وقتی قصههای ناگفته جنگ ۸ساله در سکوت خاک میخورند
هزار سفر نرفته به زخم
۳۰ شهریور ۱۴۰۴، ۱۷:۱۷
وقتی صحبت از گردشگری به میان میآید، نخستین تصویر در ذهن ما سواحل آفتابی، کوههای سرسبز یا شهرهای تاریخی است. اما نوع دیگری از گردشگری وجود دارد که نه بهدنبال زیباییهای طبیعی است و نه آرامش تاریخی؛ بلکه از ویرانی، خشونت و خاطرههای تلخ تغذیه میکند. گردشگری سیاه به بازدید از مکانهایی گفته میشود که با مرگ، تراژدی، فجایع انسانی یا بلایای طبیعی پیوند خوردهاند. بازدید از اردوگاه مرگ نازیها، موزههای فجایع طبیعی مثل هیروشیما یا حتی مکانهای سقوط هواپیما و حوادث تروریستی، همگی در این دسته قرار میگیرند. گردشگری سیاه به انسانها این امکان را میدهد تا با بخش تاریک تاریخ روبهرو شوند؛ بخشهایی که اغلب در حافظه جمعی یک ملت ماندگار است. گردشگری جنگ زیرمجموعهای مهم از گردشگری سیاه است. در اینگونه سفرها، گردشگران به مکانهایی میروند که در گذشته صحنه جنگ بوده یا آثار آن را در خود حفظ کردهاند. این نوع گردشگری میتواند بازدید از موزههای جنگ و نمایشگاههای نظامی، یادمانها و بناهای یادبود شهدا و قربانیان، میدانهای نبرد قدیمی و مناطق ویرانشده، خانهها و بناهای بازمانده از جنگ با آثار گلوله و خمپاره و گورستانهای جنگی و آرامگاه سربازان را دربربگیرد. ایران یکی از کشورهایی است که تجربه سنگین جنگ را پشت سر گذاشته است. جنگ هشتساله ایران و عراق ردپای عمیقی بر شهرهایی چون خرمشهر، آبادان، اهواز، سردشت، ایلام، مریوان و... بهجا گذاشته است. همزمان با ۳۱ شهریور و آغاز هفته دفاع مقدس، «پیام ما» به گفتوگو با «مجتبی گهستونی»، راهنمای گردشگری، پرداخته. کسی که سالها علاقهمندان را با گوشهگوشه خوزستان آشنا کرده و روایتگر خوشیها و ناخوشیهای مردم این بخش از سرزمینمان بوده است.
گردشگری جنگ را چگونه تعریف میکنید؟
گردشگری جنگ در خوزستان بهمعنای بازدید از مکانهایی است که در دوران دفاع مقدس، نقش کلیدی داشتهاند یا بهنوعی یادآور روزهای جنگ هستند. از جبهههای نبرد گرفته تا یادمان شهدا و حتی مکان-رویدادهایی که در این نوع گردشگری برای بازدیدکنندگان مقبولیت دارند. بهعبارتی، گردشگری جنگ ترکیبی از تاریخنگاری، تجربهزیستی و انتقال ارزشهای مقاومت است. مثلاً اگر بخواهم به شهرهای مختلف خوزستان اشاره کنم، میتوانم از اهواز بگویم که تنها در یک روز، ۵۲ نقطه آن مورد بمباران قرار گرفت و بیش از ۲۰۰ شهید برجای گذاشت یا طولانیترین بمباران هوایی در اندیمشک صورت گرفت. همچنین، میتوان از خرمشهر گفت و حماسهای که در این شهر شکل گرفت و آن را به نماد مقاومت و پایداری تبدیل کرد. هنوز هم بازدید از مسجدجامع و پل قدیم خرمشهر، تجربهای عمیق از ایستادگی مردم را روایت میکند.
دشت آزادگان با داشتن مناطق عملیاتی چون فکه و هویزه، بستر مناسبی برای روایتهای میدانی از جنگ است و اندیمشک و شوش با وجود ایستگاههای راهآهن و پادگانها، خاطرات پشتیبانی لجستیکی جنگ را زنده میکنند.
کدام گردشگران بیشتر به تورهای جنگ علاقه نشان میدهند؟
انگیزه گردشگران برای حضور در تورهای گردشگری جنگ متنوع است. برخی برای شناخت تاریخ معاصر ایران و بعضی دیگر برای تجربه معنویت و قهرمانی به این نوع گردشگری علاقه نشان میدهند. عدهای برای بازسازی هویت ملی و تعدادی هم به قصد تجدید خاطرات خود از جنگ به مناطق جنگی سفر میکنند.
در سطح ملی، جوانان، دانشجویان، خانوادههای شهدا و ایثارگران مشتاق حضور در تورهای گردشگری با محوریت جنگ هستند. در بخش بینالمللی هم پژوهشگران، مستندسازان و علاقهمندان به تاریخ نظامی، خواهان بازدید از مناطق جنگی و بازدید از آثار بهجامانده از جنگاند.
جنگ تحمیلی، بخشی از تاریخ این سرزمین است که باید بهدرستی روایت شود. چطور میتوان میان روایت تاریخی دقیق و جذابیت برای گردشگر تعادل برقرار کرد؟
استفاده از راهنمایان محلی که خود یا خانوادهشان درگیر جنگ بودهاند، روایت را هم دقیق و هم انسانی میکند. از سوی دیگر، بازسازی صحنههای جنگ با حفظ مستندات تاریخی و بدون تحریف واقعیت، جذابیت بصری ایجاد میکند. همچنین، استفاده از فناوری و اپلیکیشنهای تعاملی میتواند روایت جنگ را زندهتر کند.
روایتها بیشتر بر جنبه قهرمانی و رشادت رزمندگان تأکید دارند یا رنجها و فجایع انسانی؟
تعادل مطلوب، آن است که هر دو وجه روایت شود: هم شکوه ایثار و فداکاری، هم عمق درد و خسارت آدمها. اما در دزفول، خرمشهر و آبادان، روایتها بیشتر بر قهرمانی و مقاومت تمرکز دارند. درحالیکه در ابوحمیظه، سوسنگرد و هویزه، جنبههای انسانی و رنجهای جنگ بیشتر بازگو میشوند. چیزی که اهمیت دارد این است که نباید از رزمندگان هشت سال دفاع مقدس، اسطوره بسازیم و آنها را به الگوهای تکرارنشدنی تبدیل کنیم. اتفاقاً برعکس باید به این نکته توجه داشته باشیم که آنها هم مثل من و شما انسان بودند و ترسها و تردیدهای خود را داشتند، اما برای حفظ میهن از همه این دغدغهها و حتی از جان خود گذشتند.
شاید بهخاطر برقرار نکردن این تعادل، همچنان نتوانستهایم روایت جذابی برای نسل نوجوان و جوان داشته باشیم. نوجوانها و جوانهای ما فیلمهای جنگی خارجی را میبینند، اما با آثار ایرانی کاری ندارند. چرا؟
نسل جدید ما یا از جنگ زده شدهاند یا همانطورکه اشاره کردید، روایت جذاب و منصفانهای از جنگ ندیده و نشنیدهاند. قصههای ما بسیار کلیشهای و اغراقشده است؛ بیخبر از اینکه بزرگنمایی، اعتماد مخاطب را از بین میبرد. باور کنید بهتر است داستانهای جنگ را بی کموکاست و بدون تحریف روایت کنیم. چه اشکالی دارد مخاطب بداند دشمن چگونه از همزبانی خود در حاشیه مرزها استفاده و تلاش کرد مردم شهرهای جنوبی استان خوزستان را با خود همراه کند؟ چرا هیچ داستانی درباره جنگ ۵۲ نقطه اهواز نوشته نشده؟ ما طولانیترین بمباران هوایی را در اندیمشک داشتهایم که هیچ فیلمسازی تصویرش نکرده است.
هنگامی که بسیاری از بودجهها در اختیار نهادهای دولتی قرار میگیرد، طبیعی است که تعداد داستانها و فیلمهای جذاب در زمینه دفاع مقدس، بسیار انگشتشمار باشد. وقتی شما رزمندگان را به ابرقهرمان تبدیل میکنید، نمیتوانید از نوجوانها و جوانها انتظار داشته باشید از این الگوهای دستنیافتنی پیروی کنند.
هدف اصلی از طراحی تورهای جنگی چیست؟
آموزش و انتقال مفاهیمی چون مقاومت، وطندوستی و گریزی هم به تاریخ معاصر. در کنار این موارد، اقتصاد گردشگری و ایجاد اشتغال برای راهنمایان محلی، فروش صنایعدستی و خدمات اقامتی و البته حفظ حافظه تاریخی و جلوگیری از فراموشی جنگ و البته عبرتآموزی برای نسلهای آینده هم مهم است.
آیا بازماندگان جنگ یا خانوادههای قربانیان نقشی در تورهای گردشگری دارند؟
در بسیاری از تورها بهویژه در یادمانها، خانوادههای شهدا بهعنوان راویان جنگ حضور دارند. این مشارکتها، روایت را شخصیتر و تأثیرگذارتر میکند.
چالشهای موجود در ارتباط با بازاریابی و معرفی گردشگری جنگ کدام است؟
ما با ضعف زیرساختها و کمبود اقامتگاه و حملونقل مناسب در مناطق مرزی روبهرو هستیم. همچنین، نبود برندینگ حرفهای باعث شده است گردشگری جنگ هنوز بهعنوان یک برند ملی معرفی نشود. چالش دیگر به حساسیتهای سیاسی و فرهنگی برمیگردد که موجب تحریف یا سوءاستفاده از روایت میشود. فقدان روایت چندصدایی و تمرکز بر یک نوع روایت، یکی دیگر از مشکلات عمده گردشگری جنگ است که باعث کاهش جذابیت برای مخاطبان متنوع میشود.
میتوان گفت طراحی تورهای مرتبط با جنگ و هشت سال دفاع مقدس در انحصار ستاد راهیان نور است. این مسئله چه اندازه به اقتصاد این نوع گردشگری آسیب میزند؟
واقعیت این است که ستاد مرکزی راهیان نور از جیب مردم برای سفر به مناطق جنگی هزینه میکند؛ بدون آنکه این تورها به رشد اقتصادی، درآمدزایی و گردش مالی منطقه کمک کند. مخاطبان این برنامه هم گروه محدودی از مردم جامعه هستند که نگاه ایدئولوژیک و خاص خود را دارند. روایت راویان هم بیگمان، تحتتأثیر مسائل سیاسی و روابط با عراق هم قرار دارد.
چرا گردشگری جنگ، بیشتر به خوزستان میپردازد، درحالیکه کردستان و ایلام و کرمانشاه هم درگیر جنگ بودهاند؟
درست است کردستان، ایلام و کرمانشاه هم درگیر بودند، اما خوزستان پیشانی جنگ بود و امروز همه استان یادآور جنگ است. بعضی شهرها خط مقدم جنگ بودهاند؛ مثل آبادان، دزفول، اندیمشک، سوسنگرد و خرمشهری که یک سال به دست عراقیها افتاد و با جانفشانی فرزندان این مرزوبوم آزاد شد. برخی دیگر هم پشتیبانی خط مقدم را برعهده داشتهاند.
امروز مسجدجامع خرمشهر بهخودیخود موزه است؛ چراکه مرکز فرماندهی بوده و نقاشیهای دیواری بسیار ارزشمندی از «ناصر پلنگی» در آن به چشم میخورد. اما ساختمان نفت ایران و انگلیس به موزه جنگ تبدیل شده. ما هنوز در خرمشهر و آبادان، آثار جنگ و رد گلوله را بر دیوارها میبینیم که بخشی از آن به ناتوانی مدیران در بازسازی شهر یا عدم بازگشت مالکان اصلی به خانههاشان برمیگردد و قسمت دیگری هم آگاهانه و عامدانه باقی مانده تا یادآور جنگ باشد. خود من باور دارم میتوان گوشههایی از شهر را با رعایت اصول و قواعد زیباییشناسانه، بهعنوان موزه زنده حفاظت کرد، اما نمیتوان به این بهانه شهر و خیابانهایش را ویرانه نگه داشت. برای مثال، کوچهای در خرمشهر وجود دارد که بر دیوارهایش، شعارهای عراقی نوشته شده یا تلنبهخانه نفتی در شادگان که در سال ۱۹۳۰ میلادی ساخته شده و در زمان جنگ پاتوق رزمندگان بوده؛ این سازه، خودش بهتنهایی یک موزه نفت است.
این نوع گردشگری میتواند به ترویج صلح کمک کند یا خطر عادیسازی خشونت را در پی دارد؟
اگر روایتها انسانی، چندجانبه و صلحمحور باشند، گردشگری جنگ میتواند به ترویج صلح، همدلی و عبرتآموزی کمک کند؛ اما اگر صرفاً بر قهرمانی و خشونت نظامی تأکید شود، خطر عادیسازی خشونت و تقویت نگاه نظامیگرایانه وجود دارد.
برچسب ها:
نظر کاربران
نظری برای این پست ثبت نشده است.
مطالب مرتبط
وزیر میراثفرهنگی، گردشگری و صنایعدستی:
تعیین تکلیف حقوقی بناهای تاریخی، از اولویتهای وزارت میراثفرهنگی
گامی در راستای حفاظت از میراثفرهنگی؛
اخذ سند مالکیت تکبرگی برای برج تاریخی چهل دختران سمنان
افتتاح بزرگترین باغ موزه گیاهان دارویی کشور در البرز
۲۷ اثر میراثفرهنگی ناملموس ایران در فهرست آثار جهانی ثبت است
«عیسی امیدوار»، بازمانده تیم دونفره «برادران امیدوار» در سفر به دور دنیا در بیمارستان بستری شد
همه متفاوت؛ همه خویشاونـــد
حال ناخوش کسبوکارهای گردشگری اصفهان؛
حمایتهای وعده دادهشده به کجا رسید؟
محل قلعه تاریخی نهاوند شناسایی شد
سرنوشت نامعلوم فرشهای دستباف مسجد نصیرالملک شیراز پس از جایگزینی با فرشهای ماشینی
بیش از ۵۰ موزه در فهرست آسیبهای جنگ اخیر
معرفی ۱۱۳ طرح صنایعدستی لالجین به بانکها برای دریافت تسهیلات
وب گردی
- درخواست ایجاد مسیر دوچرخهسواری ۱۰۰ کیلومتری در قم
- چند روز بعد از سمپاشی ساس از بین میرود؟ (راهنمای کامل سمپاشی ساس + قوی ترین سم ساس)
- باغ پرندگان تهران کجاست؟ معرفی، ساعت کاری و آدرس
- مقایسه قیمت ورق شیروانی، سیاه، استیل و گالوانیزه در یک نگاه
- درخواست برقراری دورکاری و تعطیلی پنجشنبه برای کادر غیرعملیاتی (پشتیبانی) درمان سازمان تأمین اجتماعی
- طریقه ی ساخت دستگاه واکس زن برقی
- خرید لوازم یدکی لودر فابریک
- حضور فعال شرکت کرچنر سولار گروپ ایرانیان در نمایشگاه بینالمللی انرژیهای تجدیدپذیر
- جدیدترین تغییرات قیمت ارزهای دیجیتال و تحلیل رفتار بازار جهانی
- موارد استفاده و کاربردهای فلز پلاتین بیشتر
بیشترین نظر کاربران
باید برای سختترین شرایط، نقشه راه گردشگری داشته باشیم
پربازدیدها
1
رقص سوگوارانه؛ کنشی مقاومتی
2
رقص عزا
3
مبارزه با جستوجوی گنج
4
هوای آلوده با موتورهای منسوخشده و آلاینده خودروهای داخلی
5
گنجِ گمشده زیر چرخ لودرها




دیدگاهتان را بنویسید