نگاهی به تأثیرات و آسیب‌های جنگ بر گردشگری

چرخ گردشگری دیگر نمی‌چرخد





چرخ گردشگری دیگر نمی‌چرخد

۱۶ تیر ۱۴۰۴، ۱۶:۱۲

|پیام ما| گردشگری در بحران‌ها همواره نخستین بخشی است که در معرض آسیب قرار می‌گیرد و آخرین بخشی که احیا می‌شود و به چرخه فعالیت بازمی‌گردد. این قاعده‌ای جهانی است و بسیاری از فعالان این صنعت در کشورهای مختلف همواره آن را «صنعتی ترسو» می‌دانند که با کمترین تغییرات بیشترین آسیب‌ها را تجربه می‌کند. با توجه به این قاعده جهانی، گردشگری در ایران که حدود شش سال است به‌طور مستمر با انواع بحران‌های داخلی و خارجی و بین‌المللی مواجه بوده، نمی‌تواند شرایط مناسبی داشته باشد. حال به تمام این بحران‌ها مدیریت غیرتخصصی و نبود حمایت‌های لازم از فعالان این بخش را هم که اضافه کنیم، گردشگری ایران همین که تا امروز دوام آورده و ایستاده، مدیون فعالان و دغدغه‌مندانی است که از دل تمام بحران‌ها کورسوی امیدی جسته و به آن امید بسته‌اند تا گردشگری را در کشوری کهن با ظرفیت‌های قابل‌توجه، زنده نگه‌دارند. جنگ ۱۲روزه اما ضربه مهلکی به این بخش وارد کرد. از لغو پروازها تا بروز ناامنی و در کنار تمام آنها، شروع بازداشت گردشگران در شهرهای مختلف، تعطیلی سفارتخانه‌ها و هشدار به شهروندان کشورهای مختلف برای سفر به ایران، همه دست‌به‌دست هم داد تا گردشگری باز هم تن به رکودی اجباری و آسیب‌های اقتصادی قابل‌توجه بدهد. آمار رسمی و منسجمی از میزان آسیب جنگ به این بخش در دست نیست، اما آمارهای جسته و گریخته از سوی برخی منابع اعلام شده که نشان می‌دهد خسارات جبران‌ناپذیری هم به سرمایه اقتصادی و هم به سرمایه انسانی این بخش وارد شده است.

«در دو هفته‌ای که پروازها لغو شد، بیش از ۳۰ هزار نفر از سفر بازماندند و شرکت‌های هواپیمایی و اقامتگاه‌ها بیش از ۶۰۰ میلیارد تومان به مسافران بدهکار شدند.» این آمار را «حرمت‌الله رفیعی»، رئیس انجمن صنفی دفاتر خدمات مسافرتی، اعلام کرده است. در شرایط جنگی پیش‌آمده لغو پروازها و تورهای خروجی و داخلی تنها یکی از آسیب‌هایی بود که به بخش گردشگری کشور وارد شد. هرچند بودند اقامتگاه‌ها و هتل‌هایی که با اسکان مسافرانی که از شهرهای پرتنش از جمله تهران به شهرهای امن‌تر سفر کردند، توانستند تا حدودی بحران را مدیریت کنند. اما در نگاهی کلی‌ و بلندمدت، باید گفت گردشگری ایران با بحران و شوکی بزرگ روبه‌رو شده است؛ شوکی که بسیاری از فعالان گردشگری آن را با بحران ایجادشده در دوران کرونا و تعطیلی کامل گردشگری مقایسه می‌کنند.

 

آسیب به گردشگری تنها خسارت مالی نیست

«امیررضا اعتمادی»، عضو اتاق بازرگانی ایران، در یادداشتی که در ماهنامه پیوست منتشر شده با نگاهی اقتصادی، تحلیلی از وضعیت گردشگری ایران و آسیب‌های ناشی از جنگ بر آن ارائه داده است. براساس داده‌های این یادداشت: «تعلیق کامل پروازهای تجاری بر فراز ایران از ۲۴ خرداد تا ۱۳ تیر ۱۴۰۴، که به‌مدت ۲۰ روز به طول انجامید، خسارتی بالغ‌بر ۹ هزار و ۶۰۰ میلیارد تومان به اقتصاد کشور تحمیل کرد و ضعف‌های ساختاری در دو صنعت کلیدی هوانوردی و گردشگری را آشکار ساخت.» براساس این نوشته این وضعیت روزانه ۴۸۰ میلیارد تومان ضرر مستقیم به صنعت هوایی وارد کرد. این یادداشت به موضوع تعدیل نیرو در این بخش هم اشاره کرده: «لغو بیش از ۵۰۰ پرواز روزانه، شرکت‌های خدمات فرودگاهی را با کاهش ۷۰ درصدی درآمد روبه‌رو کرده که این امر به تعدیل ۲۰ تا ۳۰ درصدی نیروی انسانی متخصص در این بخش انجامیده است.» اعتمادی معتقد است آسیب‌های ناشی از این مقطع کوتاه بحرانی تنها منجر به خسارات مالی نشده است. او به خروج سرمایه انسانی متخصص از این بخش و در پی آن کاهش کیفیت خدمات به‌ویژه در صنعت حمل‌و‌نقل هوایی اشاره کرده است. به‌اعتقاد او، «وابستگی شدید به بازار خارجی و بازپرداخت‌های ناتمام بلیت‌ها، باعث شده است گردشگری ایران به «مرحله مرگ اقتصادی» وارد شود. فقدان بسته‌های ترکیبی گردشگری داخلی، جریان درآمدی جایگزین را محدود کرد و عملاً چرخه نقدینگی را قطع کرد.» او از توسعه بومگردی‌ها و تورهای داخلی به‌عنوان راهکاری برای کاهش آسیب بحران‌های مشابه یاد کرده است. نکته دیگری که مورد تأکید قرار گرفته: «تأخیر در بازپرداخت نقدی بلیت‌ها (در برخی موارد بیش از ۳۰ روز) اعتماد عمومی را تضعیف کرد و ریسک افت تقاضای پسابحران را تقویت کرد. شفافیت فرایند بازپرداخت و تضمین زمان‌بندی مشخص، شرط لازم برای بازگشت سریع تقاضای مسافران است و باید به‌عنوان اولویت در سیاستگذاری مدنظر قرار گیرد.» او بر این باور است که با مدیریت هوشمندانه نقدینگی، پوشش ریسک، تنوع‌بخشی بازار و سرمایه‌گذاری در نیروی متخصص، می‌توان علاوه‌بر جبران خسارات، پایه‌های این دو موتور حیاتی اقتصاد (صنعت هوایی و گردشگری) را برای مواجهه با بحران‌های آینده تقویت کرد.

 

سرمایه انسانی گردشگری؛ از بیکاری ناگزیر تا تعدیل نیرو

تعدیل نیرو شاید نخستین راهکار مواجهه با شرایط بحرانی در بسیاری از کسب‌وکارها باشد. بخش گردشگری هم در روزهای پس از جنگ از این قاعده مستثنا نبود. در‌حالی‌که بسیاری از سرمایه انسانی شرکت‌ها پس از اعلام آتش‌بس و شروع فعالیت پس از ۱۲ روز، متوجه شدند بیکار شده‌اند، یکی از بزرگترین پلتفرم‌های بخش گردشگری نیز ۴۵ درصد از کارکنان خود را تعدیل کرد؛ اتفاقی که بازتاب بسیاری در شبکه‌های اجتماعی پیدا کرد. حالا که گردشگری در آستانه رکودی است که نمی‌توان پایانی برای آن پیش‌بینی کرد، سرمایه انسانی این حوزه شاید بیش و پیش از سرمایه اقتصادی آن در معرض آسیب باشد. همان اتفاقی که در سال‌های شیوع کووید هم افتاد. مهاجرت اجباری نیروهای متخصص این حوزه و ازدست‌دادن سرمایه‌ای که خسارتی جبران‌ناپذیر برای بخش گردشگری محسوب می‌شود. یکی از مهمترین این سرمایه‌ها راهنمایان گردشگری هستند. «مسعود سلمان‌زاده»، عضو هیئت‌مدیره انجمن صنفی راهنمایان گردشگری استان تهران، در گفت‌وگو با «پیام ما» درباره شرایط پیش‌آمده می‌گوید: «راهنمایان گردشگری هم مثل بسیاری از فعالان این حوزه مجبور شدند برنامه‌هایشان را یا لغو کنند یا به تعویق بیندازند. هم در تهران و هم در سراسر کشور، شرایطی مشابه دوران کرونا پیش آمده است. مردم برای دوری از شرایط بحرانی، حتی اگر تور هم خریداری کرده باشند، آن را یا کنسل می‌کنند یا به زمان دیگری موکول می‌کنند. در چنین شرایطی، راهنمایان گردشگری یکی از گروه‌هایی بودند که به‌طور جدی آسیب دیدند و به‌عنوان یکی از حلقه‌های اصلی زنجیره ارزش گردشگری، بدون شک ضربه بزرگی خوردند.» در بحران کرونا به‌رغم اینکه شاید بزرگترین کوچ شغلی در این صنف اتفاق افتاد، دولت هیچ حمایتی از راهنمایان گردشگری نکرد و حالا هم آنها چندان امیدی به این حمایت‌ها ندارند: «همیشه از سوی مسئولان عنوان می‌شود که راهنمایان، سفیران فرهنگی و پیشانی گردشگری کشور هستند، اما در عمل، حمایتی از آنها نمی‌شود. این افراد خسارت دیده‌اند و بازگرداندن شرایط به حالت عادی زمان‌بر است و تا بهبود شرایط، راهنما بیکار می‌ماند. راهنمای گردشگری باید چه کند؟ چه حمایتی از او می‌شود؟ پاسخ این است: هیچ. قطعاً در این مدت، بسیاری از فعالان این حرفه، به‌دلیل مشکلات مالی و نبود امنیت شغلی، از این شغل فاصله می‌گیرند و به سراغ کار دیگری می‌روند.» او در ادامه می‌گوید: «ما هم به‌عنوان انجمن صنفی، دستمان بسته است و کاری نمی‌توانیم انجام دهیم. در حال مذاکره با وزارتخانه هستیم تا ببینیم آیا کمکی صورت می‌گیرد یا نه. فعلاً همه‌چیز در وضعیت اضطرار قرار دارد و امکان برنامه‌ریزی برای آینده وجود ندارد. راهنمایان گردشگری، هم از نظر شغلی آسیب دیده‌اند و هم از نظر روحی، با این‌همه فکر نمی‌کنم وزارت میراث‌فرهنگی هم حمایت خاصی از راهنمایان داشته باشد.»

سلمان‌زاده درباره بیمه راهنمایان که تا حدودی در سال‌های گذشته به نتیجه رسیده است و اینکه آیا حمایت بیمه‌ای در دوران بیکاری راهنمایان شامل حال آنها می‌شود یا نه، می‌گوید: «بیمه راهنمایان، خویش‌فرماست و فقط بیمه درمان، بازنشستگی و ازکارافتادگی داریم. چون حق بیمه ما ۲۷ درصدی است، مشمول بیمه بیکاری نمی‌شویم. بیمه بیکاری مربوط به کسانی است که ۳۰ درصد پرداخت می‌کنند. درعین‌حال، ما امیدوار بودیم سازمان تأمین اجتماعی مثل بانک‌ها، فرصت و مهلتی برای پرداخت حق بیمه بدهد، اما چنین اتفاقی نیفتاد. بیمه از حق خودش نمی‌گذرد و حمایتی هم نکرده است.» به‌گفته او، بالغ‌بر ۹۵ درصد از راهنمایان گردشگری که تنها به این شغل مشغول بودند بیکار شده‌اند، در شرایطی که حتی تور خروجی هم برگزار نمی‌شود؛ چون هنوز شرایط به ثبات لازم نرسیده و مسافران ترجیح می‌دهند سفر خود را لغو یا به زمان دیگری موکول کنند. راهنمایان گردشگری ناگزیر به پذیرفتن حقیقتی تلخ هستند و در مواجهه با آن یا در انتظار بهبود شرایط می‌مانند و یا برای تأمین معیشت ناگزیر به مهاجرت شغلی می‌شوند.

اما مسئله سرمایه انسانی در گردشگری دامنه وسیع‌تری دارد. هفته گذشته و در نشستی که وزیر گردشگری با فعالان این حوزه داشت، «ابراهیم پورفرج»، رئیس سابق انجمن تورگردانان ایران و از پیشکسوتان بخش خصوصی گردشگری، با بیان اینکه تلاش گسترده‌ای برای احیای بازار ورودی داشته و به همین منظور با شرکت‌های بزرگ خارجی مذاکره کرده است، گفت: «حتی پیشنهاد دادم بلیت و اقامت رایگان بدهیم تا فقط به ایران بیایند و شرایط را ببینند. اما تنها پاسخ دریافتی، از استرالیا بود؛ آن‌هم فقط برای اعزام دو کارمند عادی. در‌حالی‌که در دوره احمدی‌نژاد موفق به دعوت ۱۳۵ نفر از ۴۲ کشور به ایران شدم؛ در آن زمان فضای مثبتی برای تعامل با دنیا وجود داشت. اما امروز حتی کوچکترین امیدی هم دیده نمی‌شود.» او به‌عنوان بزرگترین برگزارکننده تورهای ورودی در ایران درباره وضعیت سرمایه انسانی در این حوزه، به تجربه خود اشاره کرد و گفت: «من زمانی ۸۲ نیروی انسانی در شرکت داشتم؛ امروز فقط شش نفر باقی مانده‌اند. حتی آنها هم از من اجازه می‌خواهند که دیگر نیایند؛ چون کاری برای انجام نیست. گردشگری ایران عملاً تعطیل است. نمی‌خواهم ناامید‌کننده صحبت کنم، اما به‌صراحت می‌گویم حتی تا یک سال آینده هم امیدی به بهبود ندارم. گردشگری ایران اکنون در تاریک‌ترین دوران خود به‌سر می‌برد.»

 

تبعات فرامرزی

آسیب شرایط جنگی به گردشگری و صنعت هوانوردی تنها محدود به ایران نبود. خبرگزاری رویترز به‌نقل از یوروکنترل گزارش داده که حدود یک‌هزار و ۸۰۰ پرواز بین اروپا و خاورمیانه تحت‌تأثیر قرار گرفته است. ازاین‌میان، حدود ۶۵۰ پرواز در زمانی که آسمان ایران بسته بود، لغو شده‌اند. این خبرگزاری تأکید کرده است با توجه به بسته‌بودن حریم هوایی روسیه و اوکراین، خاورمیانه به یکی از مسیرهای کلیدی برای پروازهای بین‌المللی بین اروپا و آسیا تبدیل شده بود و با بسته‌ شدن آسمان بخشی از این منطقه، بخش قابل‌توجهی از این پروازها لغو شدند و یا با هزینه بالاتر سوخت مجبور به جایگزینی مسیر دیگری برای پرواز شدند.

نکته قابل‌تأمل اما گزارشی است که در سایت بانکوک‌پست و در زمان بسته‌ بودن حریم هوایی ایران منتشر شده است. مقامات گردشگری تایلند نسبت به لغو پروازها و تورهای خاورمیانه ابراز نگرانی کرده و اعلام کرده‌اند تداوم این شرایط به گردشگری این کشور آسیب می‌زند. براساس این گزارش درصورت تداوم شرایط و بسته شدن حریم هوایی خاورمیانه، ورود مسافران از پنج بازار کلیدی به این کشور می‌تواند ۵۰ درصد کاهش پیدا کند. «تاپانی کیاتفایبول»، رئیس سازمان گردشگری تایلند، گفته است درگیری در خاورمیانه تأثیر گسترده‌ای بر سفرهای هوایی منطقه داشته و اعلام کرده پنج بازار (ایران، عراق، اردن، لبنان و سوریه) هفت درصد از گردشگران ژوئن ۲۰۲۴ تایلند را تشکیل می‌دهند. به باور او، ورود از این پنج بازار ممکن است با تشدید درگیری‌ها ۳۰ تا ۵۰ درصد کاهش پیدا کند. او نسبت به تأثیر کوتاه‌مدت جنگ ایران و اسرائیل بر گردشگری کشورش ابراز نگرانی کرده، اما معتقد است در بلندمدت ممکن است بر بازار گردشگری در خاورمیانه تأثیر بگذارد.

در شرایطی که واقع‌بینی و اتخاذ تصمیمات درست برای بحران ناشی از جنگ در گردشگری ضرورتی انکارناپذیر است، مسئولان این بخش با تکیه بر کلیات سعی دارند تا با بحران موجود مواجه شوند. دیروز «انوشیروان محسنی‌بندپی»، معاون گردشگری وزارت میراث‌فرهنگی، در نشست مشترک وزیر با مدیران معاونت گردشگری، با اشاره به ظرفیت‌های بی‌نظیر گردشگری در اقتصاد مقاومتی و توسعه پایدار، گفته است: «گردشگری، تنها صنعتی است که هم‌زمان اشتغال‌زا، درآمدزا و هویت‌ساز است؛ صنعتی که اگر با نگاه علمی، مدیریتی هدفمند و مشارکت اجتماعی هدایت شود، می‌تواند موتور محرک اقتصاد ملی و نماد دیپلماسی فرهنگی ایران باشد. گرچه گردشگری به‌واسطه شرایط بین‌المللی، بعضاً تحت‌تأثیر بحران‌های سیاسی، امنیتی و محدودیت‌های اجتماعی قرار می‌گیرد، اما این واقعیت نه تهدید بلکه فرصتی برای بازاندیشی، نوآوری و خلق الگوهای بومی مدیریت گردشگری است.» او دوم تیرماه از آغاز فرایند تدوین بسته‌های حمایتی برای تقویت تأسیسات گردشگری خبر داده و گفته بود: «براساس تصمیمات اتخاذشده در هیئت دولت، تهیه بسته‌های حمایتی هدفمند برای جبران خسارات و ایجاد انگیزه برای تداوم فعالیت تأسیسات گردشگری در دستورکار قرار گرفته است.» اما تا به امروز جزئیاتی از این بسته حمایتی منتشر نشده است و مشخص نیست حمایت صورت‌گرفته از تأسیسات گردشگری بر کدام بخش متمرکز است و به چه شکلی خواهد بود. اما آنچه روشن است، نیاز به حمایت از شاغلین این بخش و سرمایه‌های انسانی است که در بحران‌های گذشته از سوی دولت تنها گذاشته شدند و خود به‌تنهایی با تبعات بحران‌ها مواجه شدند. حال باید دید تدبیر اتخاذشده از سوی دولت برای کاهش خسارات ناشی از جنگ در این بخش، چگونه قرار است گردشگری را به‌عنوان نماد دیپلماسی فرهنگی نجات دهد.  

به اشتراک بگذارید:





نظر کاربران

نظری برای این پست ثبت نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *