سالگرد صدور فرمان مشروطیت





سالگرد صدور فرمان مشروطیت

۱۴ مرداد ۱۴۰۵، ۲۱:۰۶

۱۴ مرداد، مصادف با صدوبیستمین سالگرد اولین و تأثیرگذارترین حرکت دموکراسی‌خواهانه ملت ایران، یعنی جنبش مشروطه است. دلایل این تحول اجتماعی، همانند اغلب رویدادهای مشابه، تک‌عاملی نبود، بلکه ترکیبی از حوادث سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و تاریخی باعث روی دادن آن در اواخر دوران قاجار شد. از شکست‌ها و تحقیرهای تاریخی جنگ با روسیه تزاری و در پی آن عهدنامه‌های گلستان و ترکمانچای {واگذاری بیش از ۲۰ شهر و منطقه قفقاز به روس‌ها} تا ورود تدریجی مدرنیته و آثار آن در عصر ناصری، استبداد سیاسی و قدرت مطلقه شاهان، بحران‌های اقتصادی، نفوذ زیاد و امتیازات فراوان به روس و انگلیس، فساد حاکمیت و بی‌عدالتی گسترده، در کنار افزایش آگاهی عمومی و تحولات جهانی، همه و همه دست‌به‌دست هم داد که ایرانیان شرایط موجود را برنتابند و خواستار اصلاحاتی در قالب نهضت مشروطه‌خواهی شوند. (نگارنده این گفتار از به‌کار بردن واژه «انقلاب» برای مشروطه صرف‌نظر می‌کند؛ زیرا انقلاب‌ها معمولاً ویرانگر و مخرب هستند و با آنچه میراث مشروطه و آرمان‌های پیروانش بوده، هست و خواهد بود، در تعارض است.)
اگر بخواهیم نگاهی تاریخی به مشروطه بیندازیم، باید شروع آن را در تلاش‌های اصلاحی عباس‌میرزا، در اعزام دانشجویان به اروپا و ورود علوم و فنون جدید بدانیم. این روند بعدها با گسترش ارتباط با اروپا، انتشار روزنامه و رشد روشنفکری و مطالبه‌گری مردم قوت گرفت و با جنبش تنباکو و لغو امتیاز آن، اولین پیروزی را نصیب تحول‌خواهان کرد. حکومت ۱۰ ساله مظفرالدین‌شاه که بالطبع با استبداد و نفوذ کمتری همراه بود، به مشروطه‌خواهان اجازه نفوذ بیشتر داد. نهایتاً این حرکت با مجاهدت‌ها و دلاوری‌های افرادی چون ستارخان، میرزا ملکم‌خان، طباطبایی و … شاه را وادار به صدور فرمان مشروطه در ۱۴ مرداد ۱۲۸۵ کرد و بدین‌طریق دوران جدید و متفاوتی را برای ایران رقم زد. علی‌رغم اینکه این دوران در سالیان بعد به استبداد رضاخانی منتهی شد، باید اذعان داشت که نتایج آن برای ایران بسیار درخشان بود و اهداف آن نیز تا به امروز همچنان مورد درخواست ملت است. روشنفکران، متفکران و متأثران این عصر در تاریخ معاصر ایران (اگر نگوییم بی‌مانند، کم‌نظیرند). افرادی همچون سیدحسن تقی‌زاده، حسن پیرنیا، دهخدا، میرزا ملکم‌خان ناظم‌الدوله، میرزا آقاخان کرمانی و بعدها ملک‌الشعرا بهار، کسروی، فروغی، محمد مصدق و قوام‌السلطنه، بخشی از این دوران درخشان‌اند.

اهمیت هر حرکت تاریخی با یادمان‌ها، المان‌ها و تولیدات فرهنگی آن شناخته می‌شود. در این دوران بود که روند روزنامه‌نگاری سرعت گرفت و حدود ۸۰ روزنامه چاپ شد. در این دوره ترجمه و توجه به تاریخ ایران اهمیت یافت. در این دوره سیاستمداران برجسته‌ای همچون فروغی و قوام رشد کردند، بسیاری از القاب و عناوین حذف شد، نثر ساده امروزی شکل گرفت و قدرت شاهان، شاهزادگان و وزیران محدود شد و آنان را در برابر خواسته مردم (هرچند به‌صورت محدود) پاسخگو کرد. همچنین با گسترش دامنه نفوذ مطبوعات، مفهوم شهروندی ایجاد شد. انسجام و وحدت ملی آن دوران نیز با وجود وسایل ارتباطی اندک، درخشان و ستودنی بود. با خیزش افراد در شهرهای مختلف، به‌یکباره جوش‌وخروشی گسترده در سراسر ایران ایجاد می‌شد.

به‌جرأت این حرکت را می‌توان اعلام موجودیت دوباره ملتی قدیمی و سخت‌جان دانست که توانسته است از تندباد حوادث، مصائب و یورش‌های سهمگین نه‌تنها زنده بیرون بیاید، بلکه از آنها فرصت بسازد. شایان ذکر است با وجود امپراتوری عثمانی در میان ایران و اروپا، نسیم تجدد می‌بایست دیرتر به ایران برسد، اما نهضت آزادی‌خواهی ایران با انقلاب مشروطه دوم عثمانی هم‌زمان شد و بر آن تأثیر گذاشت و روشنفکران هند و مصر نیز از آن الهام گرفتند. همچنین شایان ذکر است بسیاری از صاحب‌نظران، اصلاحات دوران رضاشاه را نیز تداوم مطالبات جنبش مشروطه، اما به شکلی تند و غیردموکراتیک، و حتی دلیل روی دادن انقلاب ۵۷ را زیر پا گذاشتن قانون مشروطه در سالیان گذشته می‌دانند.
به نظر می‌رسد خواسته‌ها و دغدغه‌های مشروطه، یعنی حاکمیت قانون، گسترش آزادی بیان و ایجاد عدالت اجتماعی، همچنان به قوت خود باقی است. بنابراین آرمان‌های مشروطه، خون‌های ریخته‌شده و رنج‌های برده‌شده نباید فراموش شود. اولین جنبش دموکراسی‌خواهی ایران و آسیا (که می‌تواند نقشه راه هر ملتی باشد) ارزش وقت، هزینه و توجه بیشتری دارد.

به اشتراک بگذارید:





نظر کاربران

نظری برای این پست ثبت نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *