نصب نماد «سپر آبی» در بناها و محوطه‌های تاریخی چقدر اثرگذار است؟

سپر آبی رو به آسمان سرخ





سپر آبی رو به آسمان سرخ

۲۰ اسفند ۱۴۰۴، ۱۶:۲۳

|پیام ما| نصب نماد سپر آبی در بناها و محوطه‌های تاریخی در حالی انجام می‌شود که ایران عضو کارگروه بین‌المللی سپر آبی نیست و کمیته ملی سپر آبی، به‌رغم پیگیری‌ها و مکاتبات و تشکیل جلسات متعدد برای آن به‌علت مخالفت برخی مدیران، تاکنون در ایران تشکیل نشده است. درنتیجه، می‌توان گفت نصب نماد آن در بناها و محوطه‌های تاریخی تنها حرکتی نمادین برای حفاظت از آثار تاریخی است.

در روزهای اخیر حمله به حریم قلعه فلک‌الافلاک و میدان نقش‌جهان و کاخ گلستان در حالی صورت گرفت که تمامی این مجموعه‌ها اقدام به نصب نماد سپر آبی کرده بودند. البته ایران در سال ۱۳۸۰ به پروتکل دوم کنوانسیون ۱۹۵۴ لاهه برای حمایت از اموال فرهنگی درصورت بروز مخاصمه مسلحانه پیوست که براساس آن، می‌تواند با شروع مخاصمات، به‌صورت اضطراری درخواست حمایت عالی از اموال فرهنگی خود را به یونسکو ارائه کند. اما این حمایت عالی تنها مشمول آثاری می‌شود که جزو میراث بشری (ثبت در فهرست میراث جهانی یونسکو) باشند.
ایران در روزهای ابتدای جنگ این درخواست را به یونسکو ارسال کرد و یونسکو اعلام کرد موقعیت آثار تاریخی فرهنگی را به طرفین مخاصمه ابلاغ کرده است. بااین‌حال، همچنان میراث‌فرهنگی ایران به‌شکل غیرمستقیم از حملات هوایی آسیب جدی می‌بینند و هیچ پروتکلی در حفاظت از آنها نقش ندارد.
نصب نماد سپر آبی در محوطه‌ها و بناهای تاریخی در جنگ دوازده‌روزه تجربه شد. در جنگ اخیر هم برخی بناها اقدام به نصب این نماد کردند. اما این سؤال مطرح است که با توجه به اینکه ایران کمیته ملی سپر آبی را در زمان صلح تشکیل نداده و عضو کارگروه سپر آبی نیست، آیا نصب این نماد می‌تواند اثرگذار و بازدارنده باشد؟
«محسن طوسی ثانی» مدیرکل حفظ و احیای بناها، بافت‌ها و محوطه‌های تاریخی در گفت‌وگو با «پیام ما» در پاسخ به این سؤال می‌گوید: «طبق کنوانسیون لاهه، در جریان جنگ‌ها باید موقعیت تمام آثار فرهنگی و تاریخی قبل از هر تخاصم بین طرفین مبادله شود.
با توجه به اینکه این جنگ به یکباره صورت گرفته است و فرصتی برای ارائه این اطلاعات بین طرفین نبود، تصمیم بر این شد که به این شیوه بناها و محوطه‌های تاریخی را علامت‌گذاری کنیم. به این معنا که کاربری این مکان‌ها برای افراد و مهاجمین روشن و مشخص باشد.» طوسی تأکید می‌کند این نماد برای جلوگیری از حمله به بناها و محوطه‌های فرهنگی و تاریخی نصب می‌شود. ممکن است با تغییر شیوه و ابزار جنگ‌ها این اقدام بی‌تأثیر به نظر برسد، اما باید این پروتکل را در شرایط جنگی رعایت کرد.»
او درباره اینکه آیا این نمادها توسط موشک‌هایی که از فاصله دور هدایت می‌شوند قابل‌رؤیت است یا نه؟ می‌گوید: «این علامت‌گذاری حالت نمادین دارد. البته به این نکته هم باید توجه داشت که کاربری بسیاری از فضاها با نمادها و نشانه‌هایی در نقشه‌های دیجیتال و google earth مشخص شده است و شامل محوطه‌ها و بناهای تاریخی هم می‌شود. حتی محوطه‌ها و مجموعه‌های جهانی هم در نقشه‌ها متمایز شده‌اند. نمادی که در بناها نصب می‌شوند، نقش یک پرچم را دارد که اماکن را علامت‌گذاری و مشخص می‌کند. در جریان مخاصمات، سپر آبی نماد حفاظت از اماکن فرهنگی و تاریخی است. نیازی به نورپردازی و اقدامات این‌چنینی نیست تا این نماد دیده شود.
بعضی از دوستان هم عنوان می‌کنند که موشک‌ها که این چیزها را نمی‌بینند، موشک‌ها با یک موقعیت هدف‌گذاری می‌شوند و برای هدف‌گذاری آنها هم از بسترهایی مثل google earth و یا نقشه‌های ماهواره‌ای استفاده می‌شود، که در این بسترها اماکن فرهنگی و تاریخی روشن و مشخص است. پس کسانی که اهداف را تعیین می‌کنند، از موقعیت بناهای تاریخی مطلع‌اند. ما با نصب این نمادها در عین اینکه یک پروتکل را رعایت می‌کنیم، رویکرد حفاظتی هم برای این بناها داریم. هرچند برای برخی بناها این امکان وجود ندارد، مثل آثار طبیعی و یا آثاری مثل راه‌آهن، اما در مجموع نصب این نمادها حدود و ثغور این فضاها را برای مهاجمان تعیین می‌کند.»
طوسی می‌گوید: «عمده شهرها و استان‌ها این نماد را نصب کرده‌اند. از مسئولان در استان‌ها خواسته‌ایم در کنار این نمادها بنرهای دوزبانه‌ای را هم نصب کنند تا افرادی که نسبت به آن آگاهی ندارند، بدانند این نشان چه معنایی دارد.» به‌اعتقاد او با توجه به ظرفیت‌های دیجیتال از جمله نقشه‌های ماهواره‌ای موقعیت بسیاری از آثار فرهنگی و تاریخی با رنگ‌ها و نمادهای بین‌المللی روی نقشه مشخص شده‌اند. نصب سپر آبی در یک بنا نوعی نماد است؛ چراکه برخی از پروتکل‌های حفاظتی مربوط به سال‌هایی است که این سامانه‌ها وجود نداشت و کاربری فضاها مشخص نبود.

سپر آبی از نصب نماد تا تشکیل کمیته
سپر آبی اما تنها یک نماد نیست. براساس مواد کنوانسیون لاهه، کمیته‌ای بین‌المللی با نام «سپر آبی» (Blue Shield) شکل گرفته و همان مأموریتی را که صلیب سرخ در نجات جان انسان‌ها دارد، در مورد میراث بشری برای خود تعریف کرده است. به همین دلیل، برخی از آن با عنوان «صلیب سرخ فرهنگی» یاد می‌کنند. در اساسنامه‌ این کمیته آمده: «این نهاد شبکه‌ای از کمیته‌های متشکل از افراد متعهد در سراسر جهان است که به حفاظت از اموال فرهنگی جهان‌ا متعهدند و نسبت به میراث فرهنگی و طبیعی ملموس و ناملموس، در برابر خطرات ناشی از درگیری‌های مسلحانه یا بلایای طبیعی و انسانی دغدغه‌مندند.» کمیته سپر آبی همکاری نزدیکی با سازمان ملل، نیروهای حافظ صلح سازمان ملل، یونسکو و همچنین کمیته بین‌المللی صلیب سرخ دارد.
در ایران تلاش‌هایی برای شکل‌گیری این کمیته در دهه ۹۰ شکل گرفت، اما بی‌نتیجه ماند. محسن طوسی ثانی درباره اینکه چرا ایجاد این کمیته در ایران با وجود پیگیری‌های مکرر به نتیجه نرسید، می‌گوید: «کمیته سپر آبی یک نیروی حافظ است. برای تشکیل کمیته سپر آبی لازم است که یک نیروی حافظ آثار فرهنگی و تاریخی تشکیل شود که در ایران یگان حفاظت با همین کارکرد فعالیت می‌کند.
تشکیل کمیته یک توصیه بین‌المللی است. کشورهای مختلف با توجه به شرایطی که دارند، به اشکال مختلف این توصیه را اجرایی می‌کنند. بعضی کشورها نیروی حافظ آثار را در قالب کمیته سپر آبی شکل داده‌اند؛ بعضی هم از ظرفیت نیروهای نظامی و انتظامی خودشان استفاده می‌کنند.» هرچند در پروتکل دوم کنوانسیون ۱۹۵۴ لاهه که ایران هم به آن متعهد است، بارها ارجاع مسئله حفاظت از میراث‌فرهنگی کشورها به نهادهایی مانند کارگروه بین‌المللی سپر آبی مطرح شده است، اما تشکیل این کمیته در ایران که همواره زیر سایه جنگ و تهدیدات بین‌المللی قرار دارد، از ضروریاتی است که نادیده گرفته شد و با تسامح برخی مدیران از کنار آن عبور شد. استفاده از نیروهای یگان حفاظت برای حفظ آثار تاریخی در زمان صلح هم کافی نیست، حال در شرایط جنگی که الزامات خاص خود را دارد. حتی بعد از جنگ که نیاز به پیگیری‌های حقوقی بین‌المللی است، نمی‌توان با بیان اینکه ما نیازی به نهادهای بین‌المللی نداریم و خودمان از میراث کشورمان حفاظت می‌کنیم، مانع از تشکیل کمیته‌ای غیردولتی شد که نقش مشورتی دارد و می‌تواند در حمایت از آثار تاریخی در مجامع بین‌المللی تأثیرگذار باشد.»
پیش‌ازاین «سوسن چراغچی»، کارشناس حقوقی میراث‌ فرهنگی، در هشتادویکمین نشست از سلسله نشست‌های «دوشنبه‌های ایکوم ایران» با عنوان «حمایت از اموال فرهنگی تاریخی در زمان درگیری مسلحانه در چارچوب اسناد حقوقی بین المللی» که پس از جنگ دوازده‌روزه برگزار شد، درباره راهکارهای حقوقی بین‌المللی برای حفاظت از میراث‌فرهنگی درصورت بروز مخاصمه مسلحانه گفته بود: «در کنوانسیون ۱۹۵۴، تدابیری برای حمایت از اموال فرهنگی در زمان جنگ پیش‌بینی شده است، از جمله علامت‌گذاری بناهای تاریخی، موزه‌ها و مکان‌های فرهنگی. نصب علامتی با عنوان «سپر آبی» برای اعلام اینکه نباید به آن مکان حمله شود. البته این حمایت مشروط است به‌ این شرط که آن مکان استفاده نظامی نداشته باشد و در نزدیکی اهداف نظامی نیز قرار نگرفته باشد.
این موضوع، یکی از مهم‌ترین شروط کنوانسیون به شمار می‌رود. اما با پیشرفت تکنولوژی‌های جنگی و توسعه سلاح‌ها، این کنوانسیون دیگر پاسخگوی نیازهای روز نبود.» او در این نشست به پروتکل دوم کنوانسیون ۱۹۵۴ لاهه هم اشاره کرده و گفته بود: «این پروتکل، نه‌تنها کنوانسیون اصلی را نقض نکرد، بلکه آن را تکمیل و روزآمد کرد که در آن مفاهیمی همچون «حفاظت عالی» مطرح شد. کمیته‌ای بین‌الدولی مسئولیت بررسی پیشنهاد کشورها را برعهده دارد، به این معنا که کشورها می‌توانند اموال خاصی را برای ثبت در فهرست حفاظت عالی به این کمیته معرفی کنند.
اما این معرفی نیز شرایطی دارد؛ نخست، اثر باید میراث بشری باشد و دوم، کشور مربوطه باید اقدامات حفاظتی مناسبی برای آن در نظر گرفته باشد.» پس از آسیب به کاخ گلستان در جریان حمله به میدان ارگ معاون میراث‌فرهنگی کشور در نامه‌ای به مدیرکل یونسکو خواستار ثبت فوری تمام آثار و محوطه‌های میراث‌جهانی ایران در فهرست «اموال فرهنگی تحت حفاظت تقویت‌شده» شد.
براساس ماده ۱۲ پروتکل دوم کنوانسیون ۱۹۵۴ لاهه؛ ‌طرف‌های مخاصمه باید مصونیت اموال فرهنگی تحت حمایت عالی را با خودداری از هدف حمله قرار دادن آنها، هرگونه استفاده از این اموال یا‌محوطه پیرامون آنها در حمایت از اقدامات نظامی را تضمین کنند.
سالها پیش تشکیل کمیته سپر آبی در ایران تا مراحل پایانی پیش رفت، اما مخالفت رئیس ایکوموس ایران و همچنین مشکلات حقوقی مانع از آن شد که این کمیته در دهه ۹۰ در ایران شکل بگیرد.
چراغچی درباره اینکه چرا در ایران چنین کمیته‌ای تشکیل نشد، گفته بود: «تلاش‌هایی برای تشکیل کمیته ملی سپر آبی در ایران صورت گرفت. در دهه ۱۳۹۰ اقدامات اولیه‌ای آغاز شد و در سال ۱۳۹۸ جلسه‌ای رسمی با حضور مسئولان از جمله آقای طالبیان (معاون میراث‌فرهنگی وقت) و سفیر یونسکو برگزار شد. صورت‌جلسه امضا شد، اما متأسفانه پیگیری لازم صورت نگرفت. یکی از موانع مهم در این مسیر، مسائل حقوقی بود؛ چراکه طبق ساختار بین‌المللی سپر آبی، حتی افراد حقیقی و نهادهای غیردولتی نیز می‌توانند به تشکیل کمیته ملی در کشورها اقدام کنند.
اما در ایران، حوزه میراث‌فرهنگی تحت ساختار حاکمیتی است و متولی آن دولت است. ازاین‌رو، تداخلاتی میان ساختار بین‌المللی و الزامات حقوقی داخلی به وجود آمد که مانع از تحقق کامل این طرح شد. سازمان سپر آبی، نهادی شبکه‌محور و بین‌المللی است و در شرایط بحرانی مانند جنگ و بلایای طبیعی، نقش مهمی در هماهنگی اقدامات حفاظتی ایفا می‌کند. اگر این کمیته در کشور ما به‌موقع تشکیل می‌شد و در دوران صلح برنامه‌ریزی می‌کرد، اکنون می‌توانستیم از ظرفیت‌های آن در حفظ میراث‌فرهنگی کشور به‌نحو مؤثرتری بهره‌مند شویم.»
او در همان جلسه در شرایطی که کشور به ثبات نسبی بعد از جنگ دوازده‌روزه رسیده بود، مسئله تشکیل کمیته ملی سپر آبی را دوباره مطرح کرد. اما این موضوع باز هم نشنیده گرفته شد تا امروز که هر بار خبری جدید از آسیب به آثار تاریخی در شهرهای مختلف ایران منتشر می‌شود و پای موشک‌ها تا پشت حصار میدان نقش‌جهان باز شده و از دست هیچ‌کس کاری برنمی‌آید. هرچند یونسکو نسبت به این وضعیت ابراز نگرانی کرده است، اما کسی نمی‌داند آیا با وجود خلأهایی که در این زمینه وجود دارد، ایران پس از اتمام جنگ می‌تواند در مجامع بین‌المللی مسئله تخریب و آسیب آثار تاریخی خود را پیگیری کند؟ یا پس از جنگ قرار است باز هم با مسامحه با این مسائل برخورد شود و تنها در بحران‌ها اقداماتی نمادین برای حفاظت از میراث تاریخی کشور انجام شود؟

به اشتراک بگذارید:





نظر کاربران

نظری برای این پست ثبت نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بیشترین نظر کاربران

گنج‌یابی در سایه جنگ

گنج‌یابی در سایه جنگ