گزارشی از رونمایی شماره دوم مجله «دوباره» وگفت‌وگو با «مهراوه فردوسی» درباره جایگاه ناداستان در ادبیات امروز ایران

روایت، تأیید رنج آدمــــــــی

ناداستان، ژانری که مرز زندگی و ادبیات را جابه‌جا کرده است





روایت، تأیید رنج آدمــــــــی

۱۳ اردیبهشت ۱۴۰۵، ۲۲:۰۰

اگر عنوان ادبیات قرن بیستم را «مدرنیسم» بدانیم، چندان دورازذهن نیست که قرن بیست‌ویکم را «قرن روایت» بنامیم؛ دوره‌ای که در آن روایت‌های مستند به بخشی جدایی‌ناپذیر از ادبیات تبدیل شده‌اند و حتی در سال ۲۰۱۵، «آکادمی نوبل» را مجاب کردند که برای نخستین‌بار جایزه ادبیات را نه به یک اثر داستانی، بلکه به روایتی مستند به نام «جنگ چهره زنانه ندارد» اختصاص دهد. چنین رویکردی، ژانر روایت را به رسمیت شناخته است. انتشار گسترده جستار و روایت‌های مستند در جهان و ترجمه و تألیف ناداستان در ایران، گواه همین تغییر است. افزون بر کتاب‌ها، روایت هسته اصلی مجلاتی چون «داستان همشهری»، «ناداستان» و «سان» بوده و این روزها فصلنامه «دوباره» نیز از روایت می‌گوید.

در روزهایی که جنگ، تعلیق فرساینده، موج بیکاری و مشکلات اقتصادی مجالی برای اندیشمندانه زیستن باقی نمی‌گذارد، هنوز ناشرانی هستند که اگرچه به‌سختی، اما در حال آماده‌سازی خوراک فکری برای مردم‌اند. بحران کاغذ، وضعیت اجتماعی نامعلوم و قطعی مکرر اینترنت، تولید محتوای فرهنگی را دشوار کرده است. بااین‌حال، شاید برای آیندگان شگفت‌انگیز باشد که در چنین زمانه‌ای مجله‌ای مستقل منتشر شود و از «روایت» بگوید؛ روایتی چندبعدی از موضوعاتی چون «شروع دوباره» و «فرار». گویی روایت و کلمه تنها بازماندگان مردم این عصر پرحادثه‌اند.

تابستان گذشته نخستین شماره مجله «دوباره» رونمایی شد؛ فصلنامه‌ای با محوریت ناداستان به سردبیری مهراوه فردوسی که نامی آشنا در حوزه روایت‌های مستند است. در گفت‌وگویی که «پیام ما» به مناسبت انتشار دومین شماره با او انجام داده است، به جایگاه ژانر مستند در ادبیات و ضرورت مکتوب‌کردن روایت‌های شخصی پرداخته‌ایم.

جهان ادبیات، متأثر از شرایط زمانه و سلیقه مخاطب، نه فقط با ادبیات داستانی مبتنی بر تخیل، بلکه با گونه‌ای عینی‌تر از ادبیات ارتباط برقرار می‌کند؛ ژانری که به فارسی «ناداستان» ترجمه شده است.مهراوه فردوسی مدیر مسئول مجله ناداستان “دوباره” در توضیح معنای این ژانر می‌گوید: «ناداستان، ژانری جدید در ادبیات‌معاصر است که بر روایت‌های مستند و واقعی تکیه دارد. مطابق با این تعریف، جستار، مموآر، خاطرات، سفرنامه، روایت‌های شخصی و گزارش‌های مستند همگی در زمره ناداستان قرار می‌گیرند.»

مرور کارنامه فردوسی نشان می‌دهد او پیش‌تر نیز سردبیری مجلاتی با محوریت ناداستان را برعهده داشته و کتاب «خیابان گاندی؛ ساعت پنج عصر» را در قالب جستاری جنایی منتشر کرده است. او درباره چرایی نوشتن از دریچه زیست شخصی می‌گوید: «پیوند زندگی روزمره با ادبیات در قالب ناداستان برایم جذاب است. استقبال مردم از این ژانر نشان می‌دهد که جهان معاصر تمایل کمتری به زیستن در جهان تخیلی دارد و ترجیح می‌دهد بی‌واسطه از زندگی و واقعیاتش بخواند. از طرفی ناداستان پلی است میان گزارشگری و روزنامه‌نگاری و به این واسطه امکان بیشتری برای بیان واقعیت در قالبی ادبیات وجود دارد.»

«گلی امامی»، نویسنده و مترجم، در گفت‌وگو در شماره اخیر «دوباره» جمله‌ای خواندنی دارد: «اگر ناداستان می‌خواهید، بوستان سعدی بخوانید.» از فردوسی درباره پیشینه ناداستان در ادبیات ایران می‌پرسم و او چنین توضیح می‌دهد: «ناداستان گونه‌ای نو در ادبیات است و همین معاصر بودن، جنبه‌های مثبت و منفی دارد. مثبت ازآن‌جهت که می‌توان گفت ادبیات کلاسیک ما با آثاری چون سفرنامه‌ها، خاطرات پادشاهان،   تاریخ بیهقی کفه سنگینی در ناداستان دارد و منفی ازآن‌جهت که ما هنوز در مرحله آزمون‌وخطا برای تبیین قالب نان‌فیکشن جهانی در ادبیات فارسی هستیم.»

هر شماره «دوباره» حول یک موضوع واحد شکل می‌گیرد؛ موضوعی که «روایت» نخ تسبیح آن است؛ اما جبر جغرافیایی و سیل حوادث در ایران سبب شده هر شماره به‌نوعی با جنگ گره بخورد. فردوسی درباره نسبت جنگ و روایت می‌گوید: «به کلمه درآوردن رنج و احساسات، به‌رسمیت‌شناختن آن‌هاست؛ تأییدی درونی بر تاب‌آوری آدمی و شاید راهی برای رسیدن به آرامش باشد.روایت پناهگاه است و با روایت‌کردن است که نسبت هر فرد با جهان و وقایع پیرامونش آشکار می‌شود.»

او در کنار رویکرد ادبی، به وجوه اجتماعی ناداستان هم اشاره می‌کند: «در وضعیتی که شرایط اجتماعی و جنگ، عاملیت شخصی را از افراد سلب کرده و کنترل زندگی بیرونی از دستشان خارج شده است، گویی ادبیات لنگرگاهی برای اتصال به جهان درونی است؛ جهانی که در آن، فارغ از سیاست‌های داخلی و خارجی، می‌توان زیستی ارادی و نسبتاً آزاد را تجربه کرد. برای برخی این آزادی در خواندن و انتخاب سبک دلخواهشان در ادبیات است و برای گروهی در نوشتن و منتشرکردن آن؛ اما در نهایت، این فرایند به اتصال دوباره انسان با ادبیات می‌انجامد.»

شماره دوم «دوباره» با محوریت «فرار» منتشر شده و مجموعه‌ای از روایت‌های شخصی، جستارها و روایت‌های مستند را در برمی‌گیرد؛ آثاری از نویسندگان جوان و چهره‌های شناخته‌شده که هرکدام از زاویه‌ای متفاوت به این مفهوم پرداخته‌اند. این شماره نسبت به نخستین شماره، گستره موضوعی وسیع‌تری دارد و تلاش کرده روایت را نه فقط به‌عنوان فرم ادبی، بلکه به‌مثابه شیوه‌ای برای فهم جهان امروز بازخوانی کند.
مجله «دوباره» بر این ایده استوار است که روایت نه فقط شیوه‌ای برای نوشتن، بلکه راهی برای زیستن در جهان متلاطم امروز است. شاید به همین دلیل است که ناداستان بیش از هر زمان دیگری به زبان مشترک نویسندگان و خوانندگان بدل شده است؛ زبانی که در آن رنج، تجربه و واقعیت مجال دیده‌شدن پیدا می‌کنند.

به اشتراک بگذارید:





نظر کاربران

نظری برای این پست ثبت نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *