یادبود
۱ مهر ۱۳۹۵، ۰:۲۶
شهید محمد
شیخ شعاعی اختیار آبادی
حیات: محمد شیخ شعاعی تنها روحانی شهید غواص روز هشتم ماه ۱۳۳۴ در روستای اختیارآباد کرمان در خانوادهای مذهبی، پا به عرصه حیات نهاد. با پایان تحصیلات دوره ابتدایی و نبود مدرسه راهنمایی برای ادامه تحصیل به کرمان رفت. وضعیت بد اقتصادی دست به دست هم دادند تا محمد از تحصیل در کلاسهای بالاتر محروم مانده و مدتی ترک تحصیل نماید . اما او در همین مدت نیز از آموختن غافل نبود و به دلیل عشق به ائمه اطهار و اباعبدالله علیهالسلام در کلاسهای قرآن و احکامی که توسط روحانی آن روستا به نام حاج آقا طباطبایی هر شب تشکیل میشد شرکت مینمود. تا اینکه در سال ۱۳۵۳ به دلیل علاقه وافر به اهل بیت و علاقه به ادامه تحصیل علوم دینی وارد حوزه علمیه قم شد و تا کفایتین هم پیشرفت کرد.
در سالهای پر هیجان قبل از پیروزی انقلاب که اختناق کشور را فرا گرفته بود، با حضور در جلسات مختلف و تجمعهای مردمی در متن حرکت انقلابیون قرار گرفت به طوری که در تظاهراتی که در قم جهت مراسم شهادت فرزند سید مصطفی خمینی برگزار شده بود شرکت نموده و مورد تعقیب ساواک قرار گرفت. عمال رژیم او را دستگیر کردند و مورد شکنجه قرار دادند و سپس او را آزاد کردند. مبارزات شهید شیخشعاعی تنها به شهر قم خلاصه نمیشد زیرا در واقع او تب و التهاب انقلاب را از قم به جوانان اختیارآباد و روستاهای مجاور منتقل میکرد.
با شروع جنگ تحمیلی، شهید شیخشعاعی مانند سایر جوانان ندای رهبر را لبیک گفت و راهی جبهه شد. او چه زمانی ، که در پشت جبهه بود و چه زمانی که در سنگرهای خط مقدم حضور داشت، باعث قوت قلب نیروهای اسلام بود. شهید در عملیات مختلف از جمله والفجر مقدماتی، والفجر یک، شکستن حصرآبادان، عملیات خیبر، آزادی مهران، کربلای یک و کربلای چهار شرکت نمود.سرانجام در آخرین عملیات یعنی کربلای ۴، شرکت نمود و در پنجم آذرماه ۱۳۶۵ پس از ساعتها مبارزه مداوم، بدن مبارکش آماج گلولههای دشمن قرار گرفت و با کولهباری از فضیلت راهی منزل و مقصود، مقام قرب الهی شد.
نرگس عامری می گوید: در سال 59 ایشان مرا از پدرم خواستگاری کردند و مهر59 به عقد هم در آمدیم. دی ماه سال 60اولین فرزندمان به دنیا آمد.سال 61دختر دیگرمان و سال 64 تنها پسرمان به دنیا آمدند.
همسرم اعلامیه ها را از قم می گرفتند و در شهرهای دیگر از جمله کرمان پخش می کردند، ایشان یکی از شاخه های پخش اعلامیه در استان بودند. بعد از پیروزی انقلاب هم برای تبلیغ به جازموریان که منطقه بسیار محرومی بود رفتند، آنجا با آب و هوای بسیار گرمی دارد و در آن زمان مردم آنجا از امکانات اولیه زندگی هم محروم بودند.
ساواک؛ سرزده وارد مدرسه میشد و تفتیش میکرد. وقتی هم این طلاب به شهر خود باز میگشتند، جوانها را با انقلاب آشنا میکردند. شهید شیخ شعاعی در اختیار آباد، با مردم در مورد مسائل انقلاب و اندیشه انقلابی صحبت میکردند.
ساواک گاهی اوقات آنها را تهدید به قتل میکردند. حتی درب منزل شهید شیخ شعاعی هنوز همان درب پیش از انقلاب است که نشانههای سنگ، مشت و لگد زدن برای اذیت اهالی خانه در آن باقی مانده است. در ابتدای انقلاب حتی آغاز مبارزه برای طلاب انقلابی نیز سخت بود ولی با گذشت زمان آرام آرام جوانان جذب شدند. این طلبه شهید به هیچ وجه از مرگ و دستگیری هراسی نداشت.
نظر کاربران
نظری برای این پست ثبت نشده است.
مطالب مرتبط
وب گردی
- جنس سیم چه تأثیری در کیفیت برق رسانی دارد؟
- مسابقه ملی ایدهپردازی «ایدانو» به آنتن شبکه دو رسید
- «سهم ما از قدردانی»؛ حمایت ویژه هتلهای دُنسه از قهرمانان امداد
- درخواست ایجاد مسیر دوچرخهسواری ۱۰۰ کیلومتری در قم
- چند روز بعد از سمپاشی ساس از بین میرود؟ (راهنمای کامل سمپاشی ساس + قوی ترین سم ساس)
- باغ پرندگان تهران کجاست؟ معرفی، ساعت کاری و آدرس
- مقایسه قیمت ورق شیروانی، سیاه، استیل و گالوانیزه در یک نگاه
- درخواست برقراری دورکاری و تعطیلی پنجشنبه برای کادر غیرعملیاتی (پشتیبانی) درمان سازمان تأمین اجتماعی
- طریقه ی ساخت دستگاه واکس زن برقی
- خرید لوازم یدکی لودر فابریک بیشتر
بیشترین نظر کاربران
پربازدیدها
1
رقص سوگوارانه؛ کنشی مقاومتی
2
رقص عزا
3
مبارزه با جستوجوی گنج
4
هوای آلوده با موتورهای منسوخشده و آلاینده خودروهای داخلی
5
گنجِ گمشده زیر چرخ لودرها




دیدگاهتان را بنویسید