گفت‌وگو با «یدالله سبوحی»، کارشناس در حوزه اقتصاد انرژی درباره پیامدهای اقتصادی فلرسوزی

گاز فلر؛ گنجی پنهان با پتانسیل ۳۶۰ میلیون دلار درآمد





گاز فلر؛ گنجی پنهان با پتانسیل ۳۶۰ میلیون دلار درآمد

۱۲ خرداد ۱۴۰۵، ۲۱:۰۷

فلرسوزی با پیامدهای چندگانه نه‌تنها به تخریب محیط‌زیست منجر می‌شود، بلکه سلامت جوامع محلی را نیز به خطر می‌اندازد و هزینه‌های سنگینی را بر اقتصاد کشور تحمیل می‌کند؛ ازاین‌رو، این مسئله یک بازی چند سر باخت به شمار می‌آید. «یدالله سبوحی»، استاد دانشگاه و کارشناس در حوزه اقتصاد انرژی، در گفت‌وگو با «پیام ما» درباره فلرسوزی می‌گوید: «به طور روزانه حدود ۴۵ میلیون مترمکعب گاز در ایران سوزانده می‌شود؛ مقداری که در صورت بازیافت، معادل ۸ تا ۱۰ درصد از مصرف سالانه گاز کشور خواهد بود. درحالی‌که صنایع برای هر مترمکعب گاز تا ۱۵ سنت هزینه می‌کنند.» او در این گفت‌وگو درباره پیامدهای اقتصادی فلرسوزی توضیح می‌دهد.

مدیریت بهینه منابع انرژی، به‌ویژه گاز طبیعی، یکی از چالش‌های اساسی اقتصاد و توسعه پایدار است. آیا راه‌حلی برای تبدیل گازهای همراه به منابع اقتصادی وجود دارد؟

در فرایند استخراج نفت خام، به طور متوسط معادل حدود ۱۵ درصد انرژی تولیدی به‌صورت گازهای همراه خارج می‌شود. در بسیاری از کشورهای نفت‌خیز، این گازها جمع‌آوری و به چرخه مصرف بازگردانده می‌شوند؛ اما همچنان در ایران بخش قابل‌توجهی از آن سوزانده می‌شود. رویکرد فعلی تمرکز اصلی روی استخراج سریع‌تر نفت با حداقل سرمایه‌گذاری است تا امکان صادرات فراهم شود؛ بنابراین گازهای همراه عملاً در اولویت قرار ندارند. یکی از دلایل اصلی این وضعیت، هم‌پوشانی نقش سیاست‌گذار و مجری است؛ یعنی شرکت ملی نفت ایران هم مالک و بهره‌بردار است و هم در عمل نقش اجرایی را بر عهده دارد. اگر میان نهاد سیاست‌گذار و مجری تفکیک وجود داشت، دولت یا وزارت نفت می‌توانست استانداردهای جدی‌تری برای بهره‌برداری از گازهای همراه تدوین و اعمال کند. در شرایط فعلی، به دلیل محدودیت منابع مالی، ساده‌ترین و کم‌هزینه‌ترین راه برای بهره‌برداری، سوزاندن این گازهای همراه است. به همین دلیل پدیده فلرسوزی شکل می‌گیرد؛ مسیری که هرچند کوتاه‌مدت و کم‌هزینه به نظر می‌رسد، اما در بلندمدت اتلاف منابع و خسارت‌های زیست‌محیطی و انسانی قابل‌توجهی به همراه دارد.

آیا می‌توان جلوی تولید فلر در ایران را گرفت؟

از منظر فنی، پاسخ مثبت است. فناوری‌ها و روش‌های متنوعی برای جمع‌آوری، فرآورش و تبدیل وجود دارد؛ از تزریق به شبکه سراسری مصرف گاز گرفته تا تبدیل به فرآورده‌های صادراتی. اما اجرای این راهکارها نیازمند سرمایه‌گذاری است. در سال‌های گذشته اقداماتی برای جمع‌آوری گازهای همراه انجام شده، اما همچنان حجم قابل‌توجهی فلرسوزی در کشور وجود دارد. واقعیت این است که دولت با محدودیت منابع مالی مواجه است و توسعه فناوری نیز با سرعت مطلوب پیش نرفته است. بااین‌حال، ظرفیت فنی در داخل کشور قابل‌توجه است و برآورد می‌شود تنها حدود ۱۵ درصد تجهیزات و فناوری‌های موردنیاز به واردات وابسته باشد و بخش عمده آن را بتوان از طریق توان داخلی تأمین کرد.

مسئله کلیدی، نحوه هدایت سرمایه‌های سرگردان در اقتصاد است. این سرمایه‌ها به طور طبیعی به دنبال بازدهی بالاتر حرکت می‌کنند. اگر چارچوب سیاستی شفاف، قیمت‌گذاری منطقی و تضمین خرید یا امکان صادرات فراهم شود، می‌توان این منابع مالی را به سمت پروژه‌های جمع‌آوری و بهره‌برداری از گازهای فلر سوق داد. در این شرایط گازهای همراه نه‌تنها از اتلاف و آلودگی جلوگیری می‌کنند، بلکه به منبعی برای خلق ارزش افزوده، اشتغال و درآمد پایدار تبدیل می‌شوند.

چگونه می‌توان از این گازها درآمدزایی کرد؟

در بازار بهینه‌سازی انرژی و محیط‌زیست، قیمت گاز طبیعی که صنایع به‌ویژه فولاد و پتروشیمی خریداری می‌کنند، در ماه‌های اخیر و در دوره اوج مصرف به بیش از ۱۸ هزار تومان برای هر مترمکعب رسیده است؛ رقمی که با احتساب نرخ دلار مبادله‌ای، بیش از ۱۵ سنت در هر مترمکعب برآورد می‌شود. در دوره غیرپیک نیز قیمت‌ها حدود ۱۰ هزار تومان و به طور میانگین ۱۲ هزار تومان است؛ به‌عبارت‌دیگر، گاز طبیعی در بازار داخلی حداقل ارزشی معادل ۱۰ سِنت برای هر مترمکعب دارد.

شرکت ملی نفت ایران یا وزارت نفت سازوکاری طراحی کنند تا بخش خصوصی بتواند گازهای فلر را جمع‌آوری و به محصولات قابل‌استفاده تبدیل کند. برای نمونه، اگر در پنج سال نخست، قیمت گاز تحویلی به سرمایه‌گذار معادل ۱۰ درصد قیمت صادراتی گاز طبیعی تعیین شود یعنی حدود ۲.۵ سنت باتوجه‌به نرخ صادراتی ۲۵ تا ۳۰ سِنت بخش خصوصی می‌تواند پس از فرآورش، گاز را صادر کند یا در بازار داخلی بفروشد. در چنین مدلی، حداقل بین ۷.۵ تا ۱۰ سِنت در هر مترمکعب حاشیه درآمد برای سرمایه‌گذار ایجاد می‌شود؛ رقمی که امکان بازگشت سرمایه را حداکثر ظرف چهار سال فراهم می‌کند. پس از گذشت پنج سال نیز می‌توان سازوکار قیمت‌گذاری را اصلاح کرد و نرخ خرید گاز فلر را به یک‌سوم قیمت صادراتی افزایش داد.

حجم فلرسوزی در کشور سالانه حدود ۱۸ میلیارد مترمکعب و معادل روزانه نزدیک به ۴۵ میلیون مترمکعب است. اگر دولت حتی به‌ازای هر مترمکعب تنها ۲ سنت درآمد کسب کند، سالانه دست‌کم ۳۶۰ میلیون دلار عایدی نصیب کشور خواهد شد. از سوی دیگر، سهم ۸ تا ۱۰ سنتی سرمایه‌گذار باعث می‌شود هزینه‌های صرف شده ظرف سه سال بازگردد. چنین پروژه‌هایی می‌توانند از طریق بازار سرمایه نیز تأمین مالی شوند، سود مناسبی به سهام‌داران بدهند و هم‌زمان برای دولت از محل مالیات درآمد ایجاد کنند. اهمیت این حجم گاز زمانی بیشتر می‌شود که بدانیم بازیافت ۱۸ میلیارد مترمکعب فلر در سال، معادل تولید حدود ۸ تا ۱۰ درصد کل مصرف گاز کشور است. در شرایطی که کشور در فصل سرد با کمبود گاز روبه‌رو می‌شود، این میزان می‌تواند نقش مؤثری در جبران ناترازی ایفا کند و گاز بیشتری را در اختیار صنایع قرار دهد. از سوی دیگر، در بازار بهینه‌سازی انرژی و محیط‌زیست، صرفه‌جویی گاز طبیعی معامله می‌شود. گازهای فلر می‌توانند پس از فرآورش و تبدیل به گاز شیرین وارد همین بازار شوند و به فروش برسند؛ بنابراین منبعی که امروز سوزانده می‌شود و به آلودگی محیط‌زیست دامن می‌زند، می‌تواند به جریان ارزش افزوده در اقتصاد تبدیل شود. بااین‌حال، به نظر می‌رسد سیاست‌گذاری در این حوزه همچنان با منطق اقتصادی پیش نمی‌رود در نتیجه سالانه میلیاردها مترمکعب گاز به فلر تبدیل می‌شود؛ اتلافی که هم منابع ملی را هدر می‌دهد و هم هزینه‌های زیست‌محیطی به کشور تحمیل می‌کند. درحالی‌که با اصلاح سازوکارهای قیمتی و جذب سرمایه خصوصی، می‌توان هم درآمد قابل‌توجهی برای دولت ایجاد کرد و هم سرمایه‌های سرگردان را به سمت تولید، اشتغال و کاهش آلایندگی هدایت کرد.

دولت چه اقداماتی باید برای فلرسوزی و جمع‌آوری گازهای همراه انجام دهد؟

مهم‌ترین اقدامی که دولت می‌تواند انجام دهد، طراحی و اجرای همان سیاست‌هایی است که در طول بحث به آن اشاره شد؛ سیاست‌هایی که مسیر ورود سرمایه خصوصی به پروژه‌های جمع‌آوری و بهره‌برداری از گازهای فلر را هموار می‌کند. اگر دولت بخواهد خود به طور مستقیم وارد اجرای این پروژه‌ها شود، با دو مانع جدی روبه‌رو است، نخست، محدودیت منابع مالی و دوم، وجود اولویت‌های متعدد و فوری در بخش‌های مختلف کشور که نیازمند تخصیص بودجه هستند. تجربه نیز نشان داده است که هرگاه دولت‌ها به‌صورت مستقیم درگیر فعالیت‌های اجرایی شدند، کارآمدی کاهش‌یافته و پروژه‌ها با چالش‌های مدیریتی و اقتصادی مواجه شده‌اند. ازاین‌رو توصیه نمی‌شود وزارت نفت یا شرکت ملی نفت ایران به طور مستقل مجری چنین طرح‌هایی باشند. گاز فلر در اصل بخشی از منابع طبیعی کشور است. برای مثال دولت می‌تواند این گاز را به قیمت هر مترمکعب دو سنت در اختیار سرمایه‌گذار قرار دهد و در مقابل، بهره‌بردار موظف باشد آن را جمع‌آوری، پالایش و به محصول قابل‌عرضه تبدیل کند. این محصول می‌تواند به شبکه سراسری تزریق شود، در بازار بهینه‌سازی انرژی و محیط‌زیست به فروش برسد یا حتی صادر شود. چون بازارهای منطقه‌ای هم ظرفیت مناسبی برای صادرات این محصولات دارند. علاوه بر این، امکان توسعه پروژه‌ها به شکل LNG وجود دارد؛ به شکلی که در فصول سرد سال می‌توان بخشی از تولید را به مصرف داخلی اختصاص داد. در این شرایط با جلوگیری از اتلاف منابع و کاهش آلودگی زیست‌محیطی، می‌توان منافع اقتصادی قابل‌توجهی برای کشور و سرمایه‌گذاران ایجاد شود، بی‌آنکه دولت ناچار به تصدی‌گری مستقیم و تحمل بار مالی سنگین شود. *در حال حاضر، پروژه‌های جمع‌آوری گازهای همراه تا چه اندازه موفق بوده‌اند و به چه سمتی حرکت می‌کنند؟

از مهم‌ترین پروژه‌های کشور در این حوزه، «بیدبلند» است. پیش از انقلاب نیز با راه‌اندازی پالایشگاه بیدبلند، گاز تصفیه‌شده حتی به شوروی صادر می‌شد. در سال‌های اخیر نیز در این مجموعه سرمایه‌گذاری تازه‌ای انجام شد و طرح توسعه آن به بهره‌برداری رسیده است؛ به‌گونه‌ای که اکنون بخشی از گازهای همراه نفت در این پالایشگاه فرآورش می‌شود. پروژه دیگر هم طرح «آماک» بود که حدود ۴۰۰ میلیون دلار برای آن تخصیص یافت تا گازهای فلر جمع‌آوری شود. بااین‌حال، با وجود اجرای این طرح‌ها، همچنان روزانه بیش از ۴۵ میلیون مترمکعب فلرسوزی در کشور انجام می‌شود؛ رقم قابل‌توجهی که نشان می‌دهد این منابع همچنان در حال اتلاف هستند. در چنین شرایطی، نقش دولت بیش از آنکه اجرایی باشد، سیاست‌گذاری و تنظیم‌گری است. دولت باید سازوکاری طراحی کند که بخش خصوصی بتواند با انگیزه اقتصادی وارد این حوزه شود و منابعی را که امروز می‌سوزد و هدر می‌رود، به چرخه تولید و ارزش‌آفرینی برگردانده شود.

چه نمونه‌های موفقی در جهان وجود دارد که بتوانیم از آن‌ها الگو گرفت؟

در وهله نخست، تجربه ایالات متحده آمریکا قابل‌توجه است. این کشور چندین برابر ایران نفت و گاز تولید می‌کند، اما میزان فلرسوزی آن بسیار محدود است. دلیل اصلی این تفاوت، وجود استانداردهای سخت‌گیرانه زیست‌محیطی و الزام‌های قانونی است؛ به‌طوری که شرکت‌های خصوصی هنگام استخراج نفت اجازه ندارند حتی یک مترمکعب گاز همراه را بسوزانند و موظف هستند آن را جمع‌آوری و به چرخه مصرف بازگردانند.
در منطقه نیز اقداماتی صورت‌گرفته است برای مثال در عربستان سعودی و برخی کشورهای جنوب خلیج‌فارس، با سرمایه‌گذاری در زیرساخت‌های جمع‌آوری و فرآورش گازهای همراه، میزان فلرسوزی به طور محسوسی کاهش یافته است. عراق نیز در سال‌های اخیر بهره‌برداری از گازهای فلر را در دستور کار قرار داده و سرمایه‌گذاری‌هایی در این زمینه آغاز کرده است. در حال حاضر، کشورهای محدودی در جهان همچنان فلرسوزی گسترده دارند که ایران یکی از آن‌ها است. البته نیجریه و روسیه نیز تا حدی فلر سوزی دارند؛ اما در مقابل، کشورهایی مانند نروژ، انگلستان، کانادا و آمریکا با وجود تولید گسترده نفت، عملاً فلرسوزی قابل‌توجهی ندارند؛ زیرا سیاست‌های مشخص و الزام‌آوری دارند که اجازه سوزاندن گاز همراه را نمی‌دهد. بر همین اساس، تجربه جهانی نشان می‌دهد که کاهش فلرسوزی بیش از آنکه صرفاً به فناوری وابسته باشد، به چارچوب سیاستی، مقررات الزام‌آور و ایجاد انگیزه اقتصادی برای بخش خصوصی بستگی دارد.

به اشتراک بگذارید:





نظر کاربران

نظری برای این پست ثبت نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

مطالب مرتبط

آقای پزشکیان، کنار ما باشید برای حفظ هیرکانی

آقای پزشکیان، کنار ما باشید برای حفظ هیرکانی

زخم‌های خاموش؛ طبیعت ایران در سایه جنگ

به مناسبت ۵ ژوئن روز جهانی محیط‌زیست

زخم‌های خاموش؛ طبیعت ایران در سایه جنگ

ستایش زمین؛ از شعــــــر تا مسئولیت

ستایش زمین؛ از شعــــــر تا مسئولیت

بهره‌کشی از «هیرکانـــــی» را عادی‌سازی نکنید

در نشست «جنگل‌داری بهره‌کشانه یا جنگلبانی امنیت‌ساز» موافقان و مخالفان برداشت درختان شکسته و افتاده از جنگل‌های شمال، استدلال‌هایشان را مطرح کردند

بهره‌کشی از «هیرکانـــــی» را عادی‌سازی نکنید

«هشدار اقلیمی» تا «فرهنگ محیط زیست»

روزشمار هفته ملی محیط‌زیست ۱۴۰۵ اعلام شد

«هشدار اقلیمی» تا «فرهنگ محیط زیست»

احتمال وقوع گرمای بی‌سابقه و بحران مواد غذایی

هشدار سازمان ملل درباره بازگشت پدیده «ال‌نینو»

احتمال وقوع گرمای بی‌سابقه و بحران مواد غذایی

«اطلس آلودگی‌های سواحل و آب‌های ساحلی دریای مکران» به‌زودی منتشر می‌شود

«اطلس آلودگی‌های سواحل و آب‌های ساحلی دریای مکران» به‌زودی منتشر می‌شود

ثبت نخستین مشاهده «مگس‌گیر سینه‌سرخ» در قزوین

ثبت نخستین مشاهده «مگس‌گیر سینه‌سرخ» در قزوین

مشاهده گله آهو در پارک ملی سرخه‌حصار؛ نشانه‌ای از بهبود وضعیت زیستگاه

مشاهده گله آهو در پارک ملی سرخه‌حصار؛ نشانه‌ای از بهبود وضعیت زیستگاه

قاتل به «خائیز» بازگشته است

یک سال پس از شهادت محیطبان «هدایت‌الله دیده‌بان» هنوز مجرم اصلی دستگیر نشده

قاتل به «خائیز» بازگشته است