لیلا بابائی، پژوهشگر دانشگاه علم و صنعت از نقش زنان و انرژیهای تجدیدپذیر برای مهار بحران آب و تغییر اقلیم میگوید
پایداری از مسیر آب، انرژی و غذا
۱۰ آذر ۱۴۰۴، ۱۴:۱۳
در شهری به دنیا آمد که نامش رنگوبوی آب زلال داشت. اما آب «آبیک» طعمی ناگوار داشت و هوایش نفسی آلوده به گرد سیمان. همین ناسازگاری در سالهای نوجوانی نگاه او را به محیطزیست حساس کرد و بعدها مسیر حرفهای او را تغییر داد. ریاضیات را دوست داشت و در دانشگاه مهندسی عمران خواند، اما خیلی زود فهمید قلبش جایی دیگر است؛ آنجا که میتواند در آب و محیطزیست جستوجو کند. برای کارشناسیارشد، مهندسی محیطزیست را انتخاب کرد و با پایاننامهاش درباره تصفیه پیشرفته و بازچرخانی آب، نخستین گام جدی خود را در این مسیر برداشت. کارشناس سابق پایش دفتر پایش فراگیر سازمان حفاظت محیطزیست و استاد سابق و مدعو رشته مهندسی انرژی دانشکده فیزیک و انرژی دانشگاه صنعتی امیرکبیر، در دکتری مسیر علاقه به محیطزیست را ادامه داد. حدود سیسالگی بخشی از پژوهشهایش را در فرصت مطالعاتی در دانشگاه مریلند آمریکا گذراند؛ تجربهای که نگاه محلی او را دگرگون کرد و آموخت بحران آب، انرژی و غذا، قصهای جهانی است. عضو تیم تحقیقاتی مرکز علم و توسعه دانشگاه علم و صنعت، باور دارد آینده پایدار تنها از دل فناوری نمیگذرد، بلکه به انسانهای آگاه و مسئول نیاز دارد. او از نقش پررنگ زنان در صنعت تجدیدپذیر و عبور آن از کلیشههای جنسیتی میگوید، هرچند همچنان به گفتوگو و ایجاد فرصت برابری نیازمند است. «لیلا بابائی»، امروز، در ۳۸ سالگی، تلاش دارد با کار بر روی پروژههای ملی و روایتگری در شبکههای اجتماعی علم و دغدغه را به هم پیوند زند و از تضادهای زیستهاش پلی کوچک بسازد برای تغییرات بزرگ.
در شهری به دنیا آمد که نامش رنگوبوی آب زلال داشت. اما آب «آبیک» طعمی ناگوار داشت و هوایش نفسی آلوده به گرد سیمان. همین ناسازگاری در سالهای نوجوانی نگاه او را به محیطزیست حساس کرد و بعدها مسیر حرفهای او را تغییر داد.
ریاضیات را دوست داشت و در دانشگاه مهندسی عمران خواند، اما خیلی زود فهمید قلبش جایی دیگر است؛ آنجا که میتواند در آب و محیطزیست جستوجو کند. برای کارشناسیارشد، مهندسی محیطزیست را انتخاب کرد و با پایاننامهاش درباره تصفیه پیشرفته و بازچرخانی آب، نخستین گام جدی خود را در این مسیر برداشت.
کارشناس سابق پایش دفتر پایش فراگیر سازمان حفاظت محیطزیست و استاد سابق و مدعو رشته مهندسی انرژی دانشکده فیزیک و انرژی دانشگاه صنعتی امیرکبیر، در دکتری مسیر علاقه به محیطزیست را ادامه داد. حدود سیسالگی بخشی از پژوهشهایش را در فرصت مطالعاتی در دانشگاه مریلند آمریکا گذراند؛ تجربهای که نگاه محلی او را دگرگون کرد و آموخت بحران آب، انرژی و غذا، قصهای جهانی است.
عضو تیم تحقیقاتی مرکز علم و توسعه دانشگاه علم و صنعت، باور دارد آینده پایدار تنها از دل فناوری نمیگذرد، بلکه به انسانهای آگاه و مسئول نیاز دارد. او از نقش پررنگ زنان در صنعت تجدیدپذیر و عبور آن از کلیشههای جنسیتی میگوید، هرچند همچنان به گفتوگو و ایجاد فرصت برابری نیازمند است. «لیلا بابائی»، امروز، در ۳۸ سالگی، تلاش دارد با کار بر روی پروژههای ملی و روایتگری در شبکههای اجتماعی علم و دغدغه را به هم پیوند زند و از تضادهای زیستهاش پلی کوچک بسازد برای تغییرات بزرگ.
شما در رشته مهندسی محیطزیست تحصیل و سپس روی پیوند آب، انرژی و غذا کار کردید. چه انگیزهای باعث شد به سمت انرژیهای تجدیدپذیر و پایدار بروید؟
مسیر حرفهای من در حوزه انرژیهای تجدیدپذیر و توسعه پایدار، از دل دغدغههای زیستمحیطی و تجربههای پژوهشی در رشته مهندسی محیطزیست شکل گرفت. باتوجهبه بحران و تنش آبی در ایران، من در پایاننامه کارشناسیارشدم به موضوع استفاده مجدد و بازچرخانی پساب از طریق فرایندهای تصفیه پیشرفته پرداختم. این پژوهش، نقطه شروعی برای علاقهمندی من به راهکارهای پایدار در مدیریت منابع آب بود.
در ادامه تحصیلات دکتری، فرصت همکاری بهعنوان پژوهشگر در حوزه آب و محیطزیست در پژوهشکده علوم و فناوریهای انرژی، آب و محیطزیست دانشگاه صنعتی شریف برایم فراهم شد. در این دوره، در دو پروژه تحقیقاتی «ارزیابی تعهدات ایران در توافقنامه پاریس» و «چالشهای توسعه روستای سبز در ایران» مشارکت داشتم. در پروژه توسعه روستای سبز، مشاهده مستقیم پیامدهای توسعه ناپایدار از جمله فرسایش خاک، تخلیه سفرههای آب زیرزمینی، فرونشست زمین و طوفانهای گردوغبار، در بسیاری از مناطق کشور، انگیزهای جدی برای تمرکز بر راهحلهای پایدار و مبتنی بر همافزایی منابع در من ایجاد کرد.
در همین مسیر، برای نخستینبار با مفهوم پیوند آب، انرژی و غذا آشنا شدم و دریافتم که حل بحران آب در کشور و دستیابی به اهداف توسعه پایدار، بدون نگاه یکپارچه و سیستمی به سه حوزه آب، انرژی و کشاورزی امکانپذیر نیست. رویکرد مدیریت منابع با درنظرگرفتن ارتباطات متقابل میان این سه بخش، نهتنها به بهرهبرداری بهینه و حفاظت از منابع طبیعی کمک میکند، بلکه در کاهش اثرات تغییرات اقلیمی نیز نقش بسزایی دارد. آشنایی با مدل مدیریتی پیوند آب – انرژی – غذا بهعنوان یک راهکار نوین در مدیریت منابع، و مشاهده روند نگرانکننده تخریب محیطزیست و منابع طبیعی در کشور، انگیزهای شد تا موضوع مدل همبست آب – انرژی – غذا در یک منطقه شهری کشاورزی را بهعنوان موضوع پایاننامه دکتری خودم انتخاب کنم.
در طول تحصیل و پژوهش، با چه موانعی بهعنوان یک زن پژوهشگر در ایران یا حتی در عرصه بینالمللی مواجه شدید؟
موانعی که زنان پژوهشگر تجربه میکنند، تا حد زیادی به تجربههای شخصی، زمینه تخصصی و محیطهای کاری که در آن فعالیت دارند بستگی دارد. ازآنجاکه بخش عمدهای از مسیر حرفهای من در فضاهای دانشگاهی، پژوهشگاهی و سازمانهای دولتی سپری شده، شخصاً با موانعی متفاوت از آنچه مردان ممکن است تجربه کنند، مواجه نبودهام. حتی در بسیاری موارد، به دلیل سیاستهای حمایتی و اولویتدادن به حضور زنان، برخی چالشها برای من سریعتر و آسانتر برطرف شدهاند.
بااینحال، اگر بخواهم بهطورکلی به موانعی اشاره کنم که بسیاری از زنان پژوهشگر با آنها روبهرو هستند، میتوانم به مواردی چون کمارزش انگاری تخصص زنان در حوزههای فنی و مهندسی – بهویژه در رشتههایی مانند انرژی، محیطزیست و فناوری که گاه مردانه تلقی میشوند – اشاره کنم. همچنین، بسیاری از زنان پژوهشگر احساس میکنند برای اثبات شایستگی خود باید بیشتر تلاش کنند تا جدی گرفته شوند و جایگاه حرفهایشان تثبیت شود.
باتوجهبه تجربه شما در مراکز علمی، آیا زنان هم ایران و هم مراکز بینالمللی فرصتهای برابر برای فعالیت و ارتقا دارند؟
بله، در ایران فضای آموزش عمومی و دانشگاهی طی سالهای اخیر پذیرای حضور فعال زنان بوده است. در بسیاری از رشتههای دانشگاهی، بهویژه در علوم پایه، پزشکی و حتی برخی حوزههای فنی، حضور زنان نهتنها چشمگیر بلکه در مواردی از مردان نیز پررنگتر بوده است. این روند نشاندهنده افزایش علاقه، توانمندی و مشارکت زنان در عرصههای علمی و پژوهشی کشور است.
در سطح بینالمللی نیز حضور زنان پژوهشگر به طور قابلتوجهی افزایش یافته است. بسیاری از نهادهای علمی و دانشگاههای معتبر جهان، با اجرای سیاستهایی مانند تخصیص سهمیههای ویژه، حمایت از پروژههای پژوهشی با محوریت زنان و ایجاد شبکههای بینالمللی برای توانمندسازی زنان در علم، زمینه حضور و ارتقای آنان را فراهم کردهاند.
بااینحال، همچنان چالشهایی وجود دارد که نیازمند توجه و اصلاحات ساختاری هستند. ولی روند کلی، چه در ایران و چه در سطح بینالمللی، نشاندهنده حرکت بهسوی فرصتهای برابر و مشارکت مؤثرتر زنان در علم و پژوهش است.
حوزه انرژیهای تجدیدپذیر و محیطزیست معمولاً فنی و مردانه تلقی میشود. شما شخصاً چه کلیشههای جنسیتی را تجربه کردید؟
در حوزههایی مانند انرژیهای تجدیدپذیر و مهندسی محیطزیست که معمولاً فنی و مردانه تلقی میشوند، کلیشههای جنسیتی گاهی بهصورت ظریف، غیرمستقیم و حتی ناخودآگاه خود را نشان میدهند. شخصاً در برخی موقعیتها با نوعی نگاه مواجه شدم که گویی حضور زنان در این عرصهها بیشتر در نقشهای اجرایی، هماهنگی یا پشتیبانی تعریف میشود تا در جایگاههای تحلیلی، تصمیمگیرنده یا راهبردی.
البته این تجربهها همیشه آشکار یا آزاردهنده نیستند، اما همین نگاههای ضمنی میتوانند بر اعتمادبهنفس و فضای مشارکت تأثیر بگذارند. خوشبختانه، با گذشت زمان و اثبات توانمندیهای زنان در پروژههای علمی و مدیریتی، این نگرشها تا حدی تغییر کردهاند. بااینحال، فکر میکنم هنوز نیاز به گفتوگو، آگاهیبخشی و ایجاد فرصتهای برابر برای زنان در حوزههای فنی و تصمیمسازی وجود دارد.
یکی از مقالات اخیر شما درباره شاخصهای پایداری در پیوند آب، انرژی و غذا در کشاورزی شهری بود. به نظر شما، حضور زنان در این عرصه چه ارزش افزودهای برای توسعه پایدار ایجاد میکند؟
در پروژههای پایداری کشاورزی شهری، نقش زنان در شبکهسازی، آموزش و توانمندسازی جوامع محلی، یکی از عوامل کلیدی در تحقق توسعه پایدار و افزایش تابآوری اجتماعی محسوب میشود. زنان بهواسطهٔ جایگاه اجتماعی و ارتباط نزدیک با خانواده و جامعه، توانایی بالایی در انتقال دانش، ایجاد اعتماد و تسهیل مشارکت جمعی دارند. آنها میتوانند حلقههای یادگیری محلی را شکل دهند، مفاهیم مرتبط با مدیریت منابع طبیعی را آموزش دهند و الگوهای مصرف پایدار را در سطح خانوار و محله نهادینه کنند. این ظرفیتها بهویژه در مناطق کشاورزی شهری که با چالشهایی چون کمبود منابع، آلودگی و تغییرات اقلیمی مواجهاند، نقش حیاتی در تقویت آگاهی عمومی و ارتقای رفتارهای زیستمحیطی ایفا میکنند.
مشارکت فعال زنان در فرایندهای تصمیمگیری و اجرای پروژههای کشاورزی شهری، به افزایش تابآوری اجتماعی در برابر بحرانهای زیستمحیطی و اقلیمی منجر میشود. زنان با درک دقیقتری از نیازهای گروههای آسیبپذیر و با توانایی در ایجاد همبستگی اجتماعی، میتوانند جوامع را برای مواجهه با مخاطراتی چون خشکسالی، فرسایش خاک یا نوسانات قیمت غذا آمادهتر کنند. همچنین، حضور آنان در مدیریت منابع و طراحی سیاستهای محلی، موجب شکلگیری راهحلهایی میشود که نهتنها کارآمد و پایدار، بلکه منصفانه و فراگیر هستند. در نتیجه، توانمندسازی زنان در این عرصه نهتنها یک ضرورت اجتماعی، بلکه یک راهبرد مؤثر برای تحقق اهداف توسعه پایدار در مقیاس شهری و منطقهای است.
چه نوع حمایتهای نهادی یا قانونی میتواند شرایط فعالیت زنان پژوهشگر و متخصص را در انرژیهای تجدیدپذیر بهبود دهد؟
در مسیر توسعه پایدار و گذار به انرژیهای تجدیدپذیر، حضور فعال و مؤثر زنان پژوهشگر و متخصص نهتنها یک ضرورت اجتماعی، بلکه یک فرصت راهبردی برای ارتقای کیفیت تصمیمسازی و نوآوری فناورانه است. باوجود رشد چشمگیر دانش و تخصص زنان در این حوزه، موانع ساختاری، فرهنگی و نهادی همچنان مانع از بهرهگیری کامل از ظرفیت آنان در سطوح مدیریتی و سیاستگذاری میشود. برای رفع این چالشها، مجموعهای از حمایتهای قانونی، نهادی و اجتماعی باید در دستور کار قرار بگیرد.
در سطح سیاستگذاری کلان، حضور زنان در شوراهای تصمیمگیر و کارگروههای سیاستگذاری حوزه انرژی باید بهعنوان یک اصل راهبردی موردتوجه قرار گیرد، تا تخصص آنان در فرایندهای کلان دیده و شنیده شود. در سطح نهادی، ایجاد مراکز تخصصی برای توانمندسازی زنان در انرژیهای تجدیدپذیر، توسعه برنامههای انتقال تجربه بیننسلی، و تسهیل دسترسی به منابع مالی، زیرساختهای پژوهشی و شبکههای حرفهای، میتواند مسیر رشد حرفهای آنان را هموارتر کند.
در بعد اجتماعی، فرهنگسازی برای تقسیم مسئولیتهای خانوادگی و حمایت از زنان در مسیر حرفهای، نقش کلیدی در آزادسازی ظرفیتهای مدیریتی و پژوهشی آنان دارد. همچنین بازنمایی زنان موفق در رسانهها و نظام آموزشی، بهعنوان الگوهای الهامبخش، میتواند انگیزه و اعتمادبهنفس را در نسل جدید تقویت کند. حمایت از کارآفرینی زنان در حوزه انرژیهای پاک نیز بستری برای خلق نوآوریهای بومی و تقویت اقتصاد سبز فراهم میسازد. چنین تحولاتی نهتنها به عدالت جنسیتی کمک میکند، بلکه کارآمدی و تابآوری سیستم انرژی کشور را نیز ارتقا میبخشد.
اگر یک زن جوان بخواهد وارد این مسیر شود، شما چه توصیههایی برایش دارید؟
اگر بخواهم از تجربه شخصیام در مسیر حرفهای حوزه آب، انرژی و محیطزیست صحبت کنم، باید بگویم ورود به این عرصه نیازمند ترکیبی از دانش تخصصی، نگاه سیستمی و بینرشتهای، مهارتهای نرم و ارتباطی، و صبوری در برابر موانع ساختاری است.
نخستین گام، پایهگذاری علمی قوی است. اما این حوزه صرفاً فنی نیست؛ باید بتواند مسائل را در چارچوبی بینرشتهای تحلیل کند، یعنی درک ارتباط میان منابع طبیعی، سیاستگذاری، اقتصاد و اجتماع. آشنایی با ابزارهای مدلسازی، تحلیل داده و نرمافزارهای تخصصی نهتنها برای انجام پژوهش، بلکه برای ارائه راهحلهای قابلاجرا ضروری است.
بااینحال، تخصص بهتنهایی کافی نیست. مهارتهایی مانند مذاکره، تفکر انتقادی، مدیریت پروژه و توانایی ترجمه مفاهیم علمی به زبان سیاستگذار، نقش کلیدی در اثرگذاری دارند. بسیاری از پژوهشهای ارزشمند، به دلیل ضعف در ارتباط با نهادهای تصمیمگیر، هرگز به مرحله اجرا نمیرسند؛ بنابراین، باید بیاموزد چطور با نهادهای دولتی، بخش خصوصی و جامعه مدنی تعامل مؤثر برقرار کند.
این مسیر گاهی کند و فرساینده است، اما اگر با پشتکار، واقعبینی و نگاه بلندمدت وارد شود، میتواند اثرگذار باشد. شبکهسازی حرفهای، حضور در کنفرانسها، و بهرهگیری از تجربه زنان پیشرو، از جمله اقداماتیست که مسیر را روشنتر میکند.
همچنین، باید نسبت به محدودیتهای اجتماعی و خانوادگی که ممکن است زمان و انرژی او را تحتتأثیر قرار دهند، واقعبین باشد. مدیریت این تعارضها، بخشی از بلوغ حرفهای است که بهمرورزمان شکل میگیرد.
در نهایت، اگر بخواهم توصیهای صادقانه داشته باشم، باید بگویم این مسیر آسان نیست. اما اگر باعلاقه، تخصص و تعامل پیش بروید، نهتنها در حرفهتان موفق خواهید بود، بلکه میتوانید در اصلاح ساختارهای ناکارآمد اجرایی و ارتقای جایگاه زنان در تصمیمسازیهای کلان نیز نقشآفرین باشید.
در دو پروژه تحقیقاتی «چالشهای توسعه روستای سبز در ایران»، مشاهده مستقیم پیامدهای توسعه ناپایدار از جمله فرسایش خاک، تخلیه سفرههای آب زیرزمینی، فرونشست زمین و طوفانهای گردوغبار، در بسیاری از مناطق کشور، انگیزهای جدی برای تمرکز بر راهحلهای پایدار و مبتنی بر همافزایی منابع در من ایجاد کرد
آینده حضور زنان در حوزه انرژیهای تجدیدپذیر در ایران را چطور میبینید؟
اگرچه آموزش در حوزه انرژیهای تجدیدپذیر در ایران طی سالهای اخیر رشد قابلتوجهی داشته و دانشگاهها در تربیت نیروی انسانی متخصص عملکرد مطلوبی داشتهاند، اما بازار اشتغال در این حوزه – چه برای زنان و چه برای مردان – هنوز بهاندازه ظرفیتهای علمی و آموزشی توسعهنیافته است. نبود زیرساختهای کافی، محدودیت در سرمایهگذاریهای دولتی و خصوصی و فقدان سیاستهای حمایتی برای جذب فارغالتحصیلان، موجب شده است که بسیاری از نیروهای متخصص نتوانند در مسیر حرفهای مرتبط با تخصص خود فعالیت کنند؛ بنابراین، برای بهرهبرداری واقعی از ظرفیتهای انسانی، لازم است اقدامات جدی در زمینه توسعه اشتغال، حمایت از استارتآپهای سبز و ایجاد پیوند مؤثر میان دانشگاه و صنعت صورت گیرد.
بااینحال، آینده حضور زنان در حوزه انرژیهای تجدیدپذیر در ایران را میتوان امیدوارکننده دانست. در سالهایی که من دانشجو بودم، حضور زنان در رشتههای مهندسی، بهویژه در حوزههای فنی و انرژی، بسیار محدود بود و فضای دانشگاهی بهوضوح مردانهتر به نظر میرسید. اما در سالهای اخیر، شاهد رشد چشمگیر علاقهمندی و فعالیت زنان در این حوزه هستیم. در تجربهای که سال گذشته بهعنوان استاد مدعو در مقطع کارشناسی مهندسی انرژی دانشگاه صنعتی امیرکبیر داشتم، مشاهده کردم نسبت حضور دختران و پسران در کلاسها تقریباً برابر بود. این تغییر نشاندهنده شکستهشدن مرزهای جنسیتی در انتخاب رشتههای فنی و ورود زنان به حوزه انرژی تجدیدپذیر است. یکی از دلایل این استقبال، پیوند عمیق انرژیهای تجدیدپذیر با مفاهیم توسعه پایدار و حفاظت از محیطزیست است. موضوعاتی که هم از نظر اجتماعی و هم از نظر اخلاقی، برای بسیاری از زنان دغدغهبرانگیز و انگیزهساز است.
اگر مسیرهای حرفهای بهدرستی طراحی و موانع ساختاری و فرهنگی بهتدریج برطرف شوند، زنان متخصص و دلسوز میتوانند در کنار مردان، نقش مؤثری در عبور کشور از بحران ناترازی انرژی و حرکت بهسوی تأمین پایدار انرژی پاک ایفا کنند. این مشارکت نهتنها به ارتقای کیفیت تصمیمسازی و سیاستگذاری در حوزه انرژی کمک میکند، بلکه به تحقق عدالت جنسیتی در یکی از مهمترین حوزههای توسعه ملی نیز منجر خواهد شد.
فکر میکنید چرا زنان در حوزه کاری شما در سطح تصمیمسازی و مدیریت کمتر حضور دارند؟ مانع کجاست؟ چه سیاستگذاری یا تغییر فرهنگی میتواند حضور زنان را از سطح پژوهش به سطح تصمیمسازی و مدیریت در این بخش ارتقا دهد؟
برای پاسخ به این پرسش، بهتر است موضوع را از دو منظر بررسی کنیم: تخصص و تجربه مدیریتی. در حوزه دانش و تخصص، به نظر من تفاوتی میان زنان و مردان وجود ندارد. در سالهای اخیر، زنان بسیاری در حوزههای محیطزیست، آب و انرژیهای تجدیدپذیر به سطح بالایی از دانش و مهارت رسیدهاند. اما در زمینه تجربه و توان مدیریتی، هنوز بسیاری از زنان به دلیل تازهوارد بودن به ردههای شغلی و مدیریتی، فرصت کافی برای کسب تجربه و اثبات توانمندی خود نداشتهاند. زنان در این حوزه به زمان بیشتری نیاز دارند تا به سطحی از تجربه و توان مدیریتی برسند که بتوان از آنها در سطوح بالای تصمیمسازی و مدیریت بهره گرفت.
البته موانع فرهنگی و ساختاری در مسیر پیشرفت زنان غیرقابلانکار است؛ ساختارهای مردسالار در نهادهای تصمیمگیر، دیدهنشدن تخصص زنان در فرایندهای سیاستگذاری، شبکههای غیررسمی مردانه و فشارهای اجتماعی و خانوادگی، همگی در محدودکردن حضور زنان در سطوح مدیریتی نقش دارند.
بااینحال، به نظر من تأکید بیش از حد بر جنسیت در انتخاب مدیران میتواند منجر به سوءمدیریت شود. در شرایط بحرانی حوزههای آب و محیطزیست، انتخاب مدیران باید بر اساس تخصص، تجربه و شایستگی باشد، نه ملاحظات جنسیتی، سیاسی یا مذهبی. تجربه کاری من در سازمان حفاظت محیطزیست نشان داد که انتصابهای نمایشی زنان بدون طی مسیر حرفهای، نهتنها به تقویت جایگاه آنان کمک نمیکند، بلکه میتواند دیدگاه منفی نسبت به توانایی مدیریتی زنان ایجاد کند.
از نظر من، موضوع مهمی که فارغ از جنسیت در بحث تصمیمسازی و مدیریت کشور وجود دارد، ساختار مدیریتی است. بهویژه در بخش دولتی، این ساختار همچنان سلسلهمراتبی، بروکراتیک و غیرمشارکتی باقی مانده است. در چنین سیستمی، حتی انتخاب زنان و مردان توانمند در ردههای مدیریتی نیز به دلیل ناکارآمدی ساختار، موجب میشود که مدیران بهجای بهرهگیری از ویژگیهای ارتباطی و مشارکتی، در قالبهای ناکارآمد مدیریتی فروبروند و نتوانند اثرگذار باشند.
درحالیکه مدیریت نوین در جهان به سمت ساختارهای شبکهای و مشارکتی حرکت کرده، ما نیز نیازمند تحول در ساختار مدیریتی کشور هستیم. تنها در این صورت است که مردان و زنان توانمند خواهند توانست، نه بهعنوان نماد، بلکه بهعنوان تصمیمسازان واقعی در مسیر توسعه پایدار کشور ایفای نقش کنند.
باتوجهبه اینکه ایران با بحران آب مواجه است، شما فکر میکنید نقش انرژیهای تجدیدپذیر در مدیریت منابع آب چقدر میتواند پررنگ شود؟
بحران آب در ایران، فراتر از یک چالش زیستمحیطی، به مسئلهای امنیتی، اقتصادی و اجتماعی تبدیل شده است. در چنین شرایطی، انرژیهای تجدیدپذیر میتوانند نقشی کلیدی در مدیریت منابع آب ایفا کنند، نقشی که محدود به تولید برق نیست، بلکه به بازطراحی کل سیستمهای مصرف و بازیابی منابع منتهی میشود.
طبق گزارش وزارت نیرو، نیروگاههای حرارتی کشور سالانه میلیونها مترمکعب آب برای خنککاری مصرف میکنند، درحالیکه سامانههای خورشیدی و بادی تقریباً بدون نیاز به آب عمل میکنند. گذار از انرژی فسیلی به انرژیهای تجدیدپذیر، در اقلیم خشک ایران، نه فقط یک مزیت فنی بلکه ضرورتی راهبردی برای کاهش فشار بر منابع آبی است. همچنین، انرژیهای تجدیدپذیر میتوانند زیرساختهای آبی کشور را توانمند کنند. استفاده از برق خورشیدی در پمپاژ آب، تصفیه فاضلاب، و شیرینسازی آبشور، هزینهها را کاهش داده و بهرهبرداری پایدار از منابع محلی را بهویژه در مناطق محروم امکانپذیر میسازد.
در بخش کشاورزی که بیش از ۹۰ درصد مصرف آب کشور را به خود اختصاص داده، بهکارگیری روشهای نوین آبیاری مانند قطرهای، زیرسطحی و هوشمند، در کنار تأمین انرژی از منابع تجدیدپذیر، میتواند بهرهوری آب را به طور چشمگیر افزایش دهد. این تحول، اگر با اصلاح الگوی کشت متناسب با اقلیم همراه شود، در حل بحران آب حتی در کوتاهمدت هم اثرگذار خواهد بود. البته ایجاد تحولات پایدار در حوزه آب و انرژی نیازمند سیاستگذاریهای هماهنگ، سرمایهگذاری هدفمند و مشارکت اجتماعی است. از اصلاح تعرفهها و آموزش کشاورزان گرفته تا تسهیل دسترسی به انرژیهای تجدیدپذیر و فناوریهای نوین، همه باید در یک چارچوب منسجم عمل کنند. اگر این مسیر بهدرستی طراحی شود، بحران آب میتواند به فرصتی برای تحول پایدار در مدیریت منابع کشور تبدیل شود.
شما بهعنوان پژوهشگر، چه حوزهای از انرژیهای تجدیدپذیر رو در ارتباط با مدیریت آب و محیطزیست آیندهدارتر میبینید؟
از نگاه من، و بر اساس مطالعات و تجربههایی که در زمینه آب و محیطزیست داشتهام، سه حوزه کلیدی در ارتباط با انرژیهای تجدیدپذیر وجود دارند که آیندهدارترین مسیرها برای مدیریت پایدار منابع آب و انرژی در ایران محسوب میشوند: انرژی خورشیدی غیرمتمرکز، بازچرخانی آب و بازیافت منابع بجای بازیافت انرژی از پسماند.
انرژی خورشیدی غیرمتمرکز؛ در اقلیم خشک و نیمهخشک ایران، استفاده از سامانههای خورشیدی در مقیاس محلی – برای پمپاژ آب، تصفیه فاضلاب، یا شیرینسازی آبشور – نهتنها مصرف آب را کاهش میدهد، بلکه امکان بازچرخانی منابع را در نقاط محروم فراهم میکند. تجربه کشورهایی مانند آلمان، استرالیا و هند نشان داده که توسعه انرژی خورشیدی در سطح خانوار، کشاورزی و صنعت میتواند به افزایش تابآوری اقلیمی و کاهش وابستگی به شبکههای متمرکز منجر شود.
بازچرخانی آب و تصفیه تکمیلی؛ در بسیاری از پروژههای پژوهشی، از جمله پایاننامه کارشناسیارشد من، راهکارهایی برای تصفیه تکمیلی پساب با فناوریهای ساده و کمهزینه ارائه شده که میتوانستند کیفیت آب خروجی را به طور قابلتوجهی ارتقا دهند. این نوع فناوریها، اگر در کنار انرژیهای پاک به کار گرفته شوند، میتوانند چرخههای بسته آب را در مناطق شهری و کشاورزی فعال کنند و فشار بر منابع سطحی و زیرزمینی را کاهش دهند.
بازیافت منابع از پسماند با تأکید بر تولید کمپوست و مواد قابلاستفاده؛ از دیدگاه من باتوجهبه پتانسیل انرژی خورشیدی در کشور، بهجای تمرکز صرف بر تولید انرژی از پسماند، استفاده از پسماند آلی برای تولید کمپوست و بازیابی مواد مغذی میتواند ضمن جلوگیری از آلودگی محیطزیست، نقش مهمی در ارتقای کیفیت خاک، کاهش وابستگی به کودهای شیمیایی، و بهبود بهرهوری آب در کشاورزی ایفا کند. این رویکرد در کشورهای پیشرو در کشاورزی پایدار، مانند هلند و ژاپن، بهعنوان بخشی از اقتصاد چرخشی پذیرفته شده و در ایران نیز ظرفیت بالایی برای اجرا دارد، بهویژه در مناطق شهری با حجم بالای پسماند آلی.
در مجموع، این سه حوزه نهتنها از نظر فنی و اقتصادی قابلاجرا هستند، بلکه با رویکرد ارتباطات متقابل بین مدیریت منابع، میتوانند همزمان اهداف زیستمحیطی، اجتماعی و سیاستگذاری را در حوزههای آب، انرژی و کشاورزی که در حال حاضر تبدیل به چالشیترین موضوعات کشور شدهاند، محقق کنند.
شما تجربه همکاری بینالمللی در رزومه کاری دارید؟ این همکاریهای علمی بینالمللی چه تأثیری روی مسیر حرفهای شما گذاشت؟
من در دوره دکتری، این فرصت را پیدا کردم که دوره فرصت مطالعاتی خودم را در دانشگاه مریلند آمریکا بگذرانم. تجربهای که بدون اغراق، نقطه عطفی در مسیر زندگی و حرفهای من بود. حضور در یک محیط علمی بینالمللی، با دسترسی به منابع پیشرفته، تیمهای پژوهشی میانرشتهای و فضای باز برای تبادل ایدهها، باعث شد نگاه من به مسائل محیطزیست و انرژی از یک چارچوب محلی و محدود، به یک دیدگاه سیستمی و جهانی ارتقا پیدا کند.
یکی از نکات قابلتوجه برای من در این تجربه، تفاوت رویکرد در تعریف موضوعات پژوهشی بود. برخلاف بسیاری از دانشگاههای داخلی که موضوعات رسالههای کارشناسیارشد و دکتری را بسیار گسترده و گاه غیرقابلمدیریت تعریف میکنند، در دانشگاههای آمریکا تمرکز بر موضوعات خردتر و دقیقتر است. این رویکرد نهتنها به عمقبخشی پژوهش کمک میکند، بلکه به دانشجویان فرصت میدهد تا در کنار تحقیق، در سمینارها، کنفرانسها و تعاملات علمی شرکت کنند و فرصت شبکهسازی مؤثری داشته باشند.
از سوی دیگر، فضای ارتباط بین دانشگاه، صنعت و نهادهای تصمیمساز در آنجا بسیار نزدیک، شفاف و حمایتگرایانه است، هم از نظر مادی و هم از نظر معنوی. این نزدیکی موجب میشود که پژوهشها صرفاً در کتابخانهها باقی نمانند، بلکه در کوتاهترین زمان ممکن به مرحله اجرا و اثرگذاری برسند. این تجربه برای من نهتنها از نظر علمی، بلکه از نظر شناخت ساختارهای مؤثر در توسعه پایدار، بسیار آموزنده و الهامبخش بود و مسیر فکری من را بهطورجدی تحتتأثیر قرار داد.
نتایج پژوهشهای شما در حوزه تصفیه آب و انرژیهای تجدیدپذیر چقدر وارد عرصه کاربردی و صنعتی شده است؟
من در پایاننامه کارشناسیارشدم، راهکاری برای تصفیه تکمیلی پساب ارائه دادم که با استفاده از فناوری ساده، میتوانست کیفیت خروجی پساب تصفیهخانهها را به طور قابلتوجهی بهبود ببخشد. این طرح قابلیت اجرا در مقیاسهای کوچک و متوسط را داشت و میتوانست در بسیاری از مناطق با منابع محدود، مؤثر واقع شود. بااینحال، به دلیل نبود ساختار مشخص برای انتقال نتایج پژوهشی به صنعت، این طرح صرفاً در حد یک پایاننامه باقی ماند و فرصت ورود به عرصه کاربردی و صنعتی برای آن فراهم نشد.
متأسفانه در کشور ما مسیر روشنی برای پیگیری و تجاریسازی دستاوردهای دانشگاهی وجود ندارد. اگر دانشجو یا استادی بخواهد چنین مسیری را طی کند، با موانع متعددی از جمله نبود حمایت نهادی، پیچیدگیهای اجرایی و فاصله زیاد میان فضای دانشگاهی و نیازهای واقعی صنعت مواجه میشود. این خلأ ساختاری باعث شده بسیاری از ایدههای ارزشمند، هرگز از مرزهای دانشگاه عبور نکنند.
باوجود خلأهای ساختاری در پیوند میان علم و صنعت، در سالهای اخیر این فرصت برایم فراهم شد که از طریق تعامل با دانشجویان و همکاری با مرکز پژوهش و فناوری علم و توسعه دانشگاه علم و صنعت – یکی از مراکز دانشگاهی فعال در حوزه ارتباط دانشگاه با صنعت – بخشی از زمان و انرژیام را صرف تقویت این حلقه گمشده کنم. این مرکز با تمرکز بر کاربردیسازی علوم در حل چالشهای واقعی صنایع، بستری فراهم کرده تا در کنار جمعی از افراد دلسوز و توانمند، بتوانم نقشی هرچند کوچک اما مؤثر ایفا کنم و در مسیر تبدیل دانش به راهحلهای عملی خصوصاً در حوزه محیطزیست و انرژیهای تجدیدپذیر مشارکت داشته باشم.
اگر فرصت داشتید یک پروژه بزرگ ملی در حوزه آب و انرژیهای تجدیدپذیر تعریف کنید، روی چه موضوعی تمرکز میکردید و چرا؟
در شرایط کنونی کشور، اگر فرصت تعریف یک پروژه ملی در حوزه آب و انرژیهای تجدیدپذیر را داشتم، ترجیح میدادم بهجای تمرکز بر یک پروژه عظیم و متمرکز، مجموعهای از پروژههای غیرمتمرکز، محلی و مشارکتی را طراحی و اجرا کنم. تجربه چند دهه اخیر نشان داده که در کشور پهناوری مانند ایران، مدل توسعه متمرکز – از سدهای بزرگ تا نیروگاههای عظیم برقآبی و حرارتی – باوجود سرمایهگذاریهای کلان، نهتنها نتوانسته پاسخگوی نیازهای متنوع و پراکنده کشور باشد، بلکه در بسیاری موارد منجر به اتلاف منابع، آسیبهای زیستمحیطی، توسعه ناپایدار و وابستگی شدید به زیرساختهای مرکزی شده است.
پروژههای متمرکز معمولاً با چالشهایی مانند انتقال طولانی منابع و به طبع هدررفت منابع در مسیر طولانی، هزینههای سنگین بهرهبرداری و نگهداری، آسیبپذیری بالا در برابر تغییرات اقلیمی و مشارکت حداقلی جوامع محلی مواجهاند. این در حالیست که پروژههای غیرمتمرکز، بهویژه در حوزه تأمین و تصفیه آب و پساب و همینطور تولید انرژیهای تجدیدپذیر، میتوانند تحولی پایدار و عدالتمحور در کشور ایجاد کنند. این پروژهها باتکیهبر منابع بومی مانند انرژی خورشیدی، بادی یا تصفیه آب خاکستری، امکان تولید و مصرف منابع حیاتی آب و انرژی در محل را فراهم میکنند، تابآوری اقلیمی را افزایش میدهند و با مشارکت فعال مردم، حس مالکیت اجتماعی و مسئولیتپذیری را تقویت میکنند.
در چنین مدلی، بهجای یک پروژه ملی متمرکز، با هزاران پروژه کوچک اما مؤثر مواجه خواهیم بود که در کنار هم شبکهای هوشمند و پایدار از تأمین آب و انرژی را شکل میدهند. این نگاه نهتنها با شرایط جغرافیایی و اقلیمی ایران سازگارتر است، بلکه از نظر اقتصادی، اجتماعی و زیستمحیطی نیز آیندهنگرتر و کارآمدتر خواهد بود.

در شرایط کنونی کشور، اگر فرصت تعریف یک پروژه ملی در حوزه آب و انرژیهای تجدیدپذیر را داشتم، ترجیح میدادم بهجای تمرکز بر یک پروژه عظیم و متمرکز، مجموعهای از پروژههای غیرمتمرکز، محلی و مشارکتی را طراحی و اجرا کنم
برچسب ها:
#زنان_موفق، توسعه پایدار، زنان افتخار آفرین، زنان بدون قاب، فرهنگ، ویژه نامه زنان
نظر کاربران
نظری برای این پست ثبت نشده است.
مطالب مرتبط
گزارشی از برنامهای برای گرامیداشت یاد «محمودرضا بهمنپور»
حیات بهمنپــــــور در حیات «نظر»
نگاه پژوهشگران و فعالان دانشجویی به مسئولیت اجتماعی دانشگاه در زمان جنگ
دانشگاه از دانشجو خبر ندارد
نشست «اینترنت» کارزار با حضور فعالان این حوزه و در غیبت مسئولان برگزار شد
محدودیتِ بـــدونِ شفافیـت
«پیام ما» کارکرد روابط خواهرخواندگی در حفاظت از میراث اصفهان را بررسی کرد
دیپلماسی شهری در دفاع از میراث جهانــــی
ارزیابی کارشناسان از یک پدیده غیرمنتظره؛ جنگ، صعود قیمتها را در بازار مسکن متوقف نکرد
غافلگیری مستأجـــــــــران
تفاوت «پایه سنوات» و «پایه سنوات تجمیعی»؛
هشدار درباره محاسبه نادرست حقوق کارگران
برخاستن از آتــــــش
به بهانه برگزاری دادگاه پژمان جمشیدی؛ چرا درک فرد آزاردیده از تجاوز و همراهی با او برای ما مشکل است؟
سمت درست تاریخ
«پیام ما» از وضعیت درمانی بیماران تالاسمی در بیمارستانهای تهران گزارش میدهد
کاغذبازی برای درمـــــــان
«بانک زمان» در ایران راهاندازی میشود؛ سازوکار تبادل رایگان خدمات بدون پول
وب گردی
- «سهم ما از قدردانی»؛ حمایت ویژه هتلهای دُنسه از قهرمانان امداد
- درخواست ایجاد مسیر دوچرخهسواری ۱۰۰ کیلومتری در قم
- چند روز بعد از سمپاشی ساس از بین میرود؟ (راهنمای کامل سمپاشی ساس + قوی ترین سم ساس)
- باغ پرندگان تهران کجاست؟ معرفی، ساعت کاری و آدرس
- مقایسه قیمت ورق شیروانی، سیاه، استیل و گالوانیزه در یک نگاه
- درخواست برقراری دورکاری و تعطیلی پنجشنبه برای کادر غیرعملیاتی (پشتیبانی) درمان سازمان تأمین اجتماعی
- طریقه ی ساخت دستگاه واکس زن برقی
- خرید لوازم یدکی لودر فابریک
- حضور فعال شرکت کرچنر سولار گروپ ایرانیان در نمایشگاه بینالمللی انرژیهای تجدیدپذیر
- جدیدترین تغییرات قیمت ارزهای دیجیتال و تحلیل رفتار بازار جهانی بیشتر
بیشترین نظر کاربران
شکاف دستمزدها در دانشگاه
پربازدیدها
1
رقص سوگوارانه؛ کنشی مقاومتی
2
رقص عزا
3
مبارزه با جستوجوی گنج
4
هوای آلوده با موتورهای منسوخشده و آلاینده خودروهای داخلی
5
گنجِ گمشده زیر چرخ لودرها




دیدگاهتان را بنویسید