نایب رئیس انجمن حرفه‌ای راهنمایان گردشگری استان تهران در روز جهانی خود از مشکلاتی سخن می‌گوید که هر گردشگری باید بشنود

سفیران فراموش شده فرهنگ

جای خالی راهنمایان گردشگری متخصص به ویژه بعد از مهاجرت و تغییر شغل اجباری آنها در سالهای اخیر، در آینده‌ای نزدیک بیشتر نمایان خواهد شد





سفیران فراموش شده فرهنگ

۱ اسفند ۱۴۰۳، ۱۷:۲۴

امروز روز جهانی راهنمایان گردشگری است. آنها که در سال‌های اخیر تجارب سختی را از سر گذرنده‌اند، از رکود شدید گردشگری و ترک ناخواسته شغل‌شان تا مشکلات اقتصادی و بیکاری. فعالان این بخش از گردشگری امروز برای شانزدهمین سال گردهمایی سالانه خود را در حالی در موز ملی ایران برگزار می‌کنند که این حرفه هنوز با چالش‌های زیادی دست و پنجه نرم می‌کند. این گردهمایی به نوعی یادآور تلاش و ایستادگی راهنمایان گردشگری در بحران‌هایی است که گردشگری ایران از سر گذراند، کسانی که در سخت‌ترین شرایط هم ایستادند، اما امروز بسیاری از آنها به دلیل مشکلات اقتصادی تن به مهاجرت داده یا خانه‌نشین شده‌اند.

راهنمایان گردشگری به عنوان «سفیران فرهنگی» یکی از ارکان حیاتی گردشگری بوده و. نقش مهمی در انتقال فرهنگ، تاریخ و هویت یک سرزمین به گردشگران دارند. گردشگری بدون آنها تجربه‌ای سطحی و بی‌روح است. در ایران، این قشر سالهاست که با چالش‌های فراوانی روبرو است و با وجود دانش و تخصص‌ در حوزه کاری خود، شرایط مطلوبی ندارد. بخشی از این مسئله به وضعیت کلی گردشگری ایران و رکود اجباری آن بر می‌گردد و بخشی به بی‌مهری متولیان این بخش نسبت به صنف راهنمایان گردشگری.

 

شنونده‌ای نیست

«هانیه باقرزاده» نائب رئیس انجمن حرفه‌ای راهنمایان گردشگری استان تهران در گفت‌وگو با «پیام ما» از بی‌توجهی مسئولان وزارت گردشگری نسبت به مسائل این صنف گله دارد و می‌گوید: «ما در نمایشگاه گردشگری نشستی داشتیم که هدف آن آسیب‌شناسی و بررسی چالش‌های راهنمایان گردشگری بود. متاسفانه، حتی یک نفر از مسئولان گردشگری برای شنیدن حرف‌های ما نیامد و تمام حاضران، راهنمایان گردشگری بودند. به نظر من، این بزرگ‌ترین مشکل این حرفه است. تاکید دارم که بگویم «حرفه» و نمی‌گویم «شغل» چون گمان نمی‌کنم مسئولان این کار را به عنوان شغل برای ما تلقی کنند.

 

اگر آن را به عنوان شغل قبول می‌کردند، حمایت بیشتری از ما داشتند» او معتقد است راهنمایان گردشگری در ایران قشری رها شده هستند که کسی به مسائل و مشکلاتشان توجه نمی‌کند، این در حالی است که راهنمایان به نوعی پیشانی گردشگری هستند و بیشترین مواجهه گردشگران با این قشر صورت می‌گیرد و نقش مهمی در گردشگری دارند: «بدون حضور راهنمایان و یا با عملکرد ضعیف آنها، حتی اگر میلیاردها دلار هم صرف بازاریابی شود، تور باکیفیت و اثرگذاری برگزار نمی‌شود. در تمام این سال‌ها، همکاران من در شرایط سخت، نواقص موجود را برای مسافران به گونه‌ای جبران کرده‌اند که مسافری که به ایران سفر کرده، بعد از بازگشت تنها تجربه‌های خوبی که داشته را نقل کرده است. مسافری نداشتیم بگوید که در ایران سرویس بهداشتی بین راهی مناسبی نداشتیم. مسافر یادش نمانده که کیفیت اتوبوس‌ها با استاندارد جهانی مطابقت ندارد و زیرساخت‌های گردشگری نامناسب است. هر کسی که به ایران سفر کرده، گفته ایران بهترین مقصدی بود که سفر کرده و بهترین مردم را داشت. این بهترین مردم چه کسانی هستند؟ توریست مگر چقدر با مردم عادی در خیابان برخورد دارد؟ در بیشترین حالت شاید ۵۰ درصد از زمان تور در ارتباط با مردم کوچه و بازار بوده است. این توریست، راهنما را به عنوان نماینده ایران دیده است و تصویری که دارد را راهنما به او منتقل کرده است» او گله‌مندانه می‌گوید: «متاسفانه یکی از بزرگ‌ترین چالش‌های ما این است که همان افرادی که به واسطه حضور ما به مقام‌های مدیریتی رسیده‌اند، حاضر نیستند حتی در جلسات مربوط به طرح مسائل راهنمایان شرکت کنند. وزیر از شنیدن حرف ما شانه خالی می‌کند و حاضر نیست ببیند و بشنود که راهنمایان چه می‌خواهند. هرچند که راهنمایان چیز زیادی هم نمی‌خواهند»

 

شانزده سال اتحاد

باقرزاده به گردهمایی سالانه‌ای که این صنف به طور مستقل برگزار می‌کند اشاره کرده و می‌گوید: «گردهمایی سالانه راهنمایان گردشگری ۱۶ سال است که برگزار می‌شود، همه می‌دانند که روز جهانی راهنمایان گردشگری در اسفند است. تمام کارها را هم خودمان انجام می‌دهیم. اما آیا واقعاً لازم است که برای این برنامه مسئولان دولتی‌ را دعوت کنیم؟ آیا لازم نیست که آنها بیایند و این روز را به ما تبریک بگویند و حرفهای ما را بشنوند؟» او در خصوص برگزاری رسم سالانه راهنمایان گردشگری می‌گوید: «در ابتدا، جشن‌های سالانه به صورت ملی برگزار می‌شد تا راهنمایان این فرصت را داشته باشند که یک بار در سال در یکی از شهرهای کشور دور هم جمع شوند و این گردهمایی، نشانه اتحاد آنها باشد. در دوران کرونا و پس از آن رکود شدید در حوزه گردشگری، وقفه‌ای ایجاد شد. 

 

تا اینکه جشن سال گذشته به میزبانی تهران برگزار شد که اولین جشن بعد از کرونا بود. اما به دلیل مشکلات اقتصادی راهنمایان و شرایط سختی که همگی درگیر آن هستیم و به هر حال هزینه سفر به هر شهر دیگر هر چقدر هم کم باشد، ممکن است مسئله ساز باشد، تصمیم گرفته شد که جشن‌ها یک سال در سطح ملی و یک سال در سطح استانی برگزار ‌شود. اولین جشن استانی امسال در تهران و صبح روز دوم اسفند برگزار می‌شود.» او معتقد است نکته مثبت این گردهمایی این است که با وجود تمام مشکلات و نگرانی‌هایی که راهنمایان دارند و بسیاری از آنها از جمله راهنمایانی که تجربه بیش از پانزده سال در حوزه تورهای ورودی دارند، ماه‌هاست خانه‌نشین شده‌اند، همچنان تصمیم گرفته‌اند که در این گردهمایی دور هم جمع شوند و این جمع را حتی در شرایط بحرانی و با وجود مسائل مختلف حفظ کنند.

 

و قصه تلخ مهاجرت

در نمایشگاه گردشگری نشستی داشتیم که هدف آن آسیب‌شناسی و بررسی چالش‌های راهنمایان گردشگری بود. متاسفانه، حتی یک نفر از مسئولان گردشگری برای شنیدن حرف‌های ما نیامد. وزیر از شنیدن حرف ما شانه خالی می‌کند و حاضر نیست ببیند و بشنود که راهنمایان چه می‌خواهند. هرچند که راهنمایان چیز زیادی هم نمی‌خواهند

در روزهایی که اتفاقات تلخ یکی پس از دیگری ضربات متعددی به بخش‌های مختلف جامعه و شاید بیش از همه به بخش گردشگری وارد می‌کرد، راهنمایان گردشگری بی‌دفاع‌تر از همیشه شاهد از دست رفتن شغلی بودند که سالها برای آن سرمایه‌گذاری کرده و عمر و جوانی خود را برای کسب تجربه و مهارتهای مربوط به آن صرف کرده بودند. آن روزها در همهمه کرونا و تلخی‌های سال ۹۸ صدایشان به جایی نرسید و جز چند مورد معدود و محدود حمایتی از آنها صورت نگرفت. امروز که همچنان گردشگری کشور دچار رکود است، شاید جای خالی کسانی که در آن روزها برای تامین معیشت به اجبار این حوزه را ترک کردند و بعضی دیگر که تن به مهاجرت از کشور دادند تا بتوانند در شغل مورد علاقه‌شان فعالیت کنند، به چشم نیاید اما اگر روزی سیاهی رخت ببندد و دوباره مسافران راهی ایران شوند خواهیم دانست که چه سرمایه‌ای را از دست داده‌ایم.

 

از باقرزاده در خصوص این خلاء نیروی متخصص در حوزه راهنمایان می‌پرسم و او پاسخ تلخی می‌دهد: «از سال ۹۸ به بعد، به صورت جدی تور برگزار نکردیم و حالا تعداد تورهایی که اجرا می‌شود نسبت به دوران طلایی سال‌های ۹۶ و ۹۷ بسیار کم است. اگر تعداد تورها بیشتر شود، می‌توانیم بفهمیم که چقدر نیروی متخصص و با تجربه را از دست داده‌ایم» او در مورد اینکه زمان زیادی برای مهارت آموزش و کسب تجربه یک راهنما باید صرف شود تا او به عنوان یک فرد متخصص در حوزه کاری خودش موفق عمل کند، می‌گوید: «یک راهنمای گردشگری در دوره‌ای آموزش دیده و بعد از مدتی تجربه کسب کرده، اما در تماس با افراد و گروه‌های مختلف گردشگران است که او تبدیل به جامعه‌شناس و روانشناس شده و ممکن است حتی تعمیرکار و آشپز هم بشود.

 

این فرد با ظرفیت بالا و دارای مهارت‌های مختلف است که در شغل خود می‌تواند به شکلی تاثیرگذار فعالیت کند. اما همین افراد در مقطعی مجبور به تغییر شغل شدند. به ویژه کسانی که متاهل بودند و مشکلات معیشتی مانع از این شد که در این شغل به فعالیت ادامه دهند. عشق به وطن جایگاهی دارد، اما انسان‌ باید برای زنده ماندن نان بخورد. به همین دلیل، بسیاری از همکارانم از این حوزه جدا شدند. حالا این خلا به طور جدی احساس نمی‌شود، جز برای ما که در بدنه اجرایی کار هستیم. اما اگر تورها دوباره شروع شوند، آن وقت است که این خلا به شدت محسوس خواهد بود و برای جبران آن باید سرمایه زیادی هزینه کنیم تا دوباره چنین افرادی را آموزش داده یا جذب کنیم» او به تجربه شخصی‌اش در جریان برگزاری جشن راهنمایان امسال هم اشاره می‌کند: «متاسفانه، بسیاری از راهنمایان گردشگری مهاجرت کرده‌اند و این بسیار دردناک است. ما برای جشن روز جهانی راهنمایان گردشگری می‌خواستیم یک لیست از راهنمایانی که مهاجرت کرده و در ایران نبودند تهیه کنیم تا از آنها بخواهیم ویدئو‌های تبریک تهیه کرده و برای ما بفرستند. چون من مسئول این کار بودم، بسیار دردناک بود که وقتی لیست را می‌نوشتم تازه متوجه می‌شدم چه تعداد از راهنمایان از کشور رفته‌اند.»

 

امروز روز جهانی راهنمایان گردشگری است. همان کسانی که همیشه در پیشانی گروه حرکت می‌کنند، صبورند و آرام و گاهی شوخ طبع، همانها که خوب بلدند بحران‌ها را مدیریت و انسجام گروه را حفظ کنند. آنها که علاوه بر تمام این خصوصیات ظاهری، در خفا با مشکلات و چالش‌های متعددی مواجه اند و شاید هرگز اعضای گروهشان از این مشکلات با خبر نشوند. امروز روزی است که می‌توان به آنها گوش داد و حرفهایشان را شنید. شاید حرفهایشان به اندازه روایتهایی که در سفرها نقل می‌کنند شیرین نباشد. شاید تلخی گزنده‌ای داشته باشد و از هجرت و دوری و فاصله و تنهایی بگوید، اما باید این حرفها را هم شنید. 

به اشتراک بگذارید:





نظر کاربران

نظری برای این پست ثبت نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

مطالب مرتبط

«بانک زمان» در ایران راه‌اندازی می‌شود؛ سازوکار تبادل رایگان خدمات بدون پول

«بانک زمان» در ایران راه‌اندازی می‌شود؛ سازوکار تبادل رایگان خدمات بدون پول

برنج گـــــــران می‌شـــــود؟

گزارش «پیام ما» از وضعیت بازار برنج در گفت‌وگو با سفیر ایران در فائو و منابع آگاه

برنج گـــــــران می‌شـــــود؟

همه متفاوت؛ همه خویشاونـــد

«عیسی امیدوار»، بازمانده تیم دونفره «برادران امیدوار» در سفر به دور دنیا در بیمارستان بستری شد

همه متفاوت؛ همه خویشاونـــد

سپیدپوشان ناراضــی

وقتی تعرفه‌گذاری پرستاری به بی‌عدالتی دامن می‌زند

سپیدپوشان ناراضــی

حمایت‌های وعده داده‌شده به کجا رسید؟

حال ناخوش کسب‌وکارهای گردشگری اصفهان؛

حمایت‌های وعده داده‌شده به کجا رسید؟

شیراز، مکث تقویم در شهــــــر راز

شیراز، مکث تقویم در شهــــــر راز

جهانی‌شدن بی‌اثر روستاهای ایران

چرا ثبت روستاهای ایران در فهرست روستاهای برتر گردشگری جهان منجر به توسعه محلی نشده است؟

جهانی‌شدن بی‌اثر روستاهای ایران

 میراث گردشگری قلعه‌بالا به‌زودی ثبت جهانی می‌شود

 میراث گردشگری قلعه‌بالا به‌زودی ثبت جهانی می‌شود

«ریسباف»؛ دو سال وعده و تمدید

میراث صنعتی اصفهان در انتظار تصمیم نهایی

«ریسباف»؛ دو سال وعده و تمدید

مردم آفلاین ایران

در سومین ماه قطعی اینترنت، تجربه دشوار عموم شهروندان همچنان نادیده گرفته می‌شود

مردم آفلاین ایران