همه ما سایههای تاریک خودمان را داریم
۵ آذر ۱۴۰۳، ۱۲:۵۴
داستان با گزارش یک مرگ در سواحل دریا در منطقه جنگلی گیسوم، شروع میشود. پری، زن چهل سالهای که به همراه دوستانش تصمیم گرفتهاند شبی را دور از فضای شهر و دود و ترافیک در ویلای ساحلی بگذرانند. در ادامه با حضور اتفاقاتی، به ویلای استادِ موسیقیِ پری، دعوت میشوند. استادی که بسیار تنها و کممعاشرت است و در آن شب تولدش، حال عجیبی دارد. حال عجیب او نه فقط به دلیل پرخوریاش در مشروبات الکلی بلکه به سبب داستانی از گذشته است. گذشتهای که او را افسون کرده و مرگ او را در این شب تولد، پیشبینی کرده است.
داستان راویان مختلفی دارد و گفتگوی هرکدام از شخصیتهای داستان با بازپرس در هر قسمت روایت میشود. راویان شامل یک مرد، سه زن جوان، یک دختر نوجوان و تنها پسر پری، بنام سهراب هستند. جسد پیدا شده کنار ساحل دریا، مربوط به استاد پری و زمان واقعه، بهمنماه سال ۹۴ است. گزارش نیروی انتظامی شهرستان انزلی مرگ را غیرطبیعی دانسته و در هر بخش، داستان توسط یکی از شش مظنون، روایت میشود. انتخاب عنوان «نفر هفتم» از سوی نویسنده، میتواند استعارهای از فرد قربانی باشد که در پایان، بر سرنوشتش تاثیر گذاشته است.
لحن و گفتوگوی بازپرس با مظنونین با توجه به اینکه با شناختی اولیه نسبت به هر فرد، صورت میگیرد، اما باز برای مخاطب خواننده آزاردهنده است. بازپرس به همان اندازه که صراحت و رفتار تهدیدآمیزش برای افراد بزرگسال آشکار میشود، در برخورد با کودک خردسال، تا آنجا که میتواند لحن و ادبیات گفتوگویش را تلطیف میبخشد. اما آنچه که میتواند در ذهن مخاطب، پرسش ایجاد کند، برخورد و تعامل او با نوجوان است. او با وجود اذعانش به این موضوع که گفتههای نوجوان با توجه به سن او، قانونی به حساب نمیآید، اما برای روشن شدن موضوع، در اتاقی که میتوانست آزادانه و بدون نگرانی شروع به صحبت شود، مدام با برخوردی تهدیدآمیز، اصرار به حرف کشیدن از نوجوان دارد.
«مرسده کسروی» نویسنده داستان، در کنار روایت یک ماجرای جنایی، پرده از مشکلات و معضلات اجتماعی برمیدارد. او از موضوع نوجوانها میگوید، از طلاق و جدایی والدین و از آسیبهای رفتاری که در خانوادهها وجود دارد، او همچنین میخواهد توجه مخاطب را به شخصیتشناسی انسانهای جامعه معطوف کند. اینکه هر انسان با توجه به ویژگیها و نوع زندگیاش چطور به قضایا نگاه میکند. پری، خانوادهاش را در زلزله رودبار از دست داده است. او در میانه زندگی حس میکند، میخواهد مسیر را طور دیگری با علایقش شروع کند.
بازپرس در داستان از مرض هامونزدگی میگوید، از افههای روشنفکری که دستبهدست شده و نخنما و پوچ است، اما شاید این پوچی بخشی از ماجرای یک سردرگمی باشد که ناشی از دور شدن از هویت است، دور شدن از معنای زندگی، چیزی که انسان امروز بدان تشنه است و طلب نمیکند. در واقع فتح دنیایی که هیچ از چرایی آمدنمان به آن نمیدانیم. پری که بچه جنگ و انقلاب است، از صفهای طولانی و کوپن میگوید و آژیر قرمز و خطکش تیغدار ناظم کجخلق مدرسه، از دنیای سیاه و سفید مبارزه و شهادت. او مدام مثل یک پاندول در نوسان بین افسردگی و شیدایی است. سوگل تنها دختر یک خانواده سنتی است، که تمام رفتارش زیر ذرهبین خانوادهاش است و وحید دانشجوی ترم دوم ارشد ادبیات، با پدر و مادرش در مسکن مهر زندگی میکند. پدرش چایکار بوده و بعد از ورشکستگی کارخانه، برای ادامه زندگی مجبور به فروش باغ چای میشوند. سحر سی و دوساله است، و علیرغم علاقهاش به زندگی از همسرش جدا میشود، «من خیلی دوستش داشتم،هنوز هم دارم،ولی عشق و زندگی دونفره که زوری نمیشود آقا. درست است؟»
تنهایی انسان در عصر ارتباطات و حس پوچی و سرگشتگی به تدریج، در قربانیِ داستان آشکار میشود. گفتگوها در میانه داستان، کمی یکنواخت و خالی از تعلیق است. شخصیتها در داستان از حسرت میگویند و آرزو دارند که کاش با حضور در ردپای دیگری، بتوانند نسخه بهتری از خودشان را ارائه دهند.
جانان، نوجوان دوازده ساله داستان، مانند اکثر همکلاسیهایش فرزند طلاق است و با پدرش زندگی میکند. او تنهاییهایش را با گوشی و دنیای مجازی پر میکند و از نگرانیها و چالشهای زندگی در عصری میگوید که گویا رو به پایان است؛ رودخانههای خشکیده، جنگلهای سوخته، ببر و پلنگ منقرضشده، ترافیک و دود و دلاری که رو به افزایش است.
«همیشه توی مجازی هستیم به امید حرفزدن با هرکسی که روی صفحه پیداش شد. به امید دیدن چراغ سبزهای همدیگر. برای لایککردن نالههای همدیگر. همین که فکر کنی یک نفر حتی یک لحظه هم که شده آن طرف خط برای تو وقت گذاشته، به تو توجه کرده ،خیلی حالت را خوب میکند. نه؟»
داستان همچنین با تمرکز بر آسیب اجتماعیِ خونبازی، مخاطب را به این مسئله سوق میدهد که تعریف موضوع همدلی در نوجوانان چطور و چگونه تا پای جانشان رقم میخورد. از نکات مهم و پایانی داستان، وضعیت قرارگیری جسد در کنار ساحل است که اشاره به شکلی جنینی در زهدان یک مادر را دارد. گویی که دوباره تولدی بعد از این مرگ در انتظار اوست تا دوباره از زهدان گور به دنیا برگردد.
برچسب ها:
نظر کاربران
نظری برای این پست ثبت نشده است.
مطالب مرتبط
کوهنوردان راه آزادی
گزارشی از سوزندوزی زنان سیستانوبلوچستان، هنری که هنوز سهم عادلانهاش را از بازار نگرفته
زنی که با سوزن، اقتصاد خانه را میدوزد
نگاهی بر کتاب «ردِّ پای دستها»
روایتی از زیستیک نهاد فرهنگی در دل محله
انتشار نسخهی انگلیسی کتاب «وقتی گنجشکها مضطرب میشوند»
پیوند هنر و گردشگری؛
ظرفیت مشترک صنایع دستی و میراث تاریخی برای رونق توریسم فارس
اجرای «در جستوجوی حقیقت در خاک جنوب» در موزه هنرهای معاصر تهران
در سایه جنگ و تنگنای اقتصادی، دو کتابفروشی مستقل بندرعباس تعطیل شدند
شهر نفتی ایــــــران در سوگ کتابفروشیها
«المیزان»؛ پیمانی که زمین از ما خواسته است
حافظ از این راه رفت و مفلس شد | پیام ما
صنایعدستی ایران و انباشت هزینه فرصتهای ازدسترفته
وب گردی
- بهترین پنل پیامکی ایران [4 تا از بهترین سامانه پیامکی ایران]
- آشنایی با خدمات متنوع اسنپفود در رشت
- بهترین مدل شومیز برای افراد چاق؛ 10 مدل ترند 1405
- جنس سیم چه تأثیری در کیفیت برق رسانی دارد؟
- مسابقه ملی ایدهپردازی «ایدانو» به آنتن شبکه دو رسید
- «سهم ما از قدردانی»؛ حمایت ویژه هتلهای دُنسه از قهرمانان امداد
- درخواست ایجاد مسیر دوچرخهسواری ۱۰۰ کیلومتری در قم
- چند روز بعد از سمپاشی ساس از بین میرود؟ (راهنمای کامل سمپاشی ساس + قوی ترین سم ساس)
- باغ پرندگان تهران کجاست؟ معرفی، ساعت کاری و آدرس
- مقایسه قیمت ورق شیروانی، سیاه، استیل و گالوانیزه در یک نگاه بیشتر
بیشترین نظر کاربران
شاهنامه در میان نتها و ماشینها |پیام ما
پربازدیدها
1
رقص سوگوارانه؛ کنشی مقاومتی
2
رقص عزا
3
مبارزه با جستوجوی گنج
4
هوای آلوده با موتورهای منسوخشده و آلاینده خودروهای داخلی
5
گنجِ گمشده زیر چرخ لودرها




دیدگاهتان را بنویسید