نگاهی به فیلم «آرامش در حضور دیگران» ساخته «ناصر تقوایی»

در ساحت سکوت و فروپاشی





در ساحت سکوت و فروپاشی

۲۹ مهر ۱۴۰۴، ۱۸:۵۳

«آرامش در حضور دیگران» (۱۳۴۹)، به‌عنوان نخستین اثر بلند «ناصر تقوایی»، بازخوانیِ صادقانه‌ای از جامعه‌ای است که در آستانه‌ گسست میان سنت و مدرنیسم قرار داشت و شاید همچنان قرار دارد. تاریخ ساخت فیلم سال ۱۳۴۸ و تاریخ اکران آن چند سال بعد در سال ۱۳۵۲ بود. اما فیلم با اعتراض گروهی از پرستاران به‌دلیل روایت بدون روتوش و نگران‌کننده‌ زن شاغل در بیمارستان، خبرساز و به‌دنبال آن، با دستور نهاد امنیتی توقیف شد. اما حقیقت آن است که دلیل اصلی این توقیف، نه تصویر پرستاران، بلکه ناتوانی دستگاه قدرت از مواجهه با آینه‌ای بود که چهره‌ بی‌قرار جامعه‌ شهری را بازتاب می‌داد.

در ظاهر، فیلم روایت بازگشت سرهنگی بازنشسته به خانه است؛ مردی که در پی سال‌ها خدمت نظامی، اکنون می‌خواهد در کنار خانواده‌اش آرام گیرد. اما در ساحت درونی‌تر، تقوایی از بازگشت به خانه، استعاره‌ای از بازگشت به خویش می‌سازد؛ بازگشتی که جز ویرانی و غیاب ارزش‌ها، چیزی در پی ندارد. خانه در این فیلم دیگر مأمن نیست؛ بلکه میدان رویارویی دو جهان است: جهان پدر و جهان دختران.

در این راستا، تقوایی فروپاشی خانواده را به‌مثابه‌ بازتاب فروپاشی نظم اجتماعی تفسیر می‌کند. سرهنگ نماد نظم قدیم و اقتدار مردسالارانه است که در مواجهه با تحولات جدید، دچار اختلال می‌شود. او هنوز با زبان فرمان و انضباط سخن می‌گوید، درحالی‌که جهان پیرامونش از فرمانبرداری سر باز زده است. در مقابل، دختران و زنان فیلم حامل نشانه‌های مدرنیسم‌اند؛ میل به استقلال، گفتار آزاد و شکستن مرزهای سنت. این تقابل، بطن اصلی درام را می‌سازد و نشان می‌دهد جامعه‌ ایرانیِ پیش از انقلاب، در میانه‌ مسیر گذار، چگونه میان حفظ سنت و جذب مدرنیته معلق مانده است.

زنان فیلم، در نگاه تقوایی، صرفاً بازنمایی‌های منفعل نیستند؛ آنها به ساحتِ کنشگری وارد می‌شوند، هرچند در چارچوب محدود و متناقض. پرستار بیمارستان، همسر سرهنگ و دخترانش هر یک تجسمی از زن ایرانی در دوران گذارند. حضورشان میان رهایی و قید، اخلاق و میل، سکوت و اعتراض در نوسان است. تقوایی در این راستا از قضاوت پرهیز می‌کند و با فاصله‌ای اما عمیق، فقط به مشاهده‌ این تنش می‌پردازد. او به‌جای اینکه زن را قربانی یا خطاکار بنامد، از او تصویری انسانی ارائه می‌دهد؛ انسانی که در جست‌وجوی معنا، از مرزهای کهنه عبور می‌کند، اما هنوز پناهگاه تازه‌ای نیافته است.

از منظر زیبایی‌شناسی، «آرامش در حضور دیگران» تجربه‌ای مهم در ساحت میزانسن و ریتم است. تقوایی جهان فیلم را در قاب‌هایی بسته، با محوریت خطوط عمودی و نورپردازی خنثی سامان می‌دهد تا حس خفقان و ایستایی را تشدید کند. در این معماری بصری، خانه‌ سرهنگ به زندانی بدل می‌شود که در آن، هیچ نگاه و هیچ گفت‌وگویی به رهایی نمی‌انجامد. سکوت در این فیلم از کلام گویا‌تر و نشانه‌ فرسایش روح است. تقوایی در این اثر، زبان تصویری تازه‌ای می‌آفریند که از ادبیات «غلامحسین ساعدی» وام گرفته، اما در بیان سینمایی به استقلال رسیده است. او گفت‌وگوها را به حداقل می‌رساند و به نگاه، فاصله و زمان اجازه می‌دهد معنا را بسازند. درنتیجه، فیلم به‌نوعی روان‌کاوی جمعی از جامعه‌ آن روز ایران بدل می‌شود؛ جامعه‌ای که به‌ظاهر مدرن شده، اما در عمق، هنوز با ترس‌ها و عقده‌های سنتی دست‌به‌گریبان است.

در لایه‌ای نمادین‌تر، سرهنگ، همان نظام فرسوده‌ای است که تلاش می‌کند با قواعد انضباطی، هرج‌ومرج درونی جامعه را کنترل کند. اما همان‌گونه که در پایان فیلم می‌بینیم، اقتدار او به‌تدریج در برابر نیروی خاموش مدرنیت فرو می‌پاشد. حتی مفهوم «حضور دیگران» در عنوان فیلم، کنایه‌ای از همین بیگانگی است؛ حضور فیزیکی افراد در کنار هم، بدون پیوند عاطفی یا فهم مشترک. تقوایی با مهارتی کم‌نظیر، این «بی‌حضور در حضور» را به عنصر مرکزی فیلم بدل می‌کند.

از منظر تاریخی، توقیف فیلم به‌نوعی نشان داد «آرامش در حضور دیگران» زودتر از زمان خود متولد شده بود. در روزگاری که سینمای ایران هنوز گرفتار قصه‌های سطحی و قهرمان‌سازی‌های عوام‌پسند بود، تقوایی از واقعیت اجتماعی و روانشناختی سخن گفت. او از دل خانواده‌ای نظامی، تصویری از بحران اخلاقی، بی‌معنایی و گسست نسلی ارائه داد که همچنان در سینمای معاصر ایران پژواک دارد و یادمان باشد این فیلم درصورت اکران در زمان مناسب و بدون تأخیر می‌توانست در کنار فیلم «گاو» اثر «داریوش مهرجویی» و «قیصر» ساخته «مسعود کیمیایی» آغازگر جریان موج نو سینمای ایران باشد.

«آرامش در حضور دیگران» آینه‌ای است از جامعه‌ای که میان سنت و مدرنیسم، میان اقتدار و رهایی، میان حضور و غیاب، در جست‌وجوی معنای تازه‌ای از انسان بودن است. تقوایی آرامش را نه در حضور دیگران، بلکه در مواجهه‌ صادقانه با خویش می‌جوید؛ همان جست‌وجویی که میراث فکری او را تا امروز زنده نگه داشته است.

به اشتراک بگذارید:





نظر کاربران

نظری برای این پست ثبت نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بیشترین نظر کاربران

زمـانی بـرای نـزیستـن

زمـانی بـرای نـزیستـن