در کارگاه‌های صنایع‌دستی چه می‌گذرد؟

جنگ نابرابر کوره‌ها و فیوزها





جنگ نابرابر کوره‌ها و فیوزها

۶ مرداد ۱۴۰۴، ۱۷:۴۷

هنوز موانع صادراتی، بازاریابی و رعایت حقوق مالکیت فکری و معنوی در حوزه صنایع‌دستی به‌صورت کامل رفع نشده که قطعی برق و خاموشی‌های گسترده، دردسرهای هنرمندان و تولیدکنندگان را مضاعف کرده است. یکی از هنرمندان فعال در حوزه سفال و سرامیک از مشکلات ناشی از قطعی برق در کارگاهش می‌گوید و معتقد است قطع سراسری برق نه‌تنها به توزیع یکنواخت انرژی کمک نمی‌کند، بلکه موجب مصرف انرژی و آلودگی‌های محیط‌زیستی بیشتر حداقل در حوزه صنایع‌دستی می‌شود. او که هشت‌سالی می‌شود در حوزه سرامیک کار می‌کند و هنوز هم بیمه صنایع‌دستی ندارد، بدون پشتوانه مالی و با سختی‌های بسیاری مسیرش را ساخته و حالا عمده محصولاتش به کشورهای دبی، بحرین، فرانسه و کانادا صادر می‌شوند.

«شیرین مرادی»، هنرمند فعال در حوزه سفال و سرامیک، می‌گوید: «بیشتر از دو سال است که با قطعی برق در کارگاه مواجهیم و همین اتفاق تأثیر مستقیمی روی کوره‌ها گذاشته است. در کارگاه من شش کوره وجود دارد که با مجوز برق صنعتی روشن می‌شوند. مدتی پیش کوره‌های کارگاه دچار خسارت شدند و  تا کنون بدون محاسبه تولیدی که خوابیده است، ۱۰۰ میلیون تومان خسارت به من وارده شده که ناشی از ذوب شدن صفحه کوره‌ها، تعویض المنت، محصولات ذوب‌شده داخل کوره‌ها و تعویض فیوزهای سوخته و کابل‌کشی بوده است. بعد از رفت‌وآمد بسیار برقکار و گذشت روزها، سرانجام کوره‌هایم راه‌اندازی شدند.»

او درباره مشکلات آمپراژ برق توضیح می‌دهد: «آمپر برق پایین است. درخواست بالا بردن آمپر را دادم که گفتند با انجام این کار جزو مشترکین پرمصرف و مشمول قطعی روزانه برق می‌شویم؛ این روند تولید ما را کند می‌کند و به کارمان آسیب می‌زند. به‌نظر من باید مشترکین تولید‌کننده تفاوتی با مشترکینی که صرفاً مصرف‌کننده هستند، داشته باشند. من با راه‌اندازی کارگاهم اشتغال ایجاد کرده‌ام و به صادرات کشور و معرفی هنر ایران کمک می‌کنم و باید برای این امر چاره‌ای اندیشیده شود».

مرادی، مجبور شده به‌دلیل قطعی برق، موتور برق تهیه کند که این کار هم جوابگوی روشن‌کردن کوره نیست؛ چراکه توان موتور برق فقط می‌تواند روشنایی و نیازهای اولیه را تأمین کند. این هنرمند می‌گوید: «ما در سالنی کار می‌کنیم که هم‌زمان شش کوره کار می‌کند. موتور برق‌ها فقط کمک می‌کنند تا جلوی گرمازدگی ۱۲ نیروی خانمی را که با من کار می‌کنند، بگیرم. درواقع، دولت با قطعی سراسری برق قصد دارد به توزیع یکنواخت انرژی کمک کند، اما تولیدکنندگان مجبور می‌شوند انرژی دیگری را جایگزین کنند که همین امر خودش موجب مصرف بیشتر انرژی و آلودگی‌های محیطزیستی می‌شود؛ چراکه موتور برق با سوخت دیگری مثل بنزین و روغن کار می‌کند. با قطع برق، بنزین بیشتری مصرف می‌شود و با قطع آب، مردم مجبور می‌شوند آب بخرند که همان هم از سفره‌های زیرزمینی تأمین می‌شود. شاید این راهکارها موقتی جواب بدهد، اما در طولانی‌مدت منجر به فرونشست زمین می‌شود.»

به‌گفته این هنرمند، هر روز از ساعت ۱۳ الی ۱۵:۳۰ برق در شهرک صنعتی ملارد می‌رود و ازآنجاکه نمی‌توان کارگاه را تعطیل کرد، مجبورند در آن زمان به کارهای دیگری از جمله نقاشی روی سفال بپردازند.

مرادی معتقد است قطعی برق آسیب جدی به کار و تولیدشان زده است و توضیح می‌دهد: «کوره هم توانی دارد و زمانی که روشن است، دمای آن به ۷۰۰ درجه می‌رسد و زمانی که برق می‌رود تا ۳۰۰ درجه پایین می‌آید و همین روند به دستگاه‌ها آسیب جدی وارد می‌کند».

اما مشکلات هنرمندان صنایع‌دستی فقط به قطعی برق معطوف نمی‌شود بلکه با محدودیت‌های دیگری از جمله موانع صادراتی و جابه‌جایی پول با کشورهای دیگر دست‌به‌گریبان هستند. با وجود همه مشکلاتی که سر راه هنرمندان صنایع‌دستی قرار گرفته است، هنرمندانی مانند شیرین مرادی راه حلی برای صادرات آسان‌تر محصولات خود به کشورهای خارجی پیدا کرده‌اند. این هنرمند محصولات خود را به گالری‌دارهای ایرانی مقیم کشورهای خارجی می‌فروشد تا مشکلی در جابه‌جایی پول نداشته باشد. باوجوداین، مجبور است مشتری‌های خارجی محصولاتش را به طرف‌های ایرانی در کشورهای دیگر هدایت کند. برای مثال یکی از محصولات پرطرفدار این هنرمند شمع‌های سرامیکی هستند که ویدئو مربوط به این محصول در مدت زمان کوتاهی بازدید بالایی در شبکه‌های اجتماعی داشته و متقاضیان بسیاری از کشورهای مختلف از جمله هند، یونان و عربستان پیدا کرده است، اما به‌دلیل مشکلات دریافت پول، مجبور است این افراد را به مشتریانش در دبی ارجاع دهد. امکان جابه‌جایی پول از طریق صرافی هم مشکلات خاص خودش را دارد و مستلزم داشتن سررشته و آگاهی است که مرادی معتقد است انجام آن، کار یک هنرمند نیست.

این هنرمند علاقه بسیاری به شمع دارد و تعدادی از شمع‌های تولد خود را هم به یادگار نگه داشته و همیشه حسرت آب‌شدن شمع‌ها را می‌خورده است. به همین دلیل، ایده ساخت شمع‌های سرامیکی به ذهنش می‌رسد تا پوسته جاودانه‌ای شبیه به شمع از جنس سرامیک درست کند، اما داخل آن مانند شمع بسوزد و روشنایی بدهد.

یکی دیگر از مشکلاتی که مرادی با آن مواجه شده، رعایت نکردن حقوق مالکیت معنوی آثار هنرمندان است. پیش از ساخت شمع‌ها، محصول «فیل باغ رؤیا» مرادی مورد توجه قرار گرفته بوده که متأسفانه توسط یک چاپخانه در شوش کپی می‌شود. او درباره رعایت حقوق مالکیت معنوی آثار هنرمندان می‌گوید: «من فکر نمی‌کنم در کشور ما ثبت یک طرح یا اثر، تأثیر زیادی برای صیانت از حق هنرمند داشته باشد. مثلاً شمع‌های سرامیکی که می‌سازم، خیلی منحصربه‌فرد هستند و ایده خودم بوده است. من طرح «فیل باغ رؤیا» را ثبت کردم، اما متأسفانه سه سال پیش متوجه شدم چاپخانه‌ای در شوش این طرح را کپی کرده؛ وقتی برای اولین‌بار آن را در صفحه‌ای در اینستاگرام دیدم با خودم گفتم چطور ممکن است یک کار آنقدر دقیق و تمیز کپی شده باشد؟! حتی خودم هم نمی‌توانستم تشخیص دهم که این کار من است یا نه. بعد متوجه شدم این کار تبدیل به عکس‌برگردان شده است و سرامیست‌های دیگر دارند از آن استفاده می‌کنند. خیلی پیگیر این مسئله شدم، حتی پیگیری قضائی هم انجام دادم، اما درنهایت به نتیجه خاصی نرسیدم؛ چراکه برای حصول نتیجه باید کفش آهنی و وقت آزاد داشته باشی. باوجوداین، برای صیانت از طرح شمع‌های سرامیکی‌ام از راه دیگری اقدام کردم و ثبت رسمی آن را در دستورکار قرار دادم؛ چراکه زحمات بسیاری برای آن کشیدم. برای ساخت شمع‌ها، دو بار مرحله‌ تولید را انجام دادم، نقطه‌ضعف‌ها را بررسی کردم و مجبور شدم برای سومین‌بار طراحی را از ابتدا شروع کنم تا به نتیجه مطلوب برسم».

او درباره مواجهه‌اش با زیرپا گذاشتن حقوق معنوی یک هنرمند می‌گوید: «وقتی طرح کپی‌شده‌ام را دیدم، عمیقاً ناراحت شدم، اما بعد از مدتی خودم را این‌طور دلداری دادم که کارهای بزرگترین برندهای دنیا نیز در حال کپی‌شدن است؛ از پوشاک گرفته تا لوازم برقی و به این نتیجه رسیدم که برای موفق بودن باید کاری ارائه دهم که جدید باشد. به‌عقیده من، کسی که کپی می‌کند، نمی‌تواند موفق باشد. فکر می‌کنم بین کسی که یک طرح را کپی و در بازارهای سطح پایین عرضه می‌کند، با کسی که با تلفیق سنت و مدرنتیه، طرح جدیدی خلق و کارهایش را در بازارهای بین‌المللی عرضه می‌کند، فرق اساسی وجود دارد».

مرادی، فرازونشیب‌های بسیاری را پشت سر گذاشته تا کارگاهش را راه انداخته و توانسته به ۱۰ نیرویش که همگی زنان ۲۵ تا ۲۸ سال هستند و روزی صفر کیلومتر بوده‌اند، آموزش بدهد؛ فرازونشیب‌هایی که به‌نظر می‌رسد تمامی ندارند و حالا با پیشنهادهای کاری که از کشورهای حاشیه خلیج فارس دارد، دو سال است که به مهاجرت فکر می‌کند.

به اشتراک بگذارید:





نظر کاربران

نظری برای این پست ثبت نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بیشترین نظر کاربران

گنج‌یابی در سایه جنگ

گنج‌یابی در سایه جنگ