وعده تأسیس موزه سهراب و فروغ به کجا رسید؟

یک قدم تا مصالحه





یک قدم تا مصالحه

۱۴ شهریور ۱۴۰۴، ۲۰:۰۰

یک خبر، هنرمندانی را که در سال‌های گذشته با عنوان «برگزاری نمایشگاه دائمی» یا «تأسیس موزه‌» برای سهراب سپهری و فروغ فرخزاد آثارشان را به ستاد بزرگداشت این دو چهره فرهنگی اهدا کرده بودند یا به امانت داده بودند، امیدوار کرده است. این هنرمندان می‌گویند با هدف نمایش دائمی یا تشکیل موزه آثارشان را به «علیرضا عزیزی» که خود را مدیر و مؤسس این ستاد معرفی کرده، هدیه داده‌اند و قراری بر فروش آنها نبوده است، اما در آن‌سوی ماجرا نه‌تنها خبری از تأسیس موزه نیست، بلکه به‌گفته عزیزی، آثار به شخص او اهدا شده‌اند. حالا در تازه‌ترین واکنش بعد از اعتراض‌ جمعی و ماه‌ها انتظار، دبیر کارگروه حقوقی معاونت امور هنری وزارت ارشاد به هنرمندان اطلاع داده که عزیزی موافقت خود را برای کلیات سازوکار پیشنهادی این کارگروه اعلام کرده است.

پای نام و آوازه سهراب سپهری و فروغ فرخزاد در یکی دو سال گذشته به یک ماجرای حقوقی باز شده است؛ ماجرایی که هنرمندان تلاش کرده بودند از راه‌های مسالمت‌آمیز و بدون تشکیل پرونده قضائی آن را از طریق وزارت ارشاد و انجمن نقاشان حل‌وفصل کنند. تعدادی از آنها پس از ماه‌ها انتظار و مأیوس شدن از این شیوه، در اولین هفته شهریورماه امسال گرد هم آمده بودند تا برای برگزاری یک نمایشگاه و بیانیه اعتراضی برنامه‌ریزی کنند. چند روز بعد از این جلسه، خبری به آنها رسید که شاید بتوان آن را یک گام به جلو توصیف کرد.

نشستی برای چاره‌جویی
جمعه، ۷ شهریور، نشستی با حضور تعدادی از هنرمندان در خانه هنرمندان برگزار شد تا به بررسی راهکارهای حقوقی و رسانه‌ای جهت بازگرداندن آثار هنری که در اختیار علیرضا عزیزی است، به بحث گذاشته شود. یکی از این راه‌های مطرح‌شده، برگزاری یک نمایشگاه اعتراضی در خانه هنرمندان بود. به همین دلیل، «جمشید حقیقت‌شناس»، مشاور هنری و اجرایی در امور گالری‌ها و هنرهای تجسمی خانه هنرمندان، نیز برای بررسی درخواست هنرمندان مبنی‌بر برگزاری نمایشگاه در این مکان در این جلسه حضور داشت.
همچنین، در بخشی از جلسه عنوان شد با توجه به ناکامی پیگیری‌های قبلی، این نشست بر ضرورت اقدام هم‌زمان در این حوزه‌ها تأکید دارد: ۱.پیگیری حقوقی از مسیر کیفری با حضور وکلای متخصص. ۲.برگزاری نمایشگاه اعتراضی و رسانه‌ای کردن مستمر موضوع و انتشار بیانه نهایی.
دلیل این گردهمایی و بررسی راهکارهای مختلف از آنجا ناشی می‌شود که هنرمندانی که آثارشان در اختیار عزیزی است، ماه‌هاست پیگیر وضعیت رسیدگی به این موضوع بوده‌اند و پیش‌ازاین نیز بیانیه اعتراضی منتشر کرده‌اند.
درواقع، ماجرا از این قرار است که عصر روز پنجشنبه، ۲۹ آذر ۱۴۰۳، نشست خبری «بزرگداشت فروغ فرخزاد» در خانه هنرمندان برگزار شد. عزیزی، مدیر و مؤسس ستاد بزرگداشت فروغ فرخزاد و سهراب سپهری در این نشست از برگزاری نمایشگاهی با ۹۰ اثر به‌مدت یک هفته در گالری آریانا خبر داد. طبق گزارش «اعتماد»، عزیزی در بخش دیگری از این نشست عنوان کرده بود از دهه ۹۰ شمسی، دو هزار اثر از سوی ۷۰۰ هنرمند به شخص او اهدا شده و او و مؤسسه «فرهیختگان عصر هنر» که توسط خودش راه‌اندازی و مدیریت می‌شود، هر زمان که صلاح دیدند، این آثار را در ایران و خارج از کشور به نمایش می‌گذارند. او در ادامه گفته بود در چهارمین روز تیرماه سال ۱۴۰۴ نمایشگاه بزرگی برای سهراب و فروغ در تمام فضای نمایشگاهی خانه هنرمندان برپا خواهد کرد (این نمایشگاه در تاریخ یادشده برگزار نشد). عزیزی البته در پاسخی درباره موزه سهراب و فروغ، به‌صراحت راه‌اندازی بنیاد و موزه‌ای به‌نام سهراب و فروغ را رد و عنوان کرده بود راه‌اندازی بنیاد کاری است که باید توسط خانواده خود هنرمندان انجام شود و تمام هنرمندان آثارشان را به خود او اهدا کرده‌اند.
پس‌ازآن، پیگیری‌ هنرمندانی که آثارشان در اختیار عزیزی است و گزارش‌های رسانه‌ای، باعث روشن‌شدن ابعاد بیشتری از این موضوع شد تا جایی که چند روز پس از برگزاری نشست خبری، خانه هنرمندان واکنش نشان داد و اطلاعیه‌ای صادر کرد که در بخشی از آن آمده بود: «آنچه در نشست خبری یادشده مبنی‌بر برپایی نمایشگاه در ۴ تیر ۱۴۰۴ اعلام شده، مبتنی‌بر تقاضای رسمی از سوی متقاضی محترم بوده که هنوز مورد توافق قطعی طرفین قرار نگرفته و منجر به عقد قرارداد نیز نشده است».
داستان به همینجا ختم نشد. اوایل دی‌ماه ۱۴۰۳ هنرمندانی که آثارشان را برای تأسیس موزه «سهراب سپهری» و «فروغ فرخزاد» اهدا کرده و با تناقض مواجه شده بودند، به‌صورت جمعی اعتراض خود را در قالب یک بیانیه به ستاد برگزاری بزرگداشت فروغ و سهراب ابراز کردند: «ما هنرمندان عرصه تجسمی و علاقه‌مند به فرهنگ و هنر این مرز و بوم، در جهتِ شکل‌گیری یک رویداد فرهنگی، ملّی و هنری با شیوه‌های نامتعارف (به‌صورت پیام‌های فردی، از طریق فضای مجازی، واسطه‌گری و حضوری) و بدون فراخوان رسمی با اصرار فردی، بمباران تبلیغاتی و پیگیری‌های فراوان تحت عنوان «مسئول ستاد بزرگداشت سهراب» در طول مدت حداقل پنج سال متقاعد شدیم تا آثاری را جهت شکل‌گیری یک مجموعه دائمی و موزه در پاسداشت «سهراب سپهری» و «فروغ فرخزاد» که غیرقابل‌فروش باشد، اهدا نماییم. در فرایند شکل‌گرفته از حُسن شهرتِ «سهراب سپهری»، «فروغ فرخزاد» و نام بردن از پیشکسوتان عرصه تجسمی و اعلام حضور آنها جهت اقناعِ افراد استفاده شده است».
این اعتراض جمعی با واکنش معاونت هنری وزارت ارشاد مواجه شد و کارگروه حقوقی معاونت هنری اعلام کرد: «در پی انتشار بیانیه جمعی از هنرمندان ارجمند هنرهای تجسمی درباره ستادی با عنوان «بزرگداشت سهراب سپهری» و آثاری برای مجموعه دائمی سهراب سپهری و فروغ فرخزاد با مسئولیت مجموعه‌ای در بخش خصوصی و بیان مواردی مبنی‌بر اختلاف در موضوع مالکیت آثار هنری مزبور، معاونت امور هنری وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی با تأکید بر لزوم رعایت حقوق مالکیت مادی و معنوی، در راستای وظایف حمایتی و نظارتی خود در عرصه هنرهای تجسمی، میزبان و شنوای توضیحات و نکات هنرمندان عزیز است و با دریافت مدارک، موضوع و مستندات را بررسی کرده و اقدام قانونی لازم را انجام می‌دهد».

چگونه اعتماد هنرمندان جلب شد؟
به‌نظر می‌رسد گردآوری دو هزار اثر از ۷۰۰ هنرمند باید از سوی فردی صورت گرفته باشد که آشنایی دیرین و اعتماد عمیقی در جامعه هنرمندان داشته باشد؛ اعتمادی که همچون دومینو از نقطه‌ای به نقطه دیگر راه خود را باز می‌کند. بااین‌حال، از روایت‌هایی که از سوی هنرمندان نقل می‌شود، می‌توان استنباط کرد آشنایی دیرین و عمیقی وجود نداشته است. البته یکسری نکات مشترک میان این روایت‌ها وجود دارند که به عزیزی برای پیشبرد اهدافش کمک کرده است. همان‌طورکه در بیانیه جمعی هنرمندان نیز عنوان شده، یکی از مهم‌ترین نکات این موضوع، آن بوده که بیشتر هنرمندان با هدف تأسیس یک موزه یا برپایی یک نمایشگاه دائمی برای دو شخصیت مهم و تأثیرگذار فرهنگی ایران یعنی سهراب و فروغ، موافقت خود را برای اهدای اثر اعلام کرده‌اند. در کنار این موضوع باید به نحوه اعتمادسازی عزیزی هم اشاره کرد. آن‌طورکه در روایت برخی از هنرمندان وجود دارد، عزیزی از طریق شبکه اجتماعی «اینستاگرام» به هنرمندان پیام می‌داد و عنوان می‌کرد درصدد برپایی موزه‌ای برای سهراب و فروغ است. در ادامه ارتباط بین آنها پیش می‌آمد.
«علیرضا آدم‌بکان»، نقاش و یکی از هنرمندان معترضی که در جلسه جمعه، ۷ شهریور، نیز حضور داشت، درباره نحوه ورودش به این ماجرا به «پیام ما» گفت: «تقریباً دو سال قبل بود که عزیزی از طریق اینستاگرام پیام داد. آن زمان هنوز جمع‌آوری آثار از سوی او آنقدر عمومی نشده بود. او فالورهای صفحه اینستاگرام، دوستان صمیمی و شاگردانم را شناسایی کرد و از این طریق دایره آگاهی او از ما بیشتر شد. اوایل با نیت خرید اثر صحبت می‌کرد و حتی آثار تعدادی از دوستان و همکاران را خرید، اما بعد از آن شروع به سفارش اثر برای پروژه فروغ و سهراب کرد. منتهی هرچه جلوتر رفتیم، حرف‌ها ضد و نقیض شد».
آدم‌بکان درباره این تناقض‌ها چنین توضیح داد: «یادم است گفت اگر شما در این کار شرکت کنید، یک موزه دائمی تأسیس می‌کنیم. حتی گفت قرار است، نمایش اولیه در موزه «د‌یدی» در مازندران برگزار شود. سپس گفت نمایش در موزه هنرهای معاصر تهران خواهد بود و بعد که آنجا هم قطعی نشد، گفت نمایشگاه را به کاشان خواهد برد».
این نقاش با بیان اینکه میان عزیزی و هنرمندان قرارداد رسمی‌ای نوشته نشده و صرفاً دست‌نویس بوده است، افزود: «بعد از آنکه بحث‌ها درباره این موضوع در جامعه نقاشان شلوغ شد، او به سراغ عکاسان و بعد مجسمه‌سازان رفت. هر دوره که تنش به‌وجود می‌آمد و او نمی‌توانست آن را سروسامان دهد، به سراغ رشته‌های دیگر هنری می‌رفت؛ حتی خوشنویسان. آنقدر تلاطم و گسست زیاد بود که تا بفهمیم چه خبر شده است، حدود پنج سال گذشت. البته همچنان تعدادی از هنرمندان به او اثر می‌دهند، مثلاً پارسال تعدادی از شاگردانم به او اثر دادند؛ چون جوان بودند و دوست داشتند آثارشان در کنار بقیه اساتید نمایش داده شود و یک سبقه فرهنگی و تاریخی داشته باشند؛ هرچند پشیمان شده‌اند و آنها هم الان جزو هنرمندانی هستند که می‌خواهند اعتراضشان پیگیری شود».
«زهرا مداح»، نقاش و پژوهشگر تاریخ هنر، نیز پیش از شروع پاندمی کرونا از طریق اینستاگرام پیامی از سوی عزیزی دریافت ‌کرد که در آن گفته شده بود به‌دنبال تأسیس موزه برای سهراب و فروغ است. در ادامه از مداح خواسته شد برای تسهیل در ارتباط، اکانت تلگرامی خود را بدهد. مداح در توضیح جریان‌های پس‌ازآن به «پیام ما» گفت: «عزیزی یکسری برگه با مضمون تشکیل یک ستاد برای موزه سهراب و فروغ برایم فرستاد. اسم یکسری از نقاشان معروف را هم که جزو اساتید ما و پیشکسوتان نقاشی هستند، به‌همراه آثار، نامه‌ها و امضاهایشان فرستاد تا نشان دهد آنها نیز در این کار مشارکت کرده‌اند. همچنین، گفت آثار اهدایی برای موزه هستند».
مداح همچون بسیاری دیگر از هنرمندان با دیدن اسامی دیگر هنرمندان و همکاران، نسبت به اهدای اثر به موزه سهراب و فروغ اعتماد می‌کند. به‌گفته او، هنگام تحویل اثر فرمی برایش ارسال شد تا طبق آن پیش برود: «در این فرم نوشته شده بود من فلانی هستم و فلان کارها را به موزه اهدا کرده‌ام. در تمام صحبت‌ها نیز بحث از موزه دائمی بود».
این پژوهشگر تاریخ هنر به این موضوع اشاره کرد که طی سال‌های گذشته چندین‌بار درباره تشکیل موزه سهراب و فروغ پیگیری کرده و هربار وعده آینده به او داده شده است. مداح بعد از شروع پاندمی کرونا، متوجه می‌شود از سوی عزیزی بلاک، راه‌های دسترسی‌اش به او قطع و تمام پیام‌های مخصوصاً آنها که از عنوان موزه استفاده شده بود، پاک شده‌اند.
او در پاسخ به اینکه هنرمندان تاکنون چه اقدام‌های قانونی انجام داده‌اند، گفت: «همین حرکت‌های اعتراضی را انجام داده‌ایم. وقتی نمی‌توانیم جلوی افرادی بایستیم، حداقل می‌توانیم اعتراض کنیم تا ابعاد موضوع روشن و جامعه هنری نسبت به این موضوع آگاه‌تر شود. وقتی اعلام شود هنرمندان، آثارشان را برای تشکیل یک موزه اهدا کرده‌اند و قرار نبوده است آثار جزو مالکیت شخصی باشند یا به فروش برسند، حداقل اثرش این است که جلوی فروش آثار در داخل و خارج از ایران گرفته می‌شود. بنابر شنیده‌ها، رقم تقریبی که از آثار اهداشده محاسبه کرده‌اند، حدود ۲۳۰ یا ۲۴۰ میلیارد تومان است و به همین دلیل، بیان اعتراضی و آگاه کردن جامعه در کنار پیگیری‌های حقوقی در این زمینه بسیار مهم است».
«ماهیار چرمچی» نیز از دیگر نقاشان حاضر در نشست ۷ شهریورماه است که سال ۹۸ از طریق اینستاگرام با عزیزی آشنا شد. عزیزی به او گفته بود از سوی ستاد بزرگداشت سهراب و فروغ است و تقاضای اهدای اثر را به چرمچی داد. این نقاش درباره اینکه چنین خواسته‌ای از نظرش معقول نیامد و باقی ماجراها به «پیام ما» گفت: «در ابتدا این موضوع خیلی برایم معقول نبود. چرا باید یک اثر هدیه می‌دادم؟ ایشان نام یکسری از اساتید را آوردند و گفتند می‌توانی زنگ بزنی و از آنها بپرسی. همچنین، گفت ملکی در نیویورک با ۶۰۰ متر هست که قصد دارند آن را به مکانی برای نمایش و ارائه فرهنگ معاصر ایرانی تبدیل کنند. طبق گفته آقای عزیزی قرار بود کتابی هم منتشر شود که نشان دهد هنرمندان با چه نگاهی این آثار را کشیده‌اند و…».
به‌گفته چرمچی، حدود پنج-شش تماس تلفنی یک‌ساعته از سوی عزیزی انجام می‌شود تا بالاخره او هم مجاب می‌شود که به‌خاطر فرهنگ ایران اثر هدیه کند، اما هنگام تحویل آثار باز هم موضوعی پیش می‌آید که مورد پرسش او قرار می‌گیرد: «سال ۱۳۹۹ دو اثر بزرگ برای این اهدا به این پروژه کشیدم. ایشان گفت زیر فرم تحویل باید بنویسم این آثار به آقای عزیزی اهدا می‌شود. گفتم برای چه باید بنویسم به شخص اهدا می‌کنم؟ او هم گفت چون می‌خواهد این آثار را از ایران خارج کند، در گمرک جلویش را می‌گیرند؛ منتهی با این برگه می‌تواند اعلام کند که مالک آثار است. درحالی‌که اگر نام موزه در آن فرم نوشته شده باشد، ازآنجاکه موزه هنوز شکل نگرفته، به او اجازه خروج آثار را نمی‌دهند».
چرمچی ادامه داد: «اواخر پارسال دعوتنامه‌ای دریافت کردم درباره اینکه قرار است نمایشگاهی با موضوع بزرگداشت فروغ در گالری آریانا برگزار شود. به دوستانم که می‌دانستم آنها هم به این ستاد اثر داده‌اند، پیام دادم تا با یکدیگر به دیدن نمایشگاه برویم. آنها گفتند به دیدن نمایشگاه نروم؛ چون صرفاً نمایش آثار نیست و شنیده‌اند فروش آثار هم مطرح است و آقای عزیزی در صحبتی که در نشست خانه هنرمندان انجام داده، گفته مالک معنوی آثار است؛ چون این آثار را به سفارش او کشیده شده‌اند. بعدازآن، وقتی به مکالمه‌ها و پیام‌هایی که رد و بدل کرده بودیم، رجوع کردم، متوجه شدم تمامی پیام‌های صوتی که در آن از کلمه موزه استفاده شده بود، پاک شده‌اند».
«سعید چاواری»، نقاش و کاریکاتوریست هم از دیگر هنرمندانی است که در اعتراض جمعی هنرمندان نسبت به عملکرد علیرضا عزیزی مشارکت داشته است. او درباره نحوه آشنایی خود با عزیزی به «پیام ما» چنین گفت: «سال ۹۸ آقای عزیزی در اینستاگرام پیامی داد و گفت آثار تعداد زیادی از هنرمندان را با موضوع فروغ و سهراب سپهری جمع‌آوری کرده‌ است. یکی از کارهای من چهره سهراب بود. پرسیده بود این اثر را هنوز در اختیار دارم و آیا نمونه‌های بیشتری هم هست؟ گفتم آن اثر را هنوز دارم، اما برای نمونه‌های دیگر باید بگردم؛ چون احتمال می‌دادم در گذشته پرتره‌ای از فروغ هم کار کرده باشم. قرار شد نماینده‌ای از طرف ایشان برای تحویل آثار بیاید. موقع تحویل اثر وقتی فهرست هنرمندان دیگری که آثارشان را ارسال کرده‌اند، نگاه کردم، فهمیدم خیلی از هنرمندان قبل از من کار ارسال کرده‌اند. این موضوع باعث شد بفهمم هنرمندان زیادی در این کار شرکت کرده‌اند».

در انتظار تعیین‌تکلیف
از دی‌ماه سال ۱۴۰۳ که وعده پیگیری مطالبات هنرمندان درگیر در این موضوع از سوی وزارت ارشاد داده شد تا شهریورماه امسال، حدود ۹ ماه می‌گذرد؛ ۹ ماهی که تقریباً بدون گرفتن نتیجه‌ای عملی گذشت تا جایی که هنرمندان را به این فکر واداشت در کنار پیگری‌های حقوقی یک‌بار دیگر بیانیه اعتراضی خود را در قالب یک نمایشگاه هنری بیان کنند. بااین‌حال، چند روز پس از برگزاری نشست هفتم شهریورماه، «وحید آگاه» به‌عنوان دبیر کارگروه حقوقی معاونت امور هنری به هنرمندان اطلاع داد علیرضا عزیزی نیز کلیات سازوکار پیشنهادی کارگروه حقوقی را پذیرفته است.
در همین حال، هشتم شهریورماه روزنامه شرق گفت‌وکویی با «مهدی کوهیان»، عضو کارگروه حقوقی معاونت امور هنری وزارت ارشاد با تیتر «پایان یک اختلاف بزرگ و بازپس‌گیری ۲۰۰۰ تابلو؟» منتشر کرد. کوهیان در بخشی از این مصاحبه گفته است: «با پیشنهاد و پیگیری تعدادی از دلسوزان و پیشکسوتان حوزه فرهنگ و هنر، کارگروه حقوقی معاونت هنری تصمیم گرفت به‌عنوان یک نهاد بی‌طرف و تسهیلگر، برای حل‌وفصل مسالمت‌آمیز این اختلاف پیشقدم شود. بلافاصله پس از بررسی ابعاد موضوع، جلسات گفت‌وگوی متعددی را با نمایندگان هر دو طرف اختلاف ترتیب دادیم».
کوهیان همچنین عنوان کرده پیشنهاد مشخص کارگروه، ارجاع کامل موضوع به «داوری» بوده است: «معتقدیم، بررسی ادعاهای طرفین نیازمند یک تیم تخصصی است که هم به ظرایف حقوقی و هم به عرف و مناسبات حوزه فرهنگ، هنر و رسانه تسلط کامل داشته باشد. ساختار هیئت داوری پیشنهادی ما به این صورت است: ۱.هر یک از طرفین اختلاف (آقای عزیزی و نمایندگان هنرمندان معترض)، یک داور اختصاصی مورد اعتماد خود را معرفی کنند. ۲. علاوه‌براین دو داور، سه داور مرضی‌الطرفین نیز انتخاب شوند. این سه نفر باید متخصصینی با تخصص حقوقی و آشنایی عمیق با حوزه فرهنگ، هنر و رسانه باشند که یا با تراضی و توافق طرفین معرفی می‌شوند و یا درصورت عدم توافق، انتخاب آنها از طریق دادگاه صالح صورت می‌گیرد. این هیئت داوری پنج‌نفره، صلاحیت کامل خواهد داشت تا تمامی اسناد، مدارک و ادعاهای دو طرف را با دقت کارشناسی بررسی کنند و درنهایت، رأی مقتضی، نهایی و لازم‌الاجرا را صادر کند. این سازوکار تضمین می‌کند عدالت و تخصص، هر دو، در فرایند رسیدگی حاکم باشد».
هرچند کوهیان در پایان این گفت‌وگو اظهار خوشحالی و قدردانی کرده است که این سازوکار پیشنهادی در کلیات مورد پذیرش نمایندگان هر دو طرف قرار گرفته است، اما به‌دلیل تعلل در حصول یک نتیجه عملی طی ماه‌های گذشته، خروج عزیزی از ایران به‌سوی آمریکا و نگرانی هنرمندان نسبت به خارج شدن تمامی آثار، به‌نظر می‌رسد همچنان باید منتظر اقدام‌های بعدی برای رسیدن به یک رأی منصفانه بود.

 

نقاشی:فرشته نجفی

به اشتراک بگذارید:





نظر کاربران

نظری برای این پست ثبت نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بیشترین نظر کاربران

سینماگران پای کارِ ایران

سینماگران پای کارِ ایران