روایت «پیام ما» از مرمت‌های ویترینی، سیاست‌های فرسوده و قانون‌هایی که اجرا نمی‌شوند در گفت‌گو با کارشناسان به مناسبت روز جهانی محوطه‌ها و بناهای تاریخی

معادله نابرابر حفاظت از تاریخ

تنها جنگ‌ها و بلایای طبیعی عوامل تهدیدکننده میراث نیستند، تخریب‌های انسانی و تعمدی در بسیاری کشورها از جمله ایران، بسیار پررنگ‌تر است و حتی می‌توان گفت ایران در این زمینه در رتبه نخست قرار دارد





معادله نابرابر حفاظت از تاریخ

۲۷ فروردین ۱۴۰۴، ۱۷:۲۷

هجدهم آوریل، روز جهانی حفاظت از بناها و محوطه‌های تاریخی، فرصتی‌ است برای بازنگری در رفتارهای حفاظتی ما با گذشته‌ای که آینده را شکل می‌دهد. شعاری که هرساله توسط ایکوموس و نهادهای بین‌المللی مطرح می‌شود، هشداری است به جوامع بشری که آنچه از تمدن و هویت باقی مانده، تنها با نگاه علمی، مسئولانه و مردمی می‌تواند از گزند فراموشی، تخریب و سوداگری در امان بماند. در ایران، کشوری با هزاران سال تاریخ و تمدن، این روز بیش از هر جای دیگری باید تلنگری باشد برای نهادهای دولتی، شهرداری‌ها، قانونگذاران، مردم و فعالان این حوزه و همچنین، طرح این سؤال که آیا آن‌گونه که باید از این گنجینه بی‌همتا صیانت کرده‌ایم؟ یا میراث، هنوز قربانی توسعه‌ای بی‌هویت، مرمتی سطحی، کاوشی ناتمام و قانونی بی‌ضمانت است؟

ضرورت مرمت علمی و پرهیز از نگاه سطحی به حفظ آثار

«علیرضا جعفری زند»، باستان‌شناس و عضو هیئت‌علمی دانشگاه، در گفت‌وگو با «پیام ما» با تأکید بر ضرورت نگاهی علمی و مستمر به حفاظت از آثار تاریخی، بر کاستی‌های موجود در سیاستگذاری، قانونگذاری و مشارکت مردمی در این حوزه اشاره کرد و گفت: «ما در سراسر ایران بناهای تاریخی داریم، اما مسئله این است که حفاظت از این آثار باید با دید تخصصی انجام شود، نه با دید عامیانه. نگاه عامیانه معمولاً مرمت را به‌شکل نوسازی درک می‌کند و تصورش از حفظ بنا، صرفاً بازسازی ظاهری است. درحالی‌که باید تلاش کنیم وضعیت موجود آثار را حفظ کنیم تا برای نسل‌های آینده نیز باقی بماند.»

این باستان‌شناس با اشاره به ضرورت تخصیص بودجه‌های مشخص برای پایش و بازنگری سالانه آثار، گفت: «مرمت نباید به‌عنوان اقدامی یک‌باره دیده شود. مانند بیماری که نیاز به معاینه سالیانه دارد، آثار تاریخی نیز باید هر سال بررسی و بازنگری شوند. متأسفانه ما هنوز در کشور جایگاه یک دپارتمان قوی مرمتی با استانداردهای جهانی را نداریم.»

 

فقدان ضمانت اجرایی برای قوانین حفاظت از میراث

جعفری زند با انتقاد از ناکارآمدی قوانین موجود در حوزه میراث فرهنگی گفت: «قوانین ما ثابت هستند و بازدارندگی لازم را دارند، اما مشکل اصلی در اجرای آنهاست. ضمانت اجرایی وجود ندارد و به‌محض اینکه صحبت از بودجه می‌شود، همه‌چیز متوقف می‌شود. من سال‌ها برای محصور کردن یک تپه باستانی تلاش کردم، اما با وجود برگزاری جلسات متعدد حتی شورای شهر هم حاضر به تقبل این مسئولیت نشد.» او با تأکید بر اهمیت به‌روزرسانی دیدگاه‌ها در مرمت و حفاظت افزود: «علم مرمت روزبه‌روز در حال تغییر است. نمونه خوب آن را در پاسارگاد دیدم که یک دپارتمان قوی تشکیل شده، آسیب‌شناسی انجام گرفته و نظرات تخصصی بررسی شده است. این مسیر درست باید در سایر محوطه‌های تاریخی نیز دنبال شود.»

 

بی‌توجهی به باستان‌شناسی در برابر تمرکز بر بناها

علیرضا جعفری زند به غفلت از حوزه باستان‌شناسی در برنامه‌های حفاظتی اشاره کرد و گفت: «رویکرد کاوش باستان‌شناسی در کشور ما تقریباً صفر است. به‌ندرت می‌توان نام «کاوش» بر آنچه امروز انجام می‌شود، گذاشت. کاوش باید مستمر باشد، درحالی‌که در سایت‌های ما پس از یک فصل، چند سال وقفه ایجاد می‌شود.» این مدرس دانشگاه می‌گوید: «در کشورهای دیگر، حتی همسایه ما عراق، سالیان سال است که کاوش در سایت‌ها به‌صورت مداوم انجام می‌شود. اما ما بودجه را برای یک فصل می‌گیریم، کاوش می‌کنیم و چند سال دیگر خبری از ادامه کار نیست. این باعث از بین رفتن اطلاعات ارزشمند و دلسردی پژوهشگران می‌شود.»

 

مشارکت مردمی، راهکاری مؤثر در حفاظت از میراث فرهنگی

جعفری زند راهکار پیشنهادی خود برای حفاظت از بناها و محوطه های تاریخی کشور را جلب مشارکت مردمی دانسته و معتقد است: «در دنیا مردم حافظ آثار هستند. مشارکت مالی مردم، اگر روشن و حساب‌شده باشد، می‌تواند بسیار مؤثر باشد. مثلاً اگر اعلام شود تخت‌جمشید چه میزان بودجه نیاز دارد و مردم بدانند این بودجه چگونه هزینه می‌شود، حتماً مشارکت خواهند کرد.»

 

شهرداری‌ها و نهادهای دولتی، بلای جان میراث هستند نه مردم

«محمدمهدی کلانتری»، پژوهشگر حوزه مرمت، در گفت‌وگویی تفصیلی با «پیام ما» با انتقاد از وضعیت موجود حفاظت از میراث تاریخی کشور، از روند گسترده تخریب‌های تعمدی در قالب طرح‌های توسعه‌ای سخن گفت و تأکید کرد دستگاه‌های دولتی به‌ویژه شهرداری‌ها بیشترین نقش را در این تخریب‌ها دارند.

کلانتری با اشاره به ماهیت جهانی این روز و شعار سال جاری که بر میراث در خطر تأکید دارد، می‌گوید: «متأسفانه انگار برخی تنها جنگ‌ها و بلایای طبیعی را تهدیدکننده میراث می‌دانند، درحالی‌که به‌نظر من، تخریب‌های انسانی و تعمدی در بسیاری کشورها از جمله ایران، بسیار پررنگ‌تر است و حتی می‌توان گفت ایران در این زمینه در رتبه نخست قرار دارد.» او با بیان اینکه تخریب در جهان مدرن بیش از یک قرن است که متوقف شده، افزود: «در اروپا، با آغاز خیابان‌کشی‌ها متوجه شدند در مسیر اشتباهی قدم گذاشته‌اند، اما ایران همچنان با قدرت مسیر اشتباه را ادامه می‌دهد؛ گویی این کوچه بن‌بست هنوز برای ما تمام نشده است.»

 

توسعه‌یافتگی بهانه عقب‌ماندگی شده است

کلانتری با اشاره به استفاده ابزاری از واژه توسعه، تأکید کرد: «در سطح جهانی، توسعه تبدیل به توسعه پایدار شده و یکی از اصول آن، حفظ هویت تاریخی است. اگر ما به‌نام توسعه، هویت تاریخی خود را از بین می‌بریم، نه‌تنها توسعه‌یافته نیستیم، بلکه عقب‌مانده‌ایم.» او با اشاره به مصوبات متعدد شورای‌عالی شهرسازی در تعیین محدوده‌های تاریخی ۱۶۸ شهر کشور و قانون حمایت از بافت‌های تاریخی مصوب سال ۱۳۹۸، تصریح کرد: «براساس پژوهش مرکز پژوهش‌های مجلس در سال ۱۴۰۲، تنها سه درصد این قانون اجرایی شده است و دولت یا نمی‌خواهد آن را اجرا کند یا برعکس اجرا می‌کند.»

 

وزارت میراث‌فرهنگی، علیه خودش اقدام می‌کند

کلانتری با ابراز تأسف از عملکرد وزارت میراث‌فرهنگی، گفت: «از ابتدای دولت سیزدهم، مبحث کاهش حرایم میراثی و کوچک‌سازی محدوده‌های تاریخی آغاز شد. این یعنی سنگر حفاظت خودش را تسلیم کرده است و عملاً وزارت میراث علیه خودش اقدام می‌کند.» او با بیان اینکه تنها ۳۵ هزار بنای تاریخی از بیش از یک میلیون بنای تاریخی کشور به ثبت رسیده است، افزود: «از این تعداد نیز فقط پنج درصد حریم مشخص دارند و به‌جای تمرکز بر تعیین حریم ۹۵ درصد باقیمانده، وزارت میراث برای کاهش حرایم همان پنج درصد تلاش می‌کند؛ یعنی اقدامی خلاف ذات و وظایفش.»

 

تخریب‌های سازمان‌یافته توسط دولت، بحران ملی است

پژوهشگر مرمت بناها و بافت‌های تاریخی با ذکر مثال‌هایی از تخریب بناها و بافت‌های تاریخی در قزوین، اصفهان، خمینی‌شهر و ابرکوه، گفت: «تخریب‌های گسترده‌ای توسط شهرداری‌ها و نهادهای دولتی صورت می‌گیرد. مثلاً در ابرکوه در نوروز ۱۴۰۴، یک اثر ثبت ملی برای تعریض یک کوچه توسط شهرداری تخریب شد،؛ امری که طبق قانون جرم است، اما هیچ برخوردی صورت نگرفت.» او افزود: «چرا وقتی یک شهروند دیوار ملک خود را جا‌به‌جا کند، قانون با او برخورد می‌کند، اما تخریب‌های دستگاه‌های حاکمیتی هیچ تبعاتی ندارد؟ قانون باید برای همه یکسان اجرا شود، اما اراده‌ای برای اجرای آن علیه نهادهای دولتی وجود ندارد.»

 

تبلیغ شعار جهانی با تصویر زلزله، یعنی فرافکنی

کلانتری با انتقاد از عملکرد تبلیغاتی وزارت میراث‌فرهنگی در روز جهانی حفاظت از بناها و محوطه‌های تاریخی، گفت: «پوستری که معاونت میراث فرهنگی به مناسبت این روز جهانی منتشر کرده بود، تصویری از بنایی قبل و بعد از زلزله بم بود؛ این یعنی فرافکنی و نادیده‌گرفتن نقش مخرب‌ترین عامل، یعنی انسان. اگر بخواهند به این موضوع بپردازند، باید هزینه بدهند، باید با نهادهای ذی‌نفوذ مخالفت کنند؛ اما می‌بینیم که وزیر در مجلس می‌گوید چون ۹۰ درصد نماینده‌ها با وسعت وظایف میراث مخالفند، پس باید دامنه این فعالیت‌ها کاهش پیدا کند. یعنی سیاست میراث‌فرهنگی تابعی از خواسته نمایندگان شده است.»

 

کنشگری هنوز مؤثر است، با وجود همه تهدیدها

پژوهشگر مرمت بناها و بافت‌های تاریخی در پاسخ به پرسشی درباره اثربخشی فعالیت‌های مدنی، کارزارها و پویش‌ها در حوزه میراث فرهنگی، با تأکید بر اینکه «کنشگری جواب می‌دهد»، گفت: «نمونه بارز آن، توقف پروژه گذر آقانجفی در اصفهان بود. با اینکه ۷۰ درصد پروژه اجرا شده بود، اما با پیگیری دوساله پویش مردمی و مصوبه شورای‌عالی شهرسازی، پروژه لغو شد.» او همچنین به توقف پروژه تخریب بافت تاریخی شیراز برای توسعه حرم شاهچراغ و ایجاد صحن اشاره کرد و افزود: «با پیگیری سه‌ساله و همراهی رسانه‌ها و کنشگران، طرح میدانگاه لغو شد و تنها اجازه سامان‌دهی به تخریب‌های گذشته داده شد.»

 

حفاظت از آثار تاریخی؛ اولویت غیرقابل تعلیق در هر شرایطی

«سید محمد بهشتی شیرازی»، عضو شورای‌عالی میراث‌فرهنگی و گردشگری کشور، در گفت‌وگو با «پیام ما» با تأکید بر جایگاه بی‌بدیل حفاظت در مدیریت میراث‌ فرهنگی گفت: «اصولاً در مواجهه با میراث فرهنگی، سه ضلع اصلی شامل حفاظت، پژوهش و معرفی باید هم‌زمان مورد توجه قرار گیرد. اما در شرایط خاص، دو ضلع دیگر ممکن است به‌دلایلی متوقف شوند. برای مثال، در شرایط جنگی ممکن است معرفی آثار تعطیل شود یا محوطه‌ای به‌دلایل امنیتی مسدود شود، اما حفاظت امری نیست که تعطیل‌بردار باشد. این بخش از وظایف میراث فرهنگی در هر شرایطی باید در اولویت باقی بماند.»

او با اشاره به وضعیت موجود در حوزه حفاظت افزود: «امروز باید دید چه کسانی در فرایند حفاظت از میراث ایفای نقش می‌کنند. یکی از مهمترین گروه‌ها، مردم هستند. جامعه ما در وضعیت فعلی، برخوردار از سرمایه اجتماعی قابل‌توجهی نسبت به میراث فرهنگی است. برای نمونه، وقتی اقدام به تخریب مسجد کازرونی عباس‌آباد اصفهان رسانه‌ای شد، واکنش اجتماعی گسترده‌ای در سراسر کشور شکل گرفت، فارغ از موقعیت مکانی آن اثر. این حساسیت اجتماعی نشان می‌دهد حفاظت از میراث، مسئله‌ای مردمی و عمومی شده است.»

 

فقر اقتصادی و رشد تخریب؛ از حفاری غیرمجاز تا قاچاق عتیقه

بهشتی درعین‌حال بیان کرد: «اگرچه سرمایه اجتماعی نسبت به میراث رشد کرده، اما هم‌زمان با بروز مشکلات اقتصادی، تبعات منفی نیز افزایش یافته است. در شرایط فقر، میزان حفاری‌های غیرمجاز و قاچاق اشیای تاریخی افزایش پیدا می‌کند؛ چون برخی افراد در پی راهی برای جبران عقب‌ماندگی‌های مالی خود هستند. بنابراین، دو پدیده متضاد یعنی کاهش سرمایه اجتماعی و رشد تعرض به میراث، به‌طور هم‌زمان در جامعه در حال وقوع است.» او همچنین تغییر رویکرد مردم نسبت به بناهای تاریخی را نیز مورد توجه قرار داد و گفت: «تا ۲۵ سال پیش، مردم عادی اگر مالک بنای تاریخی بودند، به‌دنبال این بودند که از آن خلاص شوند؛ یا دولت آن را بخرد یا با روش‌هایی مثل آب انداختن به پایه‌ها آن را تخریب کنند. اما امروز در شهرهایی مانند کاشان، اصفهان، شیراز، تبریز و قزوین، بناهای تاریخی به‌دلیل ماهیت تاریخی‌شان ارزش بیشتری پیدا کرده‌اند و مردم حاضرند در آنها سرمایه‌گذاری کنند. این تغییر نگرش موجب افزایش تمایل بخش خصوصی به مرمت و بهره‌برداری از آثار تاریخی شده است، که خود به تقویت امر حفاظت کمک می‌کند.»

 

کاهش شدید نیروی انسانی متخصص؛ بزرگترین تهدید برای حفاظت حرفه‌ای

عضو شورای‌عالی میراث فرهنگی و گردشگری کشور در ادامه با نقد وضعیت نیروی انسانی در دستگاه متولی حفاظت میراث گفت: «متأسفانه طی ۲۰ سال گذشته، شاهد خروج گسترده نیروهای متخصص از این حوزه بوده‌ایم؛ بسیاری بازنشسته یا ترک خدمت کرده‌اند و جای آنها به‌هیچ‌وجه با نیروهای جدید و متخصص پر نشده است. این کمبود به‌خصوص در استان‌ها به‌شدت محسوس است. در بسیاری از مناطق، کارشناسان رشته‌های مرتبط با میراث فرهنگی منزوی هستند و جدی گرفته نمی‌شوند. درنتیجه، مدیریت میراث در برخی استان‌ها کاملاً غیرتخصصی شده است» او افزود: «حتی در پایگاه‌های میراث جهانی که وضعیت بهتری دارند، منابع مالی به‌شدت محدود شده است و بودجه‌های عمرانی کفاف انجام اقدامات ضروری حفاظت را نمی‌دهد. کاهش تخصیص بودجه، فعالیت پایگاه‌ها را به حداقل رسانده و همین امر آسیب‌های جدی به فرایند حفاظت وارد کرده است.»

 

علوم میراث جوان است؛ بی‌ارتباطی با جهان، یک فاجعه است

بهشتی با اشاره به ماهیت علمی حوزه حفاظت گفت: «علوم مرتبط با میراث فرهنگی بسیار جوان هستند و مانند پزشکی، با سرعت بالا در حال تغییر و تحول‌اند. بنابراین، ارتباط مستمر و قوی با شبکه‌های علمی بین‌المللی برای به‌روز ماندن کشور در این حوزه حیاتی است. اما واقعیت این است که سطح همکاری‌های بین‌المللی ما در حوزه میراث فرهنگی تقریباً به صفر رسیده است و این ضایعه‌ای بزرگ محسوب می‌شود.»

او می‌گوید: « ۲۵ سال پیش، ایران با برگزاری دوره‌های منطقه‌ای و همکاری با یونسکو، مرجعیت علمی در میان کشورهای منطقه داشت. امروز این مرجعیت از بین رفته است و ما در انزوا به سر می‌بریم. این درحالی‌است که تغییرات سریع در روش‌های حفاظت ایجاب می‌کند که همواره با دنیا در ارتباط باشیم؛ همان‌گونه‌که در پزشکی، بسیاری از نسخه‌های ۵۰ سال پیش امروز نه‌تنها منسوخ شده است، بلکه مجرمانه تلقی می‌شود.»

 

قوانین داریم، اجرا نمی‌کنیم!

بهشتی در پاسخ به این پرسش که قوانین فعلی چقدر توانسته‌اند مانع تخریب‌ها شوند، گفت: «امروز تخریب‌ها به‌شدت کمتر از ۳۰ سال پیش است، اما چون سیستم عصبی جامعه فعال شده، کوچک‌ترین آسیبی در سطح ملی دیده و واکنش عمومی برمی‌انگیزد. زمانی بود که بنایی تخریب می‌شد و هیچ‌کس حتی متوجه نمی‌شد. امروز جامعه نسبت به میراث حساس شده است» او با تأکید بر وجود بسترهای قانونی مناسب برای حفاظت گفت: «آیین‌نامه حفاظت مصوب شورای امنیت کشور، آیین‌نامه اموال فرهنگی دولتی و سایر مقررات قانونی از جمله ظرفیت‌های مهمی هستند که اگر فعال شوند، می‌توانند نقشی اساسی در مهار تخریب ایفا کنند. طبق آیین‌نامه شورای امنیت، کمیته‌ای با ریاست بالاترین مقام دستگاه اجرایی می‌تواند مصوباتی ارائه دهد که برای تمام دستگاه‌های انتظامی، اطلاعاتی و امنیتی لازم‌الاجرا باشد. اما متأسفانه این آیین‌نامه‌ها در دو دهه اخیر اجرایی نشده‌اند.»

فعال‌سازی انجمن‌های میراث فرهنگی و تقویت سرمایه اجتماعی، از مهمترین ابزارها در این حوزه هستند. همچنین، باید از ظرفیت فناوری‌های نوین مانند هوش مصنوعی، تصاویر ماهواره‌ای، سیستم‌های رصد الکترونیکی و اینترنت بهره گرفت تا بتوان در زمان مناسب نسبت به تهدیدها واکنش نشان داد

حفاظت چندوجهی است؛ از قانون تا فناوری‌های نوین

عضو شورای‌عالی میراث‌فرهنگی و گردشگری کشور درباره راهکارهای مؤثر در حفاظت از بناها و محوطه‌های تاریخی گفت: «حفاظت ابعاد مختلفی دارد؛ از حفاظت قانونی که شامل ثبت، تعیین حریم و بهره‌برداری از ظرفیت‌های قانونی می‌شود تا حفاظت فنی که شامل اقدامات در محل برای رفع آسیب و مقاوم‌سازی است.» او بر اهمیت نقش مردم تأکید کرد و افزود: «فعال‌سازی انجمن‌های میراث فرهنگی و تقویت سرمایه اجتماعی، از مهمترین ابزارها در این حوزه هستند. همچنین، باید از ظرفیت فناوری‌های نوین مانند هوش مصنوعی، تصاویر ماهواره‌ای، سیستم‌های رصد الکترونیکی و اینترنت بهره گرفت تا بتوان در زمان مناسب نسبت به تهدیدها واکنش نشان داد.» بهشتی در پایان تأکید کرد: «مهمترین عامل در حفاظت، آگاهی و سرمایه اجتماعی است. سایر عوامل مهم‌اند، اما نقش اصلی را جامعه آگاه ایفا می‌کند که می‌تواند دستگاه‌ها را تحت‌فشار قرار دهد تا وظایف خود را به‌درستی انجام دهند.»

 

حفاظت، از شعار تا عمل؛ راهی دشوار اما گریزناپذیر

سخنان سه صاحب‌نظر برجسته این حوزه به روشنی نشان می‌دهد حفاظت از میراث فرهنگی نه یک انتخاب، بلکه ضرورتی است فراگیر، مستمر و چندوجهی. میراث، تنها سنگ و گچ و آجر نیست؛ حامل خاطره جمعی و هویت ملی است. برای حفاظت واقعی از آن، باید از سطح شعارهای تبلیغاتی عبور کرد و به میدان عمل پا گذاشت؛ باید قوانین اجرا شوند، بودجه تأمین شود، متخصصان تقویت شوند و مردم با آگاهی در این مسیر شریک شوند. اگر امروز در برابر تخریب‌های سازمان‌یافته و مرمت‌های غیراصولی سکوت کنیم، فردا نه‌تنها اثری برای حفاظت نخواهیم داشت، بلکه مسئول نابودی آنچه به‌ ما به ارث رسیده‌ایم نیز خواهیم بود. حفاظت، اگر اولویت نباشد، میراث را باید در گذشته جست‌وجو کرد، نه در آینده.

به اشتراک بگذارید:





نظر کاربران

نظری برای این پست ثبت نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *