واکاوی یک روز ملی در سایه بیم‌ها و امیدها

خانه‌های خشتی هنوز نفس می‌کشند





خانه‌های خشتی هنوز نفس می‌کشند

۳۰ اردیبهشت ۱۴۰۵، ۲۳:۵۰

سال‌هاست بسیاری از روستاهای ایران زیر فشار مهاجرت، رکود اقتصادی و فراموشی تدریجی روزگار می‌گذرانند و در ماه‌های اخیر نیز سایه جنگ و آتش‌بس شکننده، نااطمینانی تازه‌ای بر صنعت گردشگری کشور تحمیل کرده است. این در حالی است که چراغ‌خانه‌های بوم‌گردی هنوز خاموش نشده؛ خانه‌هایی که حالا دیگر فقط محل اقامت گردشگران نیستند، بلکه به پناهگاهِ فرهنگ محلی، معماری بومی و اقتصادِ آسیب‌دیده روستاها تبدیل شده‌اند. ۳۱ اردیبهشت، «روز ملی بوم‌گردی»، امسال فرصتی است برای بازخوانی وضعیت صنفی که به گفته فعالانش، در سال‌های سخت کنار مردم ایستاد، اما اکنون خود زیر فشار بحران اقتصادی، بدهی‌های بانکی و محدودیت‌های زیرساختی گرفتار شده است.

روایتی که از دل روستاها متولد شد

برخلاف بسیاری از مناسبت‌های گردشگری که ریشه در تقویم‌ها و رویدادهای بین‌المللی دارند، «روز ملی بوم‌گردی» روایتی کاملاً ایرانی دارد؛ روایتی که از دل روستاها و تجربه زیسته مردم محلی بیرون آمده است.
«محمد جهانشاهی»، دبیر کمیته ملی طبیعت‌گردی و گردشگری سبز کشور، در گفت‌وگو با «پیام ما» می‌گوید: «بوم‌گردی تنها بخشی از صنعت گردشگری ایران است که کاملاً بر اساس فرهنگ، معماری و سبک زندگی ایرانی شکل‌گرفته و از مدل‌های وارداتی الگوبرداری نشده است.»

به گفته او، ثبت ۳۱ اردیبهشت به‌عنوان روز ملی بوم‌گردی در سال ۱۴۰۳، تلاشی برای هویت‌بخشی به جریانی بوده که طی یک دهه گذشته توانسته بخشی از ظرفیت فراموش‌شده روستاهای ایران را دوباره احیا کند.
جهانشاهی می‌گوید اکنون نزدیک به چهارهزار اقامتگاه بوم‌گردی در کشور فعالیت می‌کنند که حدود ۸۰ درصد آن‌ها در مناطق روستایی قرار دارند؛ واحدهایی که علاوه بر ایجاد اشتغال، به حفظ غذاهای محلی، پوشش سنتی، صنایع‌دستی و معماری بومی کمک کرده‌اند.

از کرمان تا قلعه‌بالا؛ بوم‌گردی در مسیر دیده‌شدن

اگر نخستین دوره بزرگداشت روز ملی بوم‌گردی در کرمان برگزار شد، امسال نگاه‌ها به روستای «قلعه‌بالا» در «شاهرود» دوخته شده است؛ منطقه‌ای که فعالان این حوزه آن را یکی از مهم‌ترین ظرفیت‌های بوم‌گردی کشور می‌دانند.
«یاور عبیری»، رئیس جامعه بوم‌گردی ایران در این باره به «پیام ما» می‌گوید: «انتخاب قلعه‌بالا صرفاً برای برگزاری یک جشن یا گردهمایی نبوده است.» به گفته او، این رویداد بخشی از برنامه‌ای برای معرفی ظرفیت‌های جهانی گردشگری روستایی ایران و تقویت مسیر ثبت جهانی برخی روستاهاست.

عبیری می‌گوید حضور حدود ۲۵۰ مدیر بوم‌گردی از سراسر کشور در این رویداد، فرصتی برای هم‌افزایی و تبادل تجربه میان فعالانی است که هرکدام در نقطه‌ای از ایران، بار حفظ بخشی از فرهنگ محلی را به دوش می‌کشند.
او معتقد است بوم‌گردی ایران دیگر از مرحله فعالیت‌های پراکنده عبور کرده و حالا نیازمند انسجام صنفی، برنامه‌ریزی و حضور جدی‌تر در فضای رسانه‌ای و دیجیتال است.

«نجیب‌ترین صنف» در حاشیه حمایت‌ها

با وجود نقش گسترده بوم‌گردی‌ها در رونق روستاها، فعالان این حوزه معتقدند سهم آن‌ها از حمایت‌های دولتی بسیار ناچیز است.
یاور عبیری بوم‌گردی‌ها را «نجیب‌ترین صنف ایران» توصیف می‌کند و می‌گوید: «در روزهای بحران، بسیاری از اقامتگاه‌های بوم‌گردی بدون هیچ چشمداشتی کنار مردم بودند و حتی نقش پناهگاه را ایفا کردند، اما امروز در زمان حمایت و تخصیص منابع، در اولویت نیستند.»

به گفته او، بخش قابل‌توجهی از بوم‌گردی‌ها در مناطق محروم و کم‌برخوردار فعالیت می‌کنند و در عمل بخشی از وظایف فرهنگی و اجتماعی را برعهده گرفته‌اند، اما در سیاست‌گذاری‌های اقتصادی و حمایتی کمتر دیده می‌شوند.

سهم ناچیز از تسهیلات؛ فشار سنگین هزینه‌ها

فعالان این حوزه می‌گویند بحران اقتصادی، افزایش هزینه‌های جاری و کاهش قدرت خرید مردم، بسیاری از اقامتگاه‌های بوم‌گردی را در شرایط دشواری قرار داده است.
عبیری می‌گوید سهم بوم‌گردی‌ها از تسهیلات بانکی و اعتبارات حمایتی متناسب با گستردگی این بخش نیست و بخش زیادی از فعالان عملاً به منابع مالی دسترسی ندارند.
او تأکید می‌کند: «بوم‌گردی فقط یک فعالیت اقتصادی نیست؛ بخشی از هویت فرهنگی کشور است. وقتی یک اقامتگاه بوم‌گردی تعطیل می‌شود، فقط یک کسب‌وکار از بین نمی‌رود؛ بخشی از زیست‌فرهنگی یک روستا آسیب می‌بیند.»

مطالبه فعالان؛ امهال وام‌ها و اصلاح تعرفه‌ها

یکی از مهم‌ترین مطالبات فعالان بوم‌گردی، بازنگری در سیاست‌های بانکی و هزینه‌های انرژی است.
یاور عبیری می‌گوید: «بسیاری از مدیران بوم‌گردی در سال‌های گذشته با دریافت وام و استفاده از سرمایه شخصی، خانه‌های قدیمی و بافت‌های سنتی را احیا کرده‌اند، اما رکود گردشگری و بحران‌های اقتصادی باعث شده توان بازپرداخت اقساط را از دست بدهند.»

او خواستار امهال وام‌ها و ایجاد فرصت تنفس برای فعالان این حوزه شده و می‌گوید فشار بانک‌ها و صندوق‌های مالی برای وصول مطالبات، برخی اقامتگاه‌ها را تا مرز تعطیلی پیش برده است.
در کنار این مسئله، فعالان بوم‌گردی خواهان اصلاح تعرفه آب، برق و گاز برای واحدهای روستایی و همچنین معافیت‌های مالیاتی هستند؛ مطالبه‌ای که به گفته آن‌ها می‌تواند بخشی از فشار اقتصادی موجود را کاهش دهد.

اینترنت؛ حلقه مفقوده بوم‌گردی روستایی

در کنار مشکلات مالی، محدودیت‌های اینترنت و فضای مجازی نیز به یکی از دغدغه‌های جدی فعالان این حوزه تبدیل شده است.
عبیری معتقد است بخش مهمی از معرفی بوم‌گردی‌های ایران در سال‌های گذشته از طریق شبکه‌های اجتماعی و پلتفرم‌های آنلاین انجام شده و محدودیت‌های اخیر، مسیر بازاریابی و جذب گردشگر را دشوار کرده است.
او می‌گوید: «برای بسیاری از بوم‌گردی‌های روستایی، اینترنت تنها ابزار معرفی و ارتباط با گردشگر بود. وقتی این مسیر محدود می‌شود، عملاً بخشی از بازار آن‌ها از بین می‌رود.»
به گفته فعالان این حوزه، آسیب محدودیت‌های دیجیتال فقط متوجه کسب‌وکارها نیست، بلکه به دیده‌نشدن ظرفیت‌های گردشگری روستاها نیز منجر می‌شود.

بوم‌گردی؛ فراتر از اقامت

کارشناسان گردشگری معتقدند اهمیت بوم‌گردی را نباید فقط در قالب اقامت و سفر دید. این واحدها در سال‌های اخیر به یکی از مهم‌ترین ابزارهای حفظ فرهنگ بومی و تقویت اقتصاد محلی تبدیل شده‌اند.
در بسیاری از روستاها، بوم‌گردی باعث بازگشت رونق به صنایع‌دستی، احیای غذاهای محلی و حتی ایجاد انگیزه برای ماندن جوانان شده است؛ موضوعی که فعالان این حوزه از آن به‌عنوان «مهاجرت معکوس» یاد می‌کنند.
بااین‌حال، فعالان بوم‌گردی هشدار می‌دهند ادامه فشارهای اقتصادی، نبود حمایت مؤثر و ضعف زیرساخت‌ها می‌تواند این جریان را با فرسایش جدی مواجه کند.
روز ملی بوم‌گردی، امسال بیش از آنکه یک جشن باشد، یادآور این پرسش است: آیا سیاست‌گذاران، ارزش واقعی خانه‌هایی را که هنوز چراغ فرهنگ محلی را روشن نگه داشته‌اند، می‌بینند؟

به اشتراک بگذارید:





نظر کاربران

نظری برای این پست ثبت نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بیشترین نظر کاربران

بوم‌گردی در بحران هویت

بوم‌گردی در بحران هویت