جنگلداری اجتماعی در زاگرس، ابهام‌ها و بیم‌ها





جنگلداری اجتماعی در زاگرس، ابهام‌ها و بیم‌ها

۱۸ آذر ۱۴۰۳، ۱۶:۳۷

«طرح جنگلداری اجتماعی در مرحله تدوین است و به‌صورت آزمایشی در برخی استان‌ها اجرایی خواهد شد». «تنها راه نجات زاگرس از خطر نابودی، اجرای طرح جنگلداری مشارکتی است که طرح اولیه آن تدوین شده و از نیمه دوم سال آینده وارد فاز اجرایی می‌شود». «طرح حفظ و احیای جنگل‌های زاگرس در قالب مدیریت اجتماعی به مرحله اجرا می‌رسد». سه گفتار فوق از معاونت جنگل سازمان منابع‌طبیعی کشور است که دو مورد ابتدایی در پاییز ۱۴۰۱ و مورد آخر در مهر ۱۴۰۰۳ بیان شده است. گفتاری در مورد لزوم اقدام برای نجات زاگرس که در آن سخن از تدوین و اجرای طرحی با عنوان جنگلداری اجتماعی برای نجات این منطقه حیاتی کشور به میان آمده است. نجات زاگرس و لزوم تدوین طرح جنگلداری برای مدیریت این عرصه‌ها، مسئله‌ای است که سال­‌ها بیان می­‌شود و علی‌رغم اهمیت این موضوع، مورد بی‌توجهی قرار گرفته است.

در طی سالیان گذشته سازمان منابع‌طبیعی عاجز از تهیه طرحی مناسب برای مدیریت زاگرس بوده است. پیچیدگی مدیریت زاگرس ناشی از مسائل اجتماعی و وابستگی معیشتی مردم محلی به منابع جنگلی، بزرگترین چالش در مسیر مدیریت این عرصه‌ها بوده است. بااین‌حال، این‌بار سازمان منابع‌طبیعی قرار است طرحی با عنوان جنگلداری اجتماعی را اجرا کند و امید به موفقیت آن دارد. اما از مهر ۱۴۰۱ که خبر آغاز تدوین این طرح الگو اعلام شده تا پاییز ۱۴۰۳ که به اجرای برنامه طراحی‌شده نزدیک می‌شویم، گزارشی از روند تهیه، تیم طراحی برنامه یا چارچوب­‌هایی که مبنای طراحی هستند، منتشر نشده است. روند غیرشفاف و عدم اطلاع‌رسانی در این زمینه فضایی را ایجاد کرده است که نقد و پیشنهاد برای بهبود این طرح غیرممکن است. چنین وضعیت مبهمی، یادآور طرح جایگزین در جنگل­‌های شمال است؛ طرحی که قرار بود جایگزین طرح­‌های سنتی جنگلداری در شمال شود و از ۱۳۹۶ با توقف بهره‌­برداری چوبی، نسخه‌­های متعددی از آن منتشر شد و نتوانست نظر متخصصین را جلب کند. در زاگرس نیز برای گریز از این وضعیت نیاز به یک روند علمی‌ برای تدوین این طرح است. عدم موفقیت گذشته سازمان منابع‌طبیعی برای تهیه طرح و اجرای آن در زاگرس، نشانگر وضعیتی است که نیازمند ملاحظات خاص مربوط به این ناحیه رویشی است. پاسخ به شرایط زاگرس تنها با حضور افرادی با تخصص‌های مختلفی میسر است که بتوانند با لحاظ کردن تمامی‌جوانب، برنامه‌ای جامع را طراحی کند. این شرایط بیش از آنکه نیازمند حضور متخصصین با تخصص‌های سنتی رشته جنگلداری باشد، به حضور افرادی نیاز دارد که مسئله اصلی زاگرس را درک کنند و از ابزار علمی‌ لازم برای طراحی برنامه مدیریت این مسئله برخوردار باشند. انتخاب عنوان طرح جنگلداری اجتماعی باعث شده است سازمان آخرین بازی واژگانی خود را شروع کند که عدم موفقیت آن، غیرقابل‌جبران خواهد بود.

طرح صیانت، طرح بوم‌سازگان زاگرس و عناوینی دیگر، واژگانی بر برنامه‌های ناموفق سازمان بوده که هیچ‌کدام در عرصه به موفقیتی چشمگیر و دائمی ‌دست نیافته‌اند. این‌بار با طراحی مبهم طرح جدید، بیم آن می‌رود که عدم موفقیت این طرح، امید برای مدیریت علمی ‌زاگرس تبدیل به یأس شود. حال که سازمان مدعی است در پاسخ به تجربه گذشته، با لحاظ کردن شرایط اجتماعی قرار است طرح تهیه شود، اگر در این زمینه موفق نشود، کدام مسیر آزمون‌نشده برای آینده باقی می‌ماند؟ حال ابهام ابتدای نوشتار را دوباره تکرار می‌کنم؛ طرح در چه روندی، با چه تیمی‌ و براساس چه اصول و دیدگاهی نوشته شده است؟ چرا این طرح را منتشر نمی‌کنید تا کارشناسان آن را نقد کنند؟ آیا این طرح، یک عنوان تازه بر نوشته‌هایی قدیمی‌ است یا با نگاهی نو به‌دنبال مدیریت زاگرس است؟ کدام افراد از کدام بخش‌ها، قرار است این نگاه نو را در مدیریت زاگرس طراحی و عملی کنند؟ پنهان کردن این طرح و پاسخ ندادن به این سؤالات ضامن موفقیت نیست. برای حفظ امید به نجات زاگرس، نیاز به شفافیت و متخصصین است.

به اشتراک بگذارید:





نظر کاربران

روزمرگی های یک مهندس عمران

چند سال پیش یک جوان در استان کهکیلویه و بویراحمد و در قلب جنگل های زاگرس با همکاری اهالی روستای محل تولدش، با ایجاد بنیاد الگن و قرق کردن جنگل اطراف روستا و اجازه ندادن چرای گوشفند و بز به منطقه قرق شده، شروع به کاشت نهال های بومی و حفظ و نگهداری نهال ها کردند و با ایجاد یک منطقه گردشگری حافظ محیط زیست و منابع طبیعی یک الگو ایجاد کردند که میتواند سرمشق سایر جوامع روستایی جهت رشد و نگهداری جنگل های زاگرس شود.

پاسخ دادن به روزمرگی های یک مهندس عمران لغو پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *