نگاهی به اظهارات مسئولان وزارت میراثفرهنگی به مناسبت روز جهانی محوطهها و بناهای تاریخی
اعتراف، انتقاد یا شعار؟
باید به جایگاهی برسیم که بدنمان از مخاطرات و بلایایی که به آثار تاریخی آسیب وارد میکند، بلرزد
۳۰ فروردین ۱۴۰۴، ۱۶:۳۲
|پیام ما| یک مناسبت دیگر از سر میراث فرهنگی ایران گذشت و بزرگداشت و سخنرانی و برنامه و نشست هم بهبهانه آن برگزار شد. سخنانی گفته شد و نقدهایی مطرح شد؛ گاهی تکراری، گاهی هم مناسب تیتر یک خبرگزاریها، گاهی نقدی محافظهکارانه یا جسورانه، و گاهی وعدهای که گوینده هم به تحققش امیدی ندارد. اما آنچه در پس تمام این اتفاقات حقیقتی عریان را به نمایش میگذارد، وضعیت بناها و محوطههای تاریخی است که همچنان بدون هیچ تغییر مثبتی قرار است به حال خود رها شوند و شاید ماندن در وضعیت فعلی و تشدید نشدن بحرانهای موجود در آنها بهترین اتفاقی باشد که برای این محوطهها و بناها میافتد. نگاهی به اظهارات و واکنشها و نقدهای مطرحشده در این چندروز در نشستهای مختلف و کنار هم گذاشتن سخنان و کارنامه عملکرد دستگاهها و انجمنها و شوراهای تخصصی نشان میدهد قرار نیست کسی در روال و روند مدیریتش تغییری ایجاد کند. قرار نیست محوطهها و بناهای تاریخی و در نگاهی جامعتر، میراث فرهنگی ایران شاهد تغییری مثبت در حوزه مدیریت باشد.
«رضا صالحی امیری»، وزیر میراثفرهنگی، دیروز مقابل نمایندگان رسانهها نشست تا بهبهانه روز جهانی محوطهها و بناهای تاریخی پاسخگوی سؤالاتی باشد درباره وضعیت بناها و محوطههای تاریخی، او در این نشست خبر از تدوین پیشنویس هیئت امنایی شدن بافتهای تاریخی داد و از حداکثری شدن تفویض اختیار به استانداران و هیئت امناها در سال پیش رو. وزیر میراثفرهنگی همچنین درباره توان وزارتخانه متبوعش گفت: «در توان دولت و وزارتخانه نیست که به مجموعه محوطهها و بناها بودجه و امکانات لازم را برای مرمت صیانت و حفاظت بدهد، ما بهعنوان دولت توان این کار را نداریم. ما ۲۵۰ هزار میلیارد تومان را نیاز داریم تا به نیازهای سهگانه وزارت میراثفرهنگی پاسخ دهیم. با دو هزار نیروی یگان نمیتوان ۲۳ هزار محوطه را نگهبانی کرد. فکر کردیم تا ۱۰ هزار نیرو هم استخدام کنیم، جوابگو نیست. بنابراین، باید با نهادهای دیگر گفتوگو کنیم تا بخشی از حفاظت به آنها واگذار شود و از تکنولوژیهای جدید از جمله پهپاد نیز استفاده کنیم.» تنها مروری بر اخبار چندسال اخیر نشان میدهد تمام این مواردی که آقای وزیر وعده آن را میدهد، در موارد متعددی تجربههای تلخی را رقم زدهاند. سپردن حفاظت محوطهها و بناهای تاریخی به برخی نهادها، در آینده نهچندان دور تبدیل به موضوعی چالشبرانگیز خواهد شد. تفویض اختیار به استانها تخریب بخشی از بافت تاریخی شیراز را در پی داشت و اگر تلاش و فعالیت فعالان میراث فرهنگی استان و اقدام برخی دستگاهها از جمله شورایعالی معماری و شهرسازی نبود، معلوم نبود این تفویض اختیار چه بلایی به سر این بافت ارزشمند میآورد؛ هرچند امروز هم تبعات این تصمیم همچنان تیشه بر جان بافت تاریخی شیراز و بسیاری از شهرهای کشور میزند. اظهارات مدیران پایگاهها درباره این تصمیم که در دولت سیزدهم اتخاذ و اجرایی شد و حالا هم در دولت چهاردهم بر طبل آن کوبیده میشود، نشان میدهد تفویض اختیار به استانها هرچندبار مسئولیت و فشار کاری مدیران ارشد وزارتخانه را سبک میکند، اما موجب انتصاب مدیران سفارشی و بدون دانش و تخصص در محوطهها و پایگاههای میراث فرهنگی میشود. مدیرانی که تصمیماتشان زخمهای متعددی بر چهره میراث فرهنگی ایران باقی میگذارد. زخمهایی ماندگار که تا سالها یادآور یک لجاجت بیمورد بر یک اقدام اشتباه بوده است.
همزمان با روز جهانی محوطهها و بناهای تاریخی، خبر از نصب یک تاورکرین در محدوده ثبت ملی بافت تاریخی شیراز منتشر شد و از کرمانشاه هم خبر از کلید خوردن دوباره پروژه تلهکابین بر فراز طاق بستان رسید؛ موضوعاتی که اگر بهدنبال سرنخ آنها بروند، میرسند به همین «نهضت تفویض اختیار» و انتصابهای غیرتخصصی در جایگاههای مدیریتی که سالهاست بلای جان میراث فرهنگی است.
یک معضل مزمن
صالحی امیری درست میگوید، حفاظت از سرزمینی که هر گوشهاش نشانی ارزشمند تاریخ و فرهنگی کهن دارد، کار سادهای نیست. اگر حفاظت و بهرهمندی از این بناها و محوطهها و آثار ارزشمند در اولویت مدیران ارشد بود، شاید میشد امیدوار بود که بههرحال راهکاری برای حفاظت و تأمین بودجه پیدا شود. اما نکته این است که حتی برای انتخاب مدیری که از ارزشهای حوزه تحت مدیریتش آگاه باشد هم تلاش و تدبیری دیده نمیشود. به یاد داریم مدیر موزه لسآنجلس که در آتشسوزی گسترده شهر که بسیاری ریشه آن را همان چیزی دانستند که ایکوموس با عنوان «بلایا» از آن یاد کرده است، چگونه با تدبیر و دغدغهمندی موزه را از آتش نجات داد و بر صدر خبرها نشست و دوراندیشی و تدبیر بهکاررفته در این موزه الگوی بسیاری از موزهها شد. آقای وزیر حفاظت کار سختی است، اما با تخصصگرایی و نگاه اصولی بخشی از این سختی هموار میشود. فقط کافی است مدیران و معاونانتان را درست انتخاب کنید.
«مهدی حجت»، بنیانگذار سازمان میراثفرهنگی، با واژههای بهتری این وضعیت را توصیف کرده است. او در نشست ایکوموس به مناسبت روز جهانی بناها و محوطههای تاریخی درباره آگاهی از ارزشهای میراث فرهنگی گفته است: «چرا ندانمکاری میکنیم و در مقابل بلایا و مخاطرات سهلانگاریم؟ چون ارزش میراث فرهنگی را نمیدانیم. موضوع این بحث، فهم ارزشهاست. اگر ما به جزئیات توجه کنیم، ارزش آن را میفهمیم. فهم ارزشها یعنی وقتی یک نفر یادگارینویسی رو بنای تاریخی را دید، گریه کند. اما معمولاً اینطور است که وقتی یادگارنویسیها را میبینیم، ناراحت میشویم، اما از کنارشان رد میشویم، چون ارزش واقعی را درک نکردهایم. مسئولان فکر میکنند ارزش آثار تاریخی را میدانند و میشناسند، اما یکهزارم آن را نمیشناسند. تا مردم کشور ارزشهای آثار تاریخی را درک نکنند، در این مملکت به جایی نمیرسیم. اینجا استرالیا یا کانادا نیست، جزو اولین تمدنهای جهان است که باید به میراث خود توجه کند، برای همین نیازمندیم بفهمیم ایران کجاست و ارزش آن را بفهمیم، نه اینکه فقط بگوییم چغازنبیل یا ارگ بم داریم. باید به جایگاهی برسیم که بدنمان از مخاطرات و بلایایی که به آثار تاریخی آسیب وارد میکند، بلرزد.» نهتنها بدن کسی نمیلرزد که هنگام باخبر شدن از یک بحران یا تخریب یک اثر به این فکر میکنند که تکلیف میزشان در این ماجرا چه میشود؟
سالهاست که از ناآگاهی عمومی میگویند و کاری برای آگاهیبخشی نمیکنند؛ از اینکه هرمز آسیب دید و مردم یادگاری نوشتند و ما دیدیم، چه مردم ناآگاهی!!! مردم چگونه باید آگاه شوند؟ چه نهادی مسئولیت دارد تا دغدغه آگاهی مردم نسبت به این ارزشها داشته باشد؟ وقتی مدیران ارشد خود به این ارزشها واقف نیستند و حتی گاهی خبرهایی از همکاریشان با سوداگران به گوش میرسد، چگونه میتوانند برای آگاهیبخشی گام بردارند؟ و این سؤال که بیجواب مانده، اما بسیاری جواب آن را میدانند؛ چرا در موارد بسیار سطحیتر اطلاعرسانی و تبلیغات و تولید محتوا در حد اعلا انجام میشود، اما همین اراده و همت برای آگاهیبخشی درباره اهمیت میراث فرهنگی وجود ندارد؟ صالحی امیری در نشست با رسانهها از مردمی شدن حفاظت گفته است، اما در عمل فعالان میراث فرهنگی استانها از تهدیدات و تنگناها و مشکلات عدیدهای میگویند که اطلاعرسانی درباره وضعیت آثار تاریخی استان و شهرشان برایشان ایجاد کرده است. حتی بسیاری از مدیران میانی تنها به شرط محفوظ ماندن نامشان حاضر به طرح برخی مباحث در رسانهها و یا اطلاعرسانی درباره تخریبها میشوند. کدام را باور کنیم آقای وزیر؟ تناقضات بسیارند بین متن سخنرانیها تا آنچه درحقیقت در حال وقوع است.
تهدیدی واقعی و واکنشهایی کمرمق
دیروز «فاطمه داوری»، مدیرکل حفظ و احیای بناها، بافتها و محوطههای تاریخی، در مراسم بزرگداشت روز جهانی بناها و محوطههای تاریخی به شعار شورای بینالمللی بناها و محوطههای تاریخی که «میراث در معرض خطر بلایا و درگیریها» است، اشاره کرده و گفته است: «این شعار بازتابی از شرایط اقلیمی و تهدیدات نوظهور جهانی علیه آثار تاریخی است و در همین راستا، شعار ملی امسال نیز «تابآوری آثار تاریخی در برابر بحرانها» انتخاب شده است.»
داوری اعلام کرده است: «تمرکز معاونت میراثفرهنگی بر سه محور «تابآوری ساختاری، اجتماعی و عملکردی» بناهای تاریخی است. تاکنون ۵۰ نشست تخصصی و علمی با حضور استادان، پیشکسوتان و پژوهشگران برجسته در استانهای با بیشترین میزان خطرپذیری از سیل، زلزله و فرونشست زمین برگزار شده است.» اما هنوز اطلاعاتی که درباره وضعیت آثار ملی و جهانی در معرض فرونشست در اختیار داریم، همان اطلاعات و آماری است که مرکز تحقیقات راه، مسکن و شهرسازی منتشر کرده است.
فروچالهها در دارابگرد و شکافهای عمیق در نقشرستم و آسیبهای آشکار فرونشست در میدان نقشجهان جای تردید برای نگرانی نسبت به سرنوشت این آثار باقی نگذاشتهاند
آماری که نشان میدهد ۲۷ اثر تاریخی ایران که در فهرست جهانی یونسکو ثبت شدهاند، در معرض فرونشست قرار دارند. از تختجمشید و نقشجهان تا سلطانیه و باغهای ایرانی. هنوز اطلاعات دقیقی از پایشهای احتمالی انجامشده توسط متولی اصلی بناهای تاریخی و محوطههای جهانی منتشر نشده است. این درحالیاست که فروچالهها در دارابگرد و شکافهای عمیق در نقشرستم و آسیبهای آشکار فرونشست در میدان نقشجهان جای تردید برای نگرانی نسبت به سرنوشت این آثار باقی نگذاشتهاند. کاش متولیان امر میراث فرهنگی در ایران میدانستند تلاش برای پیدا کردن راهکاری برای کاهش آسیبهای فرونشست در بناهای تاریخی بیش از بسیاری از موضوعاتی که شتابزده نسبت به آن واکنش نشان میدهند و یا در پی پیدا کردن راهی برای اقدام در مورد آن هستند، اهمیت دارد.
روز جهانی محوطهها و بناهای تاریخی هم گذشت، کمتر از یک ماه دیگر تا روز جهانی موزهها و میراث فرهنگی باقی است. از همین حالا متنهای تکراری سخنرانی آماده شده، سخنسرایی از اهمیت میراث فرهنگی، موزههایی که باید آمارشان افزوده شود، میراث فرهنگی که باید به آن افتخار کنیم و چه کار کنیم تا جهان ما را بشناسد و به ایران سفر کند و ایرانهراسی چگونه بیاعتبار شود و …؛ غافل از اینکه راهحل جای دیگری است.
برچسب ها:
آثار تاریخی، بافت تاریخی، بافت تاریخی شیراز، محوطههای تاریخی، میراث فرهنگی، وزارت میراث، وزیر میراثفرهنگی
نظر کاربران
نظری برای این پست ثبت نشده است.
مطالب مرتبط
وزیر میراثفرهنگی، گردشگری و صنایعدستی:
تعیین تکلیف حقوقی بناهای تاریخی، از اولویتهای وزارت میراثفرهنگی
گامی در راستای حفاظت از میراثفرهنگی؛
اخذ سند مالکیت تکبرگی برای برج تاریخی چهل دختران سمنان
افتتاح بزرگترین باغ موزه گیاهان دارویی کشور در البرز
۲۷ اثر میراثفرهنگی ناملموس ایران در فهرست آثار جهانی ثبت است
«عیسی امیدوار»، بازمانده تیم دونفره «برادران امیدوار» در سفر به دور دنیا در بیمارستان بستری شد
همه متفاوت؛ همه خویشاونـــد
حال ناخوش کسبوکارهای گردشگری اصفهان؛
حمایتهای وعده دادهشده به کجا رسید؟
محل قلعه تاریخی نهاوند شناسایی شد
سرنوشت نامعلوم فرشهای دستباف مسجد نصیرالملک شیراز پس از جایگزینی با فرشهای ماشینی
بیش از ۵۰ موزه در فهرست آسیبهای جنگ اخیر
معرفی ۱۱۳ طرح صنایعدستی لالجین به بانکها برای دریافت تسهیلات
وب گردی
- درخواست ایجاد مسیر دوچرخهسواری ۱۰۰ کیلومتری در قم
- چند روز بعد از سمپاشی ساس از بین میرود؟ (راهنمای کامل سمپاشی ساس + قوی ترین سم ساس)
- باغ پرندگان تهران کجاست؟ معرفی، ساعت کاری و آدرس
- مقایسه قیمت ورق شیروانی، سیاه، استیل و گالوانیزه در یک نگاه
- درخواست برقراری دورکاری و تعطیلی پنجشنبه برای کادر غیرعملیاتی (پشتیبانی) درمان سازمان تأمین اجتماعی
- طریقه ی ساخت دستگاه واکس زن برقی
- خرید لوازم یدکی لودر فابریک
- حضور فعال شرکت کرچنر سولار گروپ ایرانیان در نمایشگاه بینالمللی انرژیهای تجدیدپذیر
- جدیدترین تغییرات قیمت ارزهای دیجیتال و تحلیل رفتار بازار جهانی
- موارد استفاده و کاربردهای فلز پلاتین بیشتر
بیشترین نظر کاربران
گنجیابی در سایه جنگ
پربازدیدها
1
رقص سوگوارانه؛ کنشی مقاومتی
2
رقص عزا
3
مبارزه با جستوجوی گنج
4
هوای آلوده با موتورهای منسوخشده و آلاینده خودروهای داخلی
5
گنجِ گمشده زیر چرخ لودرها




دیدگاهتان را بنویسید