بررسی حقوقی آسیب به میراث‌فرهنگی در جنگ در گفت‌وگو با «منیر خلقی»، رئیس ایکوم ایران

نقض اصل تمایز در میراث تاریخی؟





نقض اصل تمایز در میراث تاریخی؟

۲۶ اسفند ۱۴۰۴، ۱۹:۵۷

در پی حملات اخیر به ساختمان استانداری اصفهان و وارد شدن آسیب‌هایی ناشی از موج انفجار به بخش‌هایی از بافت تاریخی این شهر، بار دیگر مسئله «مصونیت میراث‌فرهنگی در زمان مخاصمات مسلحانه» به یکی از نگرانی‌های جدی جامعه میراث‌فرهنگی تبدیل شده است. آنچه اهمیت این رویداد را دوچندان می‌کند، قرار گرفتن برخی از بناهای آسیب‌دیده در محدوده میدان نقش‌جهان و دولتخانه صفوی است؛ مجموعه‌ای که در فهرست میراث جهانی یونسکو ثبت شده و به‌عنوان بخشی از میراث مشترک بشریت شناخته می‌شود. هرگونه آسیب به این محدوده نه‌تنها یک خسارت ملی، بلکه موضوعی قابل‌طرح در سطح نظام حقوق بین‌الملل و کنوانسیون‌های مرتبط با حفاظت از میراث‌فرهنگی در زمان جنگ محسوب می‌شود. براساس کنوانسیون ۱۹۵۴ لاهه برای حفاظت از اموال فرهنگی در زمان مخاصمات مسلحانه و پروتکل‌های الحاقی آن، دولت‌ها موظف‌اند از هرگونه اقدام نظامی که به تخریب یا آسیب به آثار تاریخی، موزه‌ها و مراکز فرهنگی منجر شود، خودداری کنند و حتی در جریان عملیات نظامی نیز اصل «تفکیک میان اهداف نظامی و غیرنظامی» را رعایت کنند. در چنین چارچوبی، آسیب واردشده به بناهای تاریخی در حریم یکی از مهم‌ترین میدان‌های ثبت جهانی جهان، پرسش‌هایی جدی درباره مسئولیت‌های حقوقی دولت‌ها، کارآمدی سازوکارهای بین‌المللی و نقش نهادهایی مانند یونسکو در مواجهه با تهدیدهای فزاینده علیه میراث‌فرهنگی مطرح می‌کند. از سوی دیگر، تجربه‌های تلخ سال‌های اخیر در سوریه، عراق و فلسطین نشان داده است درصورت بی‌توجهی جامعه جهانی، میراث‌فرهنگی می‌تواند به یکی از نخستین قربانیان جنگ تبدیل شود. از همین رو، بسیاری از کارشناسان میراث‌فرهنگی معتقدند سکوت یا واکنش‌های حداقلی نهادهای بین‌المللی می‌تواند پیامدهای خطرناکی برای امنیت میراث جهانی داشته باشد. در همین زمینه برای بررسی ابعاد حقوقی، بین‌المللی و پیامدهای این رویداد برای میراث فرهنگی ثبت جهانی ایران با «منیر خلقی»، کارشناس حقوق میراث‌فرهنگی و رئیس کمیته ملی موزه‌های ایران (ایکوم)، گفت‌وگویی تفصیلی انجام دادیم تا ابعاد این مسئله را از منظر حقوق بین‌الملل بررسی کنیم.

در پی آسیب‌هایی که درنتیجه موج انفجار حملات اخیر به برخی بناهای تاریخی اصفهان وارد شده، نخستین پرسش این است که از منظر حقوق بین‌الملل اساساً حمله یا آسیب به میراث‌فرهنگی در زمان جنگ چگونه ارزیابی می‌شود؟
اگر بخواهیم این موضوع را از منظر حقوق بین‌الملل بررسی کنیم، باید به مجموعه‌ای از کنوانسیون‌ها و قواعد بنیادین اشاره کنیم که در نظام حقوق بین‌الملل جایگاه بسیار مهمی دارند. بخشی از این قواعد در قالب کنوانسیون‌های مشخص مانند کنوانسیون‌های ژنو، معاهدات مرتبط با حقوق مخاصمات مسلحانه و همچنین کنوانسیون ۱۹۵۴ لاهه برای حفاظت از اموال فرهنگی در زمان مخاصمات مسلحانه تدوین شده‌اند.
اما نکته مهم این است که بسیاری از اصولی که در این کنوانسیون‌ها آمده، امروز در زمره «قواعد آمره» یا قواعد عرفی حقوق بین‌الملل قرار گرفته‌اند. به این معنا که حتی اگر کشوری به‌طور رسمی عضو یک کنوانسیون نباشد، باز هم براساس عرف بین‌المللی موظف است این اصول را رعایت کند. یکی از مهم‌ترین این اصول، اصل حفاظت از زیرساخت‌های غیرنظامی، محیط‌زیست و به‌ویژه اماکن فرهنگی، تاریخی و آموزشی در زمان جنگ است. به بیان ساده‌تر، در جریان عملیات نظامی باید به‌طور کامل میان اهداف نظامی و اهداف غیرنظامی تفکیک قائل شد. این اصل در حقوق بین‌الملل با عنوان «اصل تمایز» شناخته می‌شود. براساس این اصل، بناهای تاریخی، مراکز فرهنگی، موزه‌ها، اماکن آموزشی و آثار میراث فرهنگی در زمره اهداف غیرنظامی قرار می‌گیرند و هرگونه حمله مستقیم یا اقدامی که منجر به آسیب به آنها شود، می‌تواند در چارچوب حقوق بین‌الملل به‌عنوان نقض جدی قوانین جنگ تلقی شود.

با توجه به این چارچوب حقوقی، آسیب واردشده به بناهایی مانند کاخ‌موزه چهلستون یا مجموعه میدان نقش‌جهان چه جایگاهی در این معادله پیدا می‌کند؟
مجموعه میدان نقش‌جهان و بناهای وابسته به آن از جمله آثاری‌اند که در فهرست میراث جهانی یونسکو ثبت شده‌اند. ثبت جهانی یک اثر صرفاً یک عنوان تشریفاتی نیست؛ بلکه به‌معنای آن است که آن اثر بخشی از میراث مشترک بشریت محسوب می‌شود و مسئولیت حفاظت از آن فقط برعهده یک کشور خاص نیست، بلکه جامعه جهانی نیز نسبت به آن تعهد اخلاقی و حقوقی دارد.
وقتی یک اثر در فهرست میراث جهانی ثبت می‌شود، دولت‌ها موظف‌اند تدابیر ویژه‌ای برای حفاظت از آن در شرایط عادی و همچنین در شرایط بحرانی مانند جنگ اتخاذ کنند. از سوی دیگر، درصورت وارد شدن آسیب در جریان یک مخاصمه مسلحانه، این موضوع می‌تواند در چارچوب کنوانسیون ۱۹۵۴ لاهه و پروتکل‌های الحاقی آن مورد بررسی قرار گیرد. در این کنوانسیون مجموعه‌ای از تعهدات برای دولت‌ها تعریف شده است؛ از جمله اقدامات پیشگیرانه برای حفاظت از آثار فرهنگی، آموزش نیروهای نظامی درباره شناسایی و احترام به این اماکن و همچنین استفاده از نشانه‌های بین‌المللی برای مشخص کردن اموال فرهنگی تحت حفاظت.

یکی از این نشانه‌ها همان علامت «سپر آبی» است که در سال‌های اخیر درباره آن صحبت شده است. این سازوکار دقیقاً چگونه عمل می‌کند؟
بله، یکی از مهم‌ترین سازوکارهایی که در کنوانسیون لاهه پیش‌بینی شده، استفاده از نماد «سپر آبی» یا همان Blue Shield است. این نماد درواقع معادل فرهنگی نشان صلیب سرخ در حوزه بشردوستانه محسوب می‌شود. براساس این سازوکار، اماکن فرهنگی و تاریخی مهم با این نشان علامت‌گذاری می‌شوند تا در زمان مخاصمات مسلحانه برای نیروهای نظامی قابل‌شناسایی باشند و از هرگونه حمله یا آسیب مصون بمانند. در کنار این نشانه‌گذاری، نیروهای نظامی نیز باید آموزش ببینند تا بتوانند در میدان عملیات تشخیص دهند کدام نقاط در زمره میراث‌فرهنگی تحت‌حفاظت قرار دارند. این آموزش‌ها بخش مهمی از اجرای عملی کنوانسیون محسوب می‌شود. در مورد ایران نیز در سال‌های اخیر تلاش‌هایی برای نصب این علائم در برخی موزه‌ها و بناهای تاریخی انجام شده است.

در حادثه اخیر اصفهان گفته می‌شود آسیب‌ها ناشی از موج انفجار حمله هوایی بوده و به‌صورت غیرمستقیم به بناهای تاریخی وارد شده است. آیا در حقوق بین‌الملل چنین آسیبی نیز قابل‌پیگیری است؟
بله، در حقوق بین‌الملل صرفاً حمله مستقیم ملاک نیست. حتی اگر آسیب به‌صورت غیرمستقیم و در اثر موج انفجار یا عملیات نظامی در مجاورت یک اثر فرهنگی رخ دهد، باز هم قابل‌بررسی است. درواقع، طرف درگیر در یک مخاصمه موظف است هنگام انتخاب اهداف نظامی و شیوه حمله، احتمال آسیب به اهداف غیرنظامی از جمله آثار فرهنگی را در نظر بگیرد. اگر حمله‌ای به‌گونه‌ای طراحی شود که احتمال آسیب گسترده به این نوع اماکن وجود داشته باشد، می‌تواند نقض قواعد حقوق بشردوستانه تلقی شود. از همین رو، بسیاری از پرونده‌هایی که در سال‌های گذشته در دیوان کیفری بین‌المللی مطرح شده‌اند، صرفاً به تخریب مستقیم آثار تاریخی محدود نبوده‌اند.
در این میان نقش نهادهای بین‌المللی مانند یونسکو چیست؟ برخی معتقدند واکنش این سازمان‌ها در چنین مواردی بسیار کند یا حتی منفعلانه است. واقعیت این است که یونسکو در درجه نخست یک نهاد فرهنگی و بین‌المللی است و ابزارهای اجرایی مستقیم برای جلوگیری از عملیات نظامی در اختیار ندارد. اما نقش این سازمان در مستندسازی، ثبت و پیگیری حقوقی بسیار مهم است.
زمانی که یونسکو یا نهادهای وابسته به آن درباره آسیب واردشده به یک اثر جهانی بیانیه صادر می‌کنند یا گزارش‌های رسمی منتشر می‌شود. درواقع یک سند بین‌المللی شکل می‌گیرد که می‌تواند در مراحل بعدی برای پیگیری حقوقی، مطالبه خسارت یا طرح پرونده در مجامع بین‌المللی مورد استفاده قرار گیرد. به بیان دیگر، این اسناد می‌توانند در آینده مبنایی برای رسیدگی در نهادهایی مانند دیوان بین‌المللی کیفری یا سایر سازوکارهای حقوقی سازمان ملل باشند.

با توجه به اینکه گفته می‌شود برخی کشورها مانند آمریکا از عضویت در یونسکو خارج شده‌اند، آیا این مسئله بر روند پیگیری‌ها تأثیر می‌گذارد؟
خروج یک کشور از عضویت یونسکو به این معنا نیست که تمام قواعد حقوق بین‌الملل درباره آن بی‌اثر می‌شود. همان‌طورکه اشاره کردم، بسیاری از اصول مربوط به حفاظت از میراث‌فرهنگی در زمان جنگ امروز به بخشی از عرف بین‌المللی تبدیل شده‌اند. بنابراین، حتی اگر کشوری عضو یک سازمان یا کنوانسیون خاص نباشد، همچنان موظف است اصول بنیادین حقوق بشردوستانه را رعایت کند. به همین دلیل، هم در سال‌های گذشته شاهد بوده‌ایم که در برخی پرونده‌ها تخریب آثار فرهنگی به‌عنوان «جنایت جنگی» مورد بررسی قرار گرفته و حتی احکام قضائی نیز صادر شده است.

ایکوم ایران در واکنش به این اتفاق چه اقداماتی انجام داده است؟
ما در کمیته ملی موزه‌های ایران از همان ساعات اولیه تلاش کردیم موضوع را در سطح نهادهای بین‌المللی مطرح کنیم. در همین راستا دو نامه رسمی به شورای بین‌المللی موزه‌ها (ICOM) ارسال شده است. اولین نامه زمانی ارسال شد که در جریان حملات قبلی، بخش‌هایی از مجموعه کاخ گلستان آسیب دید. پس از حادثه اخیر اصفهان نیز نامه دیگری ارسال کردیم و در آن ضمن تشریح جزئیات اتفاق، خواستار محکومیت این اقدامات و جلب توجه جامعه جهانی به خطراتی شدیم که میراث‌فرهنگی ایران را تهدید می‌کند. همچنین، اطلاعات اولیه درباره ارزیابی خسارات وارده به برخی مجموعه‌ها برای نهادهایی مانند ایکوم و ایکروم ارسال شده تا امکان بررسی و مستندسازی دقیق فراهم شود.

با توجه به تجربه‌هایی که در کشورهایی مانند غزه یا عراق در جریان تخریب آثار تاریخی رخ داد، به نظر شما جامعه جهانی تا چه اندازه می‌تواند در حفاظت از میراث‌فرهنگی در شرایط جنگ نقش مؤثر ایفا کند؟
واقعیت این است که در شرایط جنگی، مسئولیت اصلی حفاظت از میراث‌فرهنگی برعهده دولت‌ها و نهادهای ملی است. اما جامعه جهانی می‌تواند از طریق ایجاد فشار دیپلماتیک، مستندسازی و پیگیری حقوقی نقش مهمی ایفا کند. تجربه‌هایی که در سال‌های گذشته در ارتباط با تخریب آثار تاریخی در سوریه، عراق یا مالی رخ داد، نشان می‌دهد ثبت و مستندسازی این جرایم درنهایت می‌تواند به پیگیری‌های قضائی در سطح بین‌المللی منجر شود. به همین دلیل، ما تأکید داریم هرگونه آسیب به میراث.فرهنگی باید به‌سرعت ثبت، مستند و به نهادهای بین‌المللی گزارش شود.

در شرایط فعلی که خطر آسیب به آثار تاریخی وجود دارد، چه اقداماتی برای حفاظت از موزه‌ها و بناهای تاریخی ضروری است؟
در شرایط بحرانی نخستین اقدام نصب علائم حفاظتی و اجرای کامل مفاد کنوانسیون لاهه است. این کار خوشبختانه با سرعت بیشتری در حال انجام است و به موزه‌ها و مراکز فرهنگی ابلاغ شده است. در کنار آن باید ارتباط مستمر با مدیران موزه‌ها برقرار باشد تا وضعیت آنها به‌صورت لحظه‌ای رصد شود. همچنین، لازم است اقدامات پیشگیرانه‌ای برای حفاظت از اشیای موزه‌ای و کاهش آسیب‌پذیری بناها انجام گیرد. درنهایت باید تأکید کرد میراث‌فرهنگی صرفاً متعلق به یک کشور نیست. آثاری مانند میدان نقش‌جهان بخشی از حافظه تاریخی بشر هستند و حفاظت از آنها در شرایط بحران مسئولیتی است که جامعه جهانی نیز باید نسبت به آن حساس باشد.

به اشتراک بگذارید:





نظر کاربران

نظری برای این پست ثبت نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بیشترین نظر کاربران

گنج‌یابی در سایه جنگ

گنج‌یابی در سایه جنگ