سیستم هشدار برای آتش‌سوزی جنگلی ایجاد شود





سیستم هشدار برای آتش‌سوزی جنگلی ایجاد شود

۵ آذر ۱۴۰۴، ۱۷:۱۰

آنچه در رابطه با آتش‌سوزی جنگل‌های هیرکانی در منطقه الیت قابل تأکید است، می‌توان به شرح زیر خلاصه کرد.

– عامل انسانی با نقش احتمالی زمین‌‌خواران، شکارچیان و گردشگران مهمترین عوامل آتش‌سوزی هستند. 

– نبود بارندگی طولانی‌مدت و خشک‌بودن زمین و لاش‌برگ‌های سطح جنگل در کنار ضعف یک نظام حتی ساده هشدار و اطلاع‌رسانی محلی به‌موقع و سریع باعث تشدید و گسترش سریع و غیرمعمول آتش برای جنگل‌های هیرکانی شده است.

– احتمالاً زمانی مسئولان به جدی‌بودن‌ فاجعه پی برده‌اند که شدت و سطح آتش‌سوزی به مقدار زیادی گسترش یافته بود. در چنین مواقعی معمولاً ضعف‌های مدیریتی و سازماندهی امکانات و نیروهای خودی و محلی بیش‌ازپیش خود را نشان می‌دهند.

– صعب‌العبور بودن منطقه و عدم امکان دسترسی راحت به منطقه آتش‌سوزی مزید بر علت شده و بسیج امکانات و مردم محلی را عملاً ناممکن کرده است.

– حضور داوطلبان و جامعه محلی که اولین حاضران در منطقه بودند، به‌رغم فداکاری و انگیزه بالا به‌علت کمبود امکانات و پشتیبانی‌های معمول نتوانسته از عهده گسترش آتش برآید. 

قاعدتاً امکان مهار آتش در جنگل‌های پهن‌برگ هیرکانی در شرایط عادی که معمولاً به‌صورت نقطه‌ای شروع می‌شود، اگر به‌موقع و در مراحل اولیه کشف شود، به‌راحتی و با استفاده از امکانات محلی قابل‌کنترل است. ولی وقتی شدت آن زیاد و سطح آن گسترش یافت، مخصوصاً در مناطقی که فاقد جاده و امکانات دسترس است، مهار آتش تنها با اتکا به امکانات محلی و بسیج مردمی عملاً ممکن نخواهد بود و به‌کارگیری تکنولوژی نظیر هواپیما و هلیکوپتر اجتناب‌ناپذیر است. به همین دلیل، برای مهار آتش‌سوزی جنگل‌های الیت، به‌کارگیری تکنولوژی‌های پیشرفته هوایی ضرورت داشت. 

درس‌هایی که باید از آتش‌سوزی جنگل‌های الیت آموخت:

– داشتن زیرساخت‌های دسترسی به مناطق دوردست و ارتفاعات در منابع طبیعی یک ضرورت است. اگر جاده در منطقه‌ای موجود نیست و یا به هر دلیل نباید ساخته شود، باید پیش‌بینی امکانات دیگر نظیر هلیکوپترهای سبک برای پایش و سرکشی به منطقه و حمل نیرو تجهیزات درصورت نیاز از ضروریات اجتناب‌ناپذیر نظام حفاظت از منابع‌طبیعی و جنگل‌های ارزشمند هیرکانی است. 

–  جنگل و چوب یک ماده قابل‌اشتعال است و اگر شرایط مهیا باشد، هر آن ممکن است آتش بگیرد یا توسط افراد مغرض، لاابالی و تماع عمداً آتش زده شود. بنابراین، تشکیل یک شبکه و نظام هشدار و اطلاع‌رسانی برای کشف آتش در مراحل اولیه ضروری است.

– تشکیل یگان‌های تخصصی و تقویت همکاری‌های بین‌المللی برای جلوگیری از فجایع مشابه و بلایای طبیعی دیگر لازم و ضروری است.

– تشویق مردم محلی و تشکیل گروه‌های داوطلب از مردم برای کمک به مهار آتش و سایر بلایای طبیعی و سازماندهی و پشتیبانی آنها با آذوقه و تجهیزات ضروری در عملیات اطفای حریق را باید در مدیریت حفاظت در نظر داشت.

– تمام فعالیت‌های فوق‌الذکر باید متمرکز و متولی مشخصی داشته باشد. شاید ادارات منابع‌طبیعی مناسب‌ترین محل برای استقرار آن باشد. خدمات این مرکز باید کل منابع‌طبیعی کشور را بدون توجه به اینکه در حال حاضر تحت مدیریت خودش است یا نه، پوشش بدهد.

در خاتمه به‌عنوان یک جنگلبان لازم می‌دانم یادآوری کنم جنگل به‌عنوان یک سرمایه ملی، چه با درختان سرپا و زنده، چه با درختان سرپا و خشک، چه درختان افتاده و شکسته یک مجموعه قابل‌اشتعال است و اگر در چارچوب طرحی مشخص مدیریت و مراقبت نشود، همیشه احتمال آتش گرفتن را دارد. پس برای حفظ و مراقبت از این سرمایه ملی که زیربنای حیات ما است، یک وظیفه ملی هم تلقی می‌شود. اظهاراتی نظیر اینکه وجود درختان شکسته و افتاده باعث آتش‌سوزی در جنگل می‌شوند، مطمئناً نه علمی است و نه از روی دلسوزی برای منابع‌طبیعی و جنگل.

 شاید در بهترین حالت بتوان آن را نوعی رفع مسئولیت دانست. در علم جنگلداری امروزی در جنگل‌های طبیعی هیرکانی هم درخت سرپا داریم، هم شکسته، هم افتاده، هم خشک و هم لاش‌برگ و بوته و علف و…، جنگلبان باید با علم خودش همه اینها را در جوار هم ببیند و مدیریت کند. بدون همه اینها جنگل ما تصنعی است و عملاً نمی‌تواند تمام کارکردهای یک جنگل سالم را که برای ثبات، بقا و حیات یک منطقه ضروری است، به‌نحو احسن ادا کند. اگر خلاف این اصل عمل کنیم، به بقا و حیات جنگل آسیب می‌رسانیم و نتیجه آن تخریب و افزایش بلایای طبیعی است که کم‌آبی و سیل و غیره جزء کوچکی از آن خواهد بود.

به اشتراک بگذارید:





نظر کاربران

نظری برای این پست ثبت نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *