سیدمحمود چاوشی
مرمتگر
سیدمحمود چاوشی
۲۳ خرداد ۱۴۰۵
پارک مردگــــــــان
بهتازگی خبر رسیده است که شهرداری قم و سازمان اوقاف و امور خیریه بر سر اجرای طرحی موسوم به «تبدیل قبرستان نو به باغ مزار» به توافق نهایی دست یافتهاند. بر اساس این طرح، قرار بر آن است که بخش عمدهای از این قبرستان تاریخی که یادآور خاطرات و هویت مردم این شهر است، به فضای سبز عمومی تبدیل شود. این گزارش در صدد است تا با اتکا به آرای اندیشمندان حوزه دین و اسطوره، بهنقد این تصمیم بپردازد و نشان دهد که چرا حذف نشانههای یک گورستان تاریخی - اعم از سنگ قبر افراد مشهور یا مردم عادی - اقدامی نادرست، غیرضروری و مغایر با ارزشهای فرهنگی و دینی جامعه ایران است. استدلال اصلی این نوشتار آن است که قبرستانها صرفاً «مکانی برای دفن مردگان» نیستند، بلکه «نشانههایی از امر مقدس» و «حافظه جمعی» یک جامعه به شمار میروند و تبدیل آنها به فضاهای صاف و یکدست شهری، به معنای گسستن پیوند میان زندگان و گذشتگان و محوکردن هویت تاریخی یک شهر است.
سیدمحمود چاوشی
۱۷ خرداد ۱۴۰۵
یتیمخانه هنــــــــر
چندی پیش، صفحه رسمی «موزه ملی ایران» در پیامرسان «بله»، عکسی از یک کاشی لعابدار متعلق به سدههای ۷ و ۸ هجری منتشر کرد. در حاشیه این کاشی، بیتی از شعر «فردوسی» نقش بسته و موزه ملی بر همین اساس، محل نصب کاشی را به یک بنای غیرمذهبی نسبت داده بود. اما نکته جالبتوجه اینکه نمونهای تقریباً مشابه از همین کاشی در موزه آستانه قم نگهداری میشود که متعلق به زیارتگاه «علی بن جعفر» (ع) است. ازآنجاییکه تعداد کاشیهای این امامزاده کم نیست و در حاشیه بسیاری از آنها افزون بر اشعار فردوسی، احادیث و آیات قرآنی نیز دیده میشود. این همسانی و گوناگونی محتوایی، پرسشهایی را درباره نسبت این کاشیها با فضاهای مذهبی و غیرمذهبی برمیانگیزد؛ پرسشهایی که انگیزه نگارش این نوشته شد.
سیدمحمود چاوشی
۹ خرداد ۱۴۰۵
سند اینجا به نــــام کیست؟
چندی است که اخبار صدور سند ابنیه تاریخی در رسانههای مختلف منتشر میشود؛ خبری امیدوارکننده و مسرتبخش که بیتردید میتوان آن را گامی مهم در جهت ساماندهی وضعیت حقوقی این آثار به شمار آورد. اما پیش از هر داوری شتابزدهای درباره این اقدام، بهتر است این موضوع از جوانب مختلف مورد بررسی قرار گیرد. اولین سؤال این است که نبودن چنین سندی برای یک اثر تاریخی، چه مشکلاتی میتواند ایجاد کند؟ و حفاظت از این آثار تا پیشازاین، بر چه مبنایی و با چه سرانجامی صورت میگرفته است؟ آنچه به نظر میرسد این است که صدور سند، فراتر از یک کارکرد نمادین و تشریفاتی عمل میکند و این تصمیم احتمالاً در پاسخ به دشواریهای عینی و ملموسی که در گذشته گریبانگیر این آثار بوده، اتخاذ شده است. بههرحال، در میانه این بحث، مفهوم «مالکیت» بیشتر از هر چیز دیگری خودنمایی میکند؛ مفهومی که پیچیده و بسیار مهم است. با روشنشدن این نکته که مسئله در نهایت به درک درستی از مالکیت بازمیگردد، این پرسشها مطرح میشوند: حق مالکیت چیست؟ در جوامع مختلف چگونه شکل گرفته است؟ و با چه چیز بازشناخته میشود، و سرانجام اینکه انواع مالکیت در نظام حقوقی ایران کداماند و هر یک چه اقتضائات و دشواریهایی پیش روی حفاظت از آثار تاریخی قرار میدهند.
سیدمحمود چاوشی
۱ خرداد ۱۴۰۵
بودجه نداریــــم؛ بماند برای بعد
سیدمحمود چاوشی
۲۶ اردیبهشت ۱۴۰۵
درباره بیتوجهــــی به رویدادها و مکان رویدادها
سیدمحمود چاوشی
۳۰ فروردین ۱۴۰۵
تأملی بر وجدان جمعی و جنایت جنگی
در دورانی که سایه جنگ، زندگی هموطنانمان را فراگرفته، انتشار اخباری مبنی بر تخریب آثار تاریخی و حفاظت از آنچه باقی مانده، پرسشهایی را برمیانگیزد. این پرسشها اغلب در تضادی دردناک میان بقای جمعی و حفظ میراثفرهنگی شکل میگیرد. در شرایطی که جان انسانها در خطر است و جامعه در سوگ عزیزان خود فرورفته، اولویتبخشی به آسیبهای یک بنای تاریخی چه جایگاهی دارد؟ چرا در بحبوحه چنین بحرانی، دغدغههای فرهنگی باید مطرح شوند؟ اظهارنظر برخی از مسئولان در این وضعیت، همچنین، اثربخشی اقدامات پیشین آنان در حوزه حفاظت از میراثفرهنگی را زیر سؤال میبرد و ما را با این پرسش مواجه میکند که آیا تا کنون از تمام آثار بهدرستی حفاظت شده است که حالا بخواهیم با نصب «سپر آبی» اقدامات نمادین انجام دهیم؟! در واقع، این پرسش فراتر از خسارات مادی است؛ ما باید بدانیم که آیا آسیب به این میراث، تنها یک تخریب فیزیکی است یا نوعی تعرض به وجدان جمعی یک ملت که میتواند در قالب یک «جرم» تعریف شود؟
سیدمحمود چاوشی
۲۷ بهمن ۱۴۰۴
غربزدگی و حفاظت از میراثفرهنگی!
سیدمحمود چاوشی
۱۴ دی ۱۴۰۴
فرش ایرانی، از کارگاههای عملی تا گفتمان جهانی
در بازهای کوتاه، دو نشست تخصصی با دو نگرش متمایز اما تکمیلکننده درباره فرش ایرانی برگزار شد. نشست نخست در بنیاد قمپژوهی با عنوان «بازآفرینی فرشهای بزرگ»، با دعوت از یک فعال عملی حوزه فرش، به طور ملموس بر چالشهای فنی، اجرایی و مدیریتی تولید فرش در مقیاس بزرگ و کاربرد آن در کشورهای عربی متمرکز شد. نشست «فرش ایرانی در مجموعه جهانی» نیز در موزه فرش ایران برگزار شد و با تمرکزی کلان، جایگاه این هنر را در نهادهای بینالمللی هنر و بازارهای جهانی مورد واکاوی قرار داد. تحلیل همزمان این دو رویداد که هر یک مستقل و برآمده از دغدغههای خاص خود بودند، تصویر جامعتری از وضعیت پیچیده و چندلایه فرش ایران در زمانه حاضر به دست میدهد.
