ما همه «باشو»ایم آقای بیضایی!
۷ دی ۱۴۰۴، ۱۷:۳۷
مرگ «بهرام بیضایی» در غربت اعلام رسمی یک «شکست جمعی» است؛ شکستی که سالها پیش آغاز شد، درست همان روزی که این سرزمین نتوانست صدای یکی از عمیقترین و صادقترین روایتگران خود را حفظ کند.
بیضایی را اگر تنها فیلمساز یا نمایشنامهنویس بدانیم، به او جفا کردهایم. او از آن هنرمندانی نبود که صرفاً اثر تولید کند، بلکه با تاریخ، اسطوره، زبان و حافظه جمعی ما سروکار داشت. روایت برای بیضایی محل فکر بود و چنین هنرمندی با این مختصات منحصربهفرد بیش از هر چیز به آزادی اندیشه و امکان کار مداوم نیاز داشت. در مقابل برای سالهای طولانی، این امکان در ایران از او دریغ شد.
بیضایی تن به سانسور نداد، میدانست سانسور تحریف معناست. برای پخش اثرش یا به صحنه رفتن تئاترش معامله نکرد و نتیجه روشن بود؛ حذف تدریجی و فرساینده، تا جایی که رفتن به تنها راه برای ادامهدادن بدل شد.
دوری بیضایی از ایران، او را از کار بازنداشت، تا آخرین روز نوشت و نوشت، حتی اگر در روزهای آخر با دستهای مژده شمسایی، همسرش، باشد. در ایران اما آن نگاه و شیوه اندیشیدنی که نمایندهاش بود، آرامآرام به حاشیه رانده شد.
مهاجرت بهرام بیضایی سبب نشد ایران را پشت سر بگذارد. این جمله او در یکی از مصاحبههایش مدام در ذهنم تکرار میشود: «مژده میگوید بهرام ما الان در تهران نیستیم و من هر بار یادم میرود.»
بیضایی از آن سوی دنیا درباره این سرزمین نوشت و ایران را در فضای جهانی معرفی کرد. در استنفورد مجبور نبود مدام بپرسد آیا اجازه کار دارد یا نه. ساختن و نشان دادن اثرش در آنجا، پیشاپیش در گرو مجوز و حذف نبود. بااینحال آنجا برایش خانه نشد، هرچند که امکان نفس کشیدن را به او میداد.
غربت حتی اگر با احترام همراه باشد، باز هم غربت است، برای بیضایی هم اینگونه بود. او در این سالها نوشت، آموخت و تدریس کرد، اما زبان، تاریخ و زخمهایش کیلومترها دور مانده بودند. او در غربت زیست، همانطورکه بسیاری از شخصیتهای فیلمهایش زیستهاند؛ آگاه، تنها و ایستاده.
«باشو، غریبه کوچک» را چندباره مرور میکنم. باشو، کودکی که زبانش را نمیفهمند، رنگش را پس میزنند و حضورش را تهدید میدانند. او غریبه است؛ نه چون از جای دیگری آمده، بلکه چون شبیه جمع نیست. بیضایی خوب میدانست غریبه بودن فقط جغرافیا نیست. یک وضعیت است. و خودش، سالها بعد، به باشوی بزرگسال فرهنگ ما بدل شد. کسی که از سوی عدهای در این سرزمین زبانش شنیده نشد و حضورش تحمل نشد.
فکر میکنم ما همه «باشو»ایم؛ بیپناه و در انتظار؛ چشمبهراه کسانی که روزی باید چراغ این سرزمین را روشن کنند، اما سالها فریادها و خواستهها برای بازگرداندن کسانی مثل بیضایی شنیده نشد، و بله، گمان میکنم این یک شکست جمعی است وقتی که سهممان از حضور امثال او در ایران، به بازگشت پیکر بیجانش به وطن تقلیل مییابد.
مرگ بیضایی در غربت، آینهای است که در آن میبینیم چگونه با سرمایههای فرهنگیمان رفتار کردهایم. چگونه حذف را عادی کردهایم و به نبودنها خو گرفتهایم. کیارستمی، مهرجویی، تقوایی و حالا بیضایی. هیچکدام از این رفتنها تصادفی نیستند. امان از اینکه از ساکنان این سرزمین روزی بپرسند: با بیضایی چه کردید؟
برچسب ها:
نظر کاربران
نظری برای این پست ثبت نشده است.
مطالب مرتبط
هوش مصنوعی چگونه میتواند به حفاظت از حیاتوحش کمک کند؟
روایت «دیوید اتنبرو» از هفت آواز شگفتانگیز جهان جانوران
طبیعت آواز میخواند تا زنده بماند
نگاهی به بحرانهای انباشته نظام آموزشی و جایگاه مدرسه در حکمرانی
آقای رئیسجمهور، نبض مدرسه نمیزند!
نقدی بر تصمیم ضدمیراثی وزیر میراث
یکی بر سر شاخ، بُن میبرید!
تأملی بر ممنوعیت آفرود در طبیعت ایران
قانون یا فرهنگ؟ یک دوگانه نادرست
تأملی درباره کودکان، رسانه و جهانِ در حال تغییر
بچههایمان، بچه امروزند، نه گذشته
استادیم؛ حقوقمان در دست بررسی است
یادی از تلاشگران بینامونشان کشاورزی پایدار
بهبهانه صدسالگی« اسکندر فیروز»
مرکز آموزشی و پژوهشی کنوانسیون رامسر در مرکز و غرب آسیا را احیا کنیم!
«رهروان امید» در فرهنگسرای نیاوران روی صحنه میرود
وب گردی
- قیمت بلیط اتوبوس به مرزهای غربی کشور مشخص شد
- کمک به تأمین مالی یا واردات داروی ELAHERE برای بیماران مقاوم به شیمیدرمانی در سرطان تخمدان
- آیا با کپی مدارک می توان سوار قطار شد؟
- درخواست لغو بسته شدن فرودگاه پیام
- مطالبه شفافیت در دانشگاه علوم پزشکی ایران
- خطاهای پنهان در ترجمه مدرک تحصیلی که پرونده اپلای را با تاخیر مواجه میکند
- درخواست توقف پروژه باملند برای حفاظت از درختان و طبیعت شهر لاهیجان
- بهترین پنل پیامکی ایران [4 تا از بهترین سامانه پیامکی ایران]
- آشنایی با خدمات متنوع اسنپفود در رشت
- بهترین مدل شومیز برای افراد چاق؛ 10 مدل ترند 1405 بیشتر
بیشترین نظر کاربران
ژئوتوریسم؛ ثروتی که هنوز جدی نگرفتهایم
پربازدیدها
1
رقص سوگوارانه؛ کنشی مقاومتی
2
رقص عزا
3
مبارزه با جستوجوی گنج
4
هوای آلوده با موتورهای منسوخشده و آلاینده خودروهای داخلی
5
گنجِ گمشده زیر چرخ لودرها




دیدگاهتان را بنویسید