تحلیل موانع توسعه و رشد گردشگری در ایران - قسمت دوم

آسیب‌های تصدی‌گری دولت در گردشگری

هلدینگ‌ها در دنیا برای صنایع مختلف مثل صنعت خودرو یا گردشگری تولید ثروت می‌کنند، ولی در کشور ما از منابع و بودجه عمومی و دولتی استفاده می‌کنند





آسیب‌های تصدی‌گری دولت در گردشگری

۳۰ آبان ۱۴۰۳، ۱۸:۰۸

تمام دولت‌ها در ایران در همه صنایع تصدی‌گری کرده‌اند از جمله در گردشگری، حتی در برگزاری نمایشگاه‌های داخلی و خارجی صنعت گردشگری، دخالت می‌کنند. باوجود این همه دفاتر خدمات گردشگری، انجمن‌های صنفی، تورگردانان، هتلداران و فعالان بخش خصوصی عرصه صنعت گردشگری از جمله اتاق بازرگانی ایران و تهران، باز شاهد دخالت‌های معنادار دولت‌ها در نمایشگاه‌های گردشگری هستیم. دخالت و نظارت همیشه دو مقوله موازی در خوانش مدیران ارشد کشور در صنعت گردشگری بوده است. درصورتی‌‌که به استقلال حداقلی بخش خصوصی در اصل ۴۴ قانون اساسی و سند چشم‌انداز اشاره شده و شرح وظایف و اهداف بخش خصوصی مشخص شده است، علی‌ای‌حال باز شاهد دخالت و انحصار هستیم (نمایشگاه‌های بین‌المللی در مسکو، برلین، پکن، مادرید و دیگر شهرها). متأسفانه به‌نظر می‌رسد داستان بخش خصوصی و دولتی به‌عنوان فرهنگ خصولتی در کشور نهادینه شده است.

 اساساً هلدینگ‌ها در دنیا برای صنایع مختلف تولید ثروت می‌کنند مثل صنعت خودرو یا گردشگری. ولی در کشور ما از منابع و بودجه عمومی و دولتی استفاده می‌کنند. تولید ثروت در GDP در حوزه گردشگری زمانی اتفاق می‌افتد که NGOهای قوی، دفاتر قوی و مستقل از نقش حمایتی دولتی برخوردار باشند تا در صنعت گردشگری بین عرضه و تقاضا و نرخ خدمات تعادل ایجاد کنند.

 

دولت‌ها در ایران هیچ‌‌وقت براساس برنامه و طرح آمایش سرزمینی و جمعیتی در حوزه‌های مختلف از جمله اقتصاد پیش نرفته‌اند. نیازهای دولت در بحث مناقصه براساس نیازسنجی و افکارسنجی و پیش‌بینی‌ها نبود. سرمایه‌گذاران بخش گردشگری در ایران سنتی هستند و باتوجه‌به سرمایه‌های سرگردان و سرریز در این بخش و باتوجه‌به اطلاعات اندکی که در حوزه صنعت گردشگری از طریق مطلعین داخل و خارج از کشور داشته‌‌اند، سرمایه‌گذاری کرده‌اند. عدم شناخت باعث شد که هیچ‌‌‌وقت دولت‌ها و بخش خصوصی -که ذاتاً باید از طریق دولت اطلاعات و داده‌های درست بگیرد- ذائقه‌ بازار گردشگری را نشناسند، چون درک درستی از نسل سوم و چهارم این صنعت نداشته باشند. به‌عنوان نمونه در بخش گردشگری ورزشی کشورهای ترکیه، عربستان و امارات برای سرمایه‌گذاری در ساخت ورزشگاه‌ها و توسعه زیرساخت‌ها اقدام کردند. اما مدیران بخش دولتی و سنتی ما فقط از چهار فصل بودن ایران می‌گویند. باشگاه‌های بزرگ دنیا سالانه چقدر به‌خاطر آمادگی و تمرینات برگزاری مسابقات تلاش کردند و چقدر گردشگر به این کشورها آمدند؟ ما چقدر در ورزش‌های زمستانه هزینه کرده‌ایم؟ ما هنوز نمی‌توانیم اکسپو را در ایران برگزار کنیم؛ چراکه زیرساخت‌های ما آماده نیست. ما هنوز نمی‌توانیم جام ملت‌های آسیا را در ایران برگزار کنیم.

 

پیشنهادهایی به دولت

در پایان جهت بهبود شرایط کلی گردشگری کشور، پیشنهاداتی به دولت ارائه می‌شود:

تفکیک سیاست و ایدئولوژی در صنعت گردشگری.

بازنگری از وضع موجود در بخش صدور مجوزها و تسهیلات.

 فاصله گرفتن از تصدی‌گری به‌سمت نظارت صد درصدی، ایجاد مکانیزم‌ پایدار در توسعه صنعت گردشگری با در اختیار قرار دادن تسهیلات مؤثر به بخش خصوصی.

در اختیار قرار دادن بسته‌های تشویقی عملی و پایدار به بخش خصوصی.

  واگذاری کامل برگزاری نمایشگاه‌های داخلی و خارجی به بخش خصوصی.

سرمایه‌گذاری کلان خارجی هدفمند در ایجاد زیرساخت‌ها و تأسیسات گردشگری نسل جدید از جمله گردشگری ورزشی، دریایی، ایجاد اسکله‌های مناسب که متاسفانه هیچ سهمی در صنعت گردشگری دریایی در دنیا نداریم.

درخواست سهم مشخص از صندوق توسعه ملی و بانک‌های عامل برای ایجاد زیرساخت‌ها و یا تسهیلات به بخش خصوصی.

واگذاری و استفاده صحیح از مراکز دانشگاهی بلااستفاده، از جمله دانشگاه‌های پیام نور با بسته‌ها و مشوق‌ها به بخش خصوصی به‌عنوان تأسیسات گردشگری با تغییر کاربری.

فاصله گرفتن از بحران‌های سیاسی منطقه‌ای؛ بحران‌های ساختگی. زیرا این بحران‌ها اقتصاد گردشگری ایران را دچار رکود می‌کند.

 تقویت قشر متوسط در حال سقوط که درصورت ادامه بحران باعث سقوط گردشگری داخلی و صنایع کوچک گردشگری می‌شود.

 تفکیک سیاست از صنعت گردشگری که اگر اتحاد استراتژیک در صنعت گردشگری جایی داشت، این‌همه گردشگری روس به ایران می‌آمدند! بزرگترین مؤلفه آن عرضه و تقاضاست.

ممانعت از کنترل و رفع مشکلات اینترنت به‌عنوان بزرگترین ابزار ارتباطی در بازار  اقتصاد گردشگری، اقتصاد دیجیتال و صنایع وابسته به اقتصاد گردشگری؛ زیرا تولید فرهنگ زمانی ارزش‌آفرین است که به تولید ثروت بینجامد. تولید ثروت موجب بسط و حفظ فرهنگ و خرده‌فرهنگ‌ها می‌شود؛ زیرا با توسعه صنعت گردشگری تنوع و توازن در فرهنگ‌ها ایجاد می‌شود.

 تقویت ارزش پول ملی، در سال‌های اخیر با وجود فراگیری ویروس کرونا در دنیا، به‌دلیل پایین بودن نرخ تورم تغییری در نرخ خدمات گردشگری برخی از کشورها ایجاد نشده است، اما در کشور ما تورم و سقوط ارزش پول ملی باعث شده است نرخ خدمات افزایشی افسارگسیخته پیدا کند، قشر متوسط سقوط کند و توسعه گردشگری داخلی از ریل خارج شود.

 پایان دادن به نگاه ابزاری به مقوله گردشگری به‌خصوص گردشگری فرهنگی و دفاع از هویت ملی. در سازمان ملل خشت هفت‌هزارساله می‌بریم، اما در داخل به تخریب‌گرایی و وندالیسم دولتی متوسل می‌شویم، نهادهای فرهنگی و مجسمه‌ها را از پارک‌ها جمع می‌کنیم، تکه‌های مجسمه عظیم فردوسی را در باغ‌ها و پارک‌ها رها می‌کنیم و اجازه نصب نمی‌دهیم، تازه شاکی هستیم که چرا مفاخر ملی ما را دیگر کشورها مصادره می‌کنند.

 در بحث گردشگری فرهنگی کوچکترین سرمایه‌گذاری انجام نداده‌ایم که در حد و تراز فرهنگ چندهزارساله ایران و ایرانی باشد، حتی بعد از چندین دهه نتوانسته‌ایم یک موزه استاندارد در حد موزه ملی ایران درست کنیم. و این یک فاجعه فرهنگی است. میلیون‌ها اثر منقول موزه‌ای در زیرزمین موزه‌ها خاک می‌خورد و هرگز ایرانیان آنها را ندیده‌اند؛ چون سرمایه‌گذاری نکرده‌ایم.

در کجای دنیا سراغ دارید دولت مانع حضور گردشگر در اماکن ملی شود؟ در سازمان‌های بین‌المللی مدعی تاریخ چندهزارساله هستیم، ولی مانع حضور چندصدهزار نفری مردم در پاسارگاد و تخت‌جمشید می‌شویم؛ این یعنی تضاد و پارادوکس در رفتار و گفتار حاکمان

تقویت هویت ملی و تاریخی. در کجای دنیا سراغ دارید دولت مانع حضور گردشگر در اماکن ملی شود؟ در سازمان‌های بین‌المللی مدعی تاریخ چندهزارساله هستیم، ولی مانع حضور چندصدهزار نفری مردم در پاسارگاد و تخت‌جمشید می‌شویم؛ این یعنی تضاد و پارادوکس در رفتار و گفتار حاکمان، این یعنی ترس از احیای هویت ملی، این یعنی وندالیسم، یعنی پاک کردن صورت مسئله، این یعنی تقویت دوقطبی در جامعه.

پ.ن: بخش اول این مقاله در تاریخ ۱۷ آبان ۱۴۰۳ در صفحه ۶ روزنامه «پیام ما» منتشر شده است.

گردشگری در خدمت سیاست

به اشتراک بگذارید:





نظر کاربران

نظری برای این پست ثبت نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *