زمین که حرف میزند باید گوش داد
۲۶ اردیبهشت ۱۴۰۵، ۱:۰۶
| پیام ما | شامگاه ۲۲ اردیبهشت، تهران هشت بار لرزید. هشت زلزله در کمتر از هفت ساعت که اوجش به ۴.۶ ریشتر رسید. همزمان طوفان ۵۵ کیلومتری شهر را درگیر کرده بود، برق برخی محلهها قطع شده بود و شایعات در فضای مجازی تندتر از باد میدویدند. کارشناسان زمینشناسی بلافاصله ارتباط طوفان و زلزله را رد کردند و منشأ تکتونیکی رخداد را تأیید کردند. اما آنچه نباید در غوغای این شب فراموش شود، نه شایعه است و نه طوفان؛ بلکه پیام خاموشی است که زمین یکبار دیگر فرستاد.
این بار خوشبختانه تلفات جانی گزارش نشد. اما این «خوشبختی» اگر ما را به آرامش کاذب برساند، گرانترین اشتباهی است که میتوانیم مرتکب شویم.
کانون این لرزهها در یکی از حساسترین نقاط زمینشناختی کشور قرار دارد؛ جایی که گسل شمال تهران و گسل مشا به هم نزدیک میشوند و پهنهای پرتنش در شرق پایتخت ایجاد کردهاند. روستای ایرا و اطراف آن که محل ثبت این زلزلهها بوده، دقیقاً در زون فعال البرز مرکزی واقع است. در شعاع سیکیلومتری این کانون، حدود ۲۵۰ هزار نفر زندگی میکنند، در پردیس، بومهن، رودهن و لواسانات. بخش قابلتوجهی از این جمعیت در واحدهای مسکونی بدون اسکلت مقاوم به سر میبرند. بناهایی که در برابر زلزلههای بزرگتر، تابآوری لازم را ندارند.
علی بیتاللهی، کارشناس لرزهشناسی، یادآوری میکند که شرق تهران در پانزده سال گذشته بیش از ۸۰۰ زمینلرزه کوچک و متوسط را ثبت کرده است. این منطقه عملاً در وضعیت لرزهخیز دائمی به سر میبرد و آنچه شب ۲۲ اردیبهشت رخ داد، یک استثنا نبود، بخشی از یک الگوی مستمر بود. مهدی زارع زلزلهشناس و عضو شاخه زمینشناسی فرهنگستان علوم نیز از زاویه دیگری نگران است: پدیده «اثر ساختگاهی» در دشتهای اطراف تهران باعث میشود لرزشها با شدتی بیشتر از آنچه در عمق زمین رخداده به سطح منتقل شوند. به زبان سادهتر، آسیب واقعی میتواند بسیار فراتر از آن چیزی باشد که عدد ریشتر نشان میدهد.
اما مسئلهای که این یادداشت را ضروری میکند، نه فیزیک زلزله، بلکه منطق تصمیمگیری ماست. تهران سالهاست روی یکی از فعالترین شبکههای گسلی کشور رشد کرده است. نه یکبار که بارها کارشناسان از انباشت تنش در گسلهای اصلی هشدار دادهاند. بااینهمه، انبوهسازی در حریم گسلها ادامه دارد، بافتهای فرسوده روستایی همچنان بدون مقاومسازی باقیماندهاند و آموزش همگانی جدی درباره رفتار درست هنگام زلزله، هنوز به اولویت تبدیل نشده است. هر بار که زلزلهای بدون تلفات میگذرد، نفسی از سر آسودگی میکشیم و تا لرزش بعدی فراموش میکنیم. این چرخه فراموشی، خطرناکترین بخش ماجراست.
آنچه اکنون نیاز است نه فقط ثبت آمار لرزهنگار، بلکه تبدیل این هشدار به اقدام است. بازنگری فوری طرحهای توسعه شهری در شرق تهران و توقف انبوهسازی در حریم گسلها، تسریع مقاومسازی بافتهای فرسوده و روستایی و تقویت سیستمهای هشدار سریع لرزهای اینها نه آرزو، بلکه الزامات حکمرانی مسئولانه در شهری است که روی گسل نشسته.
زمین در شرق تهران نه خاموش است و نه قابلپیشبینی مطلق. آنچه هرازچندگاه با لرزشهای زنجیرهای سکوتش را میشکند، صدای تخلیه تدریجی انرژی است. انرژیای که اگر مدیریت نشود، نه در زمین که در سیاستگذاری، روزی با شدتی خواهد آمد که دیگر جای «خوشبختانه» در جملهها باقی نخواهد ماند.
نظر کاربران
نظری برای این پست ثبت نشده است.
مطالب مرتبط
کرمان؛ پایلوتی که پایانش را نمیداند
یادی از «فرخ سعیدی» و نقشش در پزشکی معاصر ایران
از تیغ جراحی تا قلم فرهنگ
حکمرانی اقلیمی در ایران
نقد نگاه اقتصادی و تزیینی به صنایعدستی
این اشیا، حافظه دارند
مرگ مرجانها بر اثر آلودگی نفتی
سیاهی نفت بر قشم
آلودگیای که تمام نمیشود
جنگ و دگرگونی زبان محاوره
«گلپایگان» چگونه شهر مانده است؟
«مارگون» بر بستر ناپایـــــدار
«سیراف»؛ میراث جهانی خلیج فارس
وب گردی
- قیمت بلیط اتوبوس به مرزهای غربی کشور مشخص شد
- کمک به تأمین مالی یا واردات داروی ELAHERE برای بیماران مقاوم به شیمیدرمانی در سرطان تخمدان
- آیا با کپی مدارک می توان سوار قطار شد؟
- درخواست لغو بسته شدن فرودگاه پیام
- مطالبه شفافیت در دانشگاه علوم پزشکی ایران
- خطاهای پنهان در ترجمه مدرک تحصیلی که پرونده اپلای را با تاخیر مواجه میکند
- درخواست توقف پروژه باملند برای حفاظت از درختان و طبیعت شهر لاهیجان
- بهترین پنل پیامکی ایران [4 تا از بهترین سامانه پیامکی ایران]
- آشنایی با خدمات متنوع اسنپفود در رشت
- بهترین مدل شومیز برای افراد چاق؛ 10 مدل ترند 1405 بیشتر
بیشترین نظر کاربران
ژئوتوریسم؛ ثروتی که هنوز جدی نگرفتهایم
پربازدیدها
1
رقص سوگوارانه؛ کنشی مقاومتی
2
رقص عزا
3
مبارزه با جستوجوی گنج
4
هوای آلوده با موتورهای منسوخشده و آلاینده خودروهای داخلی
5
گنجِ گمشده زیر چرخ لودرها




دیدگاهتان را بنویسید