رندی از حافظ بیاموزیم
۱۸ مهر ۱۴۰۳، ۱۹:۵۵
کلمات و اصطلاحات هر زبانی برآمده از ناخودآگاه جمعی آن جامعه است. گذشته از اینکه هر کلمه و اصطلاحی چطور و چگونه بروز مییابد و وارد چرخه زبانی میشود، جریان رشدی پایانناپذیر دارد و دائم در حال تغییر و تحول است. البته هیچ کلمه و اصطلاحی دفعتاً وارد زبان نمیشود و همیشه تولد هر کلمه نتیجه و برآورد کلمات و اصطلاحات پیشین خود است، چنانکه هر پدیده طبیعی دیگر نیز ماحصل و نتیجه پدیدههای پیشین خود است.
«رند» و «رندی» نیز همچون سایر کلمات و اصطلاحات زبانی به یکباره متولد و ایجاد نشده است و دائم در حال تغییر و تحول است. رند از کلمات و اصطلاحاتی است که در ادبیات کاربرد بسیار داشته است. آنچه از ابتداییترین کاربرد این اصطلاح در ادبیات دیده میشود، در معنی بیسروپا، هرزهگرد، میخواره و بیبندوبار است؛ چنانکه بیهقی رندان را در معنی اوباش و اراذل به کار میبرد. اما در طول قرون این اصطلاح تغییر معنی پیدا میکند و بار مثبت دارد، چنانکه در ادبیات عرفانی بهمعنی انسان کاملی است که دردنوش عشق الهی است و در قید و بند نام و ننگ این جهانی نیست.
این اصطلاح با ظهور حافظ به اوج خود میرسد. رند در اشعار حافظ معنایی متفاوت با معناهای پیشین خود پیدا میکند و به جهانی از ابهام و ایهام تبدیل میشود. درواقع، در شعر حافظ «رند» همچون خود حافظ، زیرکی است که نمیتوان به کنه آن پی برد. اگرچه کلمات و ترکیبات و اصطلاحات بسیاری در اشعار حافظ یافت میشوند که مخاطب به دنیایی از ایهام و ابها میکشانند، اما بهنظر میرسد هیچیک از این کلمات و اصطلاحات در ابهام و ایهام به پای «رند» نمیرسند. «رند» و «رندی» حافظ در تعریفی مشخص و روشن نمیگنجد. رندی حافظ چنان است که هم دین دارد و هم دنیا، هم وامدار قرآن است و هم اهل می و باده.
| آنچه او ریخت به پیمانه ما نوشیدیم | اگر از خمر بهشت است و گر باده مست |
رند حافظ کسی است که در مرزها و خطکشیها نمیگنجد، آزادهای که نهتنها نام و ننگ اینجهانی را وقعی نمینهد که در قید صلاح و بهشت هم نیست. اگرچه رند در شعر حافظ در نقطه مقابل دورویی و صلاحاندیشی قرار دارد، اما چنان لاابالی نیست که زندگی اجتماعی را هیچ ارزشی ننهد. رند حافظ انسانی واقعی است که از دل تناقضات دینی و دنیایی به ثباتی رسیده است که هر چه هست را در جای خود ارزش گذارد و درعینحال بنده هیچچیز نشود.
رند در شعر حافظ همچون خود حافظ آزادمردی است که نه به دیگران آسیب میزند و نه به دیگران اجازه میدهد که به او آسیب بزنند؛ کسی که امن و امان جهان را هم برای خود میخواهد و هم برای دیگران.
اما این اصطلاح در گذر زمان تغییر معنی یافته و اکنون در معنی زیرکی است که تنها به صلاح خود میاندیشد و در این راه از آسیب زدن به دیگران باز نمیماند. شاید توجه به رندی حافظ بتواند راهنمایی باشد برای بازیابی و اصلاح این اصطلاح و این شیوه از زندگی، و بتوانیم از مواهب و برآوردهای اجتماعی و شخصی آن بیشتر بهره ببریم.
برچسب ها:
نظر کاربران
نظری برای این پست ثبت نشده است.
مطالب مرتبط
توسعه پایدار در دوران بیثباتی لوکس یا ضرورت؟
دموکراســـــــــی در عصر اختلال
باران بارید؛ اما «آلاگـل» همچنان خشک است
تهدید تازه علیه عرصه تاریخی دقیانوس
جانِ نحیفِ جهانهای جدیـــــد
اکنــــونِ جامعـه ما و امـکان روایـــــــــت
کودکان و جنگ
تجربه زیسته کودکان، بازنمایی رسانهای و مراقبتهای ضروری در روزهای جنگ
کودکـــــــــــان خط مقدم نیستند
سرنوشت نامعلوم فرشهای دستباف مسجد نصیرالملک شیراز پس از جایگزینی با فرشهای ماشینی
معرفی ۱۱۳ طرح صنایعدستی لالجین به بانکها برای دریافت تسهیلات
وب گردی
- درخواست ایجاد مسیر دوچرخهسواری ۱۰۰ کیلومتری در قم
- چند روز بعد از سمپاشی ساس از بین میرود؟ (راهنمای کامل سمپاشی ساس + قوی ترین سم ساس)
- باغ پرندگان تهران کجاست؟ معرفی، ساعت کاری و آدرس
- مقایسه قیمت ورق شیروانی، سیاه، استیل و گالوانیزه در یک نگاه
- درخواست برقراری دورکاری و تعطیلی پنجشنبه برای کادر غیرعملیاتی (پشتیبانی) درمان سازمان تأمین اجتماعی
- طریقه ی ساخت دستگاه واکس زن برقی
- خرید لوازم یدکی لودر فابریک
- حضور فعال شرکت کرچنر سولار گروپ ایرانیان در نمایشگاه بینالمللی انرژیهای تجدیدپذیر
- جدیدترین تغییرات قیمت ارزهای دیجیتال و تحلیل رفتار بازار جهانی
- موارد استفاده و کاربردهای فلز پلاتین بیشتر
بیشترین نظر کاربران
گوگل، تو دلت برای ما تنگ نشده؟
پربازدیدها
1
رقص سوگوارانه؛ کنشی مقاومتی
2
رقص عزا
3
مبارزه با جستوجوی گنج
4
هوای آلوده با موتورهای منسوخشده و آلاینده خودروهای داخلی
5
گنجِ گمشده زیر چرخ لودرها




دیدگاهتان را بنویسید