«پیام ما» ابعاد مختلف استفاده از زباله‌سوزهای کوچک‌مقیاس در روستاهای استان گیلان را بررسی می‌کند

زباله‌سوز، راه مدیریت پسماند یا افزایش آلودگی؟





زباله‌سوز، راه مدیریت پسماند یا افزایش آلودگی؟

۱۲ مرداد ۱۴۰۴، ۱۸:۱۲

روستاییان اطراف محل دفن زباله سراوان، سه سال قبل که مقابل این دفنگاه روزها و روزها بست نشستند تا زباله‌ای به جنگل وارد نشود. آنها می‌گفتند صدایشان به جایی نمی‌رسد و خسته از بو، شیرابه، حشرات و کوه صدمتری زباله‌اند. وعده‌های بسیاری به آنها داده شد. مانند سال‌های قبل‌تر که تابلوی روزشمار برای جابه‌جایی و حل مشکل این دفنگاه نصب شده بود و نتیجه‌اش هیچ بود. در نهایت طرح‌هایی مانند جابه‌جایی زباله به شهرهای دیگر مانند رودبار مطرح شد و طرح دیگر این بود که روستاهای اطراف زباله‌هایشان را به سراوان نیاورند و خودشان مدیریتش کنند. سوزاندن زباله در روستاها و تلنبار شدن آنها در ورودی و اطراف جاده‌ها مشکل جدید منطقه شد تا در نهایت در روستای سالکده چند سال قبل زباله‌سوزی کوچک نصب شد که نظارتی بر آن وجود نداشت و بعد هم روستای لسکوکلایه در کیاشهر زباله‌سوز کوچک‌مقیاس اما این بار جدید و با نظارت نصب کرد. واکنش‌ها به راه‌اندازی این زباله‌سوز کم نبوده و موافقان و مخالفان روبروی هم صف کشیده‌اند. عده‌ای آن را فناوری‌ای مناسب در شرایطی می‌دانند که مدیریت زباله‌ها در گیلان به فاجعه بدل شده و این کار می‌تواند با مشارکت جامعه محلی تفکیک را نهادینه کند و عده دیگر این زباله‌سوزها را بدون پروتکل دانسته و نگرانی‌هایی برای ایجاد آلودگی آنها در آینده دارند.

 بررسی نقدهای غیرفنی تا واقعیت علمی فناوری زباله‌سوزهای کوچک‌مقیاس

 سناریوی یک تراژدی با ضد قهرمانی به نام زباله‌سوز

 سامان محمدی| دکتری مهندسی طراحی سیستم‌ها

در تاریخ ۵ مرداد ۱۴۰۴، مطلبی با عنوان «زباله‌سوز یا لاشه‌سوز؟» توسط یکی از فعالان حوزه مدیریت پسماند گیلان در فضای رسانه‌ای منتشر شد. این نوشتار، با طرح ادعاهایی درباره فناوری زباله‌سوز، با اشاره ضمنی به دستگاه زباله‌سوز کوچک‌مقیاس مستقر در روستای «لسکوکلایه»، تلاش می‌کند کارکرد این فناوری و طرح جامع مدیریت محلی پسماند در این روستا را زیر سؤال ببرد. اگرچه ادعاهای مطرح‌شده در این مقاله فاقد شواهد علمی و ارجاع به منابع معتبر است، اما بهانه‌ای است تا به دغدغه‌ها و نگرانی‌هایی ازاین‌دست که گاه توسط مخالفان فناوری زباله‌سوز بیان می‌شود، پاسخی مستدل داده شود. فناوری زباله‌سوز به‌عنوان یکی از ابزارهای مؤثر مدیریت پسماند، همواره با نقدهایی مواجه است که عمدتاً ناشی از اطلاعات ناکافی یا برداشت‌های نادرست از اصول فنی و محیط زیستی آن است. نیت، روشنگری درباره نقش این دستگاه‌ها در مدیریت پایدار پسماند، به‌ویژه در طرح‌های مشارکتی از جمله طرح مدیریت پسماند روستایی لسکوکلایه است.

 زباله‌سوزی یا کوره‌سوزی (incineration) فرایندی است که طی آن موادی قابل‌تجزیه با اشتعال در دماهای عموماً زیر ۱۰۰۰ درجه سانتیگراد به اجزاء تشکیل‌دهنده آنها تجزیه شده و با اکسیژن ترکیب می‌شوند. به‌عبارت‌دیگر، در یک محیط اکسیدکننده به ترکیبات پایدار در طبیعت تبدیل می‌شوند. این محیط اکسیدکننده معمولاً هوا و عامل اکسیدکننده گاز اکسیژن است؛ بنابراین اینکه یک دستگاه را زباله‌سوز، لاشه سوز و یا لجن‌سوز بنامیم وابسته به کاربرد آن است، یعنی بستگی به پسماندی دارد که وارد کوره می‌شود. به‌این‌ترتیب اگر لاشه در آن قرار داده شود، لاشه سوز نامیده می‌شود، و اگر پسماند پزشکی در آن سوزانده شود، زباله‌سوزِ بیمارستانی نامیده می‌شود.

 در فرایند کوره‌سوزی مواد قابل‌اشتعال در دمای مناسب با اکسیژن واکنش می‌دهند. در زباله‌سوزهای کوچک تلاش بر این است که اکسیژن کافی و معمولاً بیش از نیاز (excess air) برای احتراق فراهم باشد تا از احتراق کامل اطمینان حاصل کرد. ازاین‌رو دستگاه‌های زباله‌سوز دارای دمنده هوا برای عملیات کوره‌سوزی هستند. حال باتوجه‌به اینکه احتراق در فشار محیط انجام می‌شود، دمای بالای کوره (حدود ۵۰۰-۶۰۰ درجه سانتیگراد) باعث تبخیر سریع مواد آلی می‌شود. در چنین شرایطی شاید فرصت کافی برای احتراق کامل این گازها وجود نداشته (احتراق دودزا باشد). ازاین‌رو لازم است از روش‌های کاهش آلایندگی استفاده کرد. در صنعت، ۹ روش عمده برای کاهش آلایندگی‌ها وجود دارد که هر یک برای حل یک یا چند نوع آلایندگی به کار می‌رود. این روش‌ها شامل دودسوزی، اسیدزدایی، حذف ذرات معلق و سایر تکنیک‌های مهندسی است. در فرایند دودسوزی، هدف ایجاد شرایط مناسب برای احتراق ترکیبات آلی میانی است تا در دمایی بالاتر و در حضور اکسیژن فرصت کافی برای تکمیل فرایند احتراق را داشته باشند. این سه ویژگی را دودسوز از طریق تزریق هوا به گازهای خروجی کوره زباله‌سوز، با اضافه‌کردن حرارت توسط مشعل دودسوز و ایجاد زمان ماند برای گازها به مدت حداقل دو ثانیه، فراهم می‌کند.


پالایش آلایندگی و استانداردهای محیط‌زیستی

 در بحث تعیین آلایندگیِ یک فرایند، به‌جای فال‌بینی و طالع‌بینی باید بر روش‌های علمی تکیه کرد. سازمان حفاظت محیط‌زیست یک سازوکار نظارتی برای پایش و اندازه‌گیری آلایندگی صنایع دارد. دررابطه‌با زباله‌سوزها نیز معیارهای این سازمان جزو سخت‌گیرانه‌ترین‌ها در صنعت هستند. این سازمان در مراحل مختلف و پیش از راه‌اندازی تأسیسات، خروجی آلایندگی دستگاه را در بدترین شرایط کاری آزمودن کرده، و خروجی آن را ملاک قرار می‌دهد. علاوه بر خروجی این دستگاه‌ها، این سازمان ضوابط مشخصی برای استقرار دارند. اصولاً پس از کسب مجوز از این سازمان، چنین تأسیساتی می‌توانند در روستا استقرار یابند. نیازی به تأکید نیست که دستگاه زباله‌سوز نصب شده در روستای لسکوکلایه نیز تمامی مجوزهای مربوط به آلایندگی و استقرار را پیش از نصب اخذ کرده است؛ لذا از نظر سازمان حفاظت محیط‌زیست، این دستگاه استاندارد است. به‌طورکلی مباحث مهندسی و طراحی یک سیستم پیچیدگی‌های خاص خود را دارد و طبیعی است که کسانی که فاقد تخصص لازم هستند، از وجود کنترل دمای کوره‌ها و منبع هوای ثانویه که این دستگاه هر دو ویژگی را داراست، بی‌اطلاع باشند.


طرح مدیریت پسماند روستایی و نقش مردم

 همان‌طور که در طرح مدیریت پسماند روستاییِ اجرا شده در روستای لسکوکلایه آمده است، مهم‌ترین ویژگی این طرح جلب حمایت و همدلی مردمی در تفکیک پسماند در مبدأ است. بدین معنی که روستاییان با مدیریت پسماند «تر» در حیاط خانه‌ها، و تفکیک و فروش پسماندهای ارزشمند قابل‌بازیافت، بخش بزرگی از پسماند را از زنجیره انتقال حذف کرده‌اند. این امر تنها با همکاری مردم روستا می‌توانست ممکن شود؛ لذا زباله انتقال‌یافته به واحد مدیریت پسماندِ روستایی که محل استقرار دستگاه زباله‌سوز است، بخش بسیار کوچکی از پسماند بوده و تفاوت‌های عمده‌ای با پسماند ترکیبی شهری و دفنگاه‌های آن دارد.


ادعای مطرح شده درباره زباله‌سوزها

 نویسنده مقاله «زباله‌سوز یا لاشه‌سوز»، به‌طورکلی استانداردهای زباله‌سوزهای دریایی را با زباله‌سوزهای شهری و روستایی مقایسه کرده است، درحالی‌که هر کدام این‌ها با استانداردها و کاربردهای کاملاً متفاوتی طراحی می‌شوند. زباله‌سوزهای دریایی برای فضای داخل کشتی طراحی می‌شوند و بایستی نکات ایمنی خاصی را رعایت کنند. این استانداردها تحت استاندارد شماره MEPC.۷۶)۴۰) سازمان بین‌المللی کشتیرانی به‌تفصیل آمده است. چنانچه به‌عنوان‌مثال، خروجی گاز این زباله‌سوزها به دودکش اصلی کشتی متصل می‌شود. باتوجه‌به ناچیز بودن این خروجی نسبت به دود موتور کشتی، استانداردهای آلایندگی برای گازهای خروجی این زباله‌سوزها تعریف نمی‌شود. این بدان معنا نیست که یک سازنده نمی‌تواند آلایندگی گازهای خروجی را کاهش دهد. بلکه به این دلیل که چنین زباله‌سوزهایی در ظرفیت‌های بسیار پایین طراحی و تولید می‌شوند و تنها برای پاسخگویی به نیاز خدمه یک کشتی باری مورداستفاده قرار می‌گیرند. به‌علاوه این زباله‌سوزها معمولاً علاوه بر زباله جامد، باید امکانِ امحای خروجی فاضلاب سیستم بهداشتی کشتی و لجنِ مخازن سوخت (که از انواع پسماندهای مایع است) را دارا باشند؛ لذا استفاده از این نوع زباله‌سوز برای مصارف در خشکی اصلاً منطقی نیست.

 ادعای بعدی مربوط به بدون بو بودن گازهای سمی این مدل زباله‌سوز است. دررابطه‌با بوی زباله‌سوزی، روستاییان گیلان همگی با بوی بد ناشی از سوزاندن زباله آشنا هستند. پدیده‌ای که برای دهه‌ها دود آن به چشم و ریه همان روستاییان رفته و عامل بسیاری از بیماری‌ها بوده است. بی‌عملی مسئولان سابق استان در ارائه یک راه‌حل برای این معضل، آسیب‌های فراوانی را به‌سلامت و اقتصاد روستا وارد کرده است. چرا که نه‌تنها روستاییان سلامت خود را از دست می‌دهند که با تمرکز مراکز درمانی در شهرهای بزرگ، امکان درمان برای آنها تنها با صرف هزینه‌هایی بسیار بیشتر از هم‌میهنان شهری خود فراهم می‌شود. بوی بد زباله‌سوزیِ روباز و یا در گودال‌ها ناشی از احتراق ناقص و وجود ترکیبات آلی حلقوی است که اتفاقاً همان ترکیبات سرطان‌زایی هستند که این روزها به دغدغه مخالفان فناوری کوچک‌مقیاس‌ها هم تبدیل شده است. درحالی‌که گازهای ناشی از احتراق کامل الزاماً باید نه رنگی داشته باشند، نه بویی. ادعای بدون بو بودن گازهای سمی، تنها برای ایجاد ترس از یک تهدید ناشناخته باهدف گروگان‌گیری عاطفی از مخاطبان و کاربران این دستگاه است.

 همچنین ادعای مطرح شده درباره وجود فلزات سنگین در گازهای خروجی زباله‌سوز روستایی لسکوکلایه کاملاً بی‌اساس است. دررابطه‌با فلزات سنگین موجود در گازهای خروجی باید پرسید زمانی که این فلزات در زباله وجود نداشته باشند، چطور ممکن است در گازهای خروجی وجود داشته و به محیط انتشار یابند؟ علاوه بر این، در دمای ۵۰۰ درجه سانتی‌گراد، امکان تبدیل فلزات سنگین به گاز و انتشار آن‌ها به هوا عملاً وجود ندارد.

 در آخر باید گفت، رهاسازی زباله و زباله‌سوزی همان چهره زشت پسماند گیلان است که مدیران سابق پسماند استان سال‌ها از کنار آن بی‌تفاوت عبور کرده‌اند. پدیده‌ای که بزرگ‌ترین آسیب‌ها را به آب، خاک و هوای گیلان وارد کرده است. حال همین مدیران بی‌هیچ مدرکی ادعا می‌کنند، زباله‌سوزها درست است که آب‌وخاک را آلوده نمی‌کنند، ولی حتماً هوا را آلوده می‌کنند. گویی تنها حالتی که برای ایشان قابل‌تصور است، طرح سناریوی یک تراژدی با ضد قهرمانی به اسم زباله‌سوز است و از ابتدا هم معلوم است چگونه به پایان خواهد رسید. درحالی‌که مدیریت فعلی پسماند روستایی در استان گیلان در حال شکل‌دادن به سناریویی است که بازیگران اصلی آن مردم این استان هستند. نقشی که تک‌تک اهالی این روستاها در مشارکت و تعیین سرنوشت خود ایفا می‌کنند، محل اعتبار و یادگیری است. ادعاهای مطرح شده درباره ناکارآمدی و خطرناکی دستگاه زباله‌سوز پسماندهای غیرقابل‌بازیافت (ریجکتی)، نه‌تنها پشتوانه علمی ندارد، بلکه اساساً تلاشی برای تخریب پروژه جامعی است که با مشارکت مردم و حمایت مسئولان به موفقیت رسیده است.

ریجکت سوزند، نه زباله‌سوز!

ترس از فناوری یا دفاع ناخودآگاه از فاجعه؟

پروتکلی برای دستگاه‌های زباله‌سوز نداریم

به اشتراک بگذارید:





نظر کاربران

نظری برای این پست ثبت نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *