در گفت‌وگو با «امید نیاز»، کارگردان تئاتر مطرح شد

بیان آیندهٔ کودک خانوادهٔ نابسامان در «دوم‌شخص مفرد»





بیان آیندهٔ کودک خانوادهٔ نابسامان در «دوم‌شخص مفرد»

۴ مهر ۱۴۰۳، ۹:۰۹

وزن این سخن که هنرهای نمایشی یکی از کارکردهای مهم هنری برای کاهش آلام و آسیب‌های اجتماعی به‌ویژه در عرصهٔ خانواده است، مشخص نیست. اما اگر این‌طور نبود تاکنون به این اندازه تئاترهای با مضامین اجتماعی، روانشناسی و فلسفی مورد اهمیت قرار نمی‌گرفت و بی‌شک یکی از حلقه‌های مفقوده در حوزهٔ تعالی نظام خانواده هنر نمایش و تئاتر است؛ تئاتری که بتواند با پرداختن به مشکلاتی که نظام خانوادهٔ امروز با آن روبه‌رو است، به ارائه راهکار بپردازد. باوجود مشکلات و کاستی‌هایی که در حوزهٔ هنرهای نمایشی در شهرستان‌ها وجود دارد، هنوز نمایش‌هایی خوب و استاندارد که به مضامین اجتماعی، روانشناسی و حوزهٔ خانواده بپردازد در شهرستان‌ها اجرا می‌شود که یکی از این کارها نمایش «دوم‌شخص مفرد» است که قرار است به نویسندگی و کارگردانی «امید نیاز» در اصفهان روی صحنه رود. نمایشی که به تبعات ناگوار تربیت کودک در یک خانوادهٔ نابسامان می‌پردازد. گفت‌وگویی با کارگردان این نمایش انجام داده‌ایم که مشروح آن به شرح ذیل است.

ایدهٔ اجرای نمایش «دوم‌شخص مفرد» از کجا آغاز شد؟

نگارش و تمرین پروژهٔ «دوم‌شخص مفرد» اولین‌بار سال ۱۴۰۱ آغاز شد که بنابه حوادثی که در کشور به وقوع پیوست، اجرای آن متوقف شد. تا اینکه با پیگیری دوستان در وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی اجرای مجدد این کار در سال جاری رقم خورد. اما در کل اجرای این نمایش از اتمام نمایش قبلی آن یعنی «اول‌شخص مفرد» آغاز شد؛ ایده‌ای که قرار است چالش‌های نظام خانواده و جامعه را در یکسری نمایش‌های سریال‌وار بیان کند.

*این نمایش چه ارتباطی با «اول‌شخص مفرد» دارد؟

ما در اول‌شخص مفرد آسیب‌شناسی می‌کردیم، کودکی که در یک خانوادهٔ نابسامان بزرگ شود، در آینده با چه مشکلات شخصیتی، عاطفی و روانی مواجه می‌شود. در دوم‌شخص مفرد این حال و احساس تنهایی را در جامعه آورده‌ام که حالا این طرز نگاه چه بازخوردی در جامعه خواهد داشت

دوم‌شخص مفرد در امتداد اول‌شخص مفرد است. در اول‌شخص مفرد، من و در دوم‌شخص مفرد، ما را بررسی کرده‌ایم. یعنی در اول‌شخص مفرد از جهان و دیدگاه من (مهردادی که نقش قربانی را به‌لحاظ روانشناسی در این نمایش اجرا می‌کرد) بررسی می‌شد، اما در دوم‌شخص مفرد که در ادبیات فارسی همان تو است، از دید تو، یعنی مخاطبان، این شخصیت (مهرداد) را بررسی می‌کنیم.

از اول مهرماه اول‌شخص مفرد در اصفهان اجرا می‌شود. به علاقه‌مندان توصیه می‌کنم اگر می‌خواهند دوم‌شخص مفرد را ببینند، حتماً قبل از آن نمایش اول‌شخص مفرد را ببینند؛ زیرا این تئاتر جزو معدود آثاری است که به‌صورت سریالی جلو می‌رود. ما تئاترهایی که دارای قسمت‌های یکم و دوم و شاید در آینده به قسمت سوم منجر شود، خیلی کم داریم.

 

 در نمایش به چه جنبه‌های از نظام خانواده پرداخته شده است؟

ما در اول‌شخص مفرد آسیب‌شناسی می‌کردیم کودکی که در یک خانواده نابسامان بزرگ شود، در آینده با چه مشکلات شخصیتی، عاطفی و روانی مواجه می‌شود و این نابسامانی‌ها چه تأثیری در روابط عاطفی و زندگی فردی او دارد و تا اینجا نمایش به پایان می‌رسید. اما مابعدی نداشت و مخاطب از خودش می‌پرسید: حالا این فرد که در نمایش اول‌شخص مفرد مهرداد نام دارد، با قصهٔ تنهایی و اختلال‌های روحی روانی‌اش چه می‌خواهد بکند؟ و من در دوم‌شخص مفرد این حال و احساس تنهایی را در جامعه آورده‌ام که حالا این طرز نگاه و دیدگاه مهرداد تنهای اول‌شخص مفرد چه بازخوردی در جامعه خواهد داشت و نگاه مردم عادی و جامعهٔ عصر حاضر به این نوع انسان‌های تنها چگونه خواهد بود.

فراموش نکنیم که علی‌رغم اینکه من خواستم این مسئله را در ایران نشان دهم، در کل تلاشم بر این بود که حرف کلی راجع‌به تنهایی انسان عصر حاضر در جهان بزنم. نمی‌خواهم ادعای بزرگی کرده باشم، اما نخواستم در دوم‌شخص مفرد جغرافیا به کار دهم و درواقع به جهان ماتریالیسمی و دنیای مصرف‌گرایی اشاره کرده‌ام که انگار همهٔ انسان‌ها با همهٔ احساساتشان بین چرخ‌دهنده‌های جهان مادی دارند له می‌شوند، انگار ارزش‌های واقعی یک انسان به ضدارزش تبدیل‌ شده و ارزش‌های جهان مادی و مصرف‌گرایی و تکنولوژی و مدرنیته به‌گونه‌ای بر جهان سایه افکنده است که ارزش انسان‌ها به‌سمت مادیات سوق پیدا کرده و این تجربهٔ مشترکی است که در حال حاضر همهٔ انسان‌های دنیا  تجربه می‌کنند.

 

 متن نمایش دوم‌شخص مفرد برگرفته از تجربهٔ زیستی شما است؟

نمی‌توانم بگویم براساس تجربهٔ زیستهٔ من است بلکه براساس جهان‌بینی خودم است و با مطالعات اندک یا زیادی که در حوزهٔ روانشناسی و فلسفه داشتم، متن این نمایش را به نگارش درآوردم. من برای نگارش دوم‌شخص مفردم از مشاورین روانشناسی، جامعه‌شناسی و فلسفه همچون دکتری مهری فاتحی، ماندا مقدم، هاشم شریف‌زاده کمک گرفتم و مابقی برگرفته از مطالعات شخصی خودم، جهانی که برگرفته از روانشناسی اگزیستالیسم «اروین یالوم» تا نظریات «آرتور شوپنهاور»، آلبرت کامو و … است. سعی کردم در نمایش دوم‌شخص مفرد تلفیقی از روانشناسی و فلسفه و دردهایی که انسان حاضر دارد، مطرح کنم. انگار قهرمان این نمایش نمایندهٔ آدم‌هایی است که از این جهان مصرف‌گرایی، جهان عشق‌های فست، طلاق‌های فست، جدایی فست و همه‌چیز فست و … خسته‌اند.

 

 نمایش یک درام اجتماعی است یا در آن رگه‌هایی از سیاه‌نمایی وجود دارد؟

در کار، سیاه‌نمایی وجود ندارد؛ فقط یک موقعیت خلق می‌شود که در این موقعیت انسان به نمایندگی از جهان مادی عصر حاضر که می‌تواند دوست من و شما و یا خود من و شما باشد، حضور دارد و انسان دیگر که رویکرد دیگرش خیال و احساس است و با جنگ و کنش و واکنش بین این دو، درام در قصهٔ من شکل می‌گیرد. یک بازیگر سندروم داون داریم که به احساس و لطافت این نمایش کمک می‌کند و جالب است که او تنها فردی است که این جهان رمانتیک مهرداد را باور می‌کند. انگار انسانی است که ظاهراً، نه باطناً، استانداردهای یک انسان سالم را ندارد، درصورتی‌که من در طول نمایش ثابت می‌کنم که این فرد سندروم داون از خیلی از ما انسان‌ها سالم‌تر، لطیف‌تر و شریف‌تر است.

مورد دیگر که می‌خواهم به آن اشاره‌ کنم، خلق لحظات کمدی و خاص در اجرا است و این موارد بسیار برای مهم بود و اصلاً به بحث‌های سیاه‌نمایی و جامعهٔ سیاه همچون فیلم‌هایی که می‌خواهند در جشنوارهٔ کن و اسکار راه یابند و مادام از دربه‌دری جامعه می‌گویند، نیست. در اصل نمایش دوم‌شخص مفرد گزارشی از شرایط حاضر و شاید به قول سهروردی، مولانا و حافظ و خیلی از شعرایی که در اجرای این نمایش از آنها اسم برده و اشعاری از آنها خوانده می‌شود، انگار نسخهٔ درمانی که هم‌اکنون داریم، روی آوردن به عشق و خیال است. تجویزی که من در اجرایم برای انسان‌ها جهت تحمل مصائب زندگی پیشنهاد می‌کنم، عاشقی است.

 

 این نمایش همچون اول‌شخص مفرد دارای دیالوگ‌های جنسی جهت خنداندن مخاطب است؟

هدف از استفاده از دیالوگ‌هایی که شما می‌گویید جنسی، اصلاً ایجاد طنز و خنده نبوده است بلکه راجع‌به یک انسان روان‌پریش و بسیار تنها که از عقده‌هایی همچون عقده‌های «ادیپ» و «الکترا» و خیلی از عقده‌های روانشناختی رنج می‌برد، صحبت می‌کنیم. طبیعی است این انسان روان‌پریش با خودش دیالوگ‌هایی دارد که جزو ملزومات آن است؛ مثل‌ اینکه اگر شما چلوکباب سفارش دهید کنار آن گوجه و پیاز هم هست و اگر پیتزا سفارش دهید در کنارش سس کچاب هم وجود دارد، حالا اگر این دیالوگ‌ها را در نمایش برای شخصیتی که از دوران کودکی دچار ظلم  قرار گرفته، ناپدری داشته و یک‌جاهایی عقده‌های جنسی داشته نمی‌آوردم، خیلی از روانشناسان و منتقدین تئاتر می‌گفتند جای این نوع دیالوگ‌ها خالی است.

در دو نمایش اول‌شخص مفرد و دوم‌شخص مفرد با انسانی مواجه هستیم که نیاز داریم در حد و بضاعت تئاتر ببینیم این دیالوگ‌ها هدفش این نیست که مخاطب را بخنداند. در اثر قبلی من به‌نام «سندروم بلونیا» ما با انسان‌های مواجه نبودیم که همچون شخصیت مهرداد ضربه خورده باشند، به همین دلیل هیچ دیالوگ جنسی در نمایش نبود. می‌خواهم بگویم این نوع دیالوگ‌ها جز ملزومات این متن نمایش است و این پرده‌دری و صراحت در کلام هم‌اکنون در تئاتر جهان به‌نوعی به‌نام تابوشکنی وجود دارد.

به اشتراک بگذارید:





نظر کاربران

نظری برای این پست ثبت نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بیشترین نظر کاربران

سینماگران پای کارِ ایران

سینماگران پای کارِ ایران