قهر با هنر





قهر با هنر

۵ آبان ۱۴۰۴، ۱۹:۴۲

اسطوره‌شناسان می‌گویند عصر طلا وقتی‌ فساد سیطره یافت‌، به‌ عصر آهن‌ رسید. فساد بود که‌ موجب‌ شد هنر هماهنگ‌ و زیبایی‌ و تابش‌ خلاق آن از دست‌ برود و به‌ خاموشی‌ برسد.

اگر برای‌ هنرمند، هنرش به‌‌مثابه‌ معشوق او است‌، چرا و چه‌ زمان هنرمند از معشوق رو می‌گرداند؟ و ناصر تقوایی‌ چرا سال‌ها با سینما قهر کرد؟

اما روگردانی‌ از هنر، قهر با هنر، به‌‌معنای‌ پایان هنر برای‌ هنرمند نیست‌، بلکه‌ نشانه‌ مکث‌ و توقف‌ است‌؛ این‌ یک‌ سکوت زیبایی‌شناختی‌ است‌ و نشان می‌دهد چگونه‌ هنرمند الهامات هنر را در وجودش ساکت‌ می‌کند، جلوی‌ تراوش آن را به‌ بیرون می‌گیرد، در این‌ زمان است‌ که‌ درون هنرمند از خشم‌ ناشی‌ از سکوت خودخواسته‌ به‌‌هم‌ برمی‌جوشد.

 نیچه‌ در چنین‌ گفت‌ زرتشت‌ می‌گوید مرگ خدایان وقتی‌ است‌ که‌ قشری‌گری‌ و ابتذال، جای‌ راز پنهان در هنر را می‌گیرد و سرانجام به‌ قهر با هنر و روگردانی‌ از هنر می‌رسد؛ آیا برای‌ ناصر تقوایی‌ هم‌ خدایان را میرانده بودند که‌ او با هنرش قهر کرد؟ 

در اینجا هم‌ روگردانی‌ از هنر، ازمیان‌رفتن‌ خلاقیت‌ نیست‌، بلکه‌ بحران در سازمان است‌. همواره هنر در دل هنرمند می‌جوشد و به‌‌اصرار می‌خواهد بیرونی‌ شود. اما در زمان بحران، هنرمند می‌بیند اگر هنر را بیرونی‌ کند، تقدس از آن زدوده می‌شود؛ پس‌ هنرمند بر آن می‌شود در درون خود به‌ قداست‌ هنر دست‌ یابد و این‌ قداست‌ را با هوای‌ آلوده، فاسد نکند و نپوساند.

 به‌‌زعم‌ هایدگر، هنرمندی‌ که‌ قهر می‌کند، در همان زمان که‌ خود را پنهان می‌کند، خود را آشکار می‌سازد. در این‌ دوران هنرمندان واقعی‌ به‌ دو گروه شدند. آن دسته‌ از هنرمندان که‌ بدون آلودگی‌ هنرشان را ادامه‌ دادند، سخن‌ خود را در سایه‌ گفتند؛ آنها هم‌ بسی‌ رنج‌ کشیدند و هنرشان در پستو ماند، اما تعبیرها و تفسیرها بر کارشان شد و شاید که‌ کارشان به‌ آیندگان برسد. اما دسته‌ دیگر، آنها که‌ چون تقوایی‌ الهامات خود را در درون نگاه داشتند با سکوت خود چون شمشیری‌ جلاداده بیرون را بریدند، اما بی‌شک‌ از درون هم‌ زخمی‌ شدند و از این‌ زخم‌ سوختند. در این‌ حالت‌، روگردانی‌ و قهر با هنر، نشانه‌ زوال هنر نبود، بل‌ نشانه‌ نوعی‌ مقاومت‌ بود.

در جهان مدرن، قهر هنرمند نشانه‌ قهر او با فساد بیرون است‌ و هنرمند نمی‌خواهد فساد و ابتذال را بر هنر خود تحمیل‌ کند و هنر را از جوهرش عاری‌ کند. می‌توان گفت‌ ناصر تقوایی‌ و هنر تقوایی‌ هرگز تمام نمی‌شود. او اگر از بیان هنری‌ رو می‌گرداند و سکوت اختیار می‌کند، در سکوت و به‌‌وسیله‌ سکوت، آنچه‌ نمی‌توان بلند گفت‌، می‌گوید.

به اشتراک بگذارید:

برچسب ها:

، ،





نظر کاربران

نظری برای این پست ثبت نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بیشترین نظر کاربران

زندگی در تعلیق

زندگی در تعلیق