پژوهشگری که ایران باستان را جهانی کرد

«شاپور» تخت‌جمشید





«شاپور» تخت‌جمشید

۱۲ شهریور ۱۴۰۴، ۱۶:۰۱

|پیام ما| پیش از او تاریخ هخامنشیان را دانشمندانی چون «اریک اشمیت»، «رومن گیرشمن»، «ارنست هرتسفلد» و دیگران روایت می‌کردند. آنها که نتایج مطالعاتشان در مجلات علمی معتبر جهان منتشر می‌شد و حق کاوش در تخت‌جمشید و دیگر محوطه‌های باستانی ایران را داشتند. «علیرضا شاپور شهبازی» اما این معادله چندین‌ساله را تغییر داد. او نخستین ایرانی‌ای بود که مقالاتش درباره سرزمین مادری و تاریخ هخامنشیان در مجلات معتبری چون مجله تاریخ باستان آمریکا منتشر شد. آنقدر در این راه استمرار و همت داشت که بعد از درگذشتش «ریچارد فرای»، ایران‌شناس برجسته آمریکایی، او را بهترین نویسنده تاریخ هخامنشی نه‌تنها در ایران بلکه در دنیا معرفی کرده بود. امروز زادروز مردی است که تاریخ ایران باستان را به‌گونه‌ای دیگر برای جهانیان و ایرانیان روایت کرد. مردی که تا آخرین سال‌های عمر به هویت ایران و تاریخ ارزشمندش وفادار بود و برای معرفی آن از هیچ تلاشی فروگذار نکرد.

برجسته‌ترین محقق ایرانی تاریخ ایران باستان در دنیا «علیرضا شاپور شهبازی» یازدهم شهریور ۱۳۲۱ در شیراز متولد شد. لیسانس خود را در رشته تاریخ و جغرافیا گرفت و بعد راهی لندن شد تا در رشته باستان‌شناسی آسیای غربی تحصیل کند. پس‌ازآن، به ایران بازگشت و در دانشگاه شیراز به تدریس پرداخت. چند سال بعد برای ادامه تحصیل دوباره به لندن بازگشت و در سال ۱۳۵۲ دکترای باستان‌شناسی ایرانِ هخامنشی را دریافت کرد و باز هم به ایران آمد تا رئیس بخش تاریخ موزه ملی ایران شود و در دانشگاه تهران تدریس کند. همان سال‌ها رئیس هیئت حفاری تخت‌جمشید شد و ازآنجاکه به ارزش و اهمیت پژوهش و مطالعات علمی در معرفی و شناخت تاریخ ایران واقف بود، «بنیاد تحقیقات هخامنشی» را در مجموعه تخت‌جمشید تأسیس کرد. پس از سال ۵۷ از ایران مهاجرت کرد و در دانشگاه‌های بزرگ دنیا از هاروارد تا کلمبیا و از گوتینگن تا اورگن شرقی مشغول تدریس و پژوهش شد. در آلمان هم‌زمان با تدریس در دانشگاه توانست در مقطع فوق‌دکتری در زمینه تاریخ‌نگاری ایران باستان تحصیل کند. در دهه هشتاد، بار دیگر به ایران آمد و به‌عنوان مشاور عالی «بنیاد پژوهشی پارسه-پاسارگاد» فعالیت کرد. شاپور شهبازی در سال ۱۳۸۵ بر اثر ابتلا به سرطان در آمریکا درگذشت. پیکرش به ایران منتقل شد و در جوار حافظ در زادگاهش آرام گرفت. از جمله آثار برجسته‌اش می‌توان: «جهانداری داریوش بزرگ»، «کوروش کبیر؛ زندگی و جهانداری» و «زندگینامه تحلیلی فردوسی» را نام برد. او کتاب‌های «شرح مصور تخت‌جمشید» و «شرح مصور نقش‌رستم فارس» را به چهار زبان فارسی، انگلیسی، فرانسوی و آلمانی برای معرفی این دو اثر شاخص به جامعه جهانی منتشر کرد. در ۲۸سالگی، معروف‌ترین کتاب خود «کوروش کبیر؛ زندگی و جهانداری» را نوشت که عنوان کتاب برگزیده سال ۱۳۴۹ را به‌دست آورد. به زبان‌های انگلیسی و آلمانی تسلط داشت و با زبان‌های فرانسوی، یونانی، عربی و آرامی آشنایی کامل داشت. در میان زبان‌های باستانی ایران، به‌ویژه بر فارسی باستان تسلط کامل داشت. ۱۷ کتاب، ۱۸۰ مقاله و نقد و ۷۸ مدخل در دانشنامه ایرانیکا ثمره زندگی علمی اوست. بیشتر پژوهش‌هایش در زمینه‌های باستان‌شناسی، تاریخ، فرهنگ و تمدن و جغرافیای تاریخی ایران باستان بود و علاقه ویژه‌ای به فردوسی و شاهنامه داشت. از نویسندگان برجسته دانشنامه ایرانیکا بود و بسیاری از مدخل‌های مربوط به تاریخ، جغرافیای تاریخی، فرهنگ ایران باستان این دانشنامه معتبر جهانی، به قلم او نوشته شده‌اند. کتاب «تاریخ ساسانیان: ترجمه بخش ساسانیان از کتاب تاریخ طبری و مقایسه آن با تاریخ بلعمی» عنوان آخرین کتاب اوست که پس از درگذشتش منتشر شد. کتاب مفصلی که در آن تعلیقات دقیقی بر تاریخ طبری نوشته است.

 بسیاری از صاحب‌نظران او را بزرگ‌ترین محقق ایرانی تاریخ ایران باستان در سطح بین‌المللی می‌دانند. او تنها ایرانی‌ای بود که موفق شد در مجله معتبر «تاریخ باستان آمریکا» مقاله بنویسد. کتاب‌ها و مقالات متعددی از او در نشریات اروپایی و آمریکایی منتشر شده است. آن‌چنان به شاهنامه دلبسته بود که دوستانش به‌نقل از او گفته‌اند در دوران کودکی، یک بار از روی شاهنامه رونویسی کرده بود تا اگر روزی نسخه اصلی آن از میان رفت، نسخه دست‌نویس را داشته باشد.

در سال‌های پایانی عمرش، تابستان‌ها به ایران می‌آمد و در تخت‌جمشید اقامت می‌کرد. گاهی هم در تهران با مرکز دائره‌المعارف بزرگ اسلامی و مرکز نشر دانشگاهی همکاری می‌کرد. مشاور مرکز نشر دانشگاهی و عضو هیئت‌تحریریه مجله‌های «باستان‌شناسی و تاریخ» و «نامه ایران باستان» بود. یک سال پیش از آنکه سرطان مغلوبش کند، از دانشگاه اورگن شرقی بازنشسته شد. پس از درگذشت او، وب‌سایت این دانشگاه نوشت: «پروفسور شهبازی انسانی فداکار بود و همه توان خود را وقف مهم‌ترین علایق زندگی‌اش یعنی خانواده، کشور و تحقیقات علمی‌اش کرد. افزون‌بر هوش سرشار، به داشتن اراده‌ای استوار، اخلاق نیکو، شوخ‌طبعی دوست‌داشتنی، دلسوزی و گشاده‌دستی معروف بود. او جنتلمنی واقعی بود.»


باستان‌شناسِ شاهنامه‌پژوه

شاپور شهبازی علاوه‌بر تمامی منابع معتبر تاریخی، در پژوهش‌هایش با استناد به شاهنامه فردوسی که از کودکی علاقه ویژه‌ای به آن داشت، به‌مرور تاریخ عصر ساسانی و همچنین مطالعه شخصیت فردوسی پرداخته است. در دیباچه کتاب «زندگینامه تحلیلی فردوسی» نوشته است: «در خاندان من، فردوسی و شاهنامه نام‌هایی بودند که از آنها با احترام یاد می‌شد. در دوران کودکی، همه داستان‌های رستم و کیکاووس را باور می‌کردم. این داستان‌ها را عمویم محمود، که به‌راستی شبیه جوانی‌های رستم بود، از روی شاهنامه برایمان می‌خواند یا آنها را به زبان خود تعریف می‌کرد. پدرم، حاجی ابراهیم، شناخت ژرفی از اندیشه‌ها و دستاوردهای فردوسی به من ارزانی داشت. در فاصله سنین ۱۳ تا ۱۹ سالگی، هر شب بخشی از شاهنامه را برای پدر می‌خواندم و او با مهربانی، همه خطاهای مرا تصحیح می‌کرد، بر خوانش کهن‌واژه‌ها تأکید می‌کرد، بیت‌های دشوار را شرح می‌داد و هنگامی که به بیت‌های ناب با مفاهیم والا می‌رسیدیم، سخت به هیجان می‌آمد. بدین‌سان، ما سرتاسر شاهنامه را دوباره خواندیم و پس از پایان دور دوم، شاهنامه همواره همدم و راهنما و یگانه منبع لذت من به‌شمار می‌آمد.» 


سرمایه بی‌تکرار

«ریچارد فرای»، ایران‌شناس بزرگ آمریکایی، درباره او گفته است: «نه‌تنها دانش او، بلکه شیوه منطقی و منظمش در مطالعه و بررسی موضوعات گوناگونِ تاریخ هخامنشی، مرا به‌شدت تحت‌تأثیر قرار می‌داد. او بهترین نویسنده و مأخذ تاریخ هخامنشی نه‌فقط در ایران، بلکه در سراسر جهان بود؛ باریک‌بینی و دقت او در بازبینی منابع در کنار دانشی عمیق درباره باستان‌شناسی، تاریخ هنر و ایران باستان، با بینش و بصیرت درباره سرزمین و مردمش درهم‌آمیخته بود. هرآنچه می‌نوشت، مورد احترام همگان قرار می‌گرفت؛ گرچه ممکن بود برخی با نتیجه‌گیری‌ها و استنتاج‌های او موافق نباشند. او همواره منطقی بود و به نظرات تندروانه و بی‌اعتبار توجه نمی‌کرد. او هرگز تاب تحمل آن ایرانیانی را که برای پیشرفت ملی یا منافع شخصی، آثار تاریخی را نابود می‌کردند، نداشت.»

«مسعود آذرنوش»، باستان‌شناس فقید، درباره او گفته بود: «او ایران‌دوستی واقعی بود که در سال‌هایی که به‌دلایلی ناگزیر شد در دانشگاه‌های آن‌سوی مرزهای وطن تدریس کند، هرگز وطن خود را از یاد نبرد و ارتباطش را با سرزمین مادری حفظ کرد. او همچنین در حوزه باستان‌شناسی ایران به‌ویژه در دوره هخامنشی، از هیچ کوششی دریغ نمی‌کرد و تا پایان عمر، از تحقیق در این زمینه دست نکشید.» گسترش و تجهیز کتابخانه تخت‌جمشید و اجرای طرح‌های حفاظتی و مسائل مربوط به حریم تخت‌جمشید از دیگر اقدامات او برای فرهنگ ایران است. شاپور شهبازی سرمایه بزرگی است که باید او را دوباره شناخت و الگویی دانست در ایران‌دوستی و خدمت به فرهنگ و تلاش برای معرفی تاریخ این سرزمین.

به اشتراک بگذارید:





نظر کاربران

نظری برای این پست ثبت نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بیشترین نظر کاربران

گنج‌یابی در سایه جنگ

گنج‌یابی در سایه جنگ