بایگانی مطالب برچسب: حافظه جمعی
پارک مردگـــــــــــان
بهتازگی خبر رسیده است که شهرداری قم و سازمان اوقاف و امور خیریه بر سر اجرای طرحی موسوم به «تبدیل قبرستان نو به باغ مزار» به توافق نهایی دست یافتهاند. بر اساس این طرح، قرار بر آن است که بخش عمدهای از این قبرستان تاریخی که یادآور خاطرات و هویت مردم این شهر است، به فضای سبز عمومی تبدیل شود. این گزارش در صدد است تا با اتکا به آرای اندیشمندان حوزه دین و اسطوره، بهنقد این تصمیم بپردازد و نشان دهد که چرا حذف نشانههای یک گورستان تاریخی - اعم از سنگ قبر افراد مشهور یا مردم عادی - اقدامی نادرست، غیرضروری و مغایر با ارزشهای فرهنگی و دینی جامعه ایران است. استدلال اصلی این نوشتار آن است که قبرستانها صرفاً «مکانی برای دفن مردگان» نیستند، بلکه «نشانههایی از امر مقدس» و «حافظه جمعی» یک جامعه به شمار میروند و تبدیل آنها به فضاهای صاف و یکدست شهری، به معنای گسستن پیوند میان زندگان و گذشتگان و محوکردن هویت تاریخی یک شهر است.
ما هم روایـــــــت خود را داریم
بعد از روزها و هفتهها و ماهها سکوت، آدمها یکییکی دارند روزگار رفته را حکایت میکنند. روایتهایی از جنگی دوازدهروزه، زمستانی خونین و دوباره چهل روز بمباران و بازی جنگ و آتشبس. بر ما که نوروز را زیر آتش گذراندیم چه گذشت؟ چه نامی میتوان بر تمام روزهای رفته گذاشت؟ راویان استنباط خود را از آنچه شد، تصویر میکنند و تاریخ در روایتهایشان تجلی پیدا میکند. دانستههای ما از واقعه، برآمده از همین روایتهاست؛ اما هنوز روایتهای ناشنیده بسیار است. چه چیز راویان را به سکوت کشاند؟ چه کسی آنها را مرعوب و سرکوب کرد؟ این گزارش درباره اهمیت روایت و موضعگیری بدون ترس از دیگری است. روایتها به تعداد راویان متکثرند؛ اما در دالان سکوت گرفتار شدهاند؛ در این باره گفتوگوهایی پیش روست با «مهدی سلیمانیه»، «مهسا اسدالهنژاد» و «علیاصغر سیدآبادی» که جامعهشناس، پژوهشگر و نویسندهاند.
