چهره درخشان کرمانی ها در دوران قاجار

منتشر شده در صفحه کرمون | شماره 766

چهره درخشان کرمانی ها
در دوران قاجار

جام جم آنلاین: کرمان دست کم چهار روشنفکر و شخصیت تاثیرگذار و فراموش نشدنی در تاریخ سیاسی دوره قاجار به ویژه زمان نهضت مشروطیت ملت ایران دارد که نوشته ها و اقداماتشان در بروز و پیروزی این نهضت قابل توجه و اعتناست: مجدالاسلام کرمانی، میرزا آقاخان کرمانی، میرزا رضای کرمانی و ناظم الاسلام کرمانی.
مجدالاسلام کرمانی یکی از مهم ترین روزنامه نگاران و مشروطه خواهان آگاه آن دوره است که تاملات تاریخی او در زمینه «خشونت در ایران» حاوی نکات تازه و جالب است. هسته سخن مجدالاسلام در کتاب ارزشمندش به نام «تاریخ انحطاط مجلس» صفحه 82 این است که از آستین خشونت، جز خشونت سر برنمی کشد و خشونت هم در ابتدایی ترین شکلش محصول جهل است و ناآگاهی.
به باور بیشتر پژوهشگران تاریخ اندیشه سیاسی در ایران، تاریخ معاصر ما با توازن و تعادل همراه نبوده و دوره تاریخ جدید ایران از قاجار تا به امروز، در گذرگاه های خشونت و افراط و تفریط شکل گرفته و ساخته شده است.
مجدالاسلام که خود گرفتار خشونت شده است در توصیف خشونت در ایران می نویسد: مردم وحشی و بیرحمی در ایران ما پیدا می شوند که از صدمه خوردن هم نوع خودش تفریح می کند.( همان،ص 291).
او سال ها در محله تجریش در تنهایی به کار نوشتن و روزنامه نگاری پرداخت و به سبب انتقاداتش از نظام خودکامه و خشونت طلب قاجاریه، بازداشت و در زندان کلات خراسان همبند «میرزا حسن رشدیه» موسس مدارس جدید در ایران، شد. اما با اراده مصمم توانست در دوره زندان «سفرنامه کلات» را بنویسد و نیز نگارش کتاب تاریخ انحطاط مجلس را به پایان ببرد.
مجدالاسلام در پایان همین کتاب می نویسد:تاریخ 29 شعبان از سال 1326(قمری) در قریه تجریش با نهایت خوف و وحشت از مراقبت خفیه نویسان درباری { دربار محمد علی شاه قاجار، دوره استبداد صغیر} به اختتام این کتاب موفق شدم. (همان،ص 295).
به جز مجدالاسلام کرمانی و نیز ناظم الاسلام کرمانی که «تاریخ بیداری ایرانیان» را نوشته ، یکی دیگر از شخصیت های مشروطه خواه و روشنفکر عرف گرای کرمان، میرزا آقاخان کرمانی است که در واپسین دهه عصر ناصری، با تکیه بر دیدگاهی نو در «تاریخ نویسی»، گام مهمی در تدوین تاریخ ایران برداشت.
او با نگارش کتاب «آیینه سکندری» سنت تاریخ نویسی در ایران را وارد مرحله تازه ای کرد که تا آن زمان ناشناخته بود و این کتاب، به باور مورخان اندیشه سیاسی، افزون بر این که گزارشی از تاریخ ایران از آغاز تا دوره اسلامی به دست می دهد، تاملی در مباحث تاریخ نویسی در ایران نیز هست.
از دیدگاه میرزا آقاخان، تاریخ نویسی امروز، «نه تاریخ رایج و متداول در مشرق» است که وقت خوانندگان را به «استماع قصه و افسانه» تلف می کند و هدفی جز «ریشخند و خوشامدگویی و بیهوده سرایی» ندارد، بلکه «تاریخ حقیقی مشتمل بر وقایع جوهری است تا محرک ترقی و تربیت ملت باشد».(آیینه سکندری، ص 8).
به اعتقاد او، این تاریخ، چونان «آیینه ای گیتی نما» است که « اسباب ظهور هر قدرت و شوکت و هر انقراض را در نظر آدمی می نمایاند» تا انسان را برای انجام کارهای بزرگ آماده کند و «جمعیت بشریه» را از افتادن در «مهالک موجوده» مانع شود. تاریخ به عنوان علم شناخت «اسباب ترقی و تنزل» هر ملتی و آگاهی هر قومی از سرگذشت نیاکان خود است و مهم ترین فایده آن عبارت است از شناختن گذشته برای اطلاع از «پیش آمد» حال و آینده.
میرزا آقاخان کرمانی می نویسد: «چنانچه هر کسی باید پدر راستین خود را بداند کیست و نسب اصلی او از کجاست، تاریخ قوم خود را نیز باید از روی معلومات جوهریه…کشف و تحصیل کند تا از نتایج و تاثیراتی که لازم این فن شریف است، بتواند بهره کافی برگیرد و الا از تاریخ دروغین و اساطیر بی اصل که مطابق واقع و حقیقت نیست چه فایده و تاثیر آید».( همان، ص 11 و 12).
به نظر میرزا آقاخان، در ایران، تاریخ نویسی مانند دیگر شئون فرهنگ و تمدن ایرانی در سراشیب انحطاط افتاده و ایرانیان در جهل به تاریخ باستان و میراث تاریخی کشور خود به سر می برند. او در آیینه سکندری صفحه 17 یادآور می شود که در نزد اهل ادب و دانشمندان، کسی از ایرانیان به عنوان مثال، نمی داند که « دخمه زردشت و فریدون و کیخسرو و کاووس» در کجا قرار داشته است و تحقیق در احوال هوشنگ و جاماسب و بزرگمهر، «نشان زندقه و الحاد و دلیل کفر است».
آقاخان در کتابش به روش تحلیلی و نیز تطبیقی به مهم ترین تحولات دوره های گوناگون تاریخی ایران و نیز به انحطاط ایران زمین و علل فلسفی آن اشاره می کند و به خوانندگانش «آگاهی ملی» می بخشد. از این رو بی جهت نیست که فریدون آدمیت در کتاب «اندیشه های میرزا آقاخان کرمانی» صفحه 2، به درستی، او را «بنیانگذار فلسفه تاریخ ایران و ویرانگر سنت های تاریخ نگاری، برجسته ترین مورخان ما در قرن پیش… و یکتا مورخ متفکر زمان خویش» نامیده است.
از سوی دیگر، میرزاآقاخان کرمانی نخستین نویسنده ای است که یکصد سال پیش، از «حقوق بشر» سخن گفته و ملت ایران را به آگاه شدن از حقوق اجتماعی و سیاسی اش دعوت کرده است.
او هدف از شعر و شاعری را تنویر افکار و تشویق مردم به «عبرت و غیرت و حب وطن و ملت» می داند و از شعرای ایران، فردوسی و شاهنامه (خردنامه اش) را می ستاید. زیرا «حب ملیت و جنسیت {نژاد} و شهامت و شجاعت را در طبایع ملت ایران القاء می کند».( ناظم الاسلام کرمانی، تاریخ بیداری ایرانیان ، ص222-8).
میرزا آقاخان کرمانی همچنین سال ها پیش از اعلان مشروطیت، در باره آزادی و «آزادی زنان» مطالبی گفته و نوشته است که بیشتر این نوشته ها در زمان مشروطیت و حتا سال ها پس از آن در ایران اجازه انتشار نیافت. از جمله نوشته است که « عالم انسانیت به سرحد کمال نخواهد رسید. مگر این که زنان نیز در جمیع امور و حقوق با مردان، مشترک و برابر باشند».( اندیشه های میرزا آقاخان کرمانی، ص 259).
بدیهی است که این نوع اندیشه ها و نوشته ها در جامعه آن روز ایران و حتا امروز خریدار نداشته و ندارد و دلایل و داستان آن، دراز دامن است و از بحث ما خارج. با این همه یکی از دلایل آن پایین بودن سطح آگاهی مردم و قشرهای مختلف جامعه استبداد زده است. دلیل دیگر آن به محتوای متون و نگرش و دیدگاه خاص متولیان مذهبی و رهبران سیاسی و سنتی ما برمی گردد که خود را در قوانین اساسی و مدنی و قضایی ایران آشکارا نشان داده است.
مشابه سخن میرزاآقاخان کرمانی، این سخن میرزا ملکم خان از دیگر روشنفکران و نویسندگان عصر ناصری و دوره مشروطیت است که در شماره هفتم روزنامه «قانون» آمده است: هیچ طرح ملی پیش نمی رود مگر به معاونت {کمک} زنها، زن های ایران باید ملائکه ترویج آدمیت باشند.
انتشار روزنامه قانون در سال 1268 خورشیدی حادثه بسیار مهمی بود که فکر «قانون خواهی» و بذر اندیشه مشروطیت را به زبانی ساده و موثر در اذهان و افکار نوجویان و مخالفان حکومت خودکامه قاجار به خصوص تجار، روحانیون و تحصیل کردگان وارد کرد.
حسن سلامی

40

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

از «پیام ما» بیشتر بدانید :