دربارۀ «محمدعلی بهمنی» ترانه‌سرای معاصر که از دنیا رفت

شاعری برای همۀ نسل‌ها





شاعری برای همۀ نسل‌ها

۱۱ شهریور ۱۴۰۳، ۹:۱۷

سال‌ها پیش سروده بود، «من زنده‌ام هنوز و غزل فکر می‌کنم» و چه پیش از بازایستادن قبلش از تپش، حوالی ساعت ۲۳ روز جمعه نهم شهریورماه و چه پس از آن، همین غزل‌هایش بود که میان دوستدارانش جریان داشت. «محمدعلی بهمنی» در حالی از دنیا رفت که میان شاعران معاصر خود، به‌عنوان غزل‌سرای صاحب نوآوری و ترانه‌سرایی خاطره‌ساز برای چند نسل شناخته می‌شد و تأثیر نوآوری‌های او در کنار هم‌نسلانش در غزل معاصر را، شاید بتوان تا سال‌‌ها بعد هم دید.

متولد سال ۱۳۲۱ در دزفول بود و شامگاه نهم شهریور به دنبال عارضۀ مغزی در ۸۲ سالگی درگذشت. ماجرای شاعری‌اش از آنجا آغاز شد که به گفتۀ خودش، ۸ یا ۹ ساله بود، نخستین شعرش به‌واسطۀ «فریدون مشیری» در یک مجله چاپ شد. بعدها خودش هم سر از انتشارات «بامداد» در آورد و نخستین مجموعه شعرش را در ۱۳۵۰ خورشیدی با عنوان «باغ لال» که مجموعه‌ای از شعرهای نیمایی است، در این انتشارات به چاپ رساند. این کتاب در شرایطی منتشر شد که بیش از دو یا سه غزل را در خود نداشت. کتاب بعدی‌اش هم که در سال ۱۳۵۱ منتشر شد، هم با غزل فاصله داشت و هم با شعر نیمایی و این موضوع از نام کتاب هم که «در بی‌وزنی» گذاشته شده بود، پیدا بود. چهار سال بعد مجموعه‌ای از شعر کودک را با عنوان «گیسو، کلاه، کفتر» چاپ کرد. پس از سال‌ها و در ۱۳۶۹ خورشیدی با انتشار مجموعۀ غزل «گاهی دلم برای خودم تنگ می‌شود»، خوش درخشید و این کتاب منجر به بازگشایی فصلی تازه در زندگی‌اش شد. بهمنی در ۱۳۷۴ خورشیدی همکاری خود را با هفته‌نامۀ «ندای هرمزگان» آغاز کرد و صفحه‌ای با عنوان «تنفس در هوای شعر» را هر هفته در پیشگاه مشتاقان خود قرار داد. او در ۱۳۷۷ خورشیدی مجموعۀ «شعر شاعر شنیدنی است» را به چاپ رساند. یک سال بعد، مجموعۀ «عشق است او» روانۀ بازار شد.

حامد حسین‌خانی: ترانه‌های او هنرمندی‌های غزل را دارد و غزل‌هایش سادگی‌های ترانه را؛ شاید تنها شاعری که توانسته این کار را به‌طور مداوم و نه موردی انجام دهد، بهمنی است

بعد از این سال‌ها هم چندین مجموعه شعر دیگر منتشر و با غزل‌هایش به دلیل سادگی اشعار و آوردن سبک نیمایی به غزل، میان مخاطبان جایگاه پیدا کرد؛ همان‌طور که خودش هم در یکی از اشعارش گفته بود: «جسمم غزل است، اما روحم همه نیمایی است.»

سال‌ها ترانه‌سرایی و استعفا از شورای ترانه

چه پیش از انقلاب چه پس از آن، ترانه‌های زیادی برای خوانندگان مختلف خلق کرد. در یکی از مصاحبه‌هایش دربارۀ تفاوت شعر و ترانه گفته بود: «فرق ترانه با شعر در این است که زبان به شما اجازۀ خلق اثر می‌دهد، درحالی‌که در شعر همین زبان اجازۀ پیش‌اندیشی به شما نمی‌دهد. در ترانه، زبان فرصت ساخت آن را فراهم می‌کند، چون شما نمی‌توانید خالق ترانۀ خود باشید، بلکه محدودیت‌ها شرایطی را به وجود می‌آورد که ترانه را خلق کنی.»

او در این عرصه با خوانندگان زیادی همکاری کرد که ازجملۀ آن‌ها می‌توان به «علیرضا قربانی»، «ناصر عبداللهی» و «حبیب» اشاره کرد. حتی ترانه‌های او از آنجا که گاهی تیتراژ سریال‌های تلویزیونی بودند هم، به گوش مخاطبان زیادی آشناست.

او زمستان سال ۱۳۹۳ و پس از درگذشت «مشفق کاشانی» به سمت ریاست شورای شعر و ترانۀ دفتر موسیقی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی منصوب شد. اما در سال ۹۷ با نگارش متنی در صفحۀ خود در فضای مجازی، از استعفا و کناره‌گیری‌اش از این سمت خبر داد. بعد از این استعفا، برخی رسانه‌ها این مسئله را با حاشیه‌های مجوز گرفتن آلبوم «ابراهیم» مرتبط دانستند، ولی بهمنی در گفت‌وگو با باشگاه خبرنگاران جوان، گفته بود: «این استعفا ارتباطی با موضوع مجوز آلبوم «ابراهیم» محسن چاوشی ندارد و من هیچ دخالتی در کار چاوشی برای انتشار این آلبوم نداشتم.» بهمنی دربارۀ این آلبوم توضیح داده بود: «متأسفانه انتشار آلبوم چاوشی ۹ ماه به تاخیر افتاد. با وجود اینکه اصلاحیه‌هایی به اشعارش وارد شده است، اما اثر بسیار با ارزشی است. البته چند سال پیش به یک اثر این خوانندۀ پاپ ایراد گرفتم آن‌هم به این دلیل که آن شعر در شأن چاوشی و حسین صفا، شاعر اشعارش نبود. به‌هرحال استعفای من برای مجوز اشعار آلبوم اخیر محسن چاوشی نبوده است.» بهمنی دربارۀ علت استعفایش گفته بود که مربوط به خود دفتر شعر و فعالیت‌هایی است که در آن صورت می‌گیرد: «نباید دفتر موسیقی زیر بار ترانه‌های ضعیف برود. ما تذکر دادیم، اما دوستان حرف‌های ما را نپذیرفتند. من هم گفتم چرا دادن مجوز به این اشعار ضعیف به اسم ما تمام شود.»

 

  فرم نیمایی در غزل

«به نظر من درکی که امکان گفتن غزل را می‌دهد، در خود نیماست.» این جمله را بهمنی در یکی از گفت‌وگوهایش مطرح کرده بود. «حامد حسین‌خانی» شاعر، دربارۀ فرم اشعار او به «پیام ما» می‌گوید: «یکی از ویژگی‌های مهمی که در غزل بهمنی وجود دارد و در ترانه‌هایش نیز به‌گونه‌ای دیگر بازتاب پیدا کرده، همین نکته است که تغزل و غزل‌سرایی یک سنت دیرینۀ تاریخ ادبیات ما است؛ به این معنا که ریشه‌های بهمنی هم به لحاظ عناصر  عاطفه و خیال و هم اندیشه در سنت‌های تغزل است، اما از طرفی او در زبان و حتی گاهی در فرم و نوع نگاهش به نوع مقولۀ غزل، به نوآوری نیز رسیده بود؛ به همین دلیل است که بهمنی در غزل معاصر مهم می‌شود.»

او معتقد است که اگر غزل‌سرایانمان را یک رشته‌کوه ببینیم که قله‌هایی دارد، یکی از باشکوه‌ترین و در واقع آخرین قلۀ آن، «محمدعلی بهمنی» است.

حسین‌خانی دربارۀ نوآوری‌هایی که او در غزل ایجاد کرد، توضیح می‌دهد: «تقریباً از دهۀ ۵۰، چند تن شاعر داریم که بعد از نیما، در حال کار روی غزل هستند. طبعاً از انقلاب ادبی نیما بسیار تأثیر گرفتند و نوآوری‌های او و ضرورت‌هایی که شعر نیمایی را پدید آورده درک کردند، اما درعین‌حال قریحه و توانایی خود را در حوزۀ سرودن غزل دارند. این شاعران سعی کردند بخشی از پیشنهادهای پنهان و آشکار نیما را در فرم غزل اجرا کنند. یکی از آنان زنده‌یاد «منوچهر نیستانی» است که شاید قدری زودتر این حرکت را شروع کرد. در کنار او «حسین منزوی» و «محمدعلی بهمنی» چنین کاری را انجام دادند. در میان زنان شاعر هم، «سیمین بهبهانی» چنین رویکردی را با ویژگی‌های دیگری که در غزل خود ایجاد کرد، دارد. با رویکرد این چند نفر که بعدها هم در نسل‌های بعدی ادامه پیدا کرد، نوآوری‌های حوزۀ زبان و غزل ادامه پیدا کرد.»

 به گفتۀ حسین‌خانی، سهم بهمنی در این رویکرد، سهم بزرگی است: «او از همان دهۀ ۵۰ به بعد، آثار مهمی منتشر کرد و تقریباً حدود شصت، هفتاد غزل از میان انبوه غزل‌های او بسیار موفق بود؛ این موضوع برای یک شاعر توفیق بزرگی است که طی چند دهه، پنجاه غزلش بین مخاطبان شعر اینچنین پذیرفته‌ شده باشد و حضور یک شاعر را بتواند در بین مخاطبان شعر تثبیت کند.» او دربارۀ نزدیک‌شدن اشعار بهمنی به فرم نیمایی توضیح می‌دهد: «به‌طور خلاصه می‌توان گفت، مصراع‌های غزل بهمنی به لحاظ تعداد هجاها و افاعیل عروضی و از نظر موسیقی، کوتاه و بلند می‌شوند. ضمناً از لحاظ زبانی، واژه‌ها و ترکیب‌هایی را به‌ کار می‌گیرد که سابقۀ آن را در شعر نیمایی می‌بینیم؛ البته چنین کاری را پیش از بهمنی، منوچهر نیستانی انجام داده، اما بهمنی آن را به کمال رسانده است.»

 

  ترانه‌های او هنرمندی‌های غزل را دارد و غزل‌هایش سادگی‌های ترانه را

حسین‌خانی یکی دیگر از ویژگی‌های مهم شعر بهمنی را سادگی و صمیمیت می‌داند: «دایرۀ واژگان اشعار بهمنی به لحاظ بار عاطفی، ساده و صمیمی است. به‌ همین ‌دلیل عنصر عاطفه در اشعار او نیرومند است و از آنجا که عنصر عاطفه در ترانه واجب‌ترین رکن است، همین ویژگی کمک کرده که در ترانه هم بتواند طی چند دهه بسیار موفق ظاهر شود. حتی بعضی غزل‌های او آن‌قدر به لحاظ نحوی راحت شکل گرفته‌اند که انگار ترانه‌اند. ترانه‌های او هنرمندی‌های غزل را دارد و غزل‌هایش سادگی‌های ترانه را؛ شاید تنها شاعری که توانسته این کار را به‌طور مداوم و نه موردی انجام دهد، بهمنی است.»

او معتقد است همین سادگی در اشعار باعث می‌شود که برای همه قابل فهم باشد و نسل‌های مختلف بتوانند با آن ارتباط برقرار کنند: «بنابراین توفیق بهمنی دربارۀ ارتباط با مخاطبان مختلف در چند دهه، به همین ویژگی برمی‌گردد.»

به اشتراک بگذارید:





نظر کاربران

نظری برای این پست ثبت نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *