زیرساختها، توسعه و امنیت گردشگری در سیستان و بلوچستان در گفتوگو با جواد مرعشی، باستانشناس و راهنمای گردشگری
در دل خاکهای سیستان و بلوچستان جواهری پنهان است
سیستان و بلوچستان به عنوان یکی از امنترین استانهای کشور نیازمند همکاری میان دولت و بخش خصوصی برای شکوفایی است
۲۵ بهمن ۱۴۰۳، ۹:۱۱
استان سیستان و بلوچستان با پتانسیلهای بینظیر گردشگری طبیعی و فرهنگی، فرصتی مهم برای توسعه اقتصادی و اجتماعی دارد. با وجود پیشینه تاریخی غنی و جاذبههای منحصر به فرد، این منطقه هنوز به طور کامل شناخته نشده و تحتتأثیر تصورات نادرست و کمبود زیرساختها قرار دارد. جواد مرعشی، باستانشناس و راهنمای گردشگری در گفتگو با “پیام ما”، بر اهمیت رفع ناامنیها و تبعیضهای قومیتی از سوی دولت جدید تأکید میکند و میگوید که برای تحقق این هدف، نیازمند استراتژیهای جامع و همافزایی میان بخشهای مختلف هستیم. او امیدوار است با برنامهریزی دقیق و همکاری بینالمللی، سیستان و بلوچستان به قطب اقتصادی کشور تبدیل شود و چالشهای موجود را از طریق توسعه پایدار گردشگری برطرف کند.
سیستان و بلوچستان یک منطقه بسیار وسیع با پتانسیل بالای گردشگری هم از نظر طبیعی و هم فرهنگی است. اما بحث رایج نبود امکانات در استان و همچنین تصورات نادرستی که وجود دارد، میتواند در دیدگاه گردشگر برای حضور به منطقه تأثیرگذار باشد. چطور میشود این دیدگاه را در عموم مردم تغییر داد؟
قبل از اینکه به طور خاص به سیستان و بلوچستان بپردازم، باید بگویم یکی از مشکلات ما روش توسعه گردشگری است که در همه جای ایران اتفاق افتاده و با اصرار خیلی زیاد میخواهیم همان روش غلط توسعه گردشگری را که در واقع به آن، توسعه هم نمیشود گفت، برای گردشگری در استان سیستان و بلوچستان هم انجام دهیم. این پیشزمینه بسیاری از موانع است، برای اینکه در استان ما باتوجهبه بعد مسافتی که حتی با شهرهای همسایه خودش دارد و وسعتی که در درون خود استان وجود دارد این دوری از مرکز کشور و خصوصاً پایتخت، خودش یکی از بزرگترین موانع توسعه است. همان دیدگاه سنتی رشد گردشگری، به طور خاص در مورد استان سیستان و بلوچستان، تا حدودی به حق و تا حدود زیادی بهناحق وجود دارد. اتفاقاً بخش بزرگی از این ناامنیها و تصوراتی که از بیرون نسبت به استان وجود دارد بهخاطر عدم ارتباطی است که میان سایر نقاط ایران با سیستان و بلوچستان وجود دارد. انگار که سیستان و بلوچستان منطقهای است که غیر از ایران بهحساب میآید و هم از نظر هویتی و هم از نظر جغرافیایی بهگونهای است که انگار یک قطعه جدا ماندهای از ایران است و این خودش باعث میشود که در این منطقه بعضی از ناامنیهایی که دلخواه هیچکس نیست به وجود آید. البته نمیخواهم بگویم که همه ناامنیهای که وجود داشته در گذشته زاییده این موضوع است. اما بههرحال بخشی نتیجه همین نگاهی است که همیشه وجود دارد. یعنی انگار که سیستان و بلوچستان نقطهای است که ما باید برای رفتن به آنجا یک برنامهریزی خاصی کنیم که این برنامهریزی را به طور مثال راجع به سفر به یزد یا اصفهان نمیکنیم. درحالیکه این مردم هم شهروندان ایران هستند. اینجا هم بخشی از خاک ایران است و با همان قواعد و قوانینی که در دیگر مناطق ایران وجود دارد. اینجا هم مردم دارند زندگی میکنند و عموماً هم مشکلی در خصوص امنیت ندارند.
سیستان و بلوچستان یکی از امنترین استانهای کشور است. یعنی اگر آمار نزاعهای دسته جمعی، جرم و جنایت، سرقت، قتل و سایر اینها که ملاکهای امنیت است را در سیستانوبلوچستان با استانهای دیگر مقایسه کنیم، این استان جزو چند استان امن کشور است
سیستان و بلوچستان یکی از امنترین استانهای کشور است. یعنی اگر آمار نزاعهای دستهجمعی، جرم و جنایت، سرقت، قتل و سایر اینها که ملاکهای امنیت است را در سیستان و بلوچستان با استانهای دیگر مقایسه کنیم، سیستان بلوچستان جزو چند استان امن کشور است. نوع ناامنی اینجا که زاییده نزدیکی ما به مرز است نوع متفاوتی است که این زاییده مرز است، نه مردم.
باتوجهبه همسایگانی که ما در این منطقه داریم، بخشی از این ناامنیها از خارج از مرز، به مردم منطقه تحمیل میشود. باوجود این، مردم اینجا بسیار تمایل دارند که در یک فضای آرام و امن زندگی کنند و حتی از میهمانان خودشان هم پذیرایی کنند. اما بههرحال این دیدگاه وجود دارد. یعنی ما واقعیتها را باید بپذیریم که برای اینکه یک فرد را قانع بکنیم که از تهران یا یک شهر دیگری به سیستان و بلوچستان بیاید، باید این تصور را اصلاح کنیم، با رشد و توسعه گردشگری، نه بهصورت سنتی و تجاریسازی گردشگری که امروزه در ایران رواج دارد. این دیدگاه ارائهدهنده کالا و خدمات و مصرفکننده بودن کالا و خدمات، تهدیدکننده منابع است. یعنی ما الان صرفاً بهخاطر اینکه یک آژانس با یک اقامتگاه یا هتل در منطقهای از سیستان و بلوچستان قرارداد دارد یا برایش مناسب است، هر هفته ممکن است دو اتوبوس گردشگر بفرستد، اما باید این مسائل را هم بررسی کرد که آیا در کنار اینکه اقامتگاه مناسبی وجود دارد، حملونقل مناسبی هم وجود دارد؟ آیا آثار تاریخی، فرهنگی که در منطقه وجود دارد بهاندازه کافی حفاظت میشود؟ آیا گردشگران که میتوانند از سایر المانهای گردشگری مثل غذا، خرید صنایعدستی، خدمات پزشکی، گردشگریهای مختلف که وجود دارد هم بهره ببرد؟ یا نه صرفاً ما میخواهیم تعداد قدمهایی که در استان گذاشته میشود را بشماریم. یک آماری بسازیم و بگوییم که ما در سال این تعداد گردشگر را میزبانی کردیم. ما باید بررسی کنیم، این تعداد گردشگری که به منطقه وارد شدند چه اثراتی بر اقتصاد و فرهنگ آن میگذارند. این متأسفانه برخلاف آن چیزی است که الان دارد اتفاق میافتد که همه فقط به دنبال این هستند که هر جوری شده گردشگران را به این منطقه بیاوریم. من معتقدم که اتفاقاً باید تعداد گردشگر را کنترل کرد و بهموازات توسعه سایر بخشها گردشگر را هم وارد منطقه کرد. بهعنوانمثال در یک منطقه در سیستان جادهای که کشیده شد برای یکی از آثار باستانی که در منطقه خدمات زیرساختی وجود نداشت. اما مقدار زیادی سرمایهگذاری شد برای اینکه جاده کشیده شود. درحالیکه حتی یگان حفاظت هم مستقر نبود. این باعث شد که ما در فاصله کوتاهی حدوداً چند ماه بعد از کشیدن این جاده تعداد حفاریهای غیرمجاز در منطقه در اطراف قلعه رستم افزایش یافت. به دلیل تعداد موارد تخریبی که روی آثار آن منطقه اتفاق افتاده بود. منظر فرهنگی منطقه کلاً تغییر کرد و از بین رفت. این یعنی اینکه ما صرفاً میخواهیم که گردشگر را ببریم تا پای اثر و منطقه را به نمایش بگذاریم و در این خلال این، یکسری ارائهدهنده خدمات یا کالاها هستند که به گردشگر به چشم یک صندوق پول نگاه میکنند و بهجای ایجاد ثروت، گردش پول ایجاد میکنند. گردش پولی که ممکن است مستقیماً هم در تأسیسات گردشگری به چرخش نیفتد. این دیدگاهی هستش که تجاریسازی گردشگری در مناطق مختلف بهخصوص در سیستان و بلوچستان اگر با همان دیدگاه سنتی ادامه پیدا کند، گردشگری پایدار نخواهد بود. یعنی بعد از چند سال همان آلایندگیهای بصری و تخریبهایی که چه در آثار طبیعی چه در آثار فرهنگی در سایر نقاط کشور میبینید، مثل جنگلهای شمال یا در سواحل شمال و جنوب کشور، بعد از مدتی در سیستان بلوچستان هم ببینیم.
نکته دیگر توجه به مسئله آمایش سرزمین است. آیا حضور گردشگر بر اساس توانمندیهای یک منطقه است؟ من حتی این تفکیک بین گردشگری طبیعی و گردشگری فرهنگی را هم منسوخ شده میبینم، به دلیل که اینقدر فرهنگ و آیینهای منطقه و آثار باستانی منطقه در پیوند با آثار طبیعی هستند که نمیتوان آنها را جدا از هم تعریف کرد. امروزه ازبینرفتن تالاب هامون سبب شده که بسیاری از صنایعدستی مثل سبد سازی و قایقسازی، از بین برود. بخشی از آیینها و فولکلور مردم که در حاشیه نهرها و دریاچه شکل میگرفته، از بین رفته است. خشکشدن آب باعث شده که آن رطوبتی که در منطقه وجود داشته کاهش پیدا کند و تخریبی که روی آثار و بناهای ما گذاشته بیشتر شود؛ بنابراین آنقدر این دو با هم در پیوند هستند که من تفکیکی بین این دو نمیبینم. اگر رد پای گردشگر در منطقه بتواند بهجای تخریب آنجا را دچار توسعه کند، این امر میتواند کمکم تغییراتی ایجاد کند. یعنی روش جدیدی از توسعه گردشگری را متوازن با بقیه بخشها در بر بگیرد و این اتفاقاتی که امروزه شاهدیم رخ نداده. مثلاً شما میروید از یک اثر تاریخی، فرهنگی در سطح کیفیت فرض کنید ۱۰۰ بهرهمند میشوید، ولی از حملونقل یا از اقامت در سطح بسیار پایینتری بهره میبرید. یک بحث دیگر هم وجود دارد که من اکثراً میبینم که گردشگرها با یک احساس تلفیقی از احساس ترحم، ناامنی و علاقه به منطقه میآیند.
یعنی خانم گردشگری که به منطقه ما میآید با یک خانم بلوچ که مواجه میشود، حس ترحم دارد، درحالیکه ممکن است که قیمت آن لباس سوزندوزی که بر تن آن خانم بلوچ است، اصلاً برای آن گردشگر قابلتصور نباشد. از طرف جامعه محلی هم همینطور، یعنی شاید جوامع محلی گردشگرها را بهعنوان یک افرادی که پا به حریم ما گذاشتند و هیچ انتفاعی برای آنها ندارند، میبینند. چون صرفاً دارند از یک سری افراد، از یک سری واحدهای خدماتی، خدمات و کالا دریافت میکنند که لزوماً با سایر افراد جامعه با سایر واحدهای اجتماعی در پیوند نیستند و چون این پیوند وجود ندارد آنها حس خوشایندی از حضور گردشگران ندارند و شاید حتی مزاحمت هم به وجود بیاید. این تفاوت دیدگاه خیلی آزاردهنده است. من به توازن در رشد و توسعه در همه جوانب گردشگری و زنجیره خدمات گردشگری معتقد هستم و فکر میکنم تا زمانی که این اتفاق نیفتاده نباید خیلی هم دعوت کرد که گردشگری در منطقه اتفاق بیفتد. چون آثار مخربش بیشتر از آثار مثبتش است.
بیشتر مناطق گردشگری سیستان و بلوچستان در نقاطی قرار دارند که از استانهای دیگر فاصله زیادی دارند و یا به مرز نزدیک هستند. آیا ما در آن مناطق میتوانیم امنیت را در استان تأمین کنیم برای گردشگران یا نه؟
بله بهراحتی، در حال حاضر گردشگران به منطقه میآیند و هیچ مشکلی پیش نمیآید. بیشترین مشکل ما نبود زیرساخت در منطقه است.
مثلاً الان در سیستان و بلوچستان چیزی که بهشدت احساس میشود، مجتمعهای خدمات گردشگری بینراهی است. این مجتمعها خیلی کم توسعه پیدا کردند. خود اینها میتواند ایستگاههایی باشد برای اینکه پلیس در آنجا مستقر شود، اورژانس، رستوران، سرویس بهداشتی، فروشگاه و خرید سوغات. جایی وجود داشته باشد که گردشگران از فواصل دور میآیند میتوانند هر چند وقتی، یک استراحتی بکنند. یک آسایشی پیدا بکنند و سفرشان را ادامه دهند. این مجتمعها میتوانند ارائهدهنده بسیاری از خدمات گردشگری باشند و عامل ایجاد کسبوکار و درآمد برای مردم بومی باشند. با سرمایهگذاری کم میشود درآمدهای بسیار زیادی ایجاد کرد. اشتغال بسیار زیادی ایجاد کرد. به این واسطه، خدمات خودرویی مثل پمپبنزین در کنار سایر خدمات شکل میگیرند.من فکر میکنم در یک منطقه مثل بلوچستان بهخودیخود بخش خصوصی ابتدابهساکن نمیآید، سرمایهگذاری کند. افراد باید این احساس را پیدا کنند که دولت در آنجا برنامه توسعه گردشگری را محور فعالیتهای خودش میداند. از نظر اقتصادی خودش را تضمین شده بداند. اگر دولت از این سرمایهگذاریها، حمایت کند، با اعطای زمین، تسهیلات و ایجاد امنیت.
در یک منطقه مثل بلوچستان بهخودیخود بخش خصوصی ابتدابهساکن نمیآید، سرمایهگذاری کند. افراد باید این احساس را پیدا کنند که دولت در آنجا برنامه توسعه گردشگری را محور فعالیتهای خودش میداند. از نظر اقتصادی خودش را تضمین شده بداند. اگر دولت از سرمایهگذاریها با اعطای زمین، تسهیلات و ایجاد امنیت، حمایت کند، سرمایهگذار هم ترغیب میشود
تا دولت این زمینه را ایجاد نکند، این اتفاقات نمیافتد. حالا باید بگوییم درست است که در بسیاری موارد، هرچه مداخله دولت کمتر باشد، بهتر است، اما در منطقهای مثل منطقه ما که این مشکلات وجود دارد ورود دولت در پروژهها ضروری است. بازم تأکید میکنم؛ چه واقعی چه فقط بهصورت تصورات غلط وجود داشته باشد، دولت باید ابتدا از نظر زیرساختی و حمایتی امنیت سرمایهگذاری را در منطقه تضمین کند. با امکاناتی که دارد، تسهیلات بدهد و بعد بخش خصوصی بیاید و وارد فعالیتها شود. باید زیرساخت ایجاد کرد، هیچ گردشگری این بعد مسافت را به جان نمیخرد بیاید اینجا، تا بعد زیرساختی ایجاد بشود. هیچکسی چنین کاری نمیکند. باید شرایط برای حضور گردشگر محیا باشد. ما باید، مشوقهایی داشته باشیم که این زیرساختها ایجاد شود. تا گردشگر وقتی به استان ما میآید، این تصورات که در خلأ حضور گردشگر، ایجاد شده را پاک کند.
بهطورکلی، وضعیت زیرساختها در استان، از نظر حملونقل ریلی و جادهای، هتلها، اقامتگاههای بومگردی و مجتمع خدماتی بینراهی یا امکانات پزشکی چگونه ارزیابی میکنید؟
مشخصاً در حال حاضر، وضعیت ضعیف است. یکبخشی از این ضعف، بهخاطر توسعه گریز بودن منطقه است و این هم دلیل دارد. یعنی فرض کنید، حملونقل ما به دلیل درآمدهای جانبی که دارد از جمله بهخاطر نزدیکی مرز بهخاطر مسائل سوخت و اینها هیچ انگیزهای برای اینکه به گردشگر خدمات بدهد وجود ندارد. آنها منابع درآمدی دارند از محل فروش سوخت یا در واقع حملونقل غیر مسافری و هیچکس برایش، مقرونبهصرفه نیست که اتوبوس را مدت ده روز در اختیار یک تور قرار بدهد. حالا یا باید بسیار گران این خدمات را گردشگر دریافت کند که فاصله درآمدی خدماتدهنده رو پر کند، یا با کمبود ناوگان مواجه میشویم که الان در حال حاضر، اکثر تورهایی که به منطقه میآیند، برای کرایهکردن یک اتوبوس بسیار مشکل دارند. اکثرا تورها، اتوبوس را مستقیماً از خود تهران یا مبدأ دیگر که میآیند، کرایه میکنند که باز متحمل هزینههای سنگینتری میشوند. از نظر ریلی که خطآهن جنوب چابهار به میلک، طراحی شده، یک بخشهایش هم اجرا شده اما تکمیل نشده است. شاید در ۱۰ سال یا ۱۵ سال آینده تکمیل گردد. البته بیشتر هم این خط ریلی خط ریلی ترابری است، نه مسافری.اگرچه مسافر هم جابهجا خواهد کرد. اما انگیزه اصلی بیشتر برای وصل کردن دریا به سایر نقاط کشور است. در سایر بخشهای دیگر نیز همینطور است. در مورد تعداد اقامتگاهها، آمار غلطی که داده میشود، تعداد گردشگران، تعداد موافقت اصولی که صادر شده برای بومگردیها یا مجتمع خدمات رفاهی خیلی زیاد است. اما اینکه چند درصد اینها خدمات میدهند و چند درصد اینها خدمات مطلوب گردشگری ارائه میدهند. محل سؤال است و سؤالی که جوابش مشخص است. یعنی الان یک سری بهصورت صوری دارند خدمات میدهند. یعنی مثلاً من تسهیلات گرفتم که اقامتگاه تأسیس کنم، این کار را نکردم، یا دایر نیست. یعنی این مسائل مطالعه نشده است. صرفاً بهخاطر اینکه من در روستای محل زندگیام یک خانه سنتی داشتم، رفتم از این تسهیلات استفاده کردم. خانه را هم تغییراتی دادم؛ ولی اصلاً بعضی از این خانههای بومگردی در مسیر رفتوآمد گردشگر نیستند. یعنی وام و مجوز در شهرستانهایی داده شده که در مسیرهای تعیین شده عمده گردشگری ما نیست یا قابلیت رقابت ندارد. یعنی صرف اینکه دیوار خانه کاهگلی باشد، این را بهعنوان بومگردی ثبت کردند. ولی خدماتی که ارائه میشود در سطحی است که هیچ گردشگری حاضر نیست که هزینه را پرداخت کند و برود در آنجا اقامت کند. بهطورکلی اقامت در جنوب استان بهتر است در چابهار بومگردیها بهتر توانستند فعالیت کنند. بهخاطر اینکه درآمد بیشتری هم دارند، تعداد مسافر به منطقه آزاد چابهار بیشتر است.
سیاستهای دولت جدید آیا تأثیر مثبتی بر گردشگری استان گذاشته است؟
بهطورکلی دیدگاهی که وجود دارد برای اینکه فرصتهای شغلی یا مسئولیتها در استانها به افرادی که متعلق به یک قومیت هستند یا متعلق به اقلیت مذهبی هستند، داده شود، فینفسه میتواند، مثبت باشد، از نظر روحی و احساسی فضایی که در جامعه به وجود میآورد خیلی مؤثر است. اما تأثیرات را باید در بلندمدت نگاه کرد. ولی به طور خلاصه بخواهم بگویم این اقدامات از نظر افزایش امنیت در منطقه خیلی مؤثر بوده است. ولی، بههرحال عملکردها باید سنجیده شود و بر آن اساس قضاوت کرد.

بحثی وجود دارد که پایتخت سیاسی اداری کشور را به منطقه مکران منتقل کنند. آیا از نظر شما باتوجهبه امکانات، زیرساختهای منطقه، آبوهوا، این امر امکانپذیر است؟ آیا این امکان وجود دارد که به واسطه این تصمیم، مهاجرت معکوس در این منطقه اتفاق بیفتد؟
گزینههای زیادی برای توسعه اقتصادی این منطقه وجود دارد. برای اینکه این منطقه به قطب اقتصادی ایران تبدیل شود، همه جور ظرفیت و پتانسیل وجود دارد. مثلاً متصل بودن به دریاهای آزاد، برای تجارت و ارتباطات، پتروشیمی و شیلات در حال شکلگیری است. موقعیت منطقه میتواند کمک کند به توسعه کشتیرانی و گمرکاتی که دارد شکل میگیرد. این حجم از سرمایهگذاری میتواند منطقه را در بلندمدت به قطب اقتصادی ایران تبدیل کند. اما اینکه آیا میتواند پایتخت سیاسی ایران باشد یا نه؟ فکر میکنم که نیاز به مطالعات بیشتر و ملاحظات امنیتی یا ملاحظات سیاسی و اجتماعی بیشتر است. بههرحال پایتخت انتظار میرود که به همه نقاط کشور دسترسی مناسب داشته باشد و منطقهای که پایتخت سیاسی، اداری کشور میخواهد باشد باید خیلی مورد بررسی قرار گیرد.
شما بهعنوان کسی که هم در حیطه باستانشناسی فعالیت میکنید در استان و هم بهعنوان کسی که راهنمایی گردشگری است، میتوانید جاذبههای دیدنی استان را معرفی کنید استان سیستان و بلوچستان به لحاظ فرهنگی، تاریخی، طبیعی مثل بسیاری نقاط دیگر در کشور جاذبههای بسیاری دارد ولی شاید یکی از استثناهایی که در سیستان و بلوچستان وجود دارد که کمتر در استانهای دیگر دیده میشود این است که ما از نظر تاریخی از دوره سنگ اینجا پیشینه و آثار داریم تا دوران اسلامی. آثار متعددی وجود دارد که واقعاً یک ظرفیت بسیار بالایی است. بهعنوانمثال میتوانم بگویم فقط شهرستان هامون، در منطقه سیستان، اگر عددش رو اشتباه نکنم حدود ۷۴۰ اثر باستانی دارد، تپهای باستانی یا اثر باستانی. فکر میکنم این یک رکورد در کشور باشد. اگر بقیه نقاط را هم به این آمار اضافه کنیم، ۶۷۰۰، محوطه باستانی فقط در منطقه سیستان تا جنوب وجود دارد. در منطقه بلوچستان هم به همین ترتیب که البته منطقه بلوچستان از نظر آثار باستانی کمتر شناخته شده و خیلی بکرتر است و جای کار بسیار زیادی دارد. مثلاً در منطقه لادیس ما ابزارهای سنگی را پیدا کردیم مربوط به دوره پارینهسنگی. آثار تاریخی فرهنگی منطقه از سیستان تا حاشیه دریای عمان امتداد دارند. از دوره اشکانی بهخصوص آثار خیلی مهمی را داریم تا دوره اسلامی.
در منطقه سیستان در نوروز آیینهای بسیار زیادی وجود دارد. هم در زمینه خوراک و هم در زمینه سنتهایی که اجرا میشود همینطور در منطقه بلوچستان هم به همین ترتیب. ما ظرفیت بزرگی مثل شاهنامهخوانی را در منطقه داریم. بر اساس متن شاهنامه زادگاه رستم در سیستان است و مردم علاقه زیادی به آن دارند، بااینحال در مقیاس بزرگ شما این رویداد را نمیبینید
از نظر طبیعی هم همینطور است، یعنی از شمال تا جنوب. همه جور اقلیمی را که شاید در خود گستره یک کشور وجود دارد و شاید در برخی کشورهای دیگر دیده نشود، در استان میتوانید ببینید. وسعت استان خودش بهاندازه بعضی از کشورهای همسایه است. در استان در یکزمان، میتوانید، بارش برف را ببینید و همان موقع سوار ماشین شوید و چند ساعت بعد، با لباس تابستانی در کنار سواحل میتوانید قدم بزنید.
بهاضافه گونههای طبیعی جانوری و گیاهی. بهعنوان نمونه میتوان از تمساح پوزهکوتاه، خرس بلوچی و پلنگی که در منطقه است و همینطور گونههای جانوری آبزی که منطقه هستند، اشاره کرد. دریاچه هامون و رودخانه هیرمند اگر احیا بشوند فرصت بزرگی برای پرندهنگری ایجاد میشود. یا هر چهارفصل، شما در سیستان بلوچستان میتوانید بهصورت همزمان داشته باشید. میوههای گرمسیری که در جنوب استان اخیراً توجه زیادی به آن شده و گلخانههای بسیار بزرگی ساخته شده است. در مزرعههای وسیع در استان هم در منطقه سیستان، ما یکی از زودرسترین گونههای انگور و هندوانه را برداشت میکنیم. حتی در همین سالهای خشکسالی هم همچنان، بعضی از باغات حفظ شده و همچنان برداشت میکنند که خود اینها میتواند بهصورت رویدادهایی مثل انگورچینی یا رویدادهای در ارتباط با آیینهای درو و در فصول مختلف و مقصد گردشگری قرار بگیرد. مثل چیزی که در گلابگیری است.
ما چه رویدادهای محلی را میتوانیم در استان برگزار کنیم و بهعنوان میراثفرهنگی ناملموس منطقه معرفی کنیم؟
این بحث خیلی گسترده است از بازیهای بومی که انجام میشود تا بعضی از آیینهایی که در فصول مختلف سال انجام میشود. بخصوص مثلاً در منطقه سیستان در نوروز آیینهای بسیار زیادی وجود دارد. هم در زمینه خوراک و هم در زمینه سنتهایی که اجرا میشود همینطور در منطقه بلوچستان هم به همین ترتیب.
ما ظرفیت بزرگی مثل شاهنامه و شاهنامهخوانی را در منطقه داریم. بر اساس متن شاهنامه زادگاه رستم در سیستان است و مردم علاقه زیادی به آن دارند، بااینحال در مقیاس بزرگ شما این رویداد را نمیبینید. بهصورت محفلهای خصوصی و کوچک برگزار میشود و بهعنوان یک پتانسیل وجود دارد.
اگه قرار باشد در سیستان بلوچستان یک رویداد بزرگ به عنوان یک رویداد جهانی فرهنگی برگزار شود، به نظر شما استان را ما چطوری می توانیم معرفی کنیم؟ چه روی چه المانی می توانیم تاکید کنیم؟
من فکر میکنم ویژگی که می توان به آن اشاره کرد، تنوع اقوام و مذاهب در منطقه در طول تاریخ است. در پیشینه فرهنگی منطقه، یعنی همه آثار تاریخی ما بیانگر این است که بسیاری از مذاهب و اقوام در این منطقه آزادی عمل و تحرک داشتند. میتوانستند اینجا را به عنوان یک مرکزی برای آیین های خودش در نظر بگیرند و حتی امروزه هم تا حدودی این امر ادامه دارد.
گردشگری میتواند، نقطه قوت منطقه برای توسعه باشد. یعنی در نبود صنایع بزرگ و اقتصادی کشاورزی گسترده، اقتصادی گردشگری میتواند بخش بزرگی از نیازهای منطقه را برطرف کند. توسعه گردشگری و استفاده از ظرفیتهای منطقه، برای جذب گردش داخلی و خارجی، میتواند موتور محرکه توسعه پایدار منطقه باشد
در زاهدان ما همه ادیان و مذاهب را داریم که در کنار هم زندگی می کنند. هم مساجد اهل سنت را داریم و هم مساجد تشیع را، معبد هندوها را داریم. همه مذاهب اینجا دارند زندگی میکنند و اتفاقاً برخلاف آن چیزی هم که شاید تبلیغ می شود، خیلی همزیستی خوبی هم دارند. ضمن اینکه مهاجر پذیری منطقه در طول تاریخ باعث شده که اینجا ما از همه اقوام و ملت های دیگر هم افرادی را داشته باشیم.
من فکر میکنم این امر می تواند موضوع مهمی باشد برای اینکه یک رویداد را در ارتباط با اقوام مختلف سیستان و بلوچستان، به عنوان مرکزی برای همزیستی و هم صدایی همه اقوام و قومیتهای ایرانی معرفی کنیم.

شبکههای اجتماعی در سالهای اخیر باعث هم شکل شدن فرهنگها در برخی نقاط شده. حضور گردشگران هم تأثیرات فرهنگی بر مردم بومی دارد. آیا در سیستان و بلوچستان همینطور است یا اینکه مردم نسبت به فرهنگ بومیشان، تعصب و علاقه دارند و حفظ شده است؟
من فکر میکنم؛ چون شهرنشینی در سیستان و بلوچستان پدیده خیلی جدیدی است، شهرهای ما بهشدت تشنه توسعه هستند؛ اما روستاهای ما بر خلاف شهرها بهشدت سنتی هستند و بر سنتهایشان بهشدت حساساند و آنها را حفظ میکنند. همانطور که میبینیم، لباس محلی برای مردم بسیار اهمیت دارد، همینطور زبان و گویش. همان قدر که شهرهای استان تشنه توسعه هستند و گرایش دارند مدرن شوند، در نقطه مقابل آنها، روستاهایی هستند که بهشدت توانستند، سنتها را حفظ کنند. به نظر من اگر قرار است تحولی هم در جهت مثبت، انجام شود، در خود این جوامع باید اتفاق بیفتد. از بیرون از جامعه نمیتوان چیزی را به آنها تزریق کنیم.
به نظر شما چه نقشی میتوان برای رسانهها در جهت توسعه استان در نظر گرفت؟
ما باید پیوندهای اجتماعی، اقتصادی، این منطقه را سایر مناطق کشور قویتر کنیم. از نظر هویتی، باید سعی شود که سیستان و بلوچستان را به جامعه ایرانی نزدیکتر کنیم. نه به این معنی که در حال حاضر دور است، اصلاً سیستان و بلوچستان جایگاهی دارد که از فرهنگ ایرانی قابلتفکیک و جداسازی نیست، اما احساسی وجود دارد که انگار خیلی با مناطق دیگر ایران در ارتباط نیستند این را هم از لحاظ معنوی و هم از لحاظ فیزیکی باید از بین برد و رسانه میتواند خیلی مؤثر باشد.
گروههای اجتماعی فعال در میان قشر جوان و تحصیلکرده در استان وجود دارد که بتوانند این ارتباط با رسانه را برای پیشبرد کارکردهایی که گفتیم ایجاد کنند؟
نمیدانم و فکر هم نمیکنم که خیلی به این شکل وجود داشته باشد. ولی گروههایی از خود مردم وجود دارند که کارهای فرهنگی انجام میدهند. گروههای موسیقی که در بلوچستان هستند از اکثر اشعاری استفاده میکنند که از شعرای فارسیزبان است و همینطور شعرهایی که در ارتباط باهویت ملی است. اما اینها، نتوانستند آنطور که لازم است ارتباط بگیرند با سایر نقاط کشور یا رسانه و در شبکههای اجتماعی. ما نتوانستیم افرادی را که بهعنوان چهرههای ماندگار و یا چهرههای برگزیده و تحسین شده منطقه هستند را به جامعه معرفی کنیم. مثلاً فردی مانند استاد اسپندار را همه میشناسند، اما در کنار اینها هنرمندانی داریم که در سطح ملی قابل معرفی هستند، مثلاً در کمانچه نوازی و یا سازهای محلی مثل بنجو. ولی فکر نمیکنم که به شکل شایستهای توانسته باشیم با کمک رسانه آنها را معرفی کنیم. ارتباط ما با رسانه ضعیف است. یک مقدار هم درونگرایی مردم منطقه در این امر مؤثر است و خیلی دیر میتوانند ارتباط بگیرند و حالا که صحبتش هم پیش آمد، شاید علتش همان دور بودن از مرکز و کم ارتباط داشتن با سایر شهرها باشد.
اگر همکاری بینالمللی بخواهد برای توسعه زیرساختها و ارتقای گردشگری و در واقع جذب سرمایهگذار اتفاق بیفتد، پیشنهاد شما برای این فعالیت چیست؟
البته در منطقه چابهار برای توسعه منطقه این همکاری بینالمللی شکل گرفته؛ اما این مربوط میشود به قراردادهایی که بین دولتها بسته میشود.
اما اگر بخش خصوصی بیاید و فعال بشود. به نظر من با توجه خشکسالیهایی که اتفاق افتاده بخش کشاورزی در منطقه بخشی نیست که اقتصاد منطقه را بتواند، بچرخاند. در حد خودبسندگی است و میتواند محصولاتی بهصورت محصولات بومی داشته باشد.
در بخش صنعت هم به همین ترتیب، چون در منطقه صنایع مادر شکل نگرفتند و شاید هنوز زیرساختش هم فراهم نیست، هنوز خیلی از شهرهای ما گاز ندارند و شاید بهزودی هم شکل نگیرد. با این تفاسیر، پیشنهاد من سرمایهگذاری در توسعه گردشگری است. گردشگری میتواند، نقطه قوت منطقه برای توسعه باشد. یعنی در نبود صنایع بزرگ و اقتصادی کشاورزی گسترده، اقتصادی گردشگری میتواند بخش بزرگی از نیازهای منطقه را برطرف کند. توسعه گردشگری و استفاده از ظرفیتهای منطقه، برای جذب گردش داخلی و خارجی، میتواند موتور محرکه توسعه پایدار منطقه باشد.
من فکر میکنم که این سرمایهگذاری و همکاری بینالمللی و حتی در درون خود بخشهای مختلف کشور روی گردشگری منطقه متمرکز شود خیلی میتواند بقیه محرومیتهای استان را پوشش بدهد. باتوجهبه اینکه همانطور که گفته شد پتانسیل بالایی در استان وجود دارد. انواع اقلیمها، گردشگری فرهنگی، گردشگری طبیعی. جاذبهها وجود دارد و گردشگری میتواند خیلی خوب نبود صنایع بزرگ را در اینجا پر کند.
ما این را میدانیم که قسمتهای زیادی از استان از نظر اقتصادی کمتر توسعه یافته است. یک نگاهی وجود دارد که بیایم مدرسه بسازیم، دمپایی بین بچهها توزیع میکنند و… بههرحال این فعالیتها را هم از دلسوزی انجام میدهند؛ ولی آیا ما به بحث توانمندسازی مردم توجه میکنیم؟ نمیخواهم هم نقش دولت در توسعه و فقرزدایی را نادیده بگیریم. میخواهم بیشتر به مبحث توانمندسازی تأکید کنم.
برخی میگویند که خانههای کپری زائده اقلیم است و با ساختن خانه بتنی، آجری ما زندگی را برای مردم منطقه سختتر میکنیم. آیا کپرنشینی یک سبک زندگی است که در گذشته وجود داشته و ممکن است امروز هم وجود داشته باشد؟
سبک زندگی است که در بعضی از روستاها بهطورکلی بهخاطر اقلیم با این سبک ساخته میشود. یکبخشی هم بهخاطر این است که دولت نمیتواند به دنبال جمعیتها راه بیفتد و به روستاهای جدیدی که در دل بیابان ایجاد شدند، تسهیلات بدهد. این یک تصور اشتباه است. درست است که فقر وجود دارد، ولی کپرنشینی یک سبک زندگی هم است و باید در این امر شناخت از زندگی مردم بومی وجود داشته باشد. باید بررسی شود که چرا این روستای جدید شکل گرفته، اینجا اقتصادشان از چه طریقی اداره میشود، جایی که نه کشاورزی است نه دامداری وجود دارد. یک سری خانه درست شده وسط بیابان. اینها برای چه آنجا ساکن شدند؟ بعضی از اینها مشاغل ناهنجاری دارند و برای اینکه در امان باشند از مراکز جمعیتی عمده فاصله میگیرند. البته نباید از این امر غافل شد که فقر و محرومیت عامل مهمی در شکلگیری فعالیتهای غیرقانونی است، حاصل شرایطی است که به آنها تحمیل شده، ولی از سوی دیگر این مسئله نمیتواند توجیهی برای انجام جرم باشد. بهطورکلی برای زدودن فقر و محرومیت و برچسبهای فرهنگی منطقه، نیاز به همدلی و برنامهریزی دولت، فعالین اجتماعی، گردشگری و رسانه است.
برچسب ها:
آثار تاریخی، رودخانه هیرمند، سیستان و بلوچستان، گردشگران، میراثفرهنگی
نظر کاربران
ایلیا
کدام امنیت وقتی هر روز در بلوچستان شاهد عملیات تروریستی هستیم من خودم ساکن استان سیستان و بلوچستان هستم جرات ندارم تو جاده های بلوچستان شب رانندگی کنم .برید آمار حملات جیش العدل بی عدل را نگاه کنید ببینید چقدر معلم ،کادرپزشکی و کارمند را ترور کرده اینها را با حملاتی که هر روزه به نیروهای نظامی و امنیتی میکند جمع کنید بعد آمار کذایی بدیذ
ایلیا
کدام امنیت وقتی هر روز در بلوچستان شاهد عملیات تروریستی هستیم من خودم ساکن استان سیستان و بلوچستان هستم جرات ندارم تو جاده های بلوچستان شب رانندگی کنم .برید آمار حملات جیش العدل بی عدل را نگاه کنید ببینید چقدر معلم ،کادرپزشکی و کارمند را ترور کرده اینها را با حملاتی که هر روزه به نیروهای نظامی و امنیتی میکند جمع کنید بعد آمار کذایی بدیذ
حمید
نویسنده ی این مطالب،یا دیوانه است،یا خودش را به دیوانگی و نافهمی زده، یا چیزی بخوردش دادن و از واقعیت دور است. یا واقعا نمیفهمد چه مینویسد!استان سیستان و بلوچستان جزء بدترین استانها از لحاظ امنیتی است. اکثر افراد در این استان مسلح و بطور بالقوهای خطرناک و خشن هستند. من سالهاست به این استان سفر می کنم،قاچاق مواد مخدر، قاچاق انسان و از جمله افغانی ها، قاچاق بنزین و گازوئیل و شیرخشک، روغن،و ماشین های سرقتی،وووو همگی اینها از این استان قاچاق میشوند و رتبه ی اول در کشور است. از لحاظ مخالفت با حکومت مرکزی،هم این استان در رتبه ی اول بنظر من قرار دارد. گروههای خشن قومیتی که هر روز با هم بین قبایل و طوایف درگیری مسلحانه دارند و بچه های همدیگر را بخاطر وصول مطالبات قاچاق مواد مخدر به گروگان میگیرند و کار را بجایی میرسانند که از مرکز و پایتخت و بیت رهبری برای میانجیگری بینشان گسیل میشوند. و موضوعات دیگری که جای بحث فراوان دارد پس نویسنده باید به شعور ملت و مردم احترام بگذارد و به همین سادگی دروغ به خورد ملت و اهالی تشیع ندهد.
Ali
شما از کجا دانستید که در دل دشت سیستان که قسمتی در خاک ایران و قسمتی در خاک افغانستان است ،،، معدن طلایی وجود دارد که معاش کل زمین را تا 500 سال تامین میکند.
سعید گفته؟!!!!!
علیرضا
شرمنده من هیچی از نوشته ها را نخواندم
فقط سر خط ک نوشته در دل....
باید میگفتیم بر روی این خاک ها اصیل زادگانی هستند ک باید با حمایت از آنها ب سمت جذب توریست هم رفت و...
موفق و سربلند باشید
وحید
این چیزایی ک نام بردین همه مال بلوچستان بود چرا اسم سیستان به کار بردین
اگ اسم کامل استان میگین پس تیتر چرا زدین فقط سیستان
درحالی ک سیستان با بلوچستان کاملا جدا و متفاوت هستن
مجید
ما بیشترین هزینه را برای تامین امنیت در کشورهای عربی کردیم
خلیل
من با خیلی از هم وطنان سيستان و بلوچستان داد ستت داشتم ،بسیار مردمان مهمان نواز ومفید به دین و مذهب و طبیعت دوست ،حتی به حیوانات حلال گوشت هم به هیچ وجه آسیب نمیرسانند، ،فکر میکنم تنها استانی باشه که شکارچی ندارن ، میشود گفت که شکار را یکی از بزرگترین گناهان میدانند،
امیر مهدی
اسم بلوچستان توی تیتر یادت رفته آقای مرعشی عزیز...
سیستان؛ عموما به قسمت شمالی استان پهناور سیستان و بلوچستان میگن.
شما که بچه ی خود همین استانی انتظار میره این موضوع رو بهتر درک کنی.
سپاس از متن و موضوع زیبات👌
مطالب مرتبط
«عیسی امیدوار»، بازمانده تیم دونفره «برادران امیدوار» در سفر به دور دنیا در بیمارستان بستری شد
همه متفاوت؛ همه خویشاونـــد
حال ناخوش کسبوکارهای گردشگری اصفهان؛
حمایتهای وعده دادهشده به کجا رسید؟
محل قلعه تاریخی نهاوند شناسایی شد
سرنوشت نامعلوم فرشهای دستباف مسجد نصیرالملک شیراز پس از جایگزینی با فرشهای ماشینی
معرفی ۱۱۳ طرح صنایعدستی لالجین به بانکها برای دریافت تسهیلات
شیراز، مکث تقویم در شهــــــر راز
گفتوگوی «پیام ما» با رئیس موزه هنرهای معاصر تهران درباره برگزاری نمایشگاه «هنر و جنگ» در این موزه
گذر از شرایط بحرانی به کمک فرهنگ و هنر
زن جوان و دریا
روایت نبرد و تابآوری در مسیر تاریخسازی
چرا ثبت روستاهای ایران در فهرست روستاهای برتر گردشگری جهان منجر به توسعه محلی نشده است؟
جهانیشدن بیاثر روستاهای ایران
میراث جهانی ساسانی فارس
هشدار درباره تهدیدهای جدی منظر جهانی ساسانی فارس/ کاوشهای نیمهتمام و فرسایش تزئینات تاریخی
وب گردی
- درخواست ایجاد مسیر دوچرخهسواری ۱۰۰ کیلومتری در قم
- چند روز بعد از سمپاشی ساس از بین میرود؟ (راهنمای کامل سمپاشی ساس + قوی ترین سم ساس)
- باغ پرندگان تهران کجاست؟ معرفی، ساعت کاری و آدرس
- مقایسه قیمت ورق شیروانی، سیاه، استیل و گالوانیزه در یک نگاه
- درخواست برقراری دورکاری و تعطیلی پنجشنبه برای کادر غیرعملیاتی (پشتیبانی) درمان سازمان تأمین اجتماعی
- طریقه ی ساخت دستگاه واکس زن برقی
- خرید لوازم یدکی لودر فابریک
- حضور فعال شرکت کرچنر سولار گروپ ایرانیان در نمایشگاه بینالمللی انرژیهای تجدیدپذیر
- جدیدترین تغییرات قیمت ارزهای دیجیتال و تحلیل رفتار بازار جهانی
- موارد استفاده و کاربردهای فلز پلاتین بیشتر
بیشترین نظر کاربران
باید برای سختترین شرایط، نقشه راه گردشگری داشته باشیم
پربازدیدها
1
رقص سوگوارانه؛ کنشی مقاومتی
2
رقص عزا
3
مبارزه با جستوجوی گنج
4
هوای آلوده با موتورهای منسوخشده و آلاینده خودروهای داخلی
5
گنجِ گمشده زیر چرخ لودرها




محمد
اگرمرجعآمارخودتونبیانمیکردیدخیلیخوببود.سالپیشاستانسیستانوبلوچستانجزو۳استاندرزمینهتصادفاتجادهایبودهویکیازبزرگترینمشکلاتایناستانزمانیکهواردایناستانمیشویدوبهچشمخودممسافرانمحترمیرادیدمبرای۱۰لیتربنزینکهازایناستانخارجشوندچهناسزاهابهمدیراناستانمیگفتند.ازنظرآماردرزمانیکههیچآماریازنیرویانتظامیاستانمنتشرنشدهامنتریناستاننامبردهشدمنکهبیشازپنجاهسالدراستانزندگیمیکنمهیچاحساسامنیتیندارموبهبهانههایمختلففراریازاستانهستمتعجبمیکنمچهزیرساختیبرایایناستاندرستکردندکهشمامیتوانیدببینید.؟