گفت‌وگو با عطیه تک‌‌تهرانی کارشناس حیات وحش که عقیده دارد استراتژی حفاظتی، اولویت نجات یوزها است

برنامه‌ نجات یوز

نبودن یک برنامه نجات به ادامه اختلاف نظرها و یا اعمال نظرات شخصی در هر بخشی منجر می‌شود، درگیر کردن همه افراد منتخب در تهیه و نگارش برنامه عمل می تواند به پذیرش تمام اعضا و جلوگیری از مخالفت‌ها در آینده شود





برنامه‌ نجات یوز

۷ مهر ۱۴۰۳، ۸:۵۰

«ابتدا باید تهدیدها و مشکلات زیستگاه‌ها را رفع کنیم و به موازات آن پروژهٔ تکثیر در اسارت را در دستورکار داریم، اما اولویت، رفع موانع حضور یوز در زیستگاه‌هاست.» اینها،‌ اولین اظهارنظرهای «شینا انصاری»، رئیس سازمان حفاظت محیط‌زیست، دربارهٔ گونه‌های حیات‌وحش است. گفته‌هایی که نشان می‌دهد در این دولت نیز «یوز» و حفاظت از آن از حساسیت ویژه‌ای برخوردار خواهد بود. در کنار رایزنی با وزارت راه‌وشهرسازی و سایر وزارتخانه‌ها در زیستگاه چه فعالیت‌هایی باید انجام شود؟ در گفت‌وگو با «عطیه تک تهرانی»،‌ کارشناس حیات‌وحش که سال‌ها تجربهٔ کار میدانی در زیستگاه‌های یوز و حفاظت از این گونه را دارد، دراین‌باره پرسیدیم.

 این روزها با فروکش کردن اخبار مرتبط با انتصابات در سازمان حفاظت محیط‌زیست طبیعی است که اخبار مرتبط با گونه‌های مختلف و در رأس آنها «یوز» مورد توجه قرار گیرد. شما سال‌ها برای حفاظت از این گونه در زیستگاه‌های مختلف فعالیت کرده‌‌اید، سؤال اول این است که آیا مشکلی که دربارهٔ حفاظت از این گونه در پارک ملی توران داریم، به پایش برمی‌گردد؟ به‌این‌ترتیب که اگر پایش‌ها درست باشد، می‌توان برنامهٔ بهتری برای یوز چید؟

من فکر می‌کنم ابتدا باید بدانیم پایش چه اطلاعاتی به ما می‌دهد و چه کمکی می‌تواند به ما بکند. پایش‌ها همواره برای اطلاع نسبی از وضعیت و جمعیت یوزپلنگ در مناطق انجام گرفته است، در کنار آن هم اطلاعات جانبی دیگری هم مثل حدود مسیر حرکتی، محل‌های علامتگذاری، رفتارهای تولیدمثلی و … به دست می‌آید.

اگر به پایش‌ها به چشم پژوهش نگاه کنیم، هیچ‌گاه از اولویت‌های پژوهشی خارج نخواهد شد و به‌شکل مکمل در کنار فعالیت‌های حفاظتی قرار خواهد گرفت

اطلاعات جمعیتی به‌دست‌آمده به ما نشان می‌دهد که با چند یوزپلنگ و با چه ترکیبی روبه‌رو هستیم. چیزی که به‌عنوان مشکل در حفاظت عنوان کردید به‌نظر من ارتباطی با اشکال در پایش‌ها ندارد، بلکه مربوط به نبود استراتژی‌های حفاظتی است که سال‌ها است حفاظت از یوزپلنگ با این چالش دست‌و‌پنجه نرم می‌کند.

از سال ۹۹ که مجدد پایش‌ها در ذخیره‌گاه زیست‌کرهٔ توران آغاز شد تا امسال، یعنی حدود چهار سال پایش داده‌های به دست‌آمده تغییر چندانی نکرده است. حالا سؤال من اینجاست که فرض بگیریم علاوه‌بر جمعیت به‌دست‌آمده، دو یوزپلنگ نر و دو یوزپلنگ ماده دیگر در این زیستگاه حضور دارند که ما آنها را ثبت نکردیم، آیا با حضور چهار یا پنج یوزپلنگ بیشتر، تغییری در استراتژی‌های حفاظتی حاصل می‌شود؟ آیا یوزپلنگ ما از مرحلهٔ به‌شدت در خطر انقراض تغییر جایگاه خواهد داد؟ فکر نمی‌کنم کارشناسی چنین نظری داشته باشد. ما باید به این نکته توجه کنیم که پایش‌ها فقط یک زیردستی اطلاعاتی به ما می‌دهند و چیزی که مهم است برنامه‌ریزی استراتژی‌های حفاظتی برپایهٔ این نتایج است. به‌طور مثال در این چندسال تنها یوزپلنگ نری که در محدودهٔ پارک ملی ثبت و مشاهده شده، فراز است. پس باید در برنامه‌ریزی‌ها به حفظ این فرد توجه ویژه داشته باشیم و از انجام ریسک بپرهیزیم.

 

 گر پایش اولویت نیست، چه موردی را اولویت می‌دانید؟

 من فکر می‌کنم اگر پایش‌ها را در دستهٔ تحقیقات و نه استراتژی حفاظتی قرار دهیم، دید بهتری در مورد اولویت‌ها پیدا می‌کنیم. همواره نیاز و قطع کردن پایش به‌طور مسلم کار اشتباهی است، ولی چیزی که زنگ خطر را به صدا در می‌آورد تعویق برنامه‌های حفاظتی به‌بهانهٔ انجام پایش‌های گسترده‌تر با دوربین‌ها و منابع بیشتر است. تجربهٔ تلخی را که در زیستگاه‌های جنوبی در تاریخ حفاظت یوزپلنگ ثبت شد، هیچ‌وقت نباید فراموش کنیم. پس از پایان پایش‌ها در سال ۹۵ و اعلام عدم زادآوری در زیستگاه‌های جنوبی تا سال‌ها بعد چه به‌طور شخصی و چه حتی در جلسات سازمان محیط‌زیست، افراد از عدم انجام پایش کافی در زیستگاه‌های جنوبی یاد می‌کردند و این موضوع به یک مانع بزرگ در زنده‌گیری تنها یوزپلنگ‌های نر آن مناطق و از دست رفتن کامل ژن ارزشمند این یوزپلنگ‌ها تبدیل شد. همه می‌دانیم توان سازمان محیط‌زیست و حتی نهادهای مستقل در ایران، چه از نظر نیروی انسانی و چه منابع مالی بسیار اندک است، برای همین تئوری انجام پایش‌های بسیار بزرگتر چیزی جز ایجاد مانع برای حفاظت مستقیم و کارآمد از یوزپلنگ نیست. پیشنهاد من به‌عنوان کسی که زمانی هرماه برای پایش در زیستگاه یوزپلنگ بوده، این است که اجازه بدهیم پایش‌های موجود ادامه پیدا کند، کمک کنیم نقایص رفع شود و کار هدفمندتر و به‌روز پیش برود، به خروجی‌ها توجه و به نتایج اعتماد کنیم. این یک امر متقابل است، همانقدر که توقع داریم پایش‌های وسیع و صحیح انجام شود، همانقدر هم توقع است که در برنامه‌ریزی‌ها به نتایج توجه و حساسیت‌ها در نظر گرفته شود. از طرف دیگر اگر به پایش‌ها به چشم پژوهش نگاه کنیم، هیچ‌گاه از اولویت‌های پژوهشی خارج نخواهد شد و به‌شکل مکمل در کنار فعالیت‌های حفاظتی قرار خواهد گرفت.

 

 چنانچه قرار باشد حفاظت مشارکتی برای حفظ یوز داشته باشیم، این حفاظت چطور باید اتفاق بیفتد؟

درگیر کردن تمامی ‌افراد منتخب در تهیه و نگارش برنامهٔ عمل که منجر به پذیرش تمام اعضا و جلوگیری از مخالفت‌ها در آینده می‌شود

 مشارکت در گروه‌های مختلف باید اتفاق بیفتد، از مردم محلی تا سمن‌ها و صنایع که قطعاً کار سخت و حساسی است. اگر به هر بخش به‌طور جداگانه نگاه شود، برنامه‌ریزی دقیق‌‌تری هم انجام خواهد گرفت. در حال حاضر تقریباً مشارکتی گرفته نمی‌شود. گروهی که از همهٔ گروه‌ها هم در حفاظت از یوز تأثیرگذارتر است، جوامع محلی زیستگاه یوز هستند.

نقاط مشاهدهٔ یوزها در حال  حاضر ما به نشان می‌دهد که تا چه حد یوزها به جوامع محلی و روستایی نزدیک شده‌اند، اما متأسفانه حتی کار آموزشی برای این مردم انجام نمی‌گیرد،‌ چه رسد به کار مشارکتی که متخصص خودش را می‌طلبد. اشاره به این نکته لازم است که برای مشارکت‌گیری نیاز به کارشناس این کار و یا نیرویی که مشخصاً به این منظور آموزش ببیند‌، داریم. پروژه‌های ضرب‌الاجلی و سپردن کار به افرادی که حتی شناختی روی کلمهٔ مشارکت ندارند، می‌تواند بسیار مضرتر از انجام نشدن این پروژه‌ها برای حفاظت از یوزپلنگ باشد. باز هم تأکید می‌کنم که اشتباه در مشارکت‌گیری از جامعهٔ محلی می‌تواند نتیجهٔ کاملاً برعکس بر حفاظت از این گونه داشته باشد.  

 

 بارها شاهد برگزاری جلسات مختلف برای مشارکت کارشناسان بوده‌ایم؛ وقتی اختلاف‌نظرها بین کارشناسان در سطوح مختلف وجود دارد، به‌نظر شما چطور می‌توان هم دیدگاه‌های مختلف را لحاظ و هم یوز را حفظ کرد؟

مشخصاً نبود یک برنامهٔ نجات، به ادامهٔ اختلاف‌نظرها و یا اعمال نظرات شخصی در هر بخشی منجر می‌شود. حتی زمانی که پروژهٔ یوز سندی برای این منظور داشت، به‌دلیل مشارکت نگرفتن در تهیه و اجرای سند، هیچ‌وقت در بین گروه‌ها به رسمیت شناخته نشد. لازم است تا یک برنامه تنها با دست‌اندرکاران حفاظت، شامل سازمان حفاظت محیط‌زیست، سمن‌ها و کارشناسان مستقل در میدان، تهیه شود و بعد برای انجام هر بخش، هر فرد یا مؤسسهٔ نقش‌پذیری داشته باشد. نکاتی که فکر می‌کنم باید به آن توجه شود، بزرگ نکردن این گروه به افراد خارج از حوزهٔ حفاظت از یوزپلنگ در ایران است. درگیر کردن تمامی ‌افراد منتخب در تهیه و نگارش برنامهٔ عمل که منجر به پذیرش تمام اعضا و جلوگیری از مخالفت‌ها در آینده می‌شود و ارزیابی نقش‌های پذیرفته و انجام‌شده در بین همان گروه افراد هم ضروری است. به این شکل می‌شود هم تمام نظرات را اعمال کرد و هم از تمامی‌ پتانسیل‌ها برای حفاظت بهتر بهره برد.

به اشتراک بگذارید:





نظر کاربران

نظری برای این پست ثبت نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

مطالب مرتبط

حشــــــرات همه‌جا هستند، مگر در بودجه‌ها

«پیام ما» وضعیت پژوهش درباره حشرات در ایران را، در اردیبهشت که ماه «گرده افشان»هاست بررسی می‌کند

حشــــــرات همه‌جا هستند، مگر در بودجه‌ها

«پارک ملی صیدوا» بهشت پلنگ ایرانی و مرال در سمنان

«پارک ملی صیدوا» بهشت پلنگ ایرانی و مرال در سمنان

پسماندهایی که هنـــــوز می‌جنگند

پسماندهایی که هنـــــوز می‌جنگند

ژاپن چگونه به تالاب‌های ایران کمک می‌کند؟

گفت‌وگوی اختصاصی «پیام ما» با سفیر ژاپن در تهران

ژاپن چگونه به تالاب‌های ایران کمک می‌کند؟

خلیج فارس در آستانه موج‌های دو متری

هشدار جوی برای شمال خلیج فارس

خلیج فارس در آستانه موج‌های دو متری

مدیریت تالاب آق‌قشلاق با صدور سند رسمی مالکیت وارد فاز جدید شد

مدیریت تالاب آق‌قشلاق با صدور سند رسمی مالکیت وارد فاز جدید شد

خروس کولی سینه سیاه برای نخستین بار در تالاب کانی‌برازان مهاباد مشاهده شد

خروس کولی سینه سیاه برای نخستین بار در تالاب کانی‌برازان مهاباد مشاهده شد

ثبت بی‌سابقه «دایره افسون‌گری» شوکا در بهار در جنگل‌های گیلان/ ویدیو

ثبت کم‌سابقه رفتار حیات‌وحش در جنگل‌های هیرکانی

ثبت بی‌سابقه «دایره افسون‌گری» شوکا در بهار در جنگل‌های گیلان/ ویدیو

کاهش جمعیت جبیرها در زیست‌بوم زادآور یوزپلنگ آسیایی/ نقش خشکسالی و جابجایی یوزها به مناطق شمالی‌تر

چالش‌های زیستگاه یوزپلنگ آسیایی در توران

کاهش جمعیت جبیرها در زیست‌بوم زادآور یوزپلنگ آسیایی/ نقش خشکسالی و جابجایی یوزها به مناطق شمالی‌تر

باران می‌بــــارد، خشکسالی می‌ماند

باران می‌بــــارد، خشکسالی می‌ماند

بیشترین نظر کاربران