گاهی بحران تمام میشود، اما سیستم هشدار مغز هنوز خاموش نشده است
ذهن در وضعیت آمادهباش
۳۰ خرداد ۱۴۰۵، ۲۳:۰۳
در روزهای اخیر، بسیاری از مراجعانم تجربهای مشترک را توصیف میکنند؛ با شنیدن صدای بسته شدن یک در، عبور یک موتورسیکلت، صدای رعد یا حتی افتادن یک جسم در خانه، ناگهان بدنشان منقبض میشود، قلبشان تندتر میزند و برای لحظهای تصور میکنند اتفاق خطرناکی در حال وقوع است. برخی میگویند: «از هر صدایی میپرم» و برخی دیگر با نگرانی میپرسند: «آیا من بیش از حد ترسو شدهام؟»
پاسخ کوتاه این است که نه. آنچه بسیاری از افراد این روزها تجربه میکنند، بیش از آنکه نشانه ضعف باشد، نتیجه طبیعی قرار گرفتن ذهن و بدن در معرض شرایط تهدیدآمیز است.
مغز انسان برای بقا طراحی شده است. زمانی که خطری واقعی یا احتمالی احساس میشود، بخشی از دستگاه عصبی وارد وضعیت آمادهباش میشود. در چنین شرایطی، مغز وظیفه خود را نه ایجاد آرامش، بلکه حفظ جان ما میداند. به همین دلیل، حساسیت نسبت به صداها، تغییرات محیطی و هر نشانهای که ممکن است با خطر ارتباط داشته باشد، افزایش پیدا میکند.
مشکل از جایی آغاز میشود که تهدید برای مدتی ادامه پیدا میکند یا اخبار، تصاویر و روایتهای مرتبط با آن بهطور مداوم در معرض دید و شنیدن ما قرار میگیرد. در این وضعیت، ذهن فرصت کافی برای بازگشت به حالت عادی پیدا نمیکند. به زبان ساده، سیستم هشدار مغز روشن میماند؛ حتی زمانی که در آن لحظه خطر مستقیمی وجود ندارد.
بسیاری از مردم تصور میکنند اضطراب فقط یک احساس است، در حالی که اضطراب، پیش از آنکه یک احساس باشد، یک واکنش جسمی و عصبی است. وقتی بدن در وضعیت هشدار قرار میگیرد، عضلات سفتتر میشوند، خواب سبکتر میشود، تمرکز کاهش پیدا میکند و فرد دائماً محیط را برای یافتن نشانههای خطر بررسی میکند. به همین دلیل است که بعضی افراد این روزها نمیتوانند مانند گذشته استراحت کنند یا با آسودگی خاطر به فعالیتهای روزمره خود بپردازند.
یکی از پیامدهای مهم شرایط بحرانی، افزایش آن چیزی است که در روانشناسی «انتظار خطر» نامیده میشود. در این حالت، ذهن به شکلی ناخودآگاه خود را برای وقوع اتفاقات ناگوار آماده میکند. بنابراین هر صدای غیرمنتظرهای میتواند بهعنوان یک علامت هشدار تفسیر شود. در واقع، مغز ترجیح میدهد چند بار اشتباه کند و خطری را بیش از اندازه جدی بگیرد تا اینکه یک بار خطر واقعی را نادیده بگیرد.
از همین رو، پریدن از جا با شنیدن صداهای ناگهانی، گوشبهزنگ بودن مداوم، دشواری در خوابیدن یا احساس نگرانی هنگام شنیدن اخبار، واکنشهایی قابل انتظار در شرایط تنشزا هستند. البته طبیعی بودن این واکنشها به معنای بیاهمیت بودن آنها نیست. اگر این وضعیت برای مدت طولانی ادامه پیدا کند، میتواند کیفیت زندگی، روابط خانوادگی، عملکرد شغلی و سلامت روان افراد را تحت تأثیر قرار دهد.
در چنین شرایطی، آنچه بیش از هر چیز اهمیت دارد، بازسازی احساس امنیت است. احساس امنیت فقط به معنای نبود خطر بیرونی نیست؛ بلکه تجربهای روانی است که به مغز اجازه میدهد از وضعیت آمادهباش خارج شود. این احساس از طریق ارتباط با خانواده، گفتوگو با افراد مورد اعتماد، حفظ برنامههای روزمره و محدود کردن مواجهه افراطی با اخبار نگرانکننده تقویت میشود.
متأسفانه برخی افراد برای آنکه چیزی را از دست ندهند، ساعتهای طولانی اخبار و شبکههای اجتماعی را دنبال میکنند. اما باید توجه داشت که مغز انسان برای دریافت مداوم اخبار بحران طراحی نشده است. قرار گرفتن پیوسته در معرض تصاویر، تحلیلها و شایعات میتواند سیستم هشدار را فعال نگه دارد و فرصت بازیابی را از روان بگیرد. آگاهی داشتن ضروری است، اما غرق شدن در جریان بیپایان اطلاعات، لزوماً به افزایش امنیت منجر نمیشود.
نکته مهم دیگر این است که درباره ترسها و نگرانیهای خود صحبت کنیم. بسیاری از افراد تصور میکنند باید احساساتشان را پنهان کنند تا قوی به نظر برسند؛ در حالی که بیان نگرانیها در یک فضای امن، یکی از سالمترین راههای مواجهه با اضطراب است. انسان موجودی اجتماعی است و احساس امنیت را تا حد زیادی از ارتباط با دیگران دریافت میکند.
برای والدین نیز این روزها مسئولیت ویژهای وجود دارد. کودکان، بیش از آنکه به اخبار گوش دهند، به واکنش بزرگسالان نگاه میکنند. کودکی که اضطراب را در چهره، لحن و رفتار والدین مشاهده میکند، ناامنی را از محیط دریافت خواهد کرد. بنابراین مراقبت از سلامت روان والدین، در حقیقت بخشی از مراقبت از کودکان نیز هست.
شاید مهمترین نکتهای که باید به خاطر داشته باشیم، این باشد که واکنشهای امروز ما، واکنشهای یک ذهن آسیبدیده نیست؛ واکنشهای یک ذهن هوشیار است که تلاش میکند از ما محافظت کند. مشکل زمانی ایجاد میشود که این وضعیت هشدار برای مدت طولانی ادامه پیدا کند و به بخشی دائمی از زندگی تبدیل شود.
ذهن انسان توانایی قابل توجهی برای ترمیم و بازگشت به تعادل دارد. همانطور که در برابر تهدید حساس میشود، در صورت فراهم شدن شرایط مناسب نیز میتواند آرامش را دوباره بازیابد. آنچه امروز بسیاری از مردم تجربه میکنند، نشانه شکست روانی نیست؛ نشانه مواجهه طبیعی یک انسان با شرایطی غیرطبیعی است. شناخت این واقعیت، شاید نخستین گام برای مهربانتر بودن با خود و دیگران در روزهای دشوار پیش رو باشد.
برچسب ها:
نظر کاربران
نظری برای این پست ثبت نشده است.
مطالب مرتبط
مسکن و طبقه متوسط فقیرشده
کوهنوردان راه آزادی
نگاهی به فیلم «اگر پا داشتم لگد میزدم»
فروپاشــــــی بیصدا
حذف ارز ترجیحـــــی؛ مسئله ای بزرگ تر از یک نرخ ارز
قدرت نرم در سکوهای ورزش
پیام معاون رئیسجمهور
محرم را به میعادگاهی جهادی برای حفاظت از محیطزیست تبدیل کنیم
به بهانه روز جهانی مقابله با بیابانزایی و خشکسالی
بیابانزایی فراتر از گسترش شن و ماسه
عشایر؛ مخل یا عامل حفاظت از مراتع؟| پیام ما
از رستاخیـــــــــز تا یارانه نقدی | پیام ما
به بهانه سفر وزیر میراثفرهنگی به نصفجهان
سیاستگذاری گردشگری در دو راهی شعار و برنامه
وب گردی
- بهترین مدل شومیز برای افراد چاق؛ 10 مدل ترند 1405
- جنس سیم چه تأثیری در کیفیت برق رسانی دارد؟
- مسابقه ملی ایدهپردازی «ایدانو» به آنتن شبکه دو رسید
- «سهم ما از قدردانی»؛ حمایت ویژه هتلهای دُنسه از قهرمانان امداد
- درخواست ایجاد مسیر دوچرخهسواری ۱۰۰ کیلومتری در قم
- چند روز بعد از سمپاشی ساس از بین میرود؟ (راهنمای کامل سمپاشی ساس + قوی ترین سم ساس)
- باغ پرندگان تهران کجاست؟ معرفی، ساعت کاری و آدرس
- مقایسه قیمت ورق شیروانی، سیاه، استیل و گالوانیزه در یک نگاه
- درخواست برقراری دورکاری و تعطیلی پنجشنبه برای کادر غیرعملیاتی (پشتیبانی) درمان سازمان تأمین اجتماعی
- طریقه ی ساخت دستگاه واکس زن برقی بیشتر
بیشترین نظر کاربران
شهــرکُــشــــــی |پیام ما
پربازدیدها
1
رقص سوگوارانه؛ کنشی مقاومتی
2
رقص عزا
3
مبارزه با جستوجوی گنج
4
هوای آلوده با موتورهای منسوخشده و آلاینده خودروهای داخلی
5
گنجِ گمشده زیر چرخ لودرها




دیدگاهتان را بنویسید