بایگانی مطالب برچسب: زندگی اجتماعی
لوکیشن «چای تلخ» را جلوی چشمانش آتش زدند
چند روزی از مراسم تشییع میگذشت که به همان محل بازگشتهام. تقاطع وصال و طالقانی. جای سنج و دمام صدای بوق ممتد ماشینها و جیغ لاستیک بر آسفالت گرفته بود. سفیدپوشان روز خاکسپاری به خستگان پیادهرو تبدیل شده بودند. جای صدای خشدار کسی که در بلندگو از نقد سانسور میگفت را بلندگوی وانت میوهفروش پر کرده بود. مرد داستان ما در خاک آرام گرفته بود و زندگان تهران در تکاپوی هرروزه غم نان میدویدند. باد از هر طرف میوزید. تهران دودخورده و خسته، غروب هر روزهاش را تجربه میکرد. قرار ما در کافهای همان حوالی خانه سینما بود. میخواستم آن خانم سرتاپا سفیدپوش روز خاکسپاری را ببینم. سؤالاتی داشتم که باید میپرسیدم. غمی که باید تسلا مییافت. راهرفتن «مرضیه وفامهر» تندوتیز است و صدایش گرفته؛ خستگی حتی از پس عینکی که بر چشم زده پیدا بود. میگویم تقوایی را هیچوقت ندیدهام. فیلمهایش را همیشه دوست داشتم. شخصیتش را بیشتر و شیفته دانشش بودم. مردی که برای شرافتش سکوت کرد. همه از کارهای کرده و ناکردهاش آگاهاند. از ساختههایش تمجید شده و از نوشتهها و گفتههایش جملات قصار ساختهاند. تقوایی انسانی بود برای تمام فصول برای همه سالهای بربادرفته و روزهای در راه. اما آنچه بهراستی مغزم را گرفتار کرده، آن ۲۳ سالی بود که فیلم نساخت و کنجکاوی اینکه پس چه کرد. جرئت کردم و پرسیدم: «تقوایی در آن سالها چه کرد؟» وفامهر سخن آغاز میکند:
پسلرزههای کودتا بر حقوق زنان
کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ را نمیتوان فقط یک تغییر قدرت سیاسی دانست؛ بلکه بازتابی پیچیده از نقشها و کنشهای پنهان و آشکار زنان در دل تحولات تاریخی ایران بود. در این دوره زنان در دو جبهه متفاوت حضور داشتند؛ آنانی که یکی با قدرتهای پشتپرده کودتا همسو شدند و دیگری در صفوف جنبش ملیشدن نفت، برای آزادی و برابری مبارزه کردند. هرچند که پس از جنبش مشروطه و حضور مهم زنان در پشت صحنههای سیاسی، این نقش به محاق رفت و کودتای ۲۸ مرداد تأثیر منفی بر راه دستیابی به حقوق بنیادینشان گذاشت. «سیمین کاظمی»، جامعهشناس، در گفتوگو با «پیام ما» ابعاد کمتردیدهشده را بازخوانی میکند و توضیح میدهد که چگونه این نقشها بر تجربه سیاسی و اجتماعی زنان در دهههای بعد تأثیر گذاشته است. امروزه نیز، با وجود میل روبهرشد زنان به حضور فعال در جامعه و عرصههای سیاسی، موانع ساختاری و دیدگاههای محافظهکارانه نظام سیاسی، مسیر دستیابی به برابری واقعی را دشوار کرده است؛ همانطورکه کاظمی میگوید: «هنوز به مؤلفههای مهمتر برابری جنسیتی نرسیدهایم.»
تغییر نامها؛ پیوند یا جدایی
بررسی پیامدهای اجتماعی و فرهنگی تغییر نام خیابانها و معابر شهری بدون مشارکت مردم
تقویت روستاها؛ تنها راه مقابله با حاشیهنشینی
بهدلایل مختلف، طی چند دهه گذشته نسبت جمعیت شهری و روستایی معکوس شده است و بیش از ۳۰ هزار روستا خالی از سکنه شدهاند و در بعضی روستاها هم فقط افراد سالخورده و ازکارافتاده ساکن هستند. مهاجرت گسترده روستاییان به شهرها نهتنها سبب تعطیلشدن مراکز تولیدی روستایی شده است بلکه سبب تشدید مسائل حاشیهنشینی در اطراف شهرها و بروز مشکلات عدیده اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و امنیتی شده است. از طرف دیگر، بخشینگری و رویکرد برنامهریزی بالابهپایین در نظام برنامهریزی کشور غالب است و اکثر دستگاههای دولتی، بخشهای حاکمیتی و یا نظامی، مؤسسات خیریه و یا مؤسسات وابسته به بخش خصوصی اقداماتی را در زمینه توسعه روستایی اجرا میکنند که بیشتر در قالب پروژههای زیرساختی و یا خدماتی و یا حمایتی است و معمولاً در جریان کار همدیگر نیستند. در زمینه اجرای پروژههای توسعه روستایی، انتظار میرود نگرش جامعی (و نه تکبعدی) به مسائل روستا وجود داشته باشد، ولی عملاً پراکندهکاری، دوبارهکاری و یا موازیکاری حاکم است.
رندی از حافظ بیاموزیم
کلمات و اصطلاحات هر زبانی برآمده از ناخودآگاه جمعی آن جامعه است. گذشته از اینکه هر کلمه و اصطلاحی چطور و چگونه بروز مییابد و وارد چرخه زبانی میشود، جریان رشدی پایانناپذیر دارد و دائم در حال تغییر و تحول است. البته هیچ کلمه و اصطلاحی دفعتاً وارد زبان نمیشود و همیشه تولد هر کلمه نتیجه و برآورد کلمات و اصطلاحات پیشین خود است، چنانکه هر پدیده طبیعی دیگر نیز ماحصل و نتیجه پدیدههای پیشین خود است.
معجزهٔ امیدواری
مهاجران اقلیمی قربانی نابرابری
پیامدهای تغییر اقلیم اکنون در همه قارهها و اقیانوسها احساس میشود. اثرات مخرب بر منابع آبی و خاک کم کم خود را نشان می دهد؛ کاستیهای روزافزون حکمرانی و ظرفیت جوامع برای رویارویی با شرایط جوی حاد و شدید مانند امواج گرمایی و آتشسوزیها و کم آبی نیز قابل مشاهده است. درک پیامدهای اجتماعی و مخاطرهآمیز تغییر اقلیم نیازمند استفاده از دانش جامعهشناسی است. گزینههایی که در محیطهای اجتماعی مختلف در دسترس است، فرایندهایی که در تصمیمگیری سیستمی دخیل است، تلاشهای فردی، اجتماعی، سازمانی و دولتی برای انطباق با پیامدهای تغییر اقلیم همگی به مجموعهای از دانش اجتماعی در کنار دانش اقلیمی نیاز دارد. بهطورکلی ظهور ریسکها و آثار ناشی از تغییر اقلیم و گرمایش به دیدگاههای نو و دانش بینرشتهای نیاز دارد که بتواند در جهت سازگاری با تغییر اقلیم بهویژه کم آبی و نابودی معیشت؛ اقدامات جمعی و سازمانی را افزایش و آسیبپذیری جوامع را کاهش دهد و اقدامات و تصمیمات منصفانه و عادلانه را به سیاستگذار پیشنهاد دهد. از جمله مهمترین مسائل به کاهش ریسک فاجعه و مهاجرت انسانها مربوط است.
