مواجهه حکمران با مفهوم و نگرش آب و اثرگذاری آن روی مسئولیت‌پذیری و پاسخگویی

چالش آبی که می‌خوریم و آبی که می‌نوشیم

آب صرفاً مایعی برای نوشیدن نیست و در تمام تبادلات و فرایندهای حیات، نقش محوری خود را ایفا می‌کند؛ حتی در تبادلات بین‌المللی





چالش آبی که می‌خوریم و آبی که می‌نوشیم

۱۹ مهر ۱۴۰۴، ۱۷:۱۲

«چالش آبی که می‌خوریم و آبی که می‌نوشیم». اگرچه که آب را می‌نوشیم، ولی چگونه و طی چه فرایندی آب را می‌خوریم؟ پاسخ به این پرسش، مجموعه‌ای از تعاملات، رفتار و کنش‌های بی‌پایان انسان با مایع بی‌بدیل آب را نمایان می‌سازد. فارغ از اینکه بخواهیم در این مقال به همه عوامل خرد و کلان تولید چالش‌های آبی و محیط‌زیستی در ایران و یا جهان بپردازیم، شاید تعجب کنید که ریشه عمومی بسیاری از چالش‌های آبی ایران و تبعات خسارت‌بار آن شامل ضعف کمی و کیفی آب و کاهش ظرفیت ذخیره منابع آبی و نابودی مراتع ارزشمند، حذف فیزیکی عرصه‌های آبی، فرونشست، ریزگرد، مهاجرت‌های آبی و تنش‌های اجتماعی و امنیتی آب بر سر همین آبی است که می‌خوریم.

اصطلاح «آبی که می‌خوریم»، برگرفته از کتاب «The water we eat»، تلاش دارد با نگرشی بنیادین به موضوع آب بپردازد و ارتباط عمیق بین سبک زیستن، جغرافیا، رفتار، عادات و تأثیرات انسان بر هرم زنجیره غذا (از سفره تا مزرعه) را پیش چشم همگان قرار دهد. مایع آب را می‌نوشیم، ولی از جنبه آب پنهان، محصولات غذایی را که در فرایند تولید آنها مصرف آب چشمگیر است، می‌خوریم. ترویج مفاهیمی مانند آب مجازی، ردپای آب و علوم بین‌رشته‌ای مرتبط با آب به‌خوبی می‌تواند عمق تأثیر مسئله آب در زیست‌‎پذیری مخلوقات زمین و میزان تأثیر عملکرد بشر در بهره‌برداری از آب را روشن سازند. جالب اینکه، این مفاهیم می‌توانند مصداق آیه «وجعلنا من الماء کل شیء حی» تلقی و تأثیرات خرد و کلان، پنهان و ناپیدای آب را شفاف کنند. سبک زندگی، رفتار، عادات، سلایق و رژیم غذایی انسان، مصارف آشکار و پنهان آب را کنترل می‌کند.


خسارت‌بار یا نجات‌دهنده؟

 شاید تعجب کنید که تک‌تک انسان‌ها مصارف آب پنهان را از طریق رژیم غذایی مورد علاقه خود به محیط‌زیست و منابع آبی دیکته می‌کنند و درنهایت کشاورز همان چیزی را می‌کارد که شما خواهان آن هستید و صنعتگر نیز همان کالا و وسیله‌ای را می‌سازد که تقاضا و انتخاب بالاتری برای آن درخواست می‌شود. رژیم غذایی و سبک زندگی به‌همراه جغرافیای زیست انسان، چرخه‌ای از عادات و رفتارهای ویژه را تولید می‌کند که آثار آن در شاخص ردپای آب قابل ارزیابی و پیمایش است. چقدر درباره میزان تأثیر رفتار، عادات، سبک پوشش، انواع تفریح، نوع خدمات، رژیم غذایی و لوازم رفاه خود و خانواده‌تان بر میزان و مقدار مصرف آب فکر کرده‌اید؟ چقدر درباره مفاهیم آب مجازی، ردپای آب، آبرانه کالا و خدمات و انواع علوم بین‌رشته‌ای مانند آب و خانواده، آب و سیاست، آب و اقتصاد، آب و امنیت، آب و جامعه‌شناسی، آب و توسعه، آب و محیط‌زیست، آب و سلامت، آب و تولیدات صنعتی، آب و اشتغال و غیره می‌دانید و تأثیر آن را در زندگی مشاهده کرده‌اید؟ شاید تعجب کنید که تصمیم شما در خرید انواع کالا بتواند خسارت‌بار و یا به‌عکس نجات‌آفرین باشد. شاید این تصمیم ناشی از عدم شفافیت فرایندهای تولید کالا یا خدمات و مخفی ماندن این اطلاعات از چشم شما توجیه شود. این اطلاعات گاهاً می‌تواند شما را به‌طور شگفت‌آوری از خرید کالای جذاب و مورد علاقه‌تان منصرف و یا رفتار مسرفانه شما در استفاده از محصولات و خدمات را تعدیل کند. چه عاملی شما را از خرید فست‌فود منصرف می‌کند؟ اگر ردپای بالای آب، کربن و بیماری‌زایی فست‌فودها را بدانید، باز هم برای خرید آنها تلاش می‌کنید؟ بیایید با یک مثال ملموس‌تر ذهن شما را به چالش بکشیم. بسیاری از کارگران در فرایند استخراج زغال‌سنگ محکوم به مرگ می‌شوند. این اتفاق حقوقی و تبعات اجتماعی آن، بخشی جدایی‌ناپذیر و غمبار از فرایند تولید انرژی برق در برخی از کشورها محاسبه می‌شود. آیا با اطلاع از این فرایند‌ها، باز هم رفتار مسرفانه شما در استفاده از انرژی تداوم خواهد یافت؟ شفافیت و آگاهی از انواع فرایندهای تولید کالا و دانش و آگاهی عمومی و تخصصی، نوک پیکان بسیاری از تغییرات بنیادین و تحول نگرش محسوب می‌شود. آیا اگر کشاورزان و باغداران اطراف دریاچه ارومیه بدانند تصمیم و رفتار مسرفانه آنها منجر به نابودی دریاچه و کوچ اجباری میلیون‌ها انسان خواهد شد، باز هم درباره سدسازی در اطراف دریاچه و حفر هزاران چاه غیرمجاز سکوت می‌کردند؟


فقدان عدالت

دانش و آگاهی محدود به جامعه مصرف‌کنندگان و قدرت بازار‌های شفاف نیست. سوءمدیریت در بدنه حکمرانی آب و خاک و فقدان عدالت‌ورزی در مواجهه با ارکان حیات و مداخلات انسانی به‌شدت ملموس است. به‌عنوان نمونه نبود سیاست‌های تأمین پروتئین دریایی در کشوری گرم‌وخشک با دو دریا در شمال و جنوب و تشدید تأمین پروتئین دامی و چرای دام در مراتع ارزشمند و کم‌بضاعت فلات مرکزی، نقش سیاستگذران را در ضعف تاب‌آوری سرزمینی ناشی از برنامه‌ریزی‌های جمعیتی و امنیت‌ غذایی پایدار برجسته می‌کند.

آبی که می‌خوریم، دارای تأثیرات محلی و بین‌المللی است و نیمه‌های پنهان آب در چنین بستری رخ‌نمون می‌شوند. تحت‌تأثیر این نوع از نگاه، دیگر آب صرفاً مایعی برای نوشیدن نیست و در تمام تبادلات و فرایندهای حیات، نقش محوری خود را ایفا می‌کند. در پس چنین نگرشی صحبت از آب و عادات، آب و سبک زندگی، آب و تغییراقلیم، آب و هسته‌های جمعیتی، آب و سیاست، آب و اقتصاد، آب و توسعه پایدار، آب و تبادلات تجاری و تعاملات بین‌المللی، آب و امنیت، آب و اجتماعات و شبکه‌های انسانی، آب و محیط‌زیست، آب و زنجیره‌های پرفرازونشیب تولید، توزیع و خدمات، آب و انرژی، آب و مخاطرات طبیعی، آب و توسعه پایدار، آب و امنیت‌غذایی، آب و تغذیه و رفاه، آب و معیشت و هزاران فرایند وابسته و نیازمند به آب، تعجب‌آور و سؤال‌برانگیز تلقی نمی‌شود و مشارکت و هم‌افزایی بهتر و شفاف‌تری بین ارکان حاکمیت شکل خواهد گرفت و دکترین پیشگیرانه و مشارکت‌طلبانه بیشتری پیدا خواهد کرد.


از سفره تا مزرعه

نمونه‌ای دیگر اینکه جنگ آب در آسیای غربی و سوءاستفاده تفکر صهیونی منفعت‌طلب، شرایط تأسف‌باری را برای نابودی حکومت‌ها و مرگ میلیون‌ها انسان فراهم کرده است. نقش شناخت و آگاهی سیاستگذاران، مدیران و رفتار مردم در مواجهه با سیاست‌های کلان و تحمیلی منطقه‌ای و جهانی، به‌ویژه سدسازی ترکیه در تشدید بحران آب در سوریه و تحقق سیاست‌های خطرناک نیل تا فرات صهیونی که منجر به متلاشی شدن کشور سوریه شد، چقدر است؟ اصولاً چه تفاوتی بین آبی که می‌نوشیم و آبی که می‌خوریم، وجود دارد؟ نکته اصلی در پاسخ به این پرسش‌ها نهفته است. جمله‌ای طعنه‌آمیز و دارای بار معنایی عمیق که می‌خواهد ذهن مخاطب را درگیر موضوع نوشیدن و خوردن بی‌بدیل‌ترین نوشیدنی عالم کند. مقوله «نوشیدن آب» تعریف و تأثیر انسان بر آب را در حدی بسیار سطحی تعریف می‌کند و اصولاً به نیاز و تأثیر آب بر تبادلات بین سلولی بدن انسان می‌پردازد. درحالی‌که «خوردن آب» این نگاه عمومی را به‌طور چشمگیری متعالی و زنجیره تأثیر آب را از «سفره تا مزرعه» و از جغرافیای «محلی به جهان بین‌الملل» ارتقا می‌دهد و علاوه‌برآن، تلنگری به سبک زندگی انسان می‌زند. آبی که می‌نوشیم، مستقیماً اشاره به سرانه آب عینی و معادل پنج تا ۱۰ لیتر در شبانه‌روز خلاصه می‌شود، اما آبی که انسان می‌خورد، چطور؟ شاید تعجب کنید ردپای آبی که می‌خوریم بسته به جغرافیا، رژیم غذایی، عادات، سبک زندگی و رفتار انسان‌ها بین یک‌هزار و ۵۰۰ تا هفت هزار لیتر در روز برآورد می‌شود. نکته همین‌جاست که آب در تمامی فرایندهای تولید، توزیع و مصرف انواع مایحتاج انسان و حتی چرخه خدمات دارای نقش و تأثیر است، ولی آنچه در ظاهر و عموماً مورد مطالبه حکمران و مردم است، در حد همان آبی است که می‌نوشد. به زبان دیگر آب عینی را می‌نوشیم و آب پنهان را می‌خوریم. مکرر عنوان می‌شود که «مردم چه نقشی در کاهش مصرف آب دارند؟ و آب شرب و خانگی کمتر از ۱۰ درصد مصارف را شامل می‌شود و یا اینکه مصارف اصلی در بخش کشاورزی متمرکز است». این گزاره‌ها با نگاه سطحی «آبی که می‌نوشیم»، سال‌هاست توسط حکمرانی ضعیف و نابخرد توسعه و ترویج شده و مردم به‌دلیل همین سطح از آگاهی که به آنها دیکته و در ذهن آنها نهادینه شده است، بی‌تقصیرند. اما باید نگرش و رفتار در همه سطوح اصلاح شود. امروزه بینش، عادات، نگرش و مشارکت و آگاهی مردم تنوع کمی و کیفی بازار تولیدات را تعیین می‌کند و مردم می‌توانند سلطه و تأثیر وصف‌ناپذیری بر انواع تولیدات کشاورزی و پروتئینی و انواع مصنوعات داشته باشند. نقش عمیق عادات، رفتارها و نگرش مردم در کاهش مصارف آب از نگاه بسیاری از مسئولان و مردم مورد غفلت بوده است. با نگاه آبی که می‌نوشیم، این جملات تمسخرآمیز و اما با نگاه آبی که می‌خوریم، کاملاً خردمندانه تلقی خواهد شد. آیا وقت آن نرسیده که جور دیگر ببینیم، بیندیشیم و عمل کنیم؟ آبی که می‌خوریم از طریق عوامل مختلفی مانند عادات، سبک زندگی، اقلیم و جغرافیای زیست، انتظارات جامعه، الگوهای کلان اقتصادی، امنیت غذایی و زنجیره مصرف کنترل و تنظیم می‌شود.


حساسیت بیشتر

مواجهه جامعه و حکمران با مفهوم و نگرش «آبی که می‌خورند» آنها را مجبور به حساسیت بیشتر، مسئولیت‌پذیری وسیع‌تر، پاسخگویی دقیق‌تر و برنامه‌ریزی‌های جامع‌تر خواهد کرد. داشتن نگرش متعالی و عمیق به موضوع آب منجر به اصلاح قوانین در همه سطوح و تغییر دکترین در سیاستگذاری کلان و سرآغازی بر خاتمه انواع ضعف‌های راهبردی و بنیادین خواهد بود. این نگاه از جنبه رفتار و عادات عمومی و فرهنگ زیست‌پذیری و انطباق‌پذیری آن با بضاعت سرزمینی دارای پیامدهای پرباری است که هرگز نباید در معرض غفلت مکرر قرار گیرد. متأسفانه مدیریت آب در بخش عرضه و مصرف مورد غفلت جدی است و کماکان چالش‌های کمبود آب با نسخه‌های سخت‌افزاری درمان می‌شود و اولویتی برای مدیریت چرخه مصرف مشاهده نمی‌شود. متولیان اصلاح و بهینه‌سازی الگوهای مصرف نگاهی جامع و بنیادین به مصرف ندارند و شرکت‌های آب‌وفاضلاب منافعشان در تضاد و تعارض با وظایف محوله است. موضوع مدیریت مصرف نباید به سازمانی محول می‌شد که به‌ناچار استقلال مالی خود را در آب‌فروشی تعریف می‌کند که این موضوع خطایی راهبردی محسوب می‌شود. روش‌ها و ابزارهای مختلف در مدیریت چرخه مصارف آب ناکارامدند و شیوه‌نامه‌های ضعیف و کمتر مطرح‌شده آنها، در همین نگاه سطحی «آبی که می‌نوشیم» منجمد مانده و مفاهیم و اصول ارزیابی دقیق و طرح‌های شفاف‌سازی مصارف آب پنهان به کار گرفته نشده است. وزارتخانه نیرو، جهادکشاورزی، صنایع و معادن هر سه در این موضوع به‌شدت مسئول هستند.

به اشتراک بگذارید:





نظر کاربران

نظری برای این پست ثبت نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *