نگاهی به تصاویر خرمشهر به مناسبت سالروز آزادسازی
جنگ بدون فیلتر
۲ خرداد ۱۴۰۴، ۲۰:۴۶
در میان دود و گردوغبار، در میان صداهای انفجار و زوزه گلولهها، لحظاتی از زندگیهایمان ثبت شد که شاید هیچگاه نمیتوانستیم با کلمات آنها را توصیف کنیم. عکاسان جنگ شاهدان این لحظات بودند. هر عکسی که از آن دوران به یادگار مانده، داستانی دارد. داستانهایی که از میان خون و خاک، از دل آوار و سوختن، زنده ماندند و حالا تبدیل به مستندات تاریخی شدهاند.
«جاسم غضبانپور» یکی از این عکاسانی است که بخش مهمی از تصاویر جنگ تحمیلی ایران و عراق را به ثبت رسانده. به او «جنازهباز قدیم» میگفتند؛ چراکه بیشترین تصاویری که ثبت کرده، از جنازههای دوران جنگ است. چندین سال پیش در مصاحبهای گفته بود: «سختترین لحظات من در آن روزها، مواقعی بود که باید از کسانی که با آنها مسافر بودم یا در کنارشان زندگی کرده بودم، بعد از شهادت عکس بگیرم. خاطرات آنها هنوز با من است و هرگز از یادم نمیرود.» او که عکاسی را در زادگاهش، خرمشهر آغاز کرده بود، با شروع حمله عراق به ایران و تا پایان آن بهعنوان عکاس در جبههها حضور داشت. عکاسی از خرمشهر بعد از بازپسگیری آن از نیروهای بعثی را میتوان بهعنوان یکی از شاخصترین کارهای او در دهه ۱۳۶۰ دانست.
در فرهنگ جنوب، نخل بهطور نمادین شبیه انسان دیده میشود و ارتباطات زیادی با او دارد. بهطور خاص، زمانی که سر نخل بریده میشود، برخلاف درختان دیگر، بهطور کامل میمیرد و قادر به جوانه زدن نیست. در طول جنگ، نخلهای سوخته همچون مردم خرمشهر، کودکان و رزمندگان ایستادگی کردند و گویی آنها هم به شهادت رسیدند. یکی از شاخصترین کارهای غضبانپور عکسی با عنوان «نخلها ایستاده میمیرند» است که در سال ۱۳۶۱ به ثبت رسیده. این اثر یکی از عکسهای دوگانهای است که بهصورت پانوراما و متشکل از چهار فریم ۱۳۵ نگاتیو سیاه و سفید گرفته شده؛ یکی، پانورامایی از گلزار شهدای خرمشهر و دیگری، اثر حاضر از نخلهای سوخته و سربریده همین شهر.
تصاویر چهرههای مردم در آثار غضبانپور نیز نقشهای از روح و عمق انسانی جنگ است. هر چهره و هر نگاه، امروز برای ما داستانی بیکلام از درد را روایت میکند و بهنوعی تاریخ زنده میشوند. غضبانپور بهنوعی با ثبت این لحظات، توانسته است تصویری ملموس از زندگی مردم خرمشهر در این دوران سخت ارائه دهد.
خرمشهر در قابهای «آلفرد یعقوبزاده» هم جایگاه ویژه داشت. زمانی که جنگ شد، اولینبار خودش به جبهه رفت. از جنگ چیزی نمیدانست و با کامیون و اتوبوس و غیره، خود را رساند به خرمشهر.
او در مصاحبهای درباره ترس از مرگ هنگام عکاسی از جنگ گفته بود: «هر بار میرفتم عکاسی از انقلاب و جنگ و مثلاً عکاسی از جنگ عراق و ایران، پیش آمده بود که به خودم میگفتم: غلط کردم، این دیگر آخرینبار است. لحظاتی بود که قطعاً میگفتم دیگر مردم. پیش آمد که همه رزمندگانی که با آنها همراه بودم، شهید شدند و فقط من ماندم. یا موقعی که بمباران زیاد بود، به خودم میگفتم از اینجا دربیایم، دیگر نمیروم عکس بگیرم.» اما باز هم دوباره بلند میشد و عکاسی میکرد. «همان اول که رفتم خرمشهر با خودم عهد کردم که نترسم. جنگ همین است. باید تا آخرش بروی.»
او هم مانند دیگر عکاسان جنگ تحمیلی، تصاویری از آن روزهای خرمشهر به ثبت رساند که تا امروز روایتگر رنج و ایثارند.
«سعید صادقی» هم از دیگر عکاسان خرمشهر است که با شروع جنگ ایران و عراق، تنها یک هفته پس از ازدواجش، به جبهه رفت. او در عملیات مهمی نظیر بیتالمقدس حضور داشت که به آزادسازی خرمشهر در سوم خرداد ۱۳۶۱ انجامید و از لحظات تاریخساز آن روزها عکاسی کرد؛ عکسی نمادین از حضور رزمندگان در مسجدجامع خرمشهر. بهگفته خودش، عکاسی از مسجدجامع خرمشهر در دو مرحله ثبت شده: «اول در آبانماه سال ۱۳۵۹ که از این شهر فرار کردیم و مرحله دیگر زمانی بود که خرمشهر فتح شد.»
عکس مشهور مسجدجامع خرمشهر در روز آزادسازی این شهر، مربوط به ساعت ۷:۲۵ تا ۷:۳۰ صبح روز سوم خرداد ۶۱ است. او در زمانی این لحظه را ثبت کرد که احمد متوسلیان معتقد بود در شرایط جنگی، هیچ نیازی به عکاسی نیست: «بسیاری از فرماندهان در آن دوران با عکاسی مخالف بودند و حتی برخی اوقات با ما برخورد میکردند، میگفتند ثبت عکس در این وضعیت ضرورتی ندارد و باید فقط روی جنگ تمرکز کنیم.»
اما صادقی در مصاحبهای درباره عکاسی از جنگ گفته بود ما از مردم واقعی عکس میگرفتیم، نه از مدلها یا تصاویری با فیگورهای ساختگی: «عکسهای ما مستند بودند؛ از چوپانان، دانشآموزان و مادرانی که فرزند خود را به جبهه میفرستادند، به امید دفاع از وطن. ما در کنار این مردم زندگی میکردیم و در کنار رزمندگان، لحظات عادی و انسانی این جنگ را ثبت میکردیم.»
سوم خرداد، سالروز آزادسازی خرمشهر، فرصتی است برای بازخوانی این لحظات تاریخی که با عکسهایی جاودان شدند. عکسهای بهجایمانده از آن دوران و پیروزیها و شکستها به ما یادآوری میکنند که جنگ تحمیلی فقط نبردی فیزیکی نبود و هر کدام از این تصاویر، بازگوکننده بخشهایی از آن حقیقت هستند.
برچسب ها:
نظر کاربران
نظری برای این پست ثبت نشده است.
مطالب مرتبط
پیام ما، آینده اقتصاد ایران پس از تفاهم با آمریکا را بررسی میکند
گشایش یا چرخیدن بر مدار ناکارآمدی؟
راه دریافت جریمه تأخیر خودرو بسته شد
خریداران باید به دادگاه بروند
بیانیه ITUC در سالگرد کنوانسیون ۱۹۰؛
خشونت در محیط کار مانع اصلی برابری جنسیتی است
قربانیکردن در معابر؛ سنتی قدیمی در مواجهه با دغدغههای بهداشتی و زندگی شهری
دامپزشکی: قربانی در خیابان، ممنوع
محموله مورد نیاز داروهای بیماران دیابتی از بلاتکلیفی خارج شد
ترخیص ۲۶ تن مواد اولیه دارویی در تهران
سرنوشت پرحاشیه پخش فوتبال در سالن های سینما
بازی مجوزها
وقتــــــــی بدن زن میدان جنگ جمعیتی می شود
نگاهی بر کتاب «ردِّ پای دستها»
روایتی از زیستیک نهاد فرهنگی در دل محله
یک میلیارد کودک همزمان با سه خطر اقلیمی دستوپنجه نرم میکنند
سلامت و سیاستگذاری اجتماعی
سند جامع توانبخشی پس از سه سال آماده تصویب شد
وب گردی
- بهترین پنل پیامکی ایران [4 تا از بهترین سامانه پیامکی ایران]
- آشنایی با خدمات متنوع اسنپفود در رشت
- بهترین مدل شومیز برای افراد چاق؛ 10 مدل ترند 1405
- جنس سیم چه تأثیری در کیفیت برق رسانی دارد؟
- مسابقه ملی ایدهپردازی «ایدانو» به آنتن شبکه دو رسید
- «سهم ما از قدردانی»؛ حمایت ویژه هتلهای دُنسه از قهرمانان امداد
- درخواست ایجاد مسیر دوچرخهسواری ۱۰۰ کیلومتری در قم
- چند روز بعد از سمپاشی ساس از بین میرود؟ (راهنمای کامل سمپاشی ساس + قوی ترین سم ساس)
- باغ پرندگان تهران کجاست؟ معرفی، ساعت کاری و آدرس
- مقایسه قیمت ورق شیروانی، سیاه، استیل و گالوانیزه در یک نگاه بیشتر
بیشترین نظر کاربران
بازگشت به تریاک بهجای درمان | پیـام ما
پربازدیدها
1
رقص سوگوارانه؛ کنشی مقاومتی
2
رقص عزا
3
مبارزه با جستوجوی گنج
4
هوای آلوده با موتورهای منسوخشده و آلاینده خودروهای داخلی
5
گنجِ گمشده زیر چرخ لودرها




دیدگاهتان را بنویسید