید! به هر حال محضر دکتر باستانی پاریزی پر از لطایف است… استاد باستانی پاریزی برای کرمان و کرمانی کلّی آبرو آورده است. خدا کند که قدرش را بدانند.

28

نوشته های مرتبط


پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

از «پیام ما» بیشتر بدانید :