تأملی بر امر مقدس و دگرگونی قبرستان‌های تاریخی به بهانه طرح تبدیل یک قبرستان تاریخی به بوستان

پارک مردگـــــــــــان





پارک مردگـــــــــــان

۲۳ خرداد ۱۴۰۵، ۲۳:۰۲

به‌تازگی خبر رسیده است که شهرداری قم و سازمان اوقاف و امور خیریه بر سر اجرای طرحی موسوم به «تبدیل قبرستان نو به باغ مزار» به توافق نهایی دست یافته‌اند. بر اساس این طرح، قرار بر آن است که بخش عمده‌ای از این قبرستان تاریخی که یادآور خاطرات و هویت مردم این شهر است، به فضای سبز عمومی تبدیل شود. این گزارش در صدد است تا با اتکا به آرای اندیشمندان حوزه دین و اسطوره، به‌نقد این تصمیم بپردازد و نشان دهد که چرا حذف نشانه‌های یک گورستان تاریخی - اعم از سنگ قبر افراد مشهور یا مردم عادی - اقدامی نادرست، غیرضروری و مغایر با ارزش‌های فرهنگی و دینی جامعه ایران است. استدلال اصلی این نوشتار آن است که قبرستان‌ها صرفاً «مکانی برای دفن مردگان» نیستند، بلکه «نشانه‌هایی از امر مقدس» و «حافظه جمعی» یک جامعه به شمار می‌روند و تبدیل آن‌ها به فضاهای صاف و یکدست شهری، به معنای گسستن پیوند میان زندگان و گذشتگان و محوکردن هویت تاریخی یک شهر است.

میرچا الیاده (Mircea Eliade)، جامعه‌شناس و مورخ ادیان، در آثار خود تمایز بنیادینی میان دو حالت «مقدس» و «نامقدس» قائل می‌شود. به باور او، انسان دینی در جهانی زندگی می‌کند که صرفاً از اشیا فیزیکی و رویدادهای معمولی تشکیل نشده، بلکه سراسر از نشانه‌ها و جلوه‌های امر مقدس است و برای توصیف این پدیده، از واژه‌ای دقیق و تخصصی «Hierophany» استفاده می‌کند. این واژه از دو بخش یونانی (hieros (ἱερός به معنای «مقدّس» و فعل(phainein (φαίνειν به معنای «آشکارکردن، نشان‌دادن» تشکیل شده است. او در کتاب «مقدس و نامقدس» (به ترجمه نصرالله زنگویی) در این باره می‌نویسد: «انسان از وجود مقدس آگاه می‌شود، زیرا مقدس خود را همچون چیزی به کلی متفاوت از نامقدس متجلی می‌سازد، خود را نشان می‌دهد. برای تعیین عمل تجلی مقدس، ما واژه «مقدس‌همسری» [Hierophany یا تجلی‌ساز امر مقدس] را پیشنهاد کرده‌ایم. این واژه مناسبی است، زیرا این واژه بر چیز بیشتری دلالت نمی‌کند، این واژه بیشتر از آنچه تلویحاً و ضمنی در محتوای صرفی آن وجود دارد بیان نمی‌کند؛ یعنی اینکه چیز مقدس خود را به ما نشان می‌دهد. می‌توان گفت که تاریخ ادیان – از نخستین‌ترین تا توسعه‌یافته‌ترین – از شمار بسیاری از مقدس‌همسری‌ها [Hierophany]، از تجلیات واقعیت‌های مقدس، تشکیل‌یافته است. از مقدماتی‌ترین مقدس‌همسری– مثلاً، تجلی مقدس در بعضی اشیای معمولی یک سنگ یا درخت– تا مقدس‌همسری عالی.» از منظر الیاده، یک سنگ، یک درخت یا یک مکان خاص، زمانی مقدس می‌شوند که به‌عنوان تجلی‌گاه امر مقدس عمل کنند؛ یعنی چیزی فراتر از ماهیت فیزیکی خود را نشان دهند. او در مثالی تأکید می‌کند: سنگ مقدس به‌خاطر خود سنگ پرستش نمی‌شود؛ بلکه پرستش می‌شود؛ زیرا تجلی‌ساز امر مقدس (Hierophany) است. قبرستان‌ها از جمله بارزترین مصادیق این موضوع در جوامع سنتی به شمار می‌روند. آن‌ها صرفاً قطعه زمینی متشکل از چندین سنگ و لوح نیستند، بلکه جایی هستند که در آن مرگ، معاد، و پیوند جهان خاکی با جهان برزخ و آسمان معنا می‌یابد. الیاده در توصیف «فضای مقدس» می‌گوید: «از نظر انسان مذهبی، مکان، متجانس نیست؛ وی وقفه‌ها و گسیخته‌ها را در آن تجربه می‌کند؛ از لحاظ کیفی پاره‌ای از بخش‌های مکان از بخش‌های دیگر متفاوت است.» براین‌اساس، قبرستان به‌مثابه فضای مقدسی عمل می‌کند که مرکز جهان را در مقیاس محلی بازنمایی می‌کند. اینجاست که ارتباط میان آسمان (جهان معنا)، زمین (جهان زیستِ زندگان) و جهان زیرین (دنیای مردگان و برزخ) برقرار می‌شود.

گسست از حافظه جمعی و تلاش برای نابودی نشانه‌ها

یکی از مفاهیم کلیدی دیگر در اندیشه الیاده، «وحشت از تاریخ» است. او در کتاب «اسطوره بازگشت جاودانه» استدلال می‌کند که جوامع سنتی برای مقابله با رنج‌ها، حوادث تلخ و ناملایمات تاریخی، به بازگشت نمادین به «زمان آغازین» روی می‌آوردند. تکرار مناسک و آیین‌های اسطوره‌ای به آن‌ها امکان می‌دهد تا زمان تاریخی خطی را معلق کرده و خود را به منبع نخستین قدرت و معنا متصل کنند؛ اما مدرنیته با نگاه خطی و صرفاً مترقیانه خود به تاریخ، همواره در صدد «تاریخ‌زدایی» و «نامقدس‌سازی» جهان برآمده است. الیاده در این باره می‌گوید: فرایند نامقدس‌سازی کیهان بخشی از دگردیسی عظیم جهان است که توسط جوامع صنعتی انجام می‌شود. تبدیل یک قبرستان تاریخی به یک بوستان صاف و هموار که در آن هیچ نشانی از گذشته باقی نماند، مصداق عینی این «تاریخ زدایی» است. برخی از نهادهای دولتی در این فرایند، گویی در تلاش‌اند تا اماکنی را که تجلی‌ساز امر مقدس است به «قطعه زمینی خنثی» بدل کنند که تنها کارکرد تفریحی – رفاهی دارد و در این راه به توجیهات غیرمنطقی نظیر جلوگیری از ترافیک، توسعه گردشگری و تقلید از فرهنگ‌های بیگانه (تجارب جهانی) متوسل می‌شوند؛ اما آنچه نادیده گرفته می‌شود، کارکرد «حافظه جمعی» این آثار است.

قبرستان‌ها تنها جایی برای «نگهداری مردگان» نیست، بلکه آینه تمام‌نمای تاریخ زیسته یک جامعه است. یکایک سنگ قبرها – چه بر مزار یک عالم بزرگ و چه بر مزار یک کاسب گمنام – روایتگر زندگی کسانی است که این شهر را ساخته‌اند و حذف سنگ قبر مردم عادی به همان اندازه فاجعه‌بار است که حذف سنگ قبر مشاهیر. جامعه ما از تاروپود زندگی همین انسان‌های گمنام شکل‌گرفته است و آن‌هایی هم که ظالم بودند، عبرتی برای آیندگان خواهند بود.

استتار امر مقدس و نیاز انسان به پیوند با گذشتگان

پس از توضیح مفهوم «Hierophany» ممکن است این پرسش پیش آید که اگر نشانه‌ها یا خود قبرستان تاریخی از میان برود، چه اتفاقی می‌افتد؟ آیا امر مقدس برای همیشه ناپدید می‌شود؟ الیاده به این پرسش پاسخی روشن و مهم داده است: امر مقدس از بین نمی‌رود، بلکه «استتار» می‌شود. به بیان دیگر، نیاز انسان به «فضایی نشانه‌دار» و «حافظه‌ای جمعی» و «پیوند با گذشتگان» هرگز از بین نخواهد رفت. اگر نشانه‌های یک قبرستان تاریخی را عمداً نابود کنیم، آن نیاز سرکوب نمی‌شود؛ بلکه در قالبی دیگر ظهور خواهد کرد که فقط به مکان‌های آشکارا مذهبی محدود نمی‌شود. اما در اینجا ممکن است کسی بگوید: «اگر امر مقدس از بین نمی‌رود و فقط استتار می‌یابد، پس چه اشکالی دارد که قبرستان را خراب کنیم؟ بگذار امر مقدس، خود را در جای دیگری نشان دهد.» این پرسش به‌ظاهر منطقی، اما نادرست است. الیاده در کتاب «مقدس و نامقدس» و نیز منطق درونی اندیشه او، چهار دلیل قانع‌کننده برای رد این استدلال ارائه می‌دهد:

تفاوت میان «استتار خودجوش» با «تخریب خشونت‌آمیز»

در جوامع سنتی، ممکن بود تقدس یک مکان به‌تدریج و در یک فرایند طبیعی تاریخی به مکان دیگر منتقل شود. مثلاً کلیسایی بر روی ویرانه‌های یک معبد کهن ساخته شود، بدون آنکه معبد پیشین به‌اجبار و با بی‌حرمتی تخریب گردد. اما آنچه در طرح «تبدیل قبرستان به فضای سبز» و «حذف سنگ قبرها» رخ می‌دهد، نه یک «استتار خودجوش»، بلکه یک «گسست خشن و برنامه‌ریزی‌شده از حافظه جمعی» است. برچیدن عمدی سنگ قبرها و پاک‌سازی نشانه‌های یک گورستان، هیچ شباهتی به «استتار» ندارد؛ بلکه «نابودی» است. استتار زمانی رخ می‌دهد که معنا به‌تدریج از قالبی به قالب دیگر کوچ کند، نه آنکه مکان مقدس با لودر صاف و هموار شود!

امر مقدس قابل «ساخت» و «انتقال تحمیلی» نیست

الیاده تأکید می‌کند که ظهور امر مقدس خودجوش، غیرقابل‌پیش‌بینی و مستقل از اراده انسان است. یک قبرستان تاریخی در طی صدها سال، خود را به‌عنوان «تجلی‌گاه امر مقدس» به جامعۀ محلی نشان داده است. هر سنگ قبر، هر نام، هر تاریخ وفاتی که بر آن حک شده، نسل به نسل این تقدس و این پیوند عاطفی را بازتولید کرده است. شما نمی‌توانید تصمیم بگیرید «تقدس این قبرستان را برداریم و به جایی دیگر منتقل کنیم». تقدس قابل «بسته‌بندی» و «جابه‌جایی» نیست. اگر نشانه‌های یک مکان مقدس را نابود کنید، تقدس آن مکان به‌جای دیگر نقل‌مکان نمی‌کند؛ بلکه به‌کلی ناپدید می‌شود و در عوض، جامعه تشنه معنا، بعدها ممکن است دچار استتارهای بیمارگونه شود.

خشونت نمادین علیه زندگان

حتی اگر کسی به مقولۀ «تقدس» هم باور نداشته باشد، باز مشکل اصلی حل نمی‌شود. قبرستان‌ها ریشه در عواطف خانواده‌ها دارند. پدران و مادران، فرزندان و همسران مردم عادی در آنجا آرمیده‌اند. تخریب سنگ قبرها برای بازماندگان، معادل «دوباره مردن» عزیزشان است. این آسیب روانی و عاطفی، مستقل از هر باور دینی وجود دارد. حتی یک انسان کاملاً بی‌دین نیز اگر قبر مادر یا فرزندش را تخریب شده ببیند، دچار خشم، اندوه و احساس بی‌حرمتی می‌شود؛ بنابراین، حفظ قبرستان‌ها یک مسئلۀ صرفاً دینی نیست؛ بلکه یک مسئله انسانی و اخلاقی است درباره حق بازماندگان بر یادمان عزیزانشان. در آخرین دلیل، الیاده هشداری بنیادین می‌دهد که تلاش برای ساختن «جهانی کاملاً نامقدس» – جهانی عاری از هرگونه نشانه‌ای از معنا، تاریخ، گذشته و حافظه جمعی – نه فقط غیرممکن، بلکه به‌شدت خطرناک است. انسان محروم از نشانه‌های سالم امر قدسی، دچار «بحران معنا» و «وحشت از فضای خالی» می‌شود و باعث می‌شود عده‌ای به این باور برسند که “انسان گرگ انسان” است درحالی‌که تا چند دهه پیش چنین تفکری در جامعه ایران کم‌رنگ بود و به عقیدهٔ نگارنده، ایرانیان کماکان دوستدار یکدیگرند؛ مگر در مواردی که بدون شناخت کافی، تسلیم الگوهای بیگانه شوند.

سنت شیعه و تفاوت آن با رویکردهای کشورهای دیگر

لازم به ذکر است که در فرهنگ اسلامی و به‌ویژه در سنت شیعی، قبرستان همواره محلی محترم و مقدس بوده است. فقها و اندیشمندان اسلامی همواره بر لزوم حفظ حرمت قبور و پرهیز از هرگونه بی‌احترامی به آن‌ها تأکید داشته‌اند. سیره عملی مسلمانان در طول تاریخ نیز بر این بوده است که سنگ قبرها و نشانه‌های قبور، به‌عنوان یادمانی برای شناخت و زیارت مردگان، حفظ شوند. در مقابل، در برخی از جریان‌های فکری در جهان اسلام (مانند آنچه در مورد برخی قبور در عربستان سعودی انجام شد)، تلاش شده است تا قبور صاف و بدون نشانه شوند. فارغ از مباحث کلامی دقیق، آنچه مسلم است اینکه فرهنگ شیعی همواره با این رویکرد که «باید نشانه‌های قبور را از بین برد» مخالف بوده است. سنت زیارت اهل قبور، خواندن فاتحه برای درگذشتگان، و حتی ساختن بنا و گنبد بر سر مزار اولیای دین و امامزادگان، گواه روشنی بر این مدعاست. حال این پرسش مطرح می‌شود که چرا در قم، در جوار حرم کریمه اهل‌بیت (س) و به‌عنوان مرکز ثقل تشیع، باید اقدامی شبیه به رویکردهای نادرست در نابودی نشانه‌های قبور صورت گیرد؟ آیا نمی‌توان میان «توسعه شهری» از یک سو و «حفظ حرمت و حافظه تاریخی» از سوی دیگر، پیوندی سازنده برقرار کرد؟

وقتی «بهسازی» به تخریب حرمت می‌انجامد

سال‌ها پیش وقتی مادربزرگم درگذشت، او را در قبر پدرش و در چندقدمی بقعه امامزاده علی بن جعفر (ع) به خاک سپردیم؛ چند سال بعد بود که بی‌خبر به ما گفتند سنگ قبرها را به بهانه «بهسازی» برچیده‌اند. هیچ‌یک از اقوام راضی نبودیم، اما کار را بدون رضایت ما انجام دادند. بعداً از سایر خانواده‌هایی که عزیزانشان در آن حوالی دفن بودند شنیدیم که آن‌ها هم به این کار معترض بودند؛ حتی پسر یکی از متوفیان، شب‌ها در قبرستان می‌خوابید تا مانع این تخریب شود. اما در نهایت، «بهسازی» با زخم زدن بر روحیۀ مردم انجام شد و تعدادی از قبرهای قدیمی‌تر نظیر قبر پدر پدربزرگم در این بهسازی محو شد و این کار به اتمام رسید.
آخرین جمعه سال گذشته که برای زیارت اموات و شهدا به قبرستان رفته بودیم، دیدم در بحبوحه جنگ، چندین غرفه روی قبر مردم برپا کرده‌اند و بالای آن نوشته‌اند «بازارچه شمیم خدمت. ضیافت الهی»! گویا مسئولان فراموش کرده‌اند که قبرستان جای این کارها نیست.

بنابراین از مسئولان محترم شهری و متولیان امر در قم درخواست می‌شود:

۱. در طرح مصوب تجدیدنظر کرده و حکم به «حفظ کامل تمامی سنگ قبرها» بدهند.
۲. از تجارب ناموفق مشابه در دگرگونی گورستان‌های ثبتی و تاریخی نظیر درب بهشت، چهل اختران و شاه حمزه عبرت بگیرند و اجازه ندهند که تجربه تلخ گورستان‌های تاریخی، بار دیگر تکرار شود.
اهمیت هویت فرهنگی و نگاه ویژه به علوم اجتماعی هر فرهنگی دارای نمادها، باورها و الگوهای فکری مختص به خود است که ریشه در تاریخ و تجربه زیسته آن جامعه دارد. این عناصر، چارچوب اصلی درک انسان از جهان و راه‌حل‌های او برای مسائل وجودی و اجتماعی را شکل می‌دهند. ازاین‌رو، تلاش برای کپی‌کردن علوم اجتماعی از جوامع دیگر بدون توجه به بافتار فرهنگی بومی، نه‌تنها ناکارآمد است، بلکه بحران‌های هویتی و معرفتی را تشدید می‌کند. جهان یکسان‌ساز مدرن که الگوهای فکری یکدست را ترویج می‌کند، نمی‌تواند جایگزین بازآفرینی دانش از دل سنت زنده و تجلی‌های اندیشه اصیل هر ملت شود.
حفظ سنگ قبرها، حفظ حرمت مردگان و احترام به باورها و خاطرات زندگان است. توسعه شهری نباید به قیمت نابودی میراث معنوی و حافظه جمعی یک شهر تمام شود.

به اشتراک بگذارید:





نظر کاربران

نظری برای این پست ثبت نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

مطالب مرتبط

کشف شواهدی از جامعه زن‌محور در سکونتگاه ۹۰۰۰ ساله «چاتال‌هویوک» ترکیه

نتیجه یک پژوهش ژنومیک درباره محوطه باستانی چاتال‌هویوک

کشف شواهدی از جامعه زن‌محور در سکونتگاه ۹۰۰۰ ساله «چاتال‌هویوک» ترکیه

سرمایه‌گذار گراندهتل کیست؟

ابهام در واگذاری و سرنوشت هتل تاریخی قزوین

سرمایه‌گذار گراندهتل کیست؟

مسجد جامع عتیق و ده‌ها بنای تاریخی در معرض تخریب کامل

هشدار یک مورخ معماری درباره خط دو مترو اصفهان

مسجد جامع عتیق و ده‌ها بنای تاریخی در معرض تخریب کامل

میراثی بی‌پارادایم؛ صنایع‌دستی میان هنر و صنعت

«پیام ما» چهار دهه سیاست‌گذاری در صنایع‌دستی ایران را بررسی می‌کند

میراثی بی‌پارادایم؛ صنایع‌دستی میان هنر و صنعت

سنتزی از دل «خوشه‌سار بومی»

روایت خانه‌هایی که میزبانی را تبدیل به یک کنش فرهنگی کرده‌اند

سنتزی از دل «خوشه‌سار بومی»

یتیم‌خانه هنـــــــــــر

خوانشی انتقادی بر منطق «توزیع اجباری» در موزه‌های ایران

یتیم‌خانه هنـــــــــــر

سپر آبیِ گمشده ایران

میراث جهانی ایران بدون ابزارهای حفاظتی بین‌المللی در جنگ چه شرایطی داشت؟

سپر آبیِ گمشده ایران

ما هم روایـــــــت‌ خود را داریم

درباره اهمیت روایتگری در گفت‌وگو با «مهدی سلیمانیه»، «مهسا اسداله‌نژاد» و «علی‌اصغر سیدآبادی»

ما هم روایـــــــت‌ خود را داریم

کاشی‌های ۴۰۰ساله در آستانه سقوط

با وجود هشدارها درباره فرسایش «حمام گنجعلی‌خان» کرمان مسئولان می‌گویند این آسیب‌ها در طولانی مدت ایجاد شده و وضعیت تحت کنترل است

کاشی‌های ۴۰۰ساله در آستانه سقوط

بوم‌گردی ایران در دوراهی کیفیــــت و تشریفات

در گفت‌وگو با «یاور عبیری»، رئیس «جامعه انجمن‌های حرفه‌ای اقامتگاه‌های بوم‌گردی ایران» مطرح شد

بوم‌گردی ایران در دوراهی کیفیــــت و تشریفات