بایگانی مطالب برچسب: ایران و افغانستان
زنده شدن «هامون» تکعاملی نیست
بپذیریم که مدیریت یکپارچه و نگاه جامعنگر در مسئله آب نداریم و علیرغم دههها شکست در مدیریت منابع آب، همچنان تفکر توسعه آبمحور و افزایش طرحهای کشاورزی در کشور وجود دارد. ما نیاز داریم برای حل مسئلههایی که پیچیده است و بازیگران مختلف در آن وجود دارد، تعامل داشته باشیم، بدهوبستان کنیم، امتیاز بدهیم و امتیاز بگیریم. مسائلی ازایندست با شعار قابلحل نیستند، البته اگر امید به توسعه و روزهای خوش سیستان وجود دارد. امروز روز خوش سیستان نیست، کمااینکه دهههاست مردم این منطقه روز خوشی نداشتند و شرایط سخت زندگی بارها مردم را به مهاجرت و حاشیهنشینی در سایر شهرها و استانها وادار کرده است. اما تقلیل مسئله به مقصر جلوه دادن کامل طرف افغانستان، همچنان که این روزها میبینیم، اشتباه است. اینها بخشی از گفتههای «کامیار پهلوان»، کارشناس ارشد بخش آب، است که قریب به ۲۰ سال را در سیستان زندگی کرده است. پهلوان رئیس کمیته تخصصی سدهای پسماند کمیته ملی سدهای بزرگ ایران و نماینده ایران در کمیته تخصصی سدهای پسماند کمیسیون بینالمللی سدهای بزرگ (ICOLD) است.
دیپلماسی عمومی راهکار مقابله با سدسازیهای افغانستان
زنان، نیازمند همبستگی مدنی و اجتماعی
سلسله نشستهای جنسیت و نابرابری با موضوع «جنسیت و مسیر معاصر»، در مؤسسۀ رحمان برگزار شد. این نشست که با محوریت تداومِ تغییر برپا شد، با سخنرانی سه فعال حقوق زنان ادامه یافت. مینو مرتاضی، پژوهشگر و فعال حوزۀ زنان، با موضوع «زنان بهمنزلۀ امر سیاسی، در فرازوفرودهای سیاسی جامعۀ ایران»، «انشا مالک»، استاد دانشگاه و پژوهشگر از جامو و کشمیر، دربارۀ «مقاومت زنان مسلمان و رقابت سلطه» و «هما همت»، نویسنده و کنشگر مستقل مدنی از افغانستان، دربارۀ «تلاشهای زنان پیش و پس از تغییرات سیاسی» سخنرانی کردند.
افغانستان و رانت پروژههای آبی
عملیات آبگیری «بند کمالخان»، بهمنماه سال ۹۹ آغاز شد و چهارم فروردین سال ۱۴۰۰ با حضور «اشرف غنی»، رئیسجمهور وقت افغانستان به بهرهبرداری رسید. سامانۀ انحرافی این بند بهگونهای طراحی شده بود که حتی در زمان ترسالی، بدون ارادۀ حکام افغانستان، یک قطره آب بهسمت ایران جاری نشود و غالب سیلاب رودخانۀ «هیرمند»، برای تحقق اهداف حاکمان افغانستان در راستای مهندسی اجتماعی بهسمت شورهزار «گودزره» منحرف شود.
مذاکرهٔ ناکام کمیسار آب در زابل
نشست دوبارهٔ نمایندگان ایران و طالبان در زابل بهعنوان بیستوهفتمین نشست کمیساریای آب دو کشور، در زابل بدون هیچ نتیجهای به پایان رسید. طرف افغانستانی در این جلسه تلاش کرد تا عدم تأمین حقابهٔ ایران را به گردن تغییراقلیم و خشکسالی بیندازد. براساس گزارش منتشرشده از سوی هیئت کارشناسان ایرانی، مواضع طالبان را به چالش کشیده و ادعای کمبود آب را رد کرده است. بااینحال، این نشست نیز به نتیجهای عملی نرسید و هامون و سیستانوبلوچستان همچنان از آب هیرمند بیبهره هستند. شکست پیدرپی دستگاه دیپلماسی کشور در مذاکره با حاکمان غیررسمی افغانستان درحالیاست که تاکنون امتیازات زیادی از جمله سفارتخانه در تهران و تکمیل محور ترانزیتی به طالبان اعطا شده است.
دست خالی ایران در «فراهرود»
در امتداد مذاکرات ناکام ایران با طالبان و پس از سفر ملابرادر به ایران، درست در روزهایی که رئیس سازمان حفاظت از محیط زیست، مشعوف از این دیدار بود، طالبان اعلام کرد که سد بخشآباد در حال تکمیل است و سد خاشرود نیز در حال احداث. این سدها در شرایطی ساخته و تکمیل میشوند و به بهرهبرداری میرسند که سدهای کجکی، ارغنداب و بند انحرافی کمالخان جنوبشرق ایران را با مشکلات فراوان آبی روبهرو کرده و هامون را تا نابودی کامل پیش برده است. گرچه متخصصان و کارشناسان علوم آبی و سیاسی که بر رفتار افغانستان متمرکز هستند، میگویند برنامههای آبی افغانستان تمام منطقه، ایران، تاجیکستان، ترکمنستان و قرقیزستان را تحتتأثیر قرار میدهد، اما این برنامهها مشخصاً علاوهبر حاد شدن مشکلات آبی سیستانوبلوچستان اینبار تا خراسان ایران را دچار تشدیدِ تنش آبی میکند. کارشناسان اینبار در گفتوگو با «پیام ما» ابعاد دیگری از این موضوع را بررسی میکنند. سفیر اسبق ایران در سازمان ملل متحد معتقد است ایران برای بازپسگیری تمامی حقوق دوجانبه یا چندجانبه باید خود را در موضع قدرت قرار دهد، نه انزوا. به اعتقاد او در غیر اینصورت نه در مورد مسئلهٔ هیرمند بلکه در هیچ مسئلهٔ بینالمللیای موضع پیشبرندهای نخواهیم داشت. حالا هامون صابری در خطر است. بهنظر میرسد نبود معاهده میان ایران و افغانستان در «فراهرود» کار را برای ایران دشوارتر کرده است. دیپلماسی ایران در حقابهٔ هیرمند ناکام مانده است و هیچ مذاکرهای میان ایران و طالبان در مورد فراهرود وجود ندارد.
مهاجرستیزی بهنفع منافع ملی ایران نیست
موج اخیر ضد مهاجران افغانستانی در ایران در دو هفتهٔ اخیر به اوج رسید و بازخوردهای زیادی در فضای رسانهای رسمی و غیررسمی کشور داشت. همزمان با آنچه در ایران روی میداد، کمی آنسوتر در کشور پاکستان پس از اعلام رسمی خبر تصمیم بر اخراج جمعیت مهاجر افغانستانی، دو موج در له و علیه این تصمیم هم به راه افتا
برای تحصیل جنگیدم
کم نیستند مهاجرانی که یا در ایران متولد شدهاند یا از همان دوران نوزادی در آغوش مادر و پدرشان بودند که به ایران مهاجرت کردند، درس خواندند، ازدواج کردند و خانوادهٔ خودشان را تشکیل دادند. «مسعوده جمشیدی» یکی از همان افراد است، اما مسیری را که پدر و مادرش آمدهاند، بازگشته است؛ آنهم اینروزها که همه در تکاپوی مهاجرت از افغانستان به کشورهای دیگرند تا خطری زندگیشان را تهدید نکند. مسعوده در ایران بزرگ شده، در رشتهٔ مامایی درس خوانده و ازدواج کرده، اما یک سالی است که به هراتِ تحت سلطهٔ طالبان بازگشته و در یکی از پروژههای سازمان جهانی بهداشت (WHO) مشارکت میکند. او میگوید که هر شکلی از منع تحصیل به ضرر همهٔ جامعه است و به چرخهٔ معیوب ورود غیرقانونی مهاجران دامن میزند.
