چگونه خشکسالی و استخراج بیش‌ازحد آب، ایران را خشک کرده است؟

تحریم‌ها، تغییراقلیم و مافیای آب

گاردین: کارشناسان بر این موضوع اتفاق‌نظر دارند که نظام حکمرانی آب در ایران به‌شدت پراکنده و نامنسجم است.





تحریم‌ها، تغییراقلیم و مافیای آب

۱۳ مهر ۱۴۰۴، ۱۸:۳۷

موضوع خشکسالی و کمبود آب در خاورمیانه و شمال آفریقا دست‌کم در یک دهه گذشته مورد تحلیل و بررسی رسانه‌های خارج از کشور به‌ویژه روزنامه‌نگاران حوزه تغییراقلیم قرار گرفته است. سال آبی گذشته اما، حادتر شدن بحران آب در ایران به‌ویژه در بخش شرب، نسبت به آنچه در سایر کشورهای منطقه در جریان است، بار دیگر توجه رسانه‌های بین‌المللی را به ایران جلب کرد. مشکلی در کشور که حتی در زمان جنگ دوازده‌روزه بهانه دست نخست‌وزیر رژیم اسرائیل نیز شده بود. این‌بار گاردین، در تحلیلی مفصل به وضعیت آب در ایران پرداخته و البته مدعی شده که مسئولان کشور به جای حل مسئله، مسئولیت بحران را میان تحریم‌ها، تغییراقلیم و گروه‌های ذی‌نفوذ موسوم به «مافیای آب» تقسیم می‌کنند.

«همه‌جا نشانه‌های کمبود آب به‌وضوح دیده می‌شود؛ از جمله خشکیدن دریاچه‌ها و سدها، فرونشست گسترده زمین در شهرهای تاریخی مانند اصفهان و ترک‌های روی خط آهن اصلی بین تهران و مشهد. دولت ایران برای مدیریت این شرایط سیاست «کاهش فشار» آب را در پیش گرفته است (به‌رغم گفته گاردین این سیاست فقط در بخش شرب لحاظ شده است و احتمالاً منظور این رسانه نبود سیاست مشخص در سایر بخش‌ها مانند کشاورزی است). کاهش فشار به این معنی است که آب به واحدهای مسکونی واقع در برج‌ها و آپارتمان‌های بلند نمی‌رسد. حتی بهره‌وری درختان نخل در آبادان، قطب بزرگ کشاورزی در جنوب ایران، به‌دلیل نمک اضافی موجود در آب، به‌ نصف کاهش یافته است.» این جملات بخشی از توصیف‌های روزنامه گاردین در مورد وضعیت آب ایران  است که در گزارشی مفصل و بلند به آن پرداخته است.


تلاش نافرجام اسرائیل

این گزارش با ادعاهایی از «بنیامین نتانیاهو»، نخست‌وزیر رژیم صهیونیست، در زمان جنگ در مورد آب ایران شروع شده است. گاردین در گزارش خود در هفته دوم مهر ماه در مورد ایران نوشت: «یک ماه پیش، بنیامین نتانیاهو یک معامله حساب‌شده را به مردم ایران پیشنهاد داد. نخست‌وزیر اسرائیل پیشنهاد داد اگر ایرانی‌ها به خیابان‌ها بریزند و دولت خود را سرنگون کنند، او کشور را با متخصصان برتر آب اسرائیل پر خواهد کرد و فناوری پیشرفته‌ای را با خود خواهد آورد که قادر به بازیافت و شیرین‌سازی آب ایران است. نتانیاهو آشکارا می‌کوشید سخنان خود را بر یکی از نقاط ضعف بزرگ دولت ایران بنا کند و در این مورد حق با او بود، اگرچه او دقیقاً فرد اشتباهی برای چنین اقدامی بود.»

بخش دیگری از این گزارش تحلیلی عنوان کرده است که ایران با بحران‌های متعدد منابع ناشی از تغییراقلیم، تحریم‌ها، اشتباهات پی‌درپی در سیاست‌گذاری و غفلت دولت مواجه است: «خاموشی‌ها، چه برنامه‌ریزی‌شده و چه غیرمنتظره، بیشتر روزها در تهرانِ غبارآلود رخ می‌دهد. مسعود پزشکیان، رئیس‌جمهور، با لحنی قاطع و صریح در مورد ابعاد بحران صحبت می‌کند: «در حال حاضر مشکل آب، برق و گاز وجود دارد. پشت سدها آبی نیست. چاه‌های زیر پای ما هم در حال خشکیدن هستند. کسانی که ادعا می‌کنند آب وجود دارد، بیایند و به ما بگویند این آب کجاست.»


تهرانِ داغِ کم‌باران

گاردین می‌نویسد: «پنج سال است که ایران با خشکسالی دست‌وپنجه نرم می‌کند، خشکسالی‌ای که به‌گفته کارشناسان، تغییراقلیم آن را بسیار شدیدتر کرده است. تهرانِ داغ، سال گذشته فقط ۱۵۸ میلی‌متر بارندگی داشت. عددی که ۴۲ درصد کمتر از میانگین بلندمدت است. این بحران همچنین با مصرف بیش‌ازحد، به‌ویژه در کشاورزی، به‌علاوه استخراج بی‌رویه و غیرمجاز آب‌های زیرزمینی و علاقه به پروژه‌های مهندسی معتبر اما معیوب، (اشاره گاردین به طرح‌های انتقال آب و سدسازی است) همراه شده است. آب به‌طرز وحشتناکی رو به اتمام است و تابستان امسال، حداقل ۱۹ سد از سدهای ایران تنها بین ۳ تا ۱۵ درصد آب داشتند. سه سد پایتخت، لار، ماملو و امیرکبیر، تا ماه سپتامبر (شهریور) در سطح بحرانی بودند، درخواست‌های دولت از شهروندان تهرانی هم برای کاهش ۲۵ درصدی مصرف آب مؤثر نبوده است. بنابراین، اکنون برنامه‌هایی برای توقف تمام‌ کارهای ساختمانی در این شهر به‌مدت دو سال مطرح شده است. ایران اکنون در آستانه خشک شدن شیرهای آب (منظور آب شرب) است.»

بخش دیگری از این گزارش به گفت‌وگوی خبرنگار این روزنامه با «شینا انصاری»، معاون رئیس‌جمهوری و رئیس سازمان حفاظت محیط‌زیست ایران، اختصاص دارد. گاردین این مصاحبه این‌طور روایت کرده است: «شینا انصاری در مصاحبه‌ای با گاردین در دفتر کارش در تهران، وخامت بحران را کتمان نمی‌کند: «ایران در کمربند خشک زمین قرار دارد و ما مدت‌هاست با چالش‌هایی روبه‌رو بوده‌ایم. اما در طول سه دهه گذشته دمای کشور ۱.۸ درجه سانتی‌گراد افزایش یافته و در پنج سال گذشته، ۳۰ درصد کاهش بارندگی داشته‌ایم. در حال حاضر، ما در پنجمین سال متوالی خشکسالی هستیم.» او می‌گوید در گذشته اشتباهاتی مانند استقرار صنایع پرمصرف آب در مناطق خشک یا اسکان جمعیت‌های بزرگ در مناطقی که منابع آب کافی ندارند، رخ‌ داده است: «به‌دلیل محدودیت‌های عمده‌ای که با آن مواجه هستیم، چاره‌ای جز تغییر برخی از روش‌های کشاورزی خود نداریم.» او اذعان می‌کند این موضوع از نظر اجتماعی حساسیت‌برانگیز است.»


فوران فرونشست

این رسانه به نقل‌وقول‌هایی از «مهدی جمالی‌نژاد»، استاندار اصفهان، نیز استناد کرده و نوشته است: «فرونشست دیگر زلزله‌ای خاموش نیست، بلکه مانند آتشفشانی در حال فوران است.» او به گاردین می‌گوید: «۹ ایستگاه اصلی مترو در اصفهان، ۲۷۴ تقاطع اصلی آتش‌نشانی، ۳۲۸ مسجد، ۳۷ کتابخانه، سه بیمارستان اصلی، یک هتل و ۲۵۸ مدرسه در مناطقی با فرونشست بالا واقع شده‌اند. چهل مدرسه به‌دلیل تشدید فرونشست تخلیه شده و بسیاری از آنها تخریب شده‌اند. فقط سه حادثه فرونشست در مرکز اصفهان باعث ایجاد فروچاله‌هایی به عمق ۷ تا ۱۵ متر در معابر عمومی شده است.»

گاردین سراغ وضعیت دریاچه ارومیه هم رفته است: «نمونه دراماتیک و غم‌انگیز، خشک‌شدن تقریباً کامل دریاچه فیروزه‌ای ارومیه در شمال‌غربی ایران است؛ دریاچه‌ای که زمانی بزرگترین دریاچه خاورمیانه و ششمین دریاچه بزرگ آب شور جهان بود. این دریاچه که ۲۰ سال پیش یک مقصد گردشگری بود، اکنون تنها نیم‌متر عمق دارد. اثرات خشکسالی طولانی و تبخیر سریع در دماهای بالا با ذخیره‌سازی و برداشت بیش‌ازحد آب از سدها و تولید بیش‌ازحد محصولات کشاورزی ترکیب شده است. با وجود تهیه طرح‌های جامع نجات بی‌شمار، از جمله برداشت آب از دریای خزر، یا پرداخت پول به کشاورزان برای توقف استفاده از این مقدار زیاد آب، این دریاچه ممکن است درصورت ادامه شرایط فعلی، دیگر وجود نداشته باشد. درواقع، به‌گفته «بنفشه زهرایی»، رئیس مؤسسه آب دانشگاه تهران، این دریاچه به‌دلیل آبیاری زمین‌های کشاورزی رو به گسترش اطراف آن، به «نقطه بی‌بازگشت» رسیده است. او هشدار می‌دهد: «عواقب خشک شدن دریاچه ارومیه فقط به گرم‌تر شدن هوای منطقه‌ای یا تبدیل شدن به نمکزار ختم نمی‌شود؛ بلکه، مشابه تجربه خشک شدن دریای آرال، شاهد شیوع انواع سرطان‌ها، انواع بیماری‌ها و خالی شدن مناطق وسیعی از اطراف دریاچه از جمعیت خواهیم بود.»


کشت کنترل‌نشده

گاردین می‌نویسد: «در اطراف دریاچه، زمین‌های کشاورزی که در اواخر دهه ۱۹۷۰ تنها ۳۰۰ هزار هکتار بود، اکنون به حدود ۷۰۰ هزار هکتار  رسیده است. برای آبیاری این منطقه وسیع از زمین، سالانه حدود ۴.۵ تا ۵ میلیارد مترمکعب آب مورد نیاز است. اما میزان آب خروجی این منطقه کمتر از ۴ میلیارد مترمکعب است که بخش قابل‌توجهی از آن در فرایند عادی تبخیر از دست می‌رود. «علی‌رضا شریعت»، دبیرکل فدراسیون صنعت آب ایران، پیش‌بینی می‌کند به‌زودی باید فقط در کتاب‌های تاریخ یا عکس‌های قدیمی دنبال دریاچه ارومیه بگردیم؛ در واقعیت هیچ اثری از آن باقی نمانده است. در همین حال، آب‌های زیرزمینی به‌دلیل حفر هزاران چاه غیرمجاز در حال ازدست‌رفتن هستند. بیش از هشت هزار چاه غیرمجاز تنها در منطقه کوهستانی البرز در شمال ایران کشف شده است. هیچ‌کس نمی‌تواند راهی برای جلوگیری از حفر این چاه‌ها توسط کشاورزانی که نیاز به آب دارند، پیدا کند؛ حتی اگر این چاه‌ها خطر فرونشست زمین را افزایش دهند. همان‌طورکه «حمیدرضا جانباز»، مشاور سابق معاون آب‌وخاک وزارت جهادکشاورزی، به گاردین گفت: «ما ۸ میلیون هکتار (۸.۱۹  میلیون هکتار) زمین آبی در کشور داریم و یک میلیون چاه با عمق ۸۰ تا ۲۰۰ متر حفر کرده‌ایم، به این معنی که برای هر هکتار از زمین‌های آبی کشور یک چاه وجود دارد.» در مجموع، این ارقام نشان می‌دهد ایران از برداشت بیش‌ازحد آب به میزان ۴۳ میلیون مترمکعب در سال رنج می‌برد.»

این گزارش می‌گوید گویا همه جهان بر این موضوع اتفاق‌نظر دارند که نظام حکمرانی آب در ایران به‌شدت پراکنده و نامنسجم است. بنابراین، اگرچه به‌نظر می‌رسد وزارت نیرو به‌تنهایی مسئول آب است، اما وزارت جهادکشاورزی، وزارت کشور، استانداران و نمایندگان مجلس هر کدام مسئولیت‌هایی دارند، ولی با هم هماهنگ نیستند.

به اشتراک بگذارید:





نظر کاربران

نظری برای این پست ثبت نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *