روایت‌هایی از چگونگی مرگ مهاجر افغانستانی

ترس از طالبان، خلبان را سوزاند





ترس از طالبان، خلبان را سوزاند

۴ خرداد ۱۴۰۴، ۲۰:۲۹

روی برگه خروج نوشتند متولد ۱۷ مرداد سال ۱۳۵۴ است. همان روزی که کنسولگری ایران در مزارشریف فتح شد. طالبان حاضران در کنسولگری را کنار دیوار قرار دادند و هرکدام را ۵۰ بار گلوله‌باران کردند. اگر تاریخ تولدش واقعی باشد، او ۲۳ سال قبل از آن روز شوم، در یک ظهر تفتیده نیمه تابستان، متولد شده بود. ۱۷ مرداد امسال که می‌آمد، ۵۰ساله می‌شد. او ۵۰سالگی را ندید. دو هفته وقت داشت تا خودش را از خراسان‌رضوی به مرز برساند و از آنجا راهی افغانستان شود، افغانستانی که طالبان بیشتر از سه سال است در آن به قدرت رسیده است. او در سومین روز از این مهلت دوهفته‌ای خودش را در خانه‌اش در مشهد آتش زد. ۲۸ اردیبهشت، خبر جان باختن او به رسانه‌ها رسید و بعدتر هویتش آشکار شد. برخی می‌گویند ترس از طالبان فکر مرگ را در او پررنگ کرده است. ترس به جان بسیاری دیگر از مهاجران افغانستانی هم افتاده است. «مسئله دیگر از حق تحصیل و آزادی گذشته، مسئله مرگ و زندگی است.» از او در فضای مجازی یک برگه خروج مانده است و یک عکس، برگه‌ای با تاریخ تولدی که شاید واقعی نباشد، با نام پدر و اسم و فامیل خودش؛ «محمدامیر توسلی».

مدیرعامل سازمان آتش‌نشانی مشهد، ۲۸ اردیبهشت از خودسوزی مردی ۴۰ساله در مشهد خبر داد. «ایسنا» نوشته است ساعت ۱۲:۵۲ ظهر آتش به جان منزلی مسکونی واقع در محله گلشهر مشهد افتاده است. به‌گفته «حمیدرضا کافی‌نیا»، آتش درنهایت خاموش می‌شود، اما مرد ۴۰ساله به‌دلیل سوختگی شدید، جان خودش را از دست می‌دهد. مرد در خبرگزاری «ایسنا» نامی ندارد. رسانه‌های دیگری که خبر مشابهی دارند، هم نام و نشان او را منتشر نکردند. 

مرد در روایت برخی از فعالان فضای مجازی ویژگی‌های دیگری هم دارد. «جمال سجادی»، عکاس و خبرنگار که خودش را هزاره‌ای و ساکن ایران معرفی می‌کند، در فضای مجازی نوشته: «خلبانی که روی زمین سوخت! همسایه ما که در حکومت سابق خلبان بود و مدتی در بازداشت طالبان شکنجه شده، اقدام به خودسوزی کرد تا مبادا دوباره به افغانستان برگردد. ترس از طالبان در جسم و روح و فکر و روان هزاره آنقدر غلیظ است که منجر به خودسوزی می‌شود.» خلبان بودن این مرد در روایت یکی از ساکنان محله گلشهر هم هویداست. او در گفت‌وگو با روزنامه «پیام‌ ما» اشاره می‌کند که این مرد مجرد بود و با خانواده‌اش در گلشهر مشهد زندگی می‌کرد؛ بعد از حضور طالبان در افغانستان دستگیر و شکنجه می‌شود، بعد از فرار راهی مشهد می‌شود. در چند روز گذشته وقتی به او برگه خروج از ایران می‌دهند، درنهایت خودش را می‌سوزاند. 

روزنامه‌های افغانستان، این مرد را امیرمحمد توسلی معرفی و برگه خروجش را منتشر کرده‌اند. جزئیات تفاوت‌هایی دارد. مانند بسیاری دیگر از مهاجران که حتی گاهی خودشان هم نمی‌دانند چه زمانی متولد شدند. مثلاً درحالی‌که او ۴۰ساله معرفی می‌شود، در برگه خروج تولدش ۱۷ مرداد سال ۵۴ ذکر شده است. روزنامه «اطلاعات روز» در گزارشی او را خلبانی اهل ولسوالی لعل‌ و سرجنگل ولایت غور افغانستان معرفی می‌کند و به‌نقل از «محمد محقق»، رهبر حزب وحدت اسلامی مردم افغانستان، از خودسوزی این مرد بعد از دریافت برگه خروج خبر می‌دهد. این روزنامه در گزارش دیگری او را خلبانی معرفی می‌کند که ۱۴ سال در ایران زندگی کرده و مشکلات روحی داشته است. مشکلاتی که البته به‌گفته یکی از اعضای خانواده، آنقدر شدید نبود که باعث خودسوزی او شود. همسایه او در گفت‌وگو با «پیام‌ ما» علت ناراحتی‌های روحی او را شکنجه و زندانی شدن در زندان‌های طالبان می‌داند. اطلاعات روز در گزارش دیگری تأیید می‌کند که مسئولان دفتر کفالت به او گفتند پولش را از بانک بردارد و ظرف ۱۵ روز از ایران خارج شود. 

روزنامه «هشت صبح» نیز فرد را محمدامیر توسلی، خلبان پیشین ارتش افغانستان، معرفی می‌کند: «این خلبان پیشین به‌دلیل ترس از اخراج به افغانستان و انتقام طالبان به زندگی خود پایان داده است.»

فعالان افغانستانی احتمال تازه‌وارد بودن او به ایران را محتمل‌تر می‌دانند؛ زیرا قدیمی‌ها پاسپورت‌های خانوادگی دارند و جدیدترها برگه سرشماری و او هم احتمالاً جزو گروه دوم بود که نیاز به سرشماری مجدد داشته است. آنها همچنین می‌گویند تاریخ تولد در تذکره‌های افغان عموماً با شناسنامه‌های ما متفاوت است و افغان‌ها ممکن است تاریخ تولدشان به دقت ما نباشد.

 

روایت‌هایی از بازگشت‌های مرگبار

اسفند پارسال آیین‌نامه تازه‌ای برای اقامت اتباع افغانستانی در ایران اعلام شد. «نادریار احمدی»، مدیرکل اداره امور اتباع و مهاجرین وزارت کشور، گفته بود فقط چند گروه اجازه ماندن در ایران دارند؛ کارت آمایش، مدرک کار، پاسپورت معتبر و افرادی از دولت گذشته یا نظامی‌های پیشین افغانستان. همان بندی که باید شامل سوژه گزارش هم می‌شد، اما اثبات بند آخر دشوار است. 

«احمد» یکی از نظامیان پیشین افغانستان است. او مانند بیشتر افغانستانی‌هایی که این روزها با رسانه‌ها گفت‌وگو می‌کنند، می‌خواهد نام و نشانی از او در گزارش نباشد: «ما همه خانواده‌مان نظامی هستیم. یکی از برادرانم الان فراری است؛ وقتی طالبان آمد فرار کرد ایران. هیچ مدرکی با خودش نیاورد که ثابت کند، نظامی بود. الان هم فرار کرده تا او را دوباره به افغانستان برنگردانند.» او می‌گوید در افغانستان سرنوشت خوبی در انتظارشان نیست: «گفتند که با مسئولان دولت قبلی کار ندارند، اما بایومتری‌مان را دارند، دستگیرمان کنند، می‌فهمند که خانوادگی نظامی بودیم، از ما اسلحه می‌خواهند، می‌گویند اسلحه‌ها را برگردانید، مگر اسلحه‌ها دست ماست؟»

«حسین» فرد دیگری است که از ما خواسته نامی مستعار برایش انتخاب کنیم. او می‌گوید مسئله‌ای که مهاجران در این روزها با آن مواجه‌اند، جانشان است: «افرادی هستند که جزو دولت نبودند، اما اگر به افغانستان بازگردند، جانشان در خطر است. مثلاً افرادی که در خیزش‌های مردمی بودند و کسانی که با طالبان جنگیدند، اما جزو کادری‌‎های ارتشی نبودند. در افغانستان ساختار قومی و قبیله‌ای است و افراد یکدیگر را می‌شناسند و می‌دانند که چه کسانی با طالبان جنگیدند و طالبان این افراد را شناسایی می‌کند.» او از دختران نوجوان هم می‌گوید: «این روایت‌ها مستند شده که طالب ممکن است از دختری ۱۲-۱۳ساله خوشش بیاید و او را به‌زور به ازدواج خودش در بیاورد. افرادی هستند که مثلاً اقوام و آشنایانشان را به ازدواج دخترانشان درمی‌آورند تا فقط دخترشان به‌دست طالب‌ها نیفتند. من خانواده‌ای را می‌شناسم که همین بلا سرش آمد، هر دو دخترش. او درنهایت به ایران آمد، حالا فرض کنید درصورت رد مرز شدن، آن خانواده همچنان می‌تواند برای طالبان هدف باشد و مورد آزار.» 

 

دشواری‌های رفتن 

«ابلاغیه قبل از عید ما را شوکه کرد.» این جمله‌های «صبا قدیمی»، پژوهشگر اجتماعی، است. او می‌گوید تصور می‌کرده است بعد از تغییر دولت‌، سیاست‌های سازمان ملی مهاجرت درباره مهاجران بدون مدرک تغییر کند، اما این روزها شرایط متفاوت‌تر شده است: «به برخی از خانواده‌ها که برای تمدید اقامت مراجعه کردند، برگه خروج دادند؛ مثل خانواده‌های بدون فرزند. به آنهایی که بچه داشتند، تا پایان تحصیل فرزندشان مهلت داده می‌شد و بعد برگه خروج دریافت کردند.» صبا قدیمی می‌گوید نه‌فقط کسانی که در سال‌هایی اخیر وارد ایران شدند که بسیاری از افراد برگه خروج گرفتند؛ مثل کسانی که در دهه ۸۰ وارد ایران شدند و برگه سرشماری داشتند. او هم مانند بسیاری دیگر از فعالان اجتماعی، روایت‌هایی از سخت بودن اثبات در خطر بودن جان دارد. او می‌گوید این روزها برخی خدمات هم در سفارتخانه انجام نمی‌شود: «یک مورد را می‌شناسم که پدر خانواده به دختر تعرض می‌کند. ما تلاش کردیم تا طلاق مادر را ثبت کنیم. اینها طلاق شرعی گرفتند، اما طلاق هنوز رسمی نشده است. ما حتی به دفتر یک آیت‌الله افغانستانی در قم هم مراجعه کردیم، اما او حاضر نشد صیغه طلاق را بخواند تا طلاق رسمی شود. الان پدر برگه خروج گرفته است و باید با خانواده از ایران برود. براساس فقه خودشان همسرش الان سه‌طلاقه شده و اگر همگی با هم به افغانستان بروند، امکان زندگی باهم را ندارند و معلوم نیست چه به سر دختر می‌آید.» 

رئیس مرکز امور اتباع و مهاجرین خارجی وزارت کشور فروردین امسال اعلام کرد در سال ۱۴۰۲ حدود یک میلیون و ۲۶۰ {هزار} نفر از ایران اخراج شدند. آماری که احتمالاً امسال بیشتر از سال‌های قبل باشد. آدم‌هایی منهای، سوژه این گزارش. 

به اشتراک بگذارید:





نظر کاربران

لعنت به نژادپرست

کجاست ان وحشیها که میگفتن اخراج اخراج. ان بوزینه های حیوان صفت..

پاسخ دادن به لعنت به نژادپرست لغو پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

مطالب مرتبط

دانشگاه از دانشجو خبر ندارد

نگاه پژوهشگران و فعالان دانشجویی به مسئولیت اجتماعی دانشگاه در زمان جنگ

دانشگاه از دانشجو خبر ندارد

محدودیتِ بـــدونِ شفافیـت

نشست «اینترنت» کارزار با حضور فعالان این حوزه و در غیبت مسئولان برگزار شد

محدودیتِ بـــدونِ شفافیـت

غافلگیری مستأجـــــــــران

ارزیابی کارشناسان از یک پدیده غیرمنتظره؛ جنگ، صعود قیمت‌ها را در بازار مسکن متوقف نکرد

غافلگیری مستأجـــــــــران

هشدار درباره محاسبه نادرست حقوق کارگران

تفاوت «پایه سنوات» و «پایه سنوات تجمیعی»؛

هشدار درباره محاسبه نادرست حقوق کارگران

برخاستن از آتــــــش

برخاستن از آتــــــش

سمت درست تاریخ

به بهانه برگزاری دادگاه پژمان جمشیدی؛ چرا درک فرد آزاردیده از تجاوز و همراهی با او برای ما مشکل است؟

سمت درست تاریخ

کاغذبازی برای درمـــــــان

«پیام ما» از وضعیت درمانی بیماران تالاسمی در بیمارستان‌های تهران گزارش می‌دهد

کاغذبازی برای درمـــــــان

«بانک زمان» در ایران راه‌اندازی می‌شود؛ سازوکار تبادل رایگان خدمات بدون پول

«بانک زمان» در ایران راه‌اندازی می‌شود؛ سازوکار تبادل رایگان خدمات بدون پول

اکنــــونِ جامعـه ما و امـکان روایـــــــــت

اکنــــونِ جامعـه ما و امـکان روایـــــــــت

کودکـــــــــــان خط مقدم نیستند

تجربه زیسته کودکان، بازنمایی رسانه‌ای و مراقبت‌های ضروری در روزهای جنگ

کودکـــــــــــان خط مقدم نیستند

بیشترین نظر کاربران

شکاف دستمزدها در دانشگاه

شکاف دستمزدها در دانشگاه