راهنمایان گردشگری در گفتوگو با «پیام ما» رکود کامل این حوزه را پس از جنگ روایت میکنند
مهاجرت شغلی تورلیدرها
۲۰ تیر ۱۴۰۵، ۲۱:۳۴
صنعت گردشگری در کشورمان در اغما به سر میبرد. در شرایطی که حتی اخبار احتمال وقوع جنگ نیز منجر به تعطیلی توریسم میشود، وقوع چند جنگ و حملات پیدرپی به ایران، گردشگری ورودی را راکد و حضور توریستها به ایران را به کمترین تعداد ممکن رسانده است. اگر هم توریستی به ایران سفر کند یا از کشورهای مسلمان است و به قصد زیارت آمده، یا به هدف مشاهده کشوری جنگزده. تعطیلی تقریباً کامل گردشگری ورودی، لغو گسترده تورها و کوچ شغلی راهنمایان گردشگری، تصویری از بحرانی است که فعالان این صنعت پس از جنگ از آن روایت میکنند. آنها معتقدند در کنار خسارتهای اقتصادی، تداوم رکود میتواند به از دست رفتن تجربه و دانش حرفهای راهنمایان گردشگری بینجامد و روند احیای این صنعت را حتی پس از بازگشت ثبات با چالشهای جدی روبهرو کند.
حتی جنگ گردشگری را زمینگیر میکند
«حسین عبادتی»، تورلیدر انگلیسیزبان، با اشاره به تاثیر جنگ بر صنعت گردشگری به خبرنگار «پیام ما» میگوید: «صنعت گردشگری نخستین بخشی است که حتی با انتشار خبر وقوع جنگ نیز آسیب میبیند و همواره در صدر صنایعی قرار دارد که از بحرانها لطمه میخورند. حتی در مقاطعی که جنگی در داخل ایران رخ نداده بود، رویدادهایی مانند حملات ۱۱ سپتامبر، جنگ عراق و جنگ افغانستان نیز بر گردشگری ایران اثر منفی گذاشتهاند.»
او با بیان اینکه شرایط کنونی به مراتب دشوارتر از بحرانهای گذشته است، ادامه می دهد: «اکنون وضعیت برای صنعت گردشگری بسیار بحرانی است و همه فعالان این حوزه، از راهنمایان تور و آژانسهای مسافرتی گرفته تا هتلداران و رانندگان، آسیبهای جدی دیدهاند. نشانهای از بهبود شرایط دیده نمیشود، زیرا حتی اگر از همین امروز همه چیز به حالت عادی بازگردد و شرایط به بهترین وضعیت ممکن برسد، باز هم دستکم پنج تا شش ماه زمان لازم است تا گردشگری ورودی بتواند به تدریج روند احیای خود را آغاز کند.»
عبادتی با اشاره به اینکه گردشگری ورودی ماهیتی بلندمدت دارد، می گوید: «گردشگر خارجی برای سفر به یک مقصد، بهویژه ایران، تصمیم لحظهای نمیگیرد. برنامهریزی برای سفر، هماهنگی تعطیلات، دریافت خدمات و سایر مقدمات زمانبر است؛ بنابراین حتی اگر از همین امروز شرایط کاملاً عادی شود، دستکم شش ماه زمان لازم است تا گردشگران خارجی دوباره وارد ایران شوند و جریان گردشگری ورودی به حرکت بیفتد.»
او درباره وضعیت کنونی فعالان این حوزه نیز می گوید: «شرایط راهنمایان گردشگری و دیگر فعالان این صنعت بسیار دشوار است. من به دلیل بیش از ۲۰ سال فعالیت در حوزه آموزش راهنمایان گردشگری، ارتباط نزدیکی با همکارانم دارم و از وضعیت آنها باخبرم. متاسفانه بسیاری از راهنمایان این روزها از نظر روحی شرایط مناسبی ندارند و مشکلاتی مانند افسردگی، از هم پاشیدن زندگی مشترک و حتی مهاجرت در میان آنها دیده میشود. مهاجرت در گذشته تقریباً در میان راهنمایان گردشگری موضوعی مطرح نبود، زیرا اغلب ما به این سرزمین علاقهمند بودیم، در آن کار میکردیم و ارزشهای آن را میشناختیم. اما در چند سال اخیر، تعداد قابل توجهی از همکاران و دوستان ما ناچار به مهاجرت شدهاند؛ موضوعی که پیش از این در جامعه راهنمایان گردشگری سابقه نداشت. بسیاری از همکاران ما یا مهاجرت کردهاند یا به طور کامل این حرفه را کنار گذاشتهاند. حتی برخی از آنها که سالها به عنوان مدرس و همکار در کنارشان بودم، از من گلایه میکنند و میگویند اگر آن همه به ماندن و ادامه دادن امیدوارشان نکرده بودم، شاید سالها قبل مهاجرت میکردند یا شغل دیگری را برای آینده خود انتخاب میکردند.»
این راهنمای گردشگری با بیان اینکه وضعیت روحی راهنمایان گردشگری بسیار نامناسب است، ادامه می دهد: «شرایط این قشر واقعاً غمانگیز است و متاسفانه کسی هم به مشکلات آنها توجهی ندارد. وقتی یک کشاورز یا تولیدکننده بر اثر حوادث و آفات دچار خسارت میشود، معمولاً برای جبران زیان او حمایتهایی در نظر گرفته میشود، اما برای راهنمایان گردشگری چنین حمایتهایی وجود نداشته است. حتی تسهیلاتی هم در اختیار راهنمایان گردشگری قرار نگرفته است. اگر وامی در اختیار فعالان این حوزه قرار میگرفت تا پس از بهبود شرایط و طی چند سال بازپرداخت شود، میتوانست بخشی از مشکلات را کاهش دهد. راهنمایان گردشگری سالها برای این حرفه زحمت کشیدهاند و اعتبار حرفهای خود را در این مسیر به دست آوردهاند.»
او تاکید دارد که شاید برخی از راهنمایان باسابقه به دلیل اندوخته سالهای گذشته بتوانند تا حدی شرایط را مدیریت کنند، اما راهنمایان جوانی که به تازگی وارد این حرفه شدهاند، بیشترین آسیب را دیدهاند و ادامه فعالیت برای آنها بسیار دشوار شده است.
عبادتی با اشاره به تفاوت شرایط راهنمایان باسابقه و نیروهای تازهوارد می گوید: «راهنمایانی که بیش از ۲۰ سال سابقه فعالیت دارند، به دلیل اندوخته و تجربهای که در این سالها کسب کردهاند، تا حدودی کمتر تحت فشار قرار گرفتهاند، اما افرادی که در یک دهه اخیر وارد صنعت گردشگری شدهاند، شرایط بسیار بحرانیتری دارند. این گروه نه سرمایهای برای پشت سر گذاشتن این دوران دارند و نه فرصت کافی برای تثبیت جایگاه شغلی خود پیدا کردهاند و به همین دلیل بیشترین آسیب را متحمل شدهاند.»
به گفته او رکود فقط به گردشگری ورودی محدود نمیشود، گردشگری خروجی نیز عملاً با مشکلات جدی روبهرو است. پروازها هنوز به ثبات نرسیدهاند و نوسانات نرخ ارز نیز بر وضعیت بازار تاثیر گذاشته است. در حالی که با نرخ فعلی دلار و یورو، ورود گردشگران خارجی میتوانست به رونق اقتصادی صنعت گردشگری کمک کند، اما به دلیل شرایط موجود، گردشگری ورودی شکل نمیگیرد.
این تورلیدر انگلیسیزبان ادامه می دهد: «از سوی دیگر، بسیاری از مسافران نیز حاضر نیستند برای سفرهای خارجی ریسک کنند، زیرا احتمال لغو پروازها یا بروز تنشهای جدید وجود دارد. این وضعیت به فعالان حوزه گردشگری خروجی نیز خسارت وارد کرده است. بسیاری از همکاران ما برای برگزاری تورهای خارجی، هتلهایی را در اروپا، آفریقا و آسیا از پیش رزرو و هزینه آن را پرداخت کرده بودند، اما با لغو سفرها، بسیاری از این هتلها حاضر به بازگرداندن هزینهها نشدند و خسارت مالی سنگینی به برگزارکنندگان تورها وارد شد. به گفته عبادتی، این اتفاق برای برخی از تورهای برنامهریزیشده، از جمله سفرهای آفریقا، نیز رخ داده است.»
عبادتی در پایان می گوید: «در حال حاضر همه فعالان صنعت گردشگری در انتظار روشن شدن شرایط هستند و امیدوارند هرچه زودتر اوضاع به ثبات برسد تا امکان ازسرگیری فعالیتهای گردشگری فراهم شود.»
گردشگری داخلی هم راکد است
«مجتبی برزویی»، تورلیدر فرانسویزبان، درباره وضعیت کنونی صنعت گردشگری پس از جنگ به «پیام ما» می گوید: «گردشگری ایران به طور کلی متوقف شده است. تنها بخشی که هنوز فعالیت محدودی دارد، گردشگری داخلی است که آن هم با رکودی کمسابقه روبهرو شده است. در حوزه گردشگری ورودی نیز تقریباً هیچ گروه گردشگری وارد کشور نمیشود.»
به گفته او تنها استثنا، گردشگری مذهبی است و زائرانی از کشورهایی مانند عراق، بحرین، لبنان، جمهوری آذربایجان و برخی مناطق شیعهنشین عربستان برای زیارت اماکن مقدس به ایران سفر میکنند، اما این جریان نیز بسیار محدود است و حضور آنها در مقایسه با گردشگری ورودی، چندان چشمگیر نیست.
برزویی با بیان اینکه صنعت گردشگری عملاً در وضعیت تعطیلی قرار دارد، ادامه می دهد: «بسیاری از آژانسهای مسافرتی و راهنمایان گردشگری ناچار به تغییر شغل شدهاند و در حال حاضر افق روشنی برای بازگشت این صنعت دیده نمیشود. تا زمانی که تنشهای سیاسی پایان نیابد و تضمینهای جدی برای برقراری ثبات و امنیت ایجاد نشود، بعید است گردشگری ورودی بتواند احیا شود.»
او اضافه می کند: «گردشگر بیش از هر چیز به امنیت و آرامش سیاسی مقصد توجه میکند. این دو، پیششرطهای اصلی برنامهریزی برای سفر هستند و اگر وجود نداشته باشند، اساساً تصمیمی برای سفر شکل نمیگیرد. به همین دلیل میتوان گفت نزدیک به ۹۹ درصد سفرهای برنامهریزیشده به ایران لغو شده است.»
این تورلیدر فرانسویزبان ادامه می دهد: «اگرچه آژانسهای ایرانی همچنان در نمایشگاههای بینالمللی گردشگری حضور پیدا میکنند، اما در سوی مقابل هیچ تمایل محسوسی از سوی گردشگران خارجی برای سفر به ایران دیده نمیشود. فضای بیاعتمادی ناشی از شرایط سیاسی و امنیتی، همچنان بر تصمیم گردشگران سایه انداخته است.»
او تاکید می کند: «البته تحقق این علاقه، منوط به برقراری صلح و ایجاد ثبات پایدار است. اگر فضای آرام و قابل اطمینانی ایجاد شود، احتمال دارد پس از پایان بحران، موج جدیدی از سفر به ایران شکل بگیرد، اما تا زمانی که جنگ به هر شکل ادامه داشته باشد و نااطمینانی بر منطقه حاکم باشد، نمیتوان انتظار بازگشت گردشگران خارجی را داشت.»
مهاجرت شغلی برای تامین معیشت
برزویی درباره وضعیت معیشتی راهنمایان گردشگری نیز توضیح می دهد: «بسیاری از راهنمایان گردشگری برای تامین هزینههای زندگی به مشاغل دیگری روی آوردهاند. برخی به عنوان راننده در تاکسیهای اینترنتی مانند اسنپ، ماکسیم یا سرویسهای بینشهری فعالیت میکنند. برخی دیگر وارد خرید و فروش لوازم یدکی خودرو شدهاند و عدهای نیز به آموزش زبان مشغول هستند. راهنمایانی که به زبانهایی مانند روسی یا چینی مسلط هستند، به دلیل ارتباط گسترده تجاری ایران با این کشورها، به بازرگانان و فعالان اقتصادی آموزش زبان میدهند و از این طریق درآمد کسب میکنند. البته تعداد کسانی که توانستهاند از این مسیر به درآمد قابل توجهی برسند، چندان زیاد نیست و بیشتر راهنمایان گردشگری همچنان با مشکلات جدی معیشتی دستوپنجه نرم میکنند.»
برزویی ادامه می دهد: «البته تعداد راهنمایانی که توانستهاند از مسیرهای جایگزین به درآمد قابل توجهی برسند، محدود است. در مقابل، بسیاری از همکارانم ناچار شدهاند مغازه، سوپرمارکت یا حتی سالن ورزشی اجاره کنند و به مشاغل خدماتی روی بیاورند. برخی نیز برای تامین سرمایه شروع کار جدید، خانه یا خودروی خود را فروختهاند تا بتوانند کسبوکاری راه بیندازند و از این طریق امرار معاش کنند.»
این تورلیدر فرانسویزبان برای توضیح اهمیت تجربه در حرفه راهنمایی گردشگری، آن را با حرفه ساختمانسازی مقایسه می کند: «راهنمای گردشگری، مانند یک سازنده ساختمان، تجربه را به مرور زمان به دست میآورد. همانطور که یک سازنده پس از اجرای پروژههای متعدد، شناخت دقیقی از جزئیات کار، تامین مصالح، مدیریت هزینهها و حل مشکلات پیدا میکند، راهنمای گردشگری نیز تنها با حضور مداوم در سفرها و مواجهه با موقعیتهای مختلف به مهارت واقعی دست پیدا میکند. در طول هر سفر، اتفاقات پیشبینینشده فراوانی ممکن است رخ دهد؛ از تصادف یکی از اعضای گروه و گم شدن یا سرقت گذرنامه یک گردشگر گرفته تا خرابی خودرو در منطقهای دورافتاده یا قطع ارتباط تلفن همراه در میانه مسیر. مدیریت چنین شرایطی در کتابها آموزش داده نمیشود و تنها با تجربه عملی به دست میآید.»
او ادامه می دهد: «زمانی که راهنمایان برای مدت طولانی بیکار میمانند و سفری برگزار نمیشود، طبیعی است که فرصت مواجهه با این موقعیتها را نیز از دست میدهند و در نتیجه تجربه عملی آنها متوقف میشود. این موضوع در سالهای آینده آثار خود را نشان خواهد داد.»
برزویی با تاکید بر اینکه گردشگری ایران عمدتاً بر پایه میراث فرهنگی و تاریخی است، می گوید: «راهنمای گردشگری در ایران علاوه بر تجربه عملی، باید دانش نظری بسیار گستردهای نیز داشته باشد. او باید معماری، هنر، تاریخ، آیینها و ویژگیهای شهرهای مختلف را بشناسد؛ برای مثال انواع پنجرههای سنتی، شیوههای مختلف کاشیکاری، تفاوت سبکهای معماری در شهرهایی مانند شیراز و اصفهان یا روشهای ساخت و پخت آثار تاریخی را بداند تا بتواند آنها را برای گردشگران توضیح دهد.»
به گفته او این دانش نظری نیز بدون تمرین و تکرار به تدریج فراموش میشود. زمانی که راهنما گروهی برای همراهی ندارد و پرسشهای گردشگران را پاسخ نمیدهد، انگیزهای هم برای مطالعه و بهروز نگه داشتن اطلاعات خود نخواهد داشت. در نتیجه، هم تجربه عملی و هم دانش نظری او به مرور تضعیف میشود.
این راهنمای گردشگری هشدار می دهد: «اگر در آینده صنعت گردشگری دوباره احیا شود، با نسلی از راهنمایان روبهرو خواهیم بود که نه تجربه سالهای گذشته را دارند و نه دانش آنها در سطح مطلوب باقی مانده است و در نهایت، این مسئله به کیفیت گردشگری ایران آسیب خواهد زد.»
برزویی با اشاره به تلاش راهنمایان باسابقه برای جلوگیری از این وضعیت می گوید: «به همکاران خود توصیه کردهایم حتی اگر ناچار به تغییر شغل شدهاند، ارتباطشان را با حرفه راهنمایی گردشگری قطع نکنند. از آنها خواستهایم در کلاسهای آموزشی شرکت کنند تا دستکم دانش نظری و علاقه آنها به این حرفه حفظ شود.»
او ادامه می دهد: «هرچند گردشگری خروجی نیز به شدت کاهش یافته، اما هنوز بخش کوچکی از آن، در حدود پنج تا ۱۰ درصد، فعال است. راهنمایان میتوانند از همین فرصت محدود برای حضور در دورههای آموزشی، مرور تجربههای عملی و بهرهگیری از آموزش پیشکسوتان استفاده کنند تا در صورت احیای گردشگری، آمادگی لازم را برای بازگشت به کار داشته باشند.»
این راهنمای گردشگری از عملکرد آژانسهای مسافرتی نیز انتقاد دارد: «بخش عمدهای از فعالان گردشگری ایران سالهاست تمام تمرکز خود را بر بازار گردشگران غربی گذاشتهاند؛ زیرا یورو، دلار و پوند ارزهای معتبر جهانی هستند و طبیعتاً درآمد بیشتری برای آنها ایجاد میکنند. اما اکنون که گردشگران غربی به ایران سفر نمیکنند، بسیاری از آژانسها عملاً فعالیت خود را متوقف کردهاند، در حالی که بازارهای دیگری نیز در جهان وجود دارد.»
او با اشاره به ظرفیت کشورهای مختلف اضافه می کند: «کشورهایی مانند برزیل، روسیه، چین و حتی هند میتوانند بازارهای مناسبی برای گردشگری ایران باشند. برای مثال، برزیل با جمعیتی بیش از ۲۲۰ میلیون نفر و روابطی متفاوت با غرب، ظرفیت قابل توجهی برای جذب گردشگر دارد، اما تاکنون اقدام موثری برای معرفی ایران در این بازار انجام نشده است. حتی میشد از دانشگاهیان برزیل یا دانشجویان این کشور دعوت کرد تا در قالب تورهای علمی و دانشگاهی به ایران سفر کنند. چنین برنامههایی دستکم میتوانست بخشی از ظرفیت خالی هتلها را پر کند و مانع از زیان بیشتر فعالان گردشگری شود.»
او با اشاره به فرصتهای از دسترفته پس از پایان جنگ ۱۲ روزه نیز می گوید: «در فاصله میان پایان آن درگیری و آغاز تنشهای بعدی، فرصت چندماههای برای بازاریابی وجود داشت، اما از این فرصت استفاده نشد. به اعتقاد من، همچنان هم نگاه مدیران گردشگری معطوف به یک راهحل بلندمدت، یعنی عادیسازی روابط با غرب است و کمتر به بهرهگیری از فرصتهای مقطعی و کوتاهمدت توجه میشود.»
برزویی بر این تاکید می کند که وزارت میراث فرهنگی باید متناسب با هر قاره یا هر بازار هدف، تیمهای تخصصی برای تبلیغات و جذب گردشگر تشکیل دهد. چنین ساختاری امروز در وزارتخانه وجود ندارد و همین مسئله باعث شده بسیاری از فرصتهای جدید از دست برود.
برچسب ها:
بحران گردشگری ایران، راهنمایان تور، صنعت گردشگری، گردشگری، لغو سفرها
نظر کاربران
نظری برای این پست ثبت نشده است.
مطالب مرتبط
بازتعریف تجربه سفر با نقشههای جدید گردشگری
سفر به جزیرههای دوردست
دومین دوره اعطای نشان هتل سبز برگزار میشود
هتلهای کشور در دومین دوره اعطای «نشان هتل سبز» با یکدیگر رقابت میکنند.
بحران در «بام رامسر»؛ قلعه تاریخی مارکوه میان دوراهی تخریب و توسعه پایدار
اهدای سفالینههای ۳۰۰۰ ساله عصر آهن به موزه ایلام
مدیریت یکپارچه پایگاههای جهانی عباسآباد و ملی گوهرتپه؛ گامی بلند برای گردشگری پایدار مازندران
قنات ۲۵۰۰ ساله ارونه؛ شاهکار مهندسی آب و مقصد جدید گردشگری در اردستان
در شادباشِ صدمین سالروز انتشار «روزنامۀ اطلاعات»
یک قرن تیتر و خاطره
فرونشست، فعالیتهای پتروشیمی و احتمال ازسرگیری معدنکاوی میراث جهانی مرودشت را تهدید میکنند
«نقش رستم»؛ قربانی مدیریت ناپایدار آب
توسعه گردشگری استان البرز
شناسایی ۷ مسیر بکر گردشگری در البرز؛ تلاش برای معرفی ظرفیتهای ژئوتوریسم و میراث ادبی در سطح ملی
وب گردی
- درخواست توقف پروژه باملند برای حفاظت از درختان و طبیعت شهر لاهیجان
- بهترین پنل پیامکی ایران [4 تا از بهترین سامانه پیامکی ایران]
- آشنایی با خدمات متنوع اسنپفود در رشت
- بهترین مدل شومیز برای افراد چاق؛ 10 مدل ترند 1405
- جنس سیم چه تأثیری در کیفیت برق رسانی دارد؟
- مسابقه ملی ایدهپردازی «ایدانو» به آنتن شبکه دو رسید
- «سهم ما از قدردانی»؛ حمایت ویژه هتلهای دُنسه از قهرمانان امداد
- درخواست ایجاد مسیر دوچرخهسواری ۱۰۰ کیلومتری در قم
- چند روز بعد از سمپاشی ساس از بین میرود؟ (راهنمای کامل سمپاشی ساس + قوی ترین سم ساس)
- باغ پرندگان تهران کجاست؟ معرفی، ساعت کاری و آدرس بیشتر
بیشترین نظر کاربران
پنج موزه و هفت بنای تاریخی فارس در انتظار سرمایهگذاران بخش خصوصی
پربازدیدها
1
رقص سوگوارانه؛ کنشی مقاومتی
2
رقص عزا
3
مبارزه با جستوجوی گنج
4
هوای آلوده با موتورهای منسوخشده و آلاینده خودروهای داخلی
5
گنجِ گمشده زیر چرخ لودرها




دیدگاهتان را بنویسید