سالروز زلزله تهران و اولویت‌های فراموش‌ شده

یکشنبه 19 اردیبهشت 1400

شهر تهران در ساعت 48 دقیقه بامداد 19 اردیبهشت 99 در نزدیکی مشا دماوند – در 50 کیلومتری شرق تهران – به شدت لرزید و مردم در نیمه شب هراسناک به خیابان‌ها ریختند. در تهران در زمین لرزه‌ای شدید که با حدود بزرگای 7 که در شعاع 50 کیلومتری مرکز شهر تهران کنونی رخ دهد با خسران جانی و مالی شدیدی مواجه خواهیم شد. بخشی از این خسارت در پژوهش‌های خانم دکتر فرناز کامران‌زاد در تز دکتری‌اش در دانشکده فنی دانشگاه تهران در مورد ریسک زلزله تهران نشان داده شد. این کار زیر نظر نگارنده و استاد دکتر حسین معماریان انجام شد و نتایجش به راحتی در جستجوی گوگل با اخرین محاسبات مربوط به سال 1399 در دسترس است. به همین دلیل است که نگارنده به همراه برخی از همکاران زمین‌شناس و متخصصان سایر رشته‌ها، تهران را به عنوان پایتخت امروز و آینده ایران مناسب نمی‌دانیم، و سال‌هاست که توصیه‌هایی به دولت‌های مختلف کشور برای انتقال پایتخت ارائه داده‌ایم. پیش‌بینی می‌شود جمعیت در حال رشد شهرها تا اواسط قرن بیست و یکم 2 میلیارد نفر بیشتر از حال شود و به یک میلیارد خانه بیشتر نیز نیاز باشد و اگر تصور کنیم که اکثر این دو میلیارد نفر در کشورهای در حال توسعه در کلانشهرها متمرکز خواهد شد، می‌توان فکر کرد که به چه تعداد، به خانه‌های آسیب پذیر جدید افزوده می‌شود. در بسیاری از شهرهای آسیب پذیر در برابر زلزله مردم در مجتمع‌های مسکونی جدید طوری در طبقه‌های متعدد این بناها ساکن می‌شوند که انگار هرگز خبری از زلزله بعدی نخواهد بود. به همین ترتیب ساختمان‌هایی اکثر ارزان قیمت و بیشتر غیر تاب آور طوری طراحی و ساخته می‌شوند که گویی زمین لرزه‌ای در آن نواحی رخ نداده و اتفاق نمی‌افتد. ساختمان‌هایی که معمولاً با ارزان‌ترین قیمت ساخته می‌شوند و از طرح‌های معیوب استفاده می‌کنند و در برخی از شهرها توسط بعضی بازرسان فاسد نظارت می‌شوند، قتلگاه ساکنان بعدی‌شان هستند. شهر تهران کنونی هم در نواحی شمال و هم در جنوب خود بر روی گسل‌های فعال ساخته شده است و این نواحی در شمال تهران حداقل از 3200 سال قبل تاکنون زلزله مهمی تجربه نکرده‌اند. این تاخیر در جنوب تهران حدود 1100 سال به نظر می‌رسد. فاجعه بعدی ممکن است در پیرامون تهران رخ دهد جایی که حاشیه‌نشین‌های فراوان ( با حدود جمعا 7 میلیون نفر جمعیت در سال 1400 در استان‌های تهران و البرز ) وجود دارد و همچنان بر تعداد آنها افزوده می‌شود. این نواحی مکان زندگی میلیون‌ها نفر است که اکثرا زیر خط فقر و در نزدیکی مرز دو ناحیه زمین ساختی البرز و ایران مرکزی زندگی می‌کنند. آخرین زمین‌لرزه فاجعه‌بار در این ناحیه در سال 1830 میلادی در اواخر دوره فتحعلی شاه قاجار در محدوده دماوند- شمیرانات رخ داده است. جنوب تهران و بخش وسیعی از مرکز و جنوب کرج بر روی آبرفت‌های ضخیم لایه و در نهایت خاک نرم احداث شده است. با وجود سطح آب زیرزمینی بالا در منطقه ری، بدترین خاک ممکن از نظر تشدید امواج لرزه‌ای وجود دارد. تشدید امواج لرزه‌ای می‌تواند منجر به فاجعه‌ای مانند زلزله 19 سپتامبر 1985 در مکزیکو سیتی با حدود 40 هزار کشته شود. منطقه ری در جنوب تهران در حوضه‌ای در دامنه کوه‌های بی بی شهربانو قرار دارد که اساساً امواج لرزه‌ای را به دام می‌اندازد. در چنین جایی حتی زمین‌لرزه‌ای که در فاصله بسیار دور رخ دهد (مانند زمین‌لرزه ویرانگر سال 1985 که در 320 کیلومتری پایتخت مکزیک رخ داد) در صورتی که به حد کافی بزرگ و شدید باشد، با تشدید امواج می‌تواند به تخریب گسترده حتی در فواصل دور بیانجامد. البته زلزله 1985 موفق شد مانند زنگی، مکزیکی‌ها را از خواب غفلت بیدار کند، اتفاقی که ظاهرا بعد از زلزله‌های 31 خرداد 69 منجیل، 5 دیماه 1382 بم و 21 آبان 1396 ازگله سرپل ذهاب، هنوز در ایران به قدر کافی رخ نداده است. در محدوده تهران و پیرامون به لحاظ آماری زلزله‌ای با بزرگای 6 هر حدودا بیست سال و زلزله‌های با بزرگای 7 هر حدودا 200 سال رخ می‌دهد. البته توجه کنیم که حجم گسترده‌ای از ساختمان‌ها و زیرساخت‌های موجود بدون در نظر گرفتن زمین‌لرزه ساخته شده است. یک راه مهم آن خواهد بود که درصدی (مثلا 10 درصد ) از پولی که فکر می‌کنیم صرف امداد اضطراری و بازسازی بعد از زلزله خواهیم کرد به برنامه‌های مدیریت کاهش ریسک ، و جلوگیری ایجاد ریسک‌های جدید و تقویت مدیریت شرایط اضطرار اختصاص دهیم. ما می‌دانیم مشکلات کجاست و می‌دانیم چه کنیم و می‌دانیم که چگونه آن را برطرف کنیم. ما فقط به اراده سیاسی و مدیریتی احتیاج داریم تا چنین مشکلاتی را با نظر متخصصان بخواهد برطرف کند.

آب زیرزمینیامواج لرزه ایدوره فتحعلی شاهزلزلهقاجاریادداشت
مطالب مرتبط

ارسال پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *