گفتوگوی «پیام ما» با بازمانده آتشسوزی منطقه شکار ممنوع بدیل بهبهان
«تقی» سوخت، من ماندم با زخم هایم
شدت آسیب در سر و صورتم زیاد است و بهاحتمال زیاد به عمل جراحی نیاز دارم. با این حال، نمیدانم آیا امکان انجام عمل را خواهم داشت و حمایتی از من میشود یا نه.
۲۰ تیر ۱۴۰۵، ۱۷:۰۰
عکسهای گوش عفونتکرده، سر و دست و پاهای سوخته «فایز عبادی»، تصویر روشنی از آتشسوزی اخیر در منطقه شکار ممنوع بدیل بهبهان را نشان میدهد. فایز بازمانده آن آتش است؛ آتشی که به دوستش «تقی چنگلوایی» امان نداد و جان او را گرفت. او شاهد سوختن تقی بود، در حالی که بیش از ۳۰ درصد سوختگی نیز بر بدن ۲۰ ساله خودش باقی مانده است. فایز مانند تقی از جمله داوطلبانی بود که در آتشنشانی آموزش دیده بود. حریق منطقه شکار ممنوع بدیل نخستین عملیاتی بود که در آن حضور پیدا میکرد. او میگوید آموزشها، هرچند بسیار خوب بودند، اما برای مهار آتش در جنگل کمکی به آنها نکردند. او این روزها در غم از دست دادن تقی به سر میبرد؛ در حالی که تنها مدت کوتاهی مرخصی استعلاجی از خدمت سربازی دریافت کرده و هنوز نمیداند با این حجم از آسیب، در آینده چه وضعیتی خواهد داشت.
از روز حادثه تعریف کنید؛ چطور اعزام شدید؟
روز ششم تیرماه از سوی آتشنشانی بهبهان برای خاموش کردن آتش کوه بدیل به منطقه اعزام شدیم. پیش از آن چند ماهی بود که بهصورت داوطلبانه در آتشنشانی دوره میگذراندم. «تقی چنگلوایی» هم در همان دوره همراه ما بود. آنجا با هم دوست شده بودیم و روز حادثه نیز با هم به منطقه اعزام شدیم.
حادثه چگونه رخ داد؟ آیا شما همراه آقای چنگلوایی بودید؟
بله. ما با هم و با هلیکوپتر به ارتفاعات کوه اعزام شدیم. آتش گسترده بود. در یک لحظه باد شدت گرفت، آتش زبانه کشید و ما را در میان شعلهها محاصره کرد و به صورتهایمان رسید. گیج شده بودیم و دیدمان تار شده بود. بعد از آن من از روی صخره به پایین پرتاب شدم. دست، پا، کمر و صورتم سوخت و بدنم نیز بر اثر سقوط بهشدت آسیب دید.
تقی را دیدم که در آتش گرفتار شده است. تلاش کردم به سمتش بروم، اما نتوانستم و دوباره روی زمین افتادم و دیگر چیزی نفهمیدم. یکی از محیطبانان برای کمک به من آمد. چند ساعت طول کشید تا از ارتفاع به پایین منتقل شویم. حادثه حدود ساعت یکونیم بعدازظهر رخ داد و فکر میکنم حدود ساعت پنج عصر به پایین رسیدم.
متأسفانه حریق آنقدر گسترده و شعلهها آنقدر بلند بود که هیچکس نتوانست برای کمک به تقی به سمت او برود و هلیکوپتر نیز امکان پرواز نداشت.
چند روز در بیمارستان بستری بودید و ابتدا به کدام بیمارستان منتقل شدید؟
من را به بیمارستان ولیعصر بهبهان منتقل کردند، اما همان روز مرخص شدم. روز بعد برای تعویض پانسمان مراجعه کردیم. زخمها و سوختگیها هر لحظه بیشتر خودشان را نشان میدادند. برادرم گفت این وضعیت قابل ادامه نیست و برای بستری شدن یا انتقال من اصرار کرد.
بعد از آن به اهواز منتقل شدم، اما آنجا نیز فقط پانسمانها را تعویض کردند. پس از همه این سختیها، خودمان پیگیر درمان شدیم و اکنون یک روز در میان به پزشکی مراجعه میکنیم که کارهای مربوط به ترمیم سوختگیها را انجام میدهد.
آیا برای هزینههای درمان، ارگان یا نهادی با شما صحبت کرده است؟
خیر. تا این لحظه همه هزینهها را شخصاً پرداخت کردهایم. روز گذشته فرماندار و فردی از نظام پزشکی به دیدن ما آمدند. گفتند رسیدها را ارائه کنید تا هزینهها پرداخت شود، اما هنوز نمیدانیم این اتفاق میافتد یا نه.
شما و آقای چنگلوایی از جمله داوطلبانی بودید که توسط آتشنشانی آموزش دیده بودید. این آموزشها تا چه اندازه در زمان بحران به کارتان آمد؟
ما برای اطفای حریق در ساختمان، خودرو و موارد مشابه آموزش دیده بودیم، اما این آموزشها برای شرایط طبیعی و آتشسوزی در عرصههای جنگلی کارایی نداشت. هرچند آتشنشانی در حد توان خود آموزشهای لازم را ارائه داده بود، اما شرایط کوهستان و جنگل و آن نوع از آتشسوزی کاملاً متفاوت بود.
من برای نخستین بار در چنین موقعیتی حضور پیدا میکردم و تجربه کمی داشتم، اما آموزشها نیز چندان به کارم نیامد.
چه انتظاری از مسئولان دارید؟
من هیچ تصویری از آینده ندارم. چهار ماه از خدمت سربازیام باقی مانده است، اما با این شرایط فقط مدت کوتاهی مرخصی استعلاجی به من دادهاند و هنوز چیزی درباره بخشودگی این مدت مطرح نشده است.
از طرف دیگر، نمیدانم زخمها و سوختگیهایم در آینده چه وضعیتی خواهند داشت. شدت آسیب در سر و صورتم زیاد است و بهاحتمال زیاد به عمل جراحی نیاز دارم. با این حال، نمیدانم آیا امکان انجام این عمل را خواهم داشت و حمایتی از من میشود یا نه.
برچسب ها:
آتشسوزی کوه بدیل، اطفای حریق جنگلی، انتقال با هلیکوپتر، تقی چنگلوایی، خدمت سربازیام، سوختگی شدید، محیط زیست، محیطبان، محیطزیست، مرخصی استعلاجی
نظر کاربران
نظری برای این پست ثبت نشده است.
مطالب مرتبط
احیای «تالاب لاگون» کیاشهر چه شد؟
جادهای امن برای یوزها؛ موضوعی فراتر از مهندسی
بحران در «بام رامسر»؛ قلعه تاریخی مارکوه میان دوراهی تخریب و توسعه پایدار
کشف ۴ قبضه سلاح شکاری غیرمجاز و ۱۷۰۰ فشنگ ساچمهای در زنجان
مدیریت یکپارچه پایگاههای جهانی عباسآباد و ملی گوهرتپه؛ گامی بلند برای گردشگری پایدار مازندران
بحران آتشسوزی در مراتع خراسان رضوی؛ ۹۵ درصد حریقها عامل انسانی دارند
قنات ۲۵۰۰ ساله ارونه؛ شاهکار مهندسی آب و مقصد جدید گردشگری در اردستان
حمله خرس سیاه در جیرفت
حمله خرس سیاه به دامدار جیرفتی در پناهگاه حیاتوحش زریاب؛ وضعیت مصدوم و پیگیریهای قانونی
دیپلماسی فعال ایران در سازمان ملل برای مهار بحران جهانی گرد و غبار
تأکید مدیر حوزههای علمیه بر حفاظت از محیط زیست در ایام محرم؛ الگوی مصرف عاشورایی
وب گردی
- درخواست توقف پروژه باملند برای حفاظت از درختان و طبیعت شهر لاهیجان
- بهترین پنل پیامکی ایران [4 تا از بهترین سامانه پیامکی ایران]
- آشنایی با خدمات متنوع اسنپفود در رشت
- بهترین مدل شومیز برای افراد چاق؛ 10 مدل ترند 1405
- جنس سیم چه تأثیری در کیفیت برق رسانی دارد؟
- مسابقه ملی ایدهپردازی «ایدانو» به آنتن شبکه دو رسید
- «سهم ما از قدردانی»؛ حمایت ویژه هتلهای دُنسه از قهرمانان امداد
- درخواست ایجاد مسیر دوچرخهسواری ۱۰۰ کیلومتری در قم
- چند روز بعد از سمپاشی ساس از بین میرود؟ (راهنمای کامل سمپاشی ساس + قوی ترین سم ساس)
- باغ پرندگان تهران کجاست؟ معرفی، ساعت کاری و آدرس بیشتر
بیشترین نظر کاربران
طلا، تفتــــان را تکهتکه کرد
پربازدیدها
1
رقص سوگوارانه؛ کنشی مقاومتی
2
رقص عزا
3
مبارزه با جستوجوی گنج
4
هوای آلوده با موتورهای منسوخشده و آلاینده خودروهای داخلی
5
گنجِ گمشده زیر چرخ لودرها




دیدگاهتان را بنویسید