صدای موشک به جای صدای زنگ مدرسه
پرپر شدن شکوفههای میناب
۱۰ اسفند ۱۴۰۴، ۱۷:۱۱
من مادرم، مادری که هر روز صبح لقمه صبحانه دخترکش را با عشق در کوله پشتیاش میگذاشت و دخترک شاد و شیطانش را راهی مدرسه میکرد؛ من مادرم، مادری که با عشق مادرانهاش او را میبوسید و میبویید اما غافل از آنکه این آخرین دیدار مادرانه من است. این آخرین بوسههای مادرانه من بر گونه و پیشانی دخترکم است؛ آه از این غم و از آن صبحی که به جای زنگ تفریح، آخرین نفسهایت با صدای بمب فرو نشست.
تو کودک بودی و بیخبر از دنیای بیرون که جنگ را نوید میدهد. تو دنبال بازیهای کودکانهات بودی در کنار همکلاسیهایت. پشت نیمکتهای مدرسه نشسته بودی و هیاهوهای کودکانهات بیآنکه بدانی آن بیرون دشمن چه خوابی برایت دیده است، فضای کلاس را پر کرده بود که به ناگاه همه خندهها و شور زندگیات زیر خروارها خاک خاموش شد. گناه تو چه بود دخترکم؟ گناه من مادر چه بود، مادری که تنها دلخوشیاش خندههای تو بود، تنها دلخوشیاش این بود که ظهرها به خانه بیایی و غذای مورد علاقهات را درست کنم، حالا با دلم چه کنم؟ با غمت چه کنم؟ یادت هست که هر شب و روز میپرسیدی؛ مامان جنگ میشه؟ من میمیرم؟ تو میمیری؟ اگر تو نباشی من چه کنم؟ حالا تو نیستی دخترکم، تو بگو من بی تو چه کنم؟؟؟
این غم تنها غم من نیست، غم همه آن مادرانی است که زودتر بیدار شده بودند، نانها هنوز گرم بودند و بوی صابون از لبه لباسهای اتوخورده بچهها بالا میرفت. هیچکس تصور نمیکرد کیفهای کوچکی که با عشق پر شدهاند، تا ظهر دوباره به خانه برنگردند. در کوچه باریکی که حالا با نوار زرد و فریاد مردم پوشیده شده، مادری نشسته است، صورتش میان دستهایش پنهان و صدایش بریده است، آن مادر منم و چشم انتظار کودک تا دوباره صدایم کند.
به او فقط گفتم زود برگرد مامان، دیرت نشود، هنوز صدای خندهاش از پشت در به گوشم میرسد، ای کاش نرفته بود، ای کاش زمان در همان جا متوقف میشد، ای کاش آن روز صبح خواب میماندم، نه من بلکه همه مادران سرزمینم به خواب میرفتند. اما این فقط من نیستم که برایت میگریم، پدرت در میان آوارهای مدرسه و نیمکتها صدایت میکند اما پاسخی نمیشنود. چشمانش در میان ناباوری و خشم دستوپا میزند و با فریاد میگوید: ما برای درس فرستادیمش، نه برای مرگ. دخترم برگرد…
در میان این همهمه، بوی گچ، بوی خون و مرگ در هم تنیده است. من و مادران و پدران مضطرب، میان بیمارستانها و مدرسه در رفتوآمدیم تا شاید هنوز امیدی باشد. دستهایمان میلرزند، قلبهایمان گویا ایستاده است.
در حیاط مدرسه، مدادهایی روی زمین ماندهاند، دفترهایی که هنوز نیمهکاره ماندهاند، کلمههایی که تا ابد ناتمام خواهند ماند. زنگ تفریح هرگز به صدا درنمیآید؛ زمان در همان لحظه متوقف شده است اما من مادرم و میان ازدحام جمعیت، بیوقفه دنبال نشانهای از لباس، از کیف، از قامت کوچکت میگردم. شاید شیطنت کرده باشی و میخواهی بازی کنی اما مادر، من طاقت این بازی را ندارم، صدایم کن، بازی تمام شده است، مگر گریههای من را نمیبینی؟ شهرم به یک سوگخانه بدل شده است اما زیر این درد، لایهای دیگر است که از میان اشکها بیرون میزند، چرا مدرسه، مدرسهای که باید پناهِ امنترین لحظههای زندگی باشد حالا بوی مرگ گرفته است.
دختران دبستان شجره طبیه در شهر میناب در استان هرمزگان که صبح روز ۹ اسفند ماه هدف موشک اسرائیل قرار گرفت به حافظه جمعی ما پیوستهاند؛ به وجدانِ زخمی که هرگز نباید خاموش شود و شاید بزرگترین مسئولیتِ امروزمان همین باشد که نگذاریم صدای خندهشان در غبار بیتفاوتی گم شود. این درد، درد همه مادرانی است، چه شاغل و چه خانهدار که صبح روز ۹ اسفند وقتی فرزندان خود را به مدرسه بدرقه کردند، ساعاتی نگذشته بود که خبر حمله اسرائیل به گوش رسید و مادران، بیهیچ مکثی، به سوی مدرسه دویدند. روسریها نیمهافتاده، دمپاییها از پا جداشده. در دل غوغای جنگ، زمین زیر پایشان میلرزد، دیگر خودش را نمیشناسد و تنها به فرزندش میاندیشد.
این اضطراب، همان عشق بدون قید و شرط مادری است که در هیجانانگیزترین و ترسناکترین شکل ممکن، خود را نشان میدهد؛ مادری که هرگز نمیایستد تا وقتی که فرزندش در امنیتترین نقطه جهان، یعنی در دستان او، آرام بگیرد. در شرایطی که غرش توپها نقشه شهر را از نو میکشد و خطوط امن در هم میشکند، مادران تبدیل به موجوداتی با نیرویی فراتر از درک میشوند. این سفر هر چند کوتاه است از خانه تا مدرسه اما در دل مادر نگران، هر قدمی بهمثابه مسافتی طولانی است. مادر در این مسیر، نه به آسمان نگاه میکند که مبادا سایهای متجاوز ببیند و نه به زمین که مبادا چالهای او را زمین بزند؛ همه میدان دید او فشرده میشود بر مسیر پیش رو و نقطهای که باید به آن برسد؛ درب مدرسه. او میداند که اگر لحظهای تردید کند، اگر ثانیهای در فکر کردن تلف شود، ممکن است دیگر نتواند آن چهره معصوم را دوباره در نور ببیند. این اضطراب، نه یک ضعف، بلکه تراکم غلیظ عشق است که او را وادار به نادیده گرفتن درد و خستگی میکند.
لحظه رویارویی با کودک، لحظهای است که تضاد به اوج میرسد؛ او با دستانی لرزان اما با عزمی پولادین، فرزندش را در آغوش میکشد در آنجا، مادر دیگر فقط مادر نیست؛ او سپرِ متحرک است. او باید در حالی که قلبش به تندی در سینهاش میکوبد، صدایش را آرام و مطمئن نگه دارد تا کودک در آغوش او، آرامشی را تجربه کند که جهان اطرافشان از آن محروم است.
سپس، بازگشت آغاز میشود. بازگشتی که در آن، هر صدای بلند، هر حرکت غیرمنتظره، دوباره موتور اضطراب را به کار میاندازد. مادر میداند که تا زمانی که در پناهگاهی امن و با دیوارهای مستحکم نباشد، این نبرد روانی پایان نخواهد یافت. این سفر، نمایش باشکوهی است از این حقیقت که حتی در شکنندهترین حالتها، غریزه مادری شکستناپذیر است. آری ۹ اسفند ماه ۱۴۰۴ در تاریخ ثبت شد روزی که قلب مادران به تپش افتاد و مادرانی را نیز داغدار کرد.
برچسب ها:
نظر کاربران
نظری برای این پست ثبت نشده است.
مطالب مرتبط
«بانک زمان» در ایران راهاندازی میشود؛ سازوکار تبادل رایگان خدمات بدون پول
اکنــــونِ جامعـه ما و امـکان روایـــــــــت
کودکان و جنگ
تجربه زیسته کودکان، بازنمایی رسانهای و مراقبتهای ضروری در روزهای جنگ
کودکـــــــــــان خط مقدم نیستند
گزارش «پیام ما» از وضعیت بازار برنج در گفتوگو با سفیر ایران در فائو و منابع آگاه
برنج گـــــــران میشـــــود؟
وقتی تعرفهگذاری پرستاری به بیعدالتی دامن میزند
سپیدپوشان ناراضــی
پسماندهایی که هنـــــوز میجنگند
کارشناسان نسبت به پیامد تخریبی و آلودگی پایدار پسماندهای جنگی در منابع آبوخاک هشدار دادند
شبیخون نخالههای جنگی
«پیام ما» تأثیر جنگ بر شرایط کارگران خوزستان را بررسی میکند
کارگران خوزستان قربانیان سیاهی جنگ
هشدار درباره پیامدهای دوقطبیسازی اجتماعی
ضرورت پذیرش تنوع حجاب برای حفظ همبستگی
وب گردی
- درخواست ایجاد مسیر دوچرخهسواری ۱۰۰ کیلومتری در قم
- چند روز بعد از سمپاشی ساس از بین میرود؟ (راهنمای کامل سمپاشی ساس + قوی ترین سم ساس)
- باغ پرندگان تهران کجاست؟ معرفی، ساعت کاری و آدرس
- مقایسه قیمت ورق شیروانی، سیاه، استیل و گالوانیزه در یک نگاه
- درخواست برقراری دورکاری و تعطیلی پنجشنبه برای کادر غیرعملیاتی (پشتیبانی) درمان سازمان تأمین اجتماعی
- طریقه ی ساخت دستگاه واکس زن برقی
- خرید لوازم یدکی لودر فابریک
- حضور فعال شرکت کرچنر سولار گروپ ایرانیان در نمایشگاه بینالمللی انرژیهای تجدیدپذیر
- جدیدترین تغییرات قیمت ارزهای دیجیتال و تحلیل رفتار بازار جهانی
- موارد استفاده و کاربردهای فلز پلاتین بیشتر
بیشترین نظر کاربران
سینماگران پای کارِ ایران
پربازدیدها
1
رقص سوگوارانه؛ کنشی مقاومتی
2
رقص عزا
3
مبارزه با جستوجوی گنج
4
هوای آلوده با موتورهای منسوخشده و آلاینده خودروهای داخلی
5
گنجِ گمشده زیر چرخ لودرها




دیدگاهتان را بنویسید