تحریک احساسات عمومی برای تأمین اعتبار طرح‌های آبی در سیستان

افغانستان و رانت پروژه‌های آبی





افغانستان و رانت پروژه‌های آبی

۷ شهریور ۱۴۰۳، ۹:۳۹

عملیات آبگیری «بند کمال‌خان»، بهمن‌ماه سال ۹۹ آغاز شد و چهارم فروردین سال ۱۴۰۰ با حضور «اشرف غنی»، رئیس‌جمهور وقت افغانستان به بهره‌برداری رسید. سامانۀ انحرافی این بند به‌گونه‌ای طراحی شده بود که حتی در زمان ترسالی، بدون ارادۀ حکام افغانستان، یک قطره آب به‌سمت ایران جاری نشود و غالب سیلاب رودخانۀ «هیرمند»، برای تحقق اهداف حاکمان افغانستان در راستای مهندسی اجتماعی به‌سمت شوره‌زار «گودزره» منحرف شود.

کارشناسان متعددی از اواسط دهۀ ۹۰ دربارۀ پیامدهای بند کمال‌خان هشدار دادند، اما این بند در سایۀ ضعف کمیساران آب هیرمند، تکمیل و به بهره‌برداری رسید.‌ پس از تسلط گروه تروریستی طالبان بر افغانستان، شاهد فصل جدید روابط دولت سیزدهم و طالبان بودیم. ایران در حالت دفاکتو بدون اخذ امتیاز یا تضمین برای گرفتن حقابۀ کشور از رودخانۀ هیرمند، سفارت افغانستان در تهران و چندی بعد علی‌رغم اعزام عناصر نامطلوب در قالب دیپلمات از سوزی وزارت خارجۀ طالبان، کنسولگری این کشور در کلان‌شهر مشهد را به این گروه واگذار کرد. پس از روی‌کارآمدن طالبان، «حسن کاظمی قمی» به‌عنوان نمایندۀ رئیس‌جمهور در امور افغانستان و بعدتر به‌عنوان سرپرست سفارت ایران در کابل منصوب شد و با تشدید بحران آب و مناقشۀ آبی میان دو کشور در سایۀ ناکارآمدی متولیان مذاکرات حقوقی، در زمینۀ مذاکرات سیاسی و حقوقی نقش محوری ایفا کرد و بر خلاف سفیران پیشین ایران، در مصاحبه‌ها و نشست‌های خبری، به مباحث هیدرولوژی می‌پرداخت.

سال ۱۴۰۱، حدود دو میلیارد مترمکعب آب به بهانۀ مشکل فنی دریچه‌های بند کمال‌خان، به‌سمت گودزره منحرف شد و آبی وارد منطقۀ سیستان نشد

چندی پیش مدیرکل روابط‌عمومی راه‌آهن ایران، در قالب یک رشته توییت پیرامون شائبۀ رانت در مناسبات ریلی ایران و افغانستان، علیه کاظمی قمی افشاگری کرد. این مقام رسمی وزارت راه و شهرسازی نوشت: چرا آقای کاظمی قمی مانع شکل‌گیری روابط طبیعی و قاعده‌مند راه‌آهن‌های دو کشور ایران و افغانستان و مانع رسیدن مکاتبات راه‌آهن ایران به راه‌آهن افغانستان شده است؟ مدیرعامل کنسرسیوم ریلی افغانستان، چه نسبت فامیلی‌ای با آقای کاظمی قمی، سفیر جمهوری اسلامی ایران در افغانستان دارد که بدون حتی یک روز سابقۀ ریلی، به این مسئولیت گماشته شده است؟ چرا این کنسرسیوم تحت حمایت آقای کاظمی قمی، حاضر نیست به مقررات معمول سیر و حرکت راه‌آهن و صادرات و واردات ریلی (مانند آنچه بین ایران و بقیۀ کشورهای همسایه وجود دارد) تن دهد؟ آیا حرکت قطار بر روی خطوط راه‌آهن جمهوری اسلامی ایران، بدون مجوز و حتی داشتن بارنامه، تخلف محرز از قوانین کشور نبوده و شائبۀ قاچاق کالا ندارد؟ این شرکت خصوصی در مراوداتش با راه‌آهن افغانستان اصرار دارد و به دروغ خودش را نمایندۀ دولت ایران معرفی می‌کند، درحالی‌که چنین امری بارها تکذیب شده است! باتوجه‌به سؤالات بالا، بوی رانت، انحصارطلبی و احیاناً فساد از کنسرسیوم شنیده نمی‌شود؟ و اگر دیوار کنسرسیوم بخواهد همین‌طور کج و مبتنی‌بر رانت و لابی بالا بیاید، آیا نباید برای آیندۀ مراودات ریلی ایران و افغانستان نگران بود؟

این افشاگری مدیرکل روابط‌عمومی راه‌آهن کشور، در حالی رخ داده که گل‌به‌خودی‌های کاظمی قمی در حوزۀ دیپلماسی رسانه، بهانه‌ای برای عدم واگذاری حقابۀ هیرمند از جانب طالبان و متعاقب آن تشدید بحران آب در سیستان شده است.

اواخر دی‌ماه سال ۱۴۰۰، سیلابی از بند کمال‌خان به‌سمت پایین‌دست بند و به‌سمت مرز ایران رها شد. در اقدامی خارج از عرف دیپلماسی رسانه، مقامات استانی و برخی از نمایندگان به نقل از نمایندۀ رئیس‌جمهور در امور افغانستان، بدون درنظرگرفتن حساسیت ملت افغانستان در قبال آب، مصاحبه‌های متعددی انجام دادند که باعث تحرک عوامل حکومت دورۀ جمهوریت در شبکه‌های اجتماعی شد که از شرایط به‌وجودآمده بهره ببرند و طالبان را به آب‌فروشی و خیانت برای به‌رسمیت‌شناخته‌شدن توسط ایران متهم کنند. فشار افکار عمومی، موجب بسته‌شدن دریچه‌های بند کمال‌خان شد، اما انتظار می‌رفت که چنین سناریویی تکرار نشود.

نیمۀ مردادماه سال ۱۴۰۱، سیلابی خارج از کنترل طالبان، وارد دشت سیستان شد. مدت‌زمان کوتاهی نگذشته بود که کاظمی قمی با انتشار توییتی از جاری‌شدن آب از سمت افغانستان به چاه‌نیمه‌های سیستان در راستای معاهدۀ ۱۳۵۱ در پی تعامل مستمر دیپلماتیک و بهره‌گیری از ظرفیت دیپلماسی عمومی خبر داد. این‌بار معاون سخنگوی امارت اسلامی در مصاحبه‌ای، اظهارات کاظمی قمی را رد و عنوان کرد که این آب بنا به درخواست مردم این کشور رها شده و در خاک افغانستان در حال گردش است.

کاظمی قمی در حالی مدعی تعامل مستمر دیپلماتیک و بهره‌گیری از ظرفیت دیپلماسی عمومی بود، که انگار از حساسیت ریشه‌دار ملت افغانستان به مسئلۀ آب، بی‌اطلاع است. متأسفانه موضع‌گیری قبلی که منجر به قطع آب و تغییر عقیدۀ طالبان به دلیل فشار افکار عمومی شد، در رویۀ او تغییری ایجاد نکرد.

سال ۱۴۰۱، حدود دو میلیارد مترمکعب آب به بهانۀ مشکل فنی دریچه‌های بند کمال‌خان، به‌سمت گودزره منحرف شد و آبی وارد منطقۀ سیستان نشد.

کاظمی قمی در نشست خبری پس از پایان جلسۀ نمایندگان ویژۀ ایران، پاکستان، چین و روسیه در امور افغانستان، علی‌رغم عدم پذیرش اصلاح سامانۀ انحرافی بند کمال‌خان از جانب طرف افغان در آخرین جلسۀ کمیساران آب هیرمند (اسفند ۱۴۰۲) که با دستور کار اصلاح بند کمال‌خان در منطقۀ سیستان تشکیل شده بود، برای بار چندم ادعای اصلاح بند کمال‌خان را با جزئیات مطرح کرد تا نشان دهد که مانند دستگاه دیپلماسی، درک درستی از استراتژی افغانستان در قبال مسئلۀ آب ندارد.

سفیر و نمایندۀ ایران در افغانستان، اصلاح دریچه‌های بند کمال‌خان و تسطیح و لای‌روبی اراضی پایین‌دست بند مذکور را، دو اقدام اثربخش عنوان کرد که باعث شده تا بخشی از حقابۀ هیرمند محقق شود، اما در زمینۀ ارتفاع‌بخشی به سازۀ دیواری که به‌سمت گودزره واقع شده، عنوان کرد که اقداماتی از مسیر خاکریز و کیسه‌های شن انجام دادند که سیلاب سنگین اخیر آن‌ها را از بین برد!

او علی‌رغم اینکه به‌درستی سامانۀ انحرافی بند کمال‌خان را تشریح کرد، اما به این نکته توجه نداشت که پذیرش این‌ مسئله که توسط خاکریز و کیسۀ شن، امکان جلوگیری از انحراف آب در سامانۀ انحرافی بند کمال‌خان میسر باشد، عقلانی نیست.

همان‌طور که کاظمی قمی اذعان کرد، ارتفاع پایین سرریز در ساحل سمت چپ نسبت به تاج بند کمال‌خان، باعث انحراف آب می‌شود؛ بنابراین باید یا ارتفاع رقومی سرریز اصلاح شود و یا اینکه از ساحل سمت چپ با ایجاد کانال، مجدداً آب را به مسیر اصلی رودخانۀ هیرمند هدایت کرد.

کاظمی قمی که ادعای رفع موانع رسیدن آب هیرمند به سیستان را مطرح کرده بود، با انتقاد کارشناسان هیدرولوژی مواجه شد. این‌بار ادعای خلاف واقع پیشین خود را با جملۀ « از سال ۱۳۵۱ تا به امروز در مسیر رودخانه، کانال‌ها و سدهای متعددی ساخته شده که آخرینِ آن بند کمال‌خان بود» اصلاح کرد؛ زیرا با وجود بند «لشکری»، نمی‌توان چنین ادعایی را مطرح کرد.

کاظمی قمی پیش‌تر در گفت‌وگو با پایگاه خبری «ایراف» عنوان کرده بود که با رایزنی‌ها و توافقات صورت‌گرفته، ۳۰۰ میلیون مترمکعب آب از حقابۀ هیرمند تأمین شده است. او همچنین در ادامه مدعی شده که در سال گذشته، سه اقدام اصلاحی از سوی طالبان صورت گرفته که یک مورد آن ناکارآمد بوده و آب به‌سمت گودزره رفت.

این درحالی‌ست که افغانستان در پرآب‌ترین سال آبی خود در نیم قرن گذشته که موجب سرریزشدن بند «کجکی» شد، فقط ۳۰۰ میلیون مترمکعب از حقابۀ ۸۲۰ میلیون مترمکعبی ایران از رودخانۀ هیرمند را تاکنون تأمین‌کرده و حدود ۳ میلیارد مترمکعب را به شوره‌زار گودزره منحرف کرد. بعید به نظر می‌رسد که افغانستان تا پایان تابستان که فصل بارندگی نیست، امکان تأمین باقی‌ماندۀ حقابه را داشته باشد.

اواخر دی‌ماه سال ۱۴۰۰، سیلابی از بند کمال‌خان به‌سمت پایین‌دست بند و به‌سمت مرز ایران رها شد، اما فشار افکار عمومی در افغانستان، موجب بسته‌شدن دریچه‌های بند کمال‌خان شد

اولین و آخرین بازدید هیئت کمیسار ایران از حوضۀ آبریز «هیرمند» و ایستگاه سنجش آب «دهراوود»، به مردادماه ۱۴۰۲ باز می‌گردد. از طرفی حسن کاظمی قمی کارشناس مسائل هیدرولوژی نیست، بنابراین سفیر ایران داده‌های هیدرولیکی خلاف واقع اصلاح بند کمال‌خان را از کجا آورده است؟ آیا با طرح ادعاهای کذب وزارت آب و انرژی بدون تأیید دفتر رودخانه‌های مرزی وزارت نیرو از جانب نماینده و سفیر ایران در افغانستان مواجه هستیم؟

طرح ادعاهای خلاف واقع پیرامون اصلاح بند کمال‌خان و یا حذف موانع در مسیر رودخانۀ هیرمند از جانب سفیر ایران در افغانستان، راه‌های پیگیری حقوقی و سیاسی را مسدود و موجب تضییع منافع ملی می‌شود.

باتوجه‌به اینکه وزارت نیرو به‌عنوان متولی مذاکرات حقوقی حقابۀ هیرمند در قالب کمیساریای آب هیرمند، وظیفۀ اجرای طرح‌های آبی را دارد، بنابراین عدم توفیق مذاکرات حقوقی و یا بهره‌گیری صحیح از ظرفیت حوزۀ سیاسی و وزارت امور خارجه در زمان تکمیل‌شدن بند کمال‌خان، این شائبه را تقویت می‌کند که وزارت نیرو در میان این تعارض منافع، ترجیح می‌داده که طرح های آبی قابل‌توجهی که اکنون به‌واسطۀ عدم تأمین حقابۀ هیرمند طی سه سال گذشته تعریف شده را اجرا کند.

نظر به افشاگری‌های مدیرکل روابط‌عمومی راه‌آهن کشور دربارۀ این رویکردها در قبال کنسرسیوم ریلی افغانستان، آیا این تئوری به ذهن متبادر نمی‌شود که گل‌به‌خودی‌های کاظمی قمی در حوزۀ دیپلماسی رسانه و تحریک احساسات ملت افغانستان برای طولانی‌شدن تنش آبی سیستان رخ داده تا وزارت نیرو بتواند از سیستان به‌سان یک بیمار در حال موت بهره گیرد تا از این طریق احساسات نظام را برای تأمین‌اعتبارکردن طرح‌های آبی تحریک کند؟

به اشتراک بگذارید:





نظر کاربران

نظری برای این پست ثبت نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *